نخستین 200 خط.
مـــــترجـــــم شـــهلاز
= قسمت 31 =-
داجونگ - بله؟ -
اون چی بود؟
این اونطوری....که فکر می کنین نیست
چی؟
...بدون اینکه بدونم داشتم بالا میاوردم
منم داشت حالم به هم می خورد
تو داشتی بالا می آوردی درسته؟ برای چی اون همه شراب خوردی آخه؟
....فقط به خاطر شراب نبود برای اون کاری که بعدش انجام دادیم
بعدش؟ - چی؟ -
بعدش؟
هی داری در مورد چی حرف می زنی هان؟
تو منو گول زدی شراب بخورم بعدش فوری خوابم برد
خواب؟
...وقتی که دوتا زن و مرد با هم توی یه اتاق می خوابن
! من که بهتون گفتم اونطوری نیست
چی شد؟
خونواده ام گفتن اگه یه شب بیرون خونه بمونم برای همیشه حق ندارم برم خونه
من الان دیگه نمی تونم برم خونه
هی ، تو که رفته بودی خارج درس می خوندی مگه چه اهمیتی داره یه شب بیرون بمونی؟
خفه شو صدات نبر بالا
به نظرت چیز مهمی نیست یه زن شب بیرون از خونه بمونه؟
من که بهت گفتم ببرش خونه واسه چی به حرف من گوش ندادی؟
...اون بهم گفت قراره مامان به سولی زنگ بزنه
می خواستم وقتی دوباره بهش زنگ زد ، خودم با مامان حرف بزنم
من که گفتم خودم می خوام به موضوع مامانت رسیدگی کنم
من می دونم ولی سولی اصرار کرد
گفت ناراحته و دلش می خواد یه کم شراب بخوره
اوپا! داری همه تقصیر هارو می ندازی گردن من؟
خیلی خوب ، منو با لگد بنداز بیرون و تمام موهامو قیچی کن
!متاسفم
کجا میری؟
چرا یهویی این کارو کردی؟ برای چی یهو اون حرف زدی؟
کسی که این کار کرد کی بود...؟
ما هم باید امشب شراب می خوردیم؟
نگا نگا ، تو دیونه شدی رفت ، دیونه شدی ، دیونه شدی
من دارم می گم بیا بریم شراب بخوریم ، واسه چی می زنی؟
فقط یه بار دیگه از این فکرهای عجیب و غریب و بد بکن
هان ؟ هان؟
کدوم فکرهای عجیب و غریب و بد؟
من هرگز قبل از ازدواج پامو اونور خط نمی ذارم
خوبه
.اینجا وایسا
از حالا دیگه نمی تونی بیای خونه ما
اینجا همون خط قرمزه
...چه بچه گونه
چی گفتی؟ بچه گونه؟
پس می خوای من از اون خط رد بشم؟
چی؟
ولم کن ، ول کن ، ولم کن - سو جه وو -
مامان - منظورت کدوم خطه که میخوای ازش رد بشی؟ -
نبینم از این حرفا بزنی
...منظورم این نبود می خواستم
مواظب باشا
هنوز به شما دوتا اجازه کامل داده نشده
شما که گفتی منو به عنوان دامادت قبول کردی
مامانم گفت؟ - !بله -
با این حال بازم اجازه ندارین از خط قرمز رد بشین
مامان کلیپستو پیدا کردی ؟ فکر کردم گمش کردی
منظورت چیه گمش کردم این یه هدیه است
اون توی اتاق عمو بود
واقعا؟
داری در باره چی پچ پچ می کنین؟
داشتیم می گفتیم خیلی بهتون میاد
بله به نظر خیلی برازنده شماست
ممنونم
واسه چی می خندین؟
سولی رو بردار ببر خونه اشون و بیخودی نگرانشون نکن
نگران نباش
سولی داره شلوغش می کنه بهتون گفتم که من کاملا بی گناهم
من فقط باید بهشون حقیقت بگم
واقعا چیزی بین شما اتفاق نیفتاده؟
...چی میگی بابا من هر چقدرم بی مسئولیت باشم دیگه
جایی که پر از بزرگتره همچین کاری می کنم؟
اگه بخوام همچین کارایی بکنم خب میرم بیرون او کارو می کنم
ای عوضی واقعا که
خب خواستم بدونین
در مورد خونواده مون چه فکری کردی؟
نگران نباشین من خودم بلدم چطوری پدر مادرشو دور بزنم
می دونی با چندتا مثل سولی سروکله زدم؟
سلام پدر حالتون چطوره؟
...شما هیچ فرقی نکردین درست شبیه آخرین باری هستین که دیدمتون
چطوری یه دختر جوون شب بیرون از خونه خوابیده؟
بابا
سوءتفاهم نشه براتون پدر جان - !لی سو لی -
خجالت نمی کشی قانون خونواده رو رعایت نکردی
شما نباید باهاش اینطوری برخورد کنید
اوپا برو ممکنه صدمه ببینی
که اینطور ! سو این وو
بابا! بذار ما همینطوری عاشق هم بمونیم
معلوم هست منظورت بعد این همه سال چیه؟
شب بیرون بمونه؟ اونم سولی با این رفتار نابالغش
تو باید خیلی زود میرسوندیش خونه
مامان مامان بابا واقعا خوب نقش بازی می کنه
اون تمام عصبانیتش توی این چند سال داره خالی می کنه
چند ساله تو داری بخاطر اینکه با اون به هم زدی گریه می کنی و از اینور به اونور میری؟
