نخستین 200 خط.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
در سال 1938، دانشمندان آلمانی برای اولین بار .اتم را شکافتند و عصر هستهای به دنیا آمد
نازیها وظیفهی ساخت یک بمب اتمی را به .فیزیکدان برندهی جایزهی نوبل ورنر هایزنبرگ دادند
در پاسخ، دولت آمریکا بازیکن بیسبالی یهودی .را برای ترور کردن او فرستاد
.اسمش موریس "مو" برگ بود
بر اساس داستانی واقعی
زوریخ، سوئیس دسامبر 1944
.اونه
این اولین کارته؟
اولین کارم؟
اگه منظورت اینه که
.تا حالا کسی رو نکشتم
به سختیای که ممکنه فکرکنی .نیست
.بستگی به آدمش داره - کدوم آدم؟ -
هدف، یا آدمی که کشتن رو انجام میده؟
.جفتشون
بهم بگو، دوست من، قبل از جنگ چیکار میکردی؟
.بازیکن بیسبال بودم
میدونی بیسبال چیه؟
.بیسبال
.مثل جو دیماجیو
اون کسی رو کشته؟
.نه تا جایی که خبر دارم
.موفق باشی، دوست من
.مشکلی برات پیش نمیاد
فقط قبل از اینکه گستاپو .متوجه بشه انجامش بده
.تلاشم رو میکنم
کچر یک جاسوس بود
هشت سال قبل
.دو از سه بالاتر میزنه، بازیکن آمادهی زدن
.مو برگ هنوز کچر هست
.پانزده ساله توی لیگ هست و هنوز بازی میکنه
این یارو چند وقت میتونه به کارش ادامه بده؟
.دونده جلو میزنه
.مو علامت میده
.باشه، حالا بازی شروع میشه
.دونده میدوئه
.برگ واسه نفر دوم پرتاب میکنه
.گرفتش
.هی، با علامت من مخالفت نکن
نمیخوام تغییر نقشه بدم وقتی .یه نفر کلهشقی میکنه
.به زور گرفتمش
از کجا میدونستی کجا میره؟
.فقط میدونستم
حالت چطوره؟
منظورت چیه؟
دیر یا زود به موقعیتت
.توی لیست نیاز دارم، مو
.بذار واسه بعد - .بعداً الانه -
دو ساله ازم میخوان کفشهام رو آویزون کنم
.و مربیگری کنم
.من بازی کردن رو دوست دارم
.به زور بازی میکنی
.این هم یه دلیل دیگه واسه ادامه دادن
ببین، من هم نمیخواستم .دست از بازی بردارم
خب، نظرت چیه؟
،فصل رو تموم کنی بعدش مربی بشی؟
.میتونستم برم دیترویت
.میکی میذاشت بازی کنم
.میکی یه احمقه
،تو هم همینطور .واسه اینکه گذاشتی بازی کنم
دربارهی قضیهی ژاپن بهت زنگ زدن؟
.آره
میری؟ - .کاملاً -
دیگه کی میره؟ - .تیم موردررز رو -
،روث، گریگ، آوریل .گرینجر، گومز
فقط من بینشون به درد نخورم؟
.از جریان پروفسور برگ بودنت خوششون میاد
.همچنین اینکه ژاپنی حرف میزنی
کی گفته ژاپنی حرف میزنم؟
.کیرن، تو یکی از ستونهاش
.جالبه - ...بگو ببینم -
خونهی بارکر؟ استیک؟
.نه، ممنون
.باشه، مرد مرموز
به چی زل میزنی، تازهکار؟
جریان برگ چیه؟
منظورت چیه؟ - .به نظر عجیب میاد -
چی میگی واسه خودت؟
.نمیدونم .فقط عجیب به نظر میاد
.سرت به کار خودت باشه، دالتون
اون، همجنسگراست؟
من از کجا بدونم؟
چرا باید اهمیت بدم؟
آخه دوست ندارم کیرم رو .به یه عجیبغریب نشون بدم
.خب، پس بهش نشونش نده
.یه نفر باید بفهمه
تو مو برگ هستی، درسته؟
کی؟
،مو برگ .بازیکن بیسبال
،نه. میدونی .ولی لابد شبیهش هستم
.همه میگن شبیهش هستم
.شوخی میکنی
.نه، من نیستم
ولی مطمئناً لابد .شبیهش هستم
کجا پیادهات کنم؟
.چند بلوک دیگه
.از اونجا پیاده میرم .مشکلی نیست
...هرجور راحتی
.آقای برگ...
