نخستین 200 خط.
┄┅┄┅✧ ترجمه اپلیکیشن کرهلند ✧┅┄┅┄
رئیس من بایس من
اونجا خونه منه
دیره باید بری خونه
اما تقریباً رسیدیم چرا آخه
تا خونه همراهیت میکنم
نیازی نیست ممنون که تا اینجا همراهم اومدی
شما هم باید بری خونه ممنون
اینجا لیزه
اگه مراقب نباشی آقای کانگ
نگران بودم اگه مراقب نباشی صدمه ببینی
در هر صورت
این خطرناکتر به نظر میرسه
متاسفم
من دیگه باید برم
مراقب خودت باش خداحافظ
قسمت ۳
این خطرناکتر به نظر میرسه
من اونو از خطر نجات دادم
اما نکنه یه جورایی بهش بیاحترامی کردم؟
با این حال من جونشو نجات دادم
خیلی سرد برخورد کرد
خانم نام
نه
آقای کانگ
نگران بودم اگه مراقب نباشی صدمه ببینی
این چیه؟
قلبم چش شده؟
نکنه مشکل قلبی پیدا کردم؟
آقای کانگ اینو بخور و حالت رو جا بیار
موفق باشی
آقای کانگ شما الان قهوه میخورین؟
فکر میکردم قهوه نمیخورین چتون شده؟
قهوه
درسته
تقصیر قهوهست
نباید میخوردمش
فقط تاثیر قهوهست
آپلو
کارمند نمونه سال
خدای من خیلی استرسزاست
برنده کسی نیست جز
تبریک میگم
این جایزه میرسه به
من؟
من؟
بیخیال
کانگ
ها
گی
کانگ هاگی
امکان نداره
بلیت پرواز به نیویورک
نه
این نمیتونه واقعیت داشته باشه
چی
صبر کن
آقای کانگ شما مدیرعامل هستین نمیتونین خودتون رو انتخاب کنین
منم یکی از کارمندای آپلو هستم
با این حال منصفانه نیست
میدونین چقدر سخت کار کردم
من سختتر کار کردم
نباید اینطوری از قدرتتون برای منافع شخصی سوءاستفاده کنین
چی گفتی؟
«منافع شخصی»؟
خانم نام تو چقدر میدونی؟
نه من
راستش در واقع فراموشش کن
از همین لحظه تو اخراجی
چی؟
گفتم اخراجی
اخراجی
نه
نه
این دیگه چی بود؟
یه جور الهام بود؟
نه امکان نداره
فقط یه خواب بیمعنی بود
اینجا چه خبره؟
هوا چش شده؟
پسر همهچیز داره تو هوا پرواز میکنه
استیجمون
یه بارون شدید و غیرمنتظره داریم
جادهها بستهست و باد هم از کنترل خارج شده
ممکنه مدیرعاملهای برندها برای اومدن به اینجا به مشکل بخورن
درسته احتمالاً ما اولین نفراتی هستیم که میرسیم
خسارت چقدر جدیه؟ تایید شده؟
متاسفانه تا وقتی از نزدیک نبینیم نمیتونیم مطمئن بشیم
آقای کانگ
اول نیروهای امنیتی رو مستقر کنین
هر تجهیزاتی که ممکنه جابهجا بشه یا بیفته رو ببندین یا جمع کنین
چشم قربان
صبر کنین آقای کانگ
کی قبل از ما این کارها رو کرده؟
آقای کانگ
اینجا هم یکی روی همهچیز برزنت کشیده
مدیرعاملها که هنوز نرسیدن نه؟
بله کی ممکنه این کارها رو کرده باشه؟
صبر کنین آقای کانگ اون
اون کیه اونجا؟
آقای کانگ
بله؟
رسیدین؟
یه لحظه همونجا منتظر بمونین
آقای کانگ کارمندها رسیدن
الان برمیگردم لطفاً اینجا منتظر بمونین
حداقل باید لباسها رو نجات بدم
خانم نام؟
آقای کانگ شما اینجایین
اینجا تنها چیکار میکنی؟ اوه لباسها
اونا سرمایه فروشندهها هستن
