نخستین 200 خط.
!زود باش
ممنون
تو منو از پرتگاه نجات دادي
و منم تو رو از دست گرگه نجات دادم
پس مساويايم
فکر ميکني بتونيم بريم قله موريم؟
خوبه اگه بين صخره ها خودمونو به کشتن نديم
چرا انقدر سعي ميکني تو مدرسه بموني؟
نکنه... به خاطر گوشته؟
آره
!وانگ چيآنگ، مراقب باش
يعني چي تسليم ميشي وقتي چيزي نمونده بود بهش برسي؟
تو هم بدون من نميرفتي
يون شيوو و وانگ چيآنگ تو مدرسه ميمونن
اون فرار نكرده
همه چيز برميگرده به حالت اولش
باهامون قرارداد ببند و مستقيم نريم سئول؟
امروز؟
نميخواي غذاها رو برسوني، ها؟
يون شيوو
مردم الان كه فكر كنن روح ديدي
مگه نرفته بودي سئول؟
اگه برم، خيليا ناراحت ميشن
پس تصميم گرفتي بموني؟
يه جورايي
درسته. تصميم خوبي گرفتي
چيزي كه الان احتياج داري استراحته، نه محبوبيت
اگه داري ميري مدرسه، باهات ميام
باشه
!وايسا، آخ
از وقتي از قله موريم برگشتيم درمانش نكردي؟
سوار شو
ميرونم
امروز بيوقفه كار كردي
تا وقتي داريم ميريم ميتوني يكم بخوابي
اگه خواب عميق بري، ممكنه بيفتيا
محكم بگير
جازدي جون نميخواستي× ×دستشوييها رو تميز كني؟
وانگ چيآنگ
تنهايي چكار ميكني؟
فقط نتونستم بخوابم
تو برا چي اومدي اينجا؟
همينطوري. يكم قدم بزنم
شيوو رو نديدي؟
وقتي سوالي ميپرسم، جواب ميخوام
رفت
چي؟
دليل خوبي داشت كه رفت
مطمئن نبودم، اما انگار واقعا رفته
به محض اينكه سوءتفاهما رفع شد گذاشت رفت
پس دليلش چي بود كه تا قله موريم رفت؟
انقدر خودشه به زحمت انداخت واسه هيچي
چي مشهور بودن انقدر مهمه؟ زودگذره
وقتي مطمئن نيستي زود قضاوت نكن
حتما دليل خوبي برا رفتنش داشته
پس انقدر بيملاحظه حرف نزن
...نميشه
خواب ميبينم؟ نشكونم بگير
!هي - چكار ميكني؟ -
منتظرم بودين؟
اوه، چه حرفا! چرا بايد منتظرت باشيم؟
منتظر اريلم بودم
!اريل - !واقعاكه... هي -
نخند
چرا كه نه
چون ممكنه ازت خوشم بياد
"مدرسه موريم" ×قسمت5×
فكر كردم رفتي، برا همين تختا رو عوض كردم
اونقدرا هم خوب نيست
وقتي خورشيد در مياد نور ميفته تو چشمات نميتوني بخوابي
تو ازش استفاده كن
بيخيال
من اينور ميخوابم
واقعا؟
آره
جديه، جدي؟ بايد پاي حرفت بمونيا
اما... اين اولين و آخرين باري ميشه كه بيخيالت ميشم
انقدر باحال بازي در نيار
يون شيوو، وانگ چيآنگ !امشب بياين به زراد خونه برج ناقوس
برج ناقوس؟ زراد خونه؟
چيه ديگه؟
رفتن به قله موريم كافي نبود؟
واقعا كه نميخواي بري؟
بايد بري
بهت گفتم، برام مهم نيست اون احمقا بمونن يا برن
باشه
خوب همه چيز مرتبه
باشه، بريم
زراد خونه برج ناقوس جاييكه سالها قبل سربازها براي مبارزه ازش استفاده ميكردن
حالا، هيچكي اجازه نداره بره اونجا
چرا؟
خيلي وقت پيش، يه اتاق مخفي بود
و دانشآموزا اجازه ندارن برن
اتاق مخفي؟
...هميشه بچههاي كنجكاوي مثل شما ميرن اونجا
بسه ديگه
چرا ميخوان بريم همچين جايي؟
فكر ميكنين چيه؟ هنوزم قبولمون نميكنن
و ميخوان از سر راه برمون دارن
اگه ميترسي نرو
چي ميگي؟
ميترسي؟
تصميم موندن اينجا آسون نبود
دقيقا. كي هستيم؟ اون همه راه رو تا قله موريم رفتيم
اون زراد خونه مسخره كه ديگه چيزي نيست كه بترسيم
بريم
بريم
اگه منم برم حتما شُكه ميشن، نه؟
فقط راه تو بكش برو. اين سُنته
كي اين سنت شروع شده؟