.راستش، میدونی چیه، وایسا .اینجا. خوبه
.نمیتونستم بگم
واقعاً؟
خب، من اون موقع دیگه ...سومین مارتینیم رو هم نوشیده بودم، پس
.چوبکاری میفرمایی
خب، نظرت راجع به مکان چی بود، عزیزم؟
،آقای دالتون این اطراف زندگی میکنی؟
!مرد، کون لقت
.جوابی نگرفتم این اطراف زندگی میکنی؟
این اطراف زندگی میکنی؟ - .نه! نه -
میدونی کلمهی "فرضی" چه معنایی داره؟
نه؟ .یعنی، بیا گمون کنیم
بیا گمون کنیم یه بازیکن بیسبال بوده
یه تازهکار، که به حریم خصوصی یه بازیکن دیگه تجاوز کرده
که داشته با پایان شغلش نزدیک میشده
و تو اون زمان دیگه چیزی .برای از دست دادن نداشته
تا اینجا رو متوجه شدی؟
!کونی عوضی
،فکر میکنی همه چیز رو میدونی نه؟
،من همه چیز رو نمیدونم باشه؟
...من
حالا، خوشحال میشی که بدونی ...کرونین
داره به این فکر میکنه .توی ترکیب اصلی قرارت بده
یکم پیشرفت از خودت نشون بده .و یه فرصتی داری
.موفق باشی
.ادامه بده
.زیباست
.دروغ میگی .و دیر کردی
.باید یه سریها رو میدیدم
.بنواز
قضیهی اون چی بود؟
به خاطر نگاهی که بهم انداختی .وقتی اومدم داخل
هر مرد عادیای اگه بود .همینکار رو میکرد
.نگات نکردم
.پشتم بهت بود
و دلیلی که عاشقتم
اینه که تو اصلاً یه مرد عادی نیستی
.که هرکسی حتی دربارهات فکر میکنه
،خانومها و آقایون ...زمان
!بازی اطلاعات رسیده
بله، نمایشی که در اون نخبهها جمع میشن
تا فراتر از حد و مرزهای .ذهنشون برن
امشب، میهمان ویژهمون مو برگ هست
،کچر تیم بوستون رد ساکس و برای اونهایی از شما که
واقعاً مقالههای جان کیرن رو میخونید
اون رو به عنوان پروفسور برگ میشناسید
دانشجوی برتر فارغالتحصیل از دانشگاه پرینستون
همچنین صاحب مدرک کارشناسی ارشد دانشگاه کلمبیا
.و دانشگاه سوربون در پاریس، کشور فرانسه
.خوشاومدی، پروفسور برگ
.ممنون
.مو بگی کافیه
.از اینجا بودن خوشحالم - .خب، همون مو -
و مو، بیا توپ بازی کنیم. اولین .سؤالمون از توئه
.عالیه - .ممنون -
.کارت خیلی خوب
.و هفتهی آینده میبینمت
.ممنون - .خدافظ -
.بایبای
سؤال انحرافی؟ من؟
جزایر قناری .به خاطر یه قناری چنین اسمی نگرفتن
اسمش رو از واژهی لاتین کَنیس گرفتن
.که به معنای سگ هست
جزایر رو به خاطر سگهای وحشیای که
.اونجا پیداکردن نامگزاری کردن
.درست میگی
خب، تا اینجا، مو برگ !داره به یک هزار میرسه
خب، مو، یکم دربارهی .خودت بهمون بگو
خانوم برگی درکار هست؟
.بله، با پدرم ازدواج کرده
منظورم این بود خانوم برگی در زندگی خودت هست؟
جوابش امتیاز داره؟
واقعاً با خوشزبونی .از زیر این سؤال قسر در رفتی
.مو برگ، معمای متحرک
...اون
خب، جریان
.ویتبی پیر همینه
.خیلی شبیه هستن - همیشه اینطور بوده؟ -
.همیشه ...به خاطر اون، مردم
این همه چیز رو از کجا میدونی؟
.خب، دانش عمومیه
...خب
.دارم میرم ژاپن
.بعد از فصل یه تور نمایشی هست
مو، همیشه میخواستم .ژاپن رو ببینم
.چندتا عکس میگیرم
،یا میتونی من رو ببری .و خودم عکس بگیرم
.اِستلا، بیخیال - .واقعاً دوست دارم برم، مو -
.فقط چندتا بازی نمایشی هست
و مطمئنم دیگر بازیکنها .زنهاشون رو میبرن
.تو زنم نیستی
.منظور خاصی نداشتم
.فقط داشتم یه حقیقت رو میگفتم
.بیشتر از اون بود، مو
.بیشتر از هرچیزی نبود
.اِستلا - چیه؟ -
چرا نمیخوای من رو به ژاپن ببری، موریس؟
.فقط ترجیح میدم تنهایی برم
،خب، گفتنش خیلی سخت نبود درسته؟
توکیو میزبان بیب روث
No comments yet. Be the first to leave one.