واقعا می خوای تا ازدواج باهاش جلو بری؟
مگه ندیدی چطوری ازم دفاع کرد اون پسر خوبیه
فکر کردی این وو رو نمی شناسم ؟اون یه دختر بازه
تو همچین آدمی فقط به دردت می خوره
اون عوض شده هر چقدرم شما بگی من بازم می خوام باهاش ازدواج کنم
بذار وقتی باهاش ازدواج کردم نشونتون می دم چطوری محکم توی دستم نگهش می دارم
این وو به غیر از اینکه دکتره چه امتیاز دیگه ای داره؟
شما نمی دونی اون چقدر خوب آواز می خونه
می خوای زن یه خواننده بشی؟
این چیزها رو میشه حتی از چشمای اوپا خوند
چشمایی که اون داره باعث میشه آدما جادو بشن
برای همین من عاشقش شدم
اگه اون دوست نداشته باشه میخوای چیکار کنی؟
هی هی سوهی بازم ادامه بدم؟
یه لحظه
فکر کنم دیگه عضلات پاش گرفته
بازم حقه باز همینطور داره طرف سولی رو می گیره
شنیدی ؟ همونطور که انتظار میره بابام آدم شناسه
ای وای تو رو خدا ببین
! چرا با یه آدم خواب اینطوری می کنی
برای چی اول صبحی داری جارو می کشی؟
اگه از اول صبح داد بزنی که تا آخر شب برامون اعصاب نمی مونه
آجوما به نظرت من اینجا مجانی موندم
پول دادم
همه مشتریا پول می دن
بکش کنار
....آیگو واقعا که
نگاه کن
اینجا رو ببین فکر کردی اینجا موندم چون جایی برای رفتن ندارم
خونواده ام دارن خودشون برای پیدا کردن من می کشن اونوقت تو با من اینطوری رفتار می کنی؟
آره تو درست میگی من باید هر روز با صدتا گدا مثل تو سرو کله بزنم
الو؟
خدای من مامان سولی
بله کجا؟
واقعا که
کجا؟
خونه ما؟
می خوای بری دستشویی؟
مادر بزرگ
میخواستم یه چیزی بهتون بگم
همسایه بغلی رو دیروز توی سونا دیدم
اون می خواست بهم پول بده تا به شما چیزی نگم ، ولی من نگرانش بودم
می خواست بهت پول بده؟
شما برگشتین؟
بله
فکر می کردی دیگه هیچ وقت بر نمی گردم؟
آجوما
درسته $10,000.
آجوما
برای چی اونجوری بهم نگاه می کنی؟
بیخودی دچار سوءتفاهم نشو
...من اول سر خود این کارو نکردم
من نمی دونم دعوای شما با شوهرتون سر چی بوده ، اما
معذرت میخوام اگه بخاطر من بوده
معذرت؟
تو نمی دونی من برای چی خونه رو ترک کردم ، هان؟
ببخشید؟
باشه خوبه هیچ لازم نیست تو از همه اتفاقات خونه ما خبر دارباشی
هوا گرمه بهتره دیگه بری وگرنه غذاها فاسد می شن
بر می گردم
فکر کنم اون واقعا هیچی در مورد پول نمی دونه
بهتر اصلا لازم نیست اون خبر داشته باشه
نهار خوردی؟
مادرت برگشته خونه
واقعا؟
الو؟
من اومدم هتل با عمو ناهار بخورم
بهت گفت مامانت برگشته خونه بهتره باهاش تماس بگیری
باشه
وقتی عموتو دیدی ازش بپرس واقعا مامان منو دوست داره
برای اینکه وقتی فکر میکنیم یکی مامانمو دوست داره هیجان زده می شم
حق نداری تو فقط باید بخاطر من هیجان زده بشی
هی اینجارو ببین
عمو دختر باز نیست
راست میگم
اون منو نادیده گرفت فقط بخاطر اینکه نا امیدش کردم
...واقعا
چیه؟ - هیچی فقط داشتم فکر میکردم چقدر کراواتتون بهتون میاد -
اینو میگی...نویسنده هان
اینو یهو برام به عنوان هدیه داد
از قدیم گفتن باید با کسی رابطه خوبی داشته باشی تا برات هدیه بگیره
نمی دونم سعی داره چیکار کنه؟
مامان برگشت
خودم می دونم خیلی وقت نیست
کراوات تو هم خیلی قشنگه
اوه این ؟ نویسنده هان برام خریده
چی؟
برای چی اینو برات خریده؟ - چرا ؟ نباید واسه من چیزی می خرید؟ -
تو حتی نمی دونی منظور یکی از خریدن کراوات چیه؟
دادن کراوات به کسی یعنی بدست آوردن(اون شخص) یه موقعیت عالی
به دست آوردن یه موقعیت عالی
چی شده؟ - نمی دونم -
انگار پولش زیادی کرده به هر کس میرسه هدیه میده؟
چرا؟ مگه من هر کسی هستم؟
اون گفت منو به عنوان دامادش قبول کرده
خودش اینو گفت؟
درسته درسته همینطوره
برای همین اون میخواد تورم داشته باشه
به عنوان دامادش
احساس شما و دوست داشتنتون نسبت به نویسنده هان صادقانه است؟
من؟
داجونگ شمارو قبول داره چون آدم خوبی هستی
آره درسته
No comments yet. Be the first to leave one.