نخستین 200 خط.
من ژنگ لي هستم ، فرستاده ويژه
از طرف جمهوري خلق چين.
براي اتحاد ما خيلي قوي ايم
يه متحد جناب؟
اين حکومت مارو از قحطي نجات خواهد داد
تدارکات تون تا 48 ساعت ديگه بدستون ميرسه
اين همون چيزيه که کاخ سفيد
دوست نداره کسه ديگه ببينه
آدماي قدرتمندي دارن يه کودتا رو برنامه ريزي ميکنن
اونا يه جايي بردنش
و منم ميرم که پيداش کنم
"سم"
اگه پيش من بموني در امان نيستي
- اهميتي نميدم - آره ، ميدونم، ميدونم
صبر کن؛ "سم"!
کريستين!
وضعيتتون چيه؛ ناوبان ؟
ماموريت انجام شد جوشکاري ترميم شد
تست اول تعمير مثبت بود
در حال اجرا تست تو اعماق ايم
زمان زيادي ميبره فورا تورو تو اسکله ميخوام
قربان؟
کشتي تدارکات چيني ها رسيده
بدون هيچ اسکورتي
آمريکا يه ناوشکن فرستاده تا جلوشو بگيره
اونا به هيچ وجه نميزارن به ساحل برسه
تازه، کولاک تکيه گاه کشتي رو داره مياره پايين
باد داره به قدرت توفان سنگين نزديک ميشه
وضعيت تو جزيره به نقطه بحراني رسيده
ما اون کشتي تدارکات براي گذر از وضعيت ميخوايم
قبل اين که بزننش بيا که کنترل زيردريايي رو بدست بگيرم
چشم قربان!
به خدمه هشدار بده؛ اين ماموريت نبرد پاسباني
همه براي پهلوگيري، ناوبان!
پهلوگيري! چشم! کلرادو تمام!
- سلام - سلام
فکر کردم اينجا ميتونم پيدات کنم
آره.
"سم" ، بابت زنت خيلي متاسفم
اگه هر کاري از دستم بر بياد...
نميدونم چي بايد بگم.
الان منظورت چيه؟
فکر ميکني بين من و تو چيه؟
دارم سعي ميکنم دوستت باشم
ميخواي مثل دوستا باشي؟
به نظرت ما بايد چي کار کنيم؛ رفيق؟
تو ميخواي-- تو ميخواي تو ميخواي--
ميخواي بپري تو کيسه خواب؟
ميخواي کاري کني که دردام از بين بره؟
اين کاريه که ميخواي بکني؟
باشه؛ آها، فهميدم.
به گمونم يه مقداري زيادي بينمون فاصله هست.
بذار الان باهات رو راست باشم؛
چون تنها چيزي که باهاش روبرو ام
ما با هم دوست نيستيم
حتي همين الان و همين جا
چيزي که بينمون داره اتفاق ميفته
بهت قول ميدم؛ چيزي نيس که من نسبت به دوستام احساس ميکنم
و از خودمم متنفرم واسه همين فهميدي؟
پس تو ميخواي دوستم باشي؟
واقعا؟
پس بايد منو الان تنها بذاري
باشه.
متاسفم.
و باشه تورو تنها ميذارم
7.
90.
4.
11.
Dolphin.
9.
_
_
67.
8.
_
لعنتي!
_
Calypso.
مارکوس چپلين به سرعت بکش!
جايي ميري؟
جونز رو دبالت فرستاده بودم
آره
ميخواي در موردش حرف بزني؟
نه!
ببين "سم" ؛ من ميدونم چي داره بهت ميگذره
منم اين حس رو داشتم من ميدونم...
کاپيتان؛ خواهش ميکنم!
ميدونم پيدا کردن راه درست واسه ناراحت بودن
اصلا آسون نيست
ولي مجبور نيستي به تنهايي انجامش بدي
خدا ميدونه تو به خاطر من اونجا بودي
حکومت يه ناوشکن فرستاده
تا جلوي کشتي تدارکات چيني رو بگيره!
منم ميخوام کلرادو رو واسه مداخله بگيرم
مردم ما دارن گرسنگي ميکشن همه دارن به هم ميريزن
- ما به اون غذا و تدارکات کشتي نياز داريم - ما اينجا چي کار ميکنيم؟
چي کار ميکنيم؟ فکر کردم قرار بود که ما
به حقيقت برسيم تا همه بتونيم بريم خونه
- اين چيزي نيست که قرار بود ما انجام بديم؟ - اول بايد زنده بمونيم!
چطور؛ با قرار گرفتن با چيني ها تو يه صف؟
اين چطور ميتونه مارو برسونه خونه؟
تو ايده ديگه اي داري؟
يه دسته از مردمي وجود نداره که به طرفداري از ما
گام برداشته باشن
متوجه نشدم که کلاهمون دستمونه قربان
اجازه نميدم که مردم اين جزيره و...
... مردم خودم گرسنگي بکشن
من اين کارو انجام ندادم زن من نمرده
پس تو ميتوني پادشاه جمهوري درجه سوم موز بشي!