دارم سعی میکنم هر چقدر که میتونم رو نجات بدم
خدای من
میدونی اینجا چقدر خطرناکه؟
چرا باید اینجا تنها باشی؟
ببخشید عجله داشتم
بیا اینا رو سریع جمع کنیم و بریم یه جای امن
باشه
نه
خطرناکه دور بمونین خانم نام
بیاین با هم انجامش بدیم
برین اونطرف
حالا که دوتایی نگهش داشتیم
دیگه نمیلرزه
ببینین باد داره میخوابه
مطمئنم بارون هم به زودی بند میاد
بیاین یکم دیگه هم طاقت بیاریم
چطور میتونی
تو یه همچین وضعیتی لبخند بزنی؟
وقتی اوضاع سخت میشه باید لبخند زد
مگه نمیدونین
لبخند زدن واقعاً همهچیز رو بهتر میکنه؟
آقای کانگ ما اینجاییم
بذارین اینو بکشم روتون
خوبه
دو سه
بفرمایید نوش جان
حین کار یه کم نون بخورین باشه
این باید بره بالا؟
آمادهاش کنیم؟ دو سه
فشارش بدین پایین یک دو سه
دیگه خودت رو اینطوری تو خطر ننداز
ایمنی در اولویته
چشم قربان
با این حال من
قدردان نیتت هستم
ببخشید؟
الان چی گفتین؟ منظورم اینه که
هیچی همینطوری گفتم
همهچیز مرتبه؟
خوشمزهست
شاید چون با اشک خیس شده یعنی با آب بارون
نه منظورم اون نون نبود
بیخیال
مراقب باشین باشه
دقیقاً اینطور نیست که داریم لغو میکنیم
اگه بتونین یه کم به ما زمان بدین
نه دیگه کافیه
ما این بحث رو تمومشده میدونیم
اما آقا شما نمیتونین اینطوری برین
آقا خانم صبر کنین
ما حرفامون رو زدیم صبر کنین
چه خبره؟
شرکت بی آر بی از قرارداد کنار کشید
همینطور شرکتهای ساسبادی سوییتهارت
و ۹۲۰۳
من شخصاً به مدیرعاملها زنگ زدم که نگران نباشن
یه جورایی شایعهای شنیدن
درباره اینکه فشنشوی آپلو لغو شده
و اومدن تا خودشون از نزدیک ببینن
به نظر میرسه
شرکت اس ای اطلاعاتی رو لو داده
به جاش دارن با اس ای قرارداد میبندن
مگر اینکه اطلاعات ما در لحظه به اس ای فرستاده بشه
فهمیدنش سخته
قربان فکر نمیکنین جاسوس
آیا یه جاسوس از کله سحر میاد اینجا و اینقدر سخت کار میکنه؟
بودن تو اینجا از صبح زود یعنی میتونه اطلاعات رو سریعتر به دست بیاره
خدای من آقای یونگوو این باشه
بفرمایید
اینجا رو جمعوجور کنین فکر کنم تقریباً تموم شده
من میرم یه جای دیگه
تمومش کنین
باورم نمیشه این همه زحمت داره هدر میره
حداقل تونستیم این لباسها رو نجات بدیم
همه برای آماده کردن اینا خیلی زحمت کشیدن
قربان
حالتون خوبه؟
شنیدم
شما با کشیدن برزنت لباسهامون رو نجات دادین
خیلی ممنونم
حالا تکلیف این لباسها چی میشه؟
قرار بود تو محل فشنشو به فروش برسن
گمونم فقط برن تو انبار بمونن
قبل از اینکه حتی شروع کنم داره تموم میشه
من هنوز تسلیم نشدم
ببخشید؟
تا وقتی که کاملاً تموم نشده هیچی تموم نیست
بهم اعتماد میکنی و برای آخرین بار باهام همراه میشی؟
بچهها لحظهای که همهتون منتظرش بودین بالاخره رسید
No comments yet. Be the first to leave one.