خداي من، از اونجايي كه يكي از فارغالتحصيلاي اينجا نيستي حتما نميدوني
ما بوديم كه اين سنت رو راه انداختيم
پس، درست مثل همون موقعهاست؟
هيچ چيزي شبيه اون موقعها نيست، نه
گاهي ميخوام نشونشون بدم چطور بوده
نذار شروع كنما. بين پسرا، بهترين بودم
بين دخترا، فوقالعاده بودم
دلم برا اون روزا تنگ شده
همينو بگو
هميشه وقتي شروع ميكنين از خاطراتتون بين يه چيزي پيش مياد
خيلي وقت ميشه. يكم آسونتر بگيريم؟
واقعا بايد اينكارو بكنين؟
ميدوني كه سُنته اينجاست
بيخيال
نگا چجوري رفتار ميكنن؟
اگه ميترسين ميتونين برين
اريل
ميخوام امشب يه درس حسابي بهتون بدم
آمادهشين
خوب، حالا مراسم سنتيمون رو شروع كنيم؟
!به مدرسه موريم خوش اومدين
!قيافههاشونو! نگا
!بياين خوش بگذرونيم
به سلامتي
اميدورم زياده روي نكنن
فكر ميكني كه كل مدرسه رو به گند بكشن، نه؟
خيلي ضعيفن. اون موقعها چهار روز و سه شب ميداديم بالا
مبالغه ميكني
اغراق؟ منو اغراق؟
يكمي
به جاي 4 روز و 3 شب، خوب 3 روز و 2 شب بود
اما اون موقعهاي خيلي محشر بوديم
خوب يه وقتايي بود يه هفته كامل سِرنگيتي ميزدم
چي؟ - فكر ميكردم نميتوني بنوشي -
معلومه كه ميتونم. تصميم گرفتم ننوشم كه صورتم قرمز نشه
صورتت قرمزه؟
واقعا قرمزه؟
آلمانا شُهره آبجوهاشونن
فكر نميكنم آبجو جاي الكل رو بگيره
معمولا به جاي آب، آبجو ميخوريم
ما هم همينطور
به شراب برنجم شكر ميزنم
وقتي بچه بودم به جاي ماست ميخوردمش
خداي من، تو غنا، بچههامونو وقتي 3 سالشون ميشه
تشويق ميكنيم بنوشن
!اگه صورتم قرمز نشده، نميتوني شكستم بدي
ديگه اين دروغه
اگه منم بنوشم، كسي ياراي مقابله باهام رو نداره
ببين. وقتي بيمارستان بودم دكترا ميخواستن رو كبدم مطالعه كنن
جاي تعجب داشت براشون كه چطور بدنم به اين سرعت با الكل واكنش نشون ميده
ميخواستن بدونن كبدم از درخت جاودانه يا نه
!آره، درسته! امكانش هست
اگه باور نداري، امتحان كن تا باور كني
اونوقت هركي زودتر مست شد بايد پولشو بده، خوب؟
قبول
به راحتي آب خوردنه
!خانوم، يكم ديگه نوشيدني برامون بيارين، لطفا
همه چي خيلي آرومه و مرتب بود
پروفسور يودي، شما حسابمون رو داشته باش؟
الان دارين چكار ميكنين؟
چرا حذفم كردين؟ منم ميخوام خوش بگذرونم
فكر كردم بدون خدافظي گذاشتي رفتي
چرا تصميم گرفتي بموني؟
به خاطر تو
چي؟
ميدونستم به همه ميگي به خاطر
تميز نكردن دستشوييها فرار كردم
نتونستم برم چون فكرم همش به اين بود
درسته. يه مرد بايد پاي حرفش بمونه
مهم نيست، نميتوني بزنيم
ببين كي ميگه
درباره اون اتفاق كلاس آشپزي
تقصير من بود
چي؟
نميخواستم تو اين مدرسه بمونين
ميدوني اون موقع چقدر شُكه شده بودم؟
اميدوار بودم به خاطرش بذاري بري
به نظر ميومد مسخرهمون ميكني اما انقدر را هم آسون نيستيم
بههرحال، معذرت خواهيتو مثل يه مرد قبول ميكنم. معذرت خواهيت رو قبول ميكنم
از حالا بيا باهم كنار بيايم
خاطر نشون ميكنم اينكاري كه كردم معنيش اين نيست كه قبولتون كردم
هنوزم از هردوتون خوشم نمياد
يوبجانگ، بالاخره اومدي
ميخواي چيزي بنوشي؟
نميدوني الكل برا عضلاتت بده؟
وقت ندارم مثل شما ول بچرخم
نگا چطور حرف ميزنه
بله؟
هوانگ موسانگم
بله؟
No comments yet. Be the first to leave one.