تو آسوده اي فرمانده!
پيرو دستورات شما هستم، کاپيتان.
شماها عقلتونو از دست دادين؟
کودتا اونم تو ايالات متحده آمريکا؟
در مورد همين صحبت ميکنين ديگه؛ درسته؟
جناب سخنگو، اگه ما عکس العملي نشون نديم،
هيچ ايالات متحده آمريکايي وجود نخواهد داشت
اين دستور اجرايي 188 هست
که صادر شده توسط رييس جمهوره
تيم ملوان هارو هدايت ميکنه
تا "دکتر اسکار نيل" رو به قتل برسونن
"بازرس تسليحاتي سازمان ملل در پاکستان. "
آيا درستي اين قضيه بررسي شده؟
قربان، اين يک دستور معتبر و درسته
نه؛ اين خبر بررسي شده که آيا دستور اجرا شده يا نه؟
بازرس مرده.
به دسته نيروهاي پاکستاني.
نه، "کاني" ؛ ما انجام داديم
ما کشتيمش
نيروهاي ما
تو قرار بود تو زندان باشي؛ درياسالار.
همينطور که بقيه فکر ميکنن هستم
البته يه مقداري دوست تو پست هاي پايين دارم.
باشه، همه بايد از اينجا بريم بيرون
تو اين ثانيه هاي حساس
قبل اين که کسي چيزي بگه خودشون پشيمون ميشن
جناب سخنگو، خودتون ميدونين که من عموما نسبت به...
قبضه ي انحصاري قدرت و نيرو بي ميل نيستم
در واقع من مانع مخابره شدن صورتحساب
و مقداري بودجه بندي شدم حيلي وقت پيشا.
و حالا از وقتي که از لحاظ سياسي خط مشي دارم
يه مقدار به سمت چپ
من رو باور ميکنين وقتي که بگم
من وارد اين قضيه نشدم تا براندازي
بهترين و تنها مشتري پول بده خودم منظم کنم
اين يک افسر جزء هستش "بري هاپر"
ملواني که دستورات را دريافت کرد
تا مدرک کيف جنگ افزار هسته اي رو صحنه سازي کنه
و بازرس هسته اي رو به قتل برسونه
کسي که کاملا مصمم هستش
که هيچ دستگاهي شبيه اون توي پاکستان وجود نداره
و ايشون هستن
عهده دار اون دستورات
که حاصلش حمله ي هسته اي بود
ژنرال "اشلند" و جناب سخنگو؛ هر دوتون منو ميشناسين
من واقغا به کسي جزء خودم اهميت نميدم
اگه قرار باشه اين منو ناراحت کنه
پس مثل شماهايي که شرافتمندين و آدماي مدني هستين
چي کار بايد بکنن؟
براي من کشتي بدون اسکورت ميفرستي؟
تدارکاتي که ما فرستاديم.
من هشدار داده بودم که ممکنه پاسخ آمريکا پرخاشگرانه باشه>
حالا اگه چين قرار نيست از شناور خودش دفاع کنه؛
من براي چي به تو احتياج دارم؟
خوب؛ تو مجبوري با کشور خودت مقابله کني
متوجه منظورم نشدي
من تو ساحل به تو
با آرزوي هميشگيم که به خونه رفتنه ملحق نشدم
بعدش تو ميتوني واسم يه کشتي بفرستي
با کمترين شانس براي رسيدن به ساحل ما
دوست داري کشور من چي کار کنه؟
منفغت داشته باشه من.
از شناورتون خودتون دفاع کنين
و با آمريکا جنگ رو شروع کنيم؟!
ما ميخوايم کمک کنيم ولي محدوديت هايي وجود داره
و چرا ما بايد کمک کنيم بيشتر از
کمکي که قراره خودتون به خودتون بکنين
اگه آمريکا جلوي کشتي رو بگيره، امکان داره غرقش کنه
اين ميشه تجاوز در صحنه و آب هاي بين المللي
و اگه اين اتفاق بيفته
چين ميشه بزرگترين بشردوست
و تازه پيروز ميشه
شما اينو خوب اجرا کردين
ممنون
به جزء اين که هيچي هم به من ندادين
اشتباهه.
با وجود روبرو شدن با تهديدات از جانب ملت شما
من به تو غذا و دارو و کمک پيشنهاد کردم
کدوم ملت ديگه اي شهامت اين کارو داشت؟
زندگي در اين جزيره چيزي بود که من به شما پيشنهاد کردم
اتفاقي که اون بيرون ميفته چيزي هست که وقتي برگشتي بهم ميگي
تو يه مقابله با آمريکا ميخواي؟
براي ساليان سال آمريکا نگهبان
ابر قدرت جهان بوده
مرکز منطق و استدلال؟
حکومتت ديگه نميتونه ادعاي اين نقش رو ذاشته باشه
همراه با اندکي اعتبار
لطفا منو درک کن.
من وکيل شما توي جنگتون نخواهم بود
يک نماينده همراه با زرادخانه هسته اي.
No comments yet. Be the first to leave one.