Yellowstone

Yellowstone

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Yellowstone 2018 S04E04 WEBRip x264-ION10
Yellowstone 2018 S04E04 Winning Or Learning 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Yellowstone 2018 S04E04 Winning Or Learning 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Yellowstone 2018 S04E04 720p WEBRip x265-MiNX
Yellowstone 2018 S04E04 1080p WEB H264-DEXTEROUS
Yellowstone 2018 S04E04 720p WEB H264-DEXTEROUS
Yellowstone 2018 S04E04 WEB XviD-RMX
Yellowstone 2018 S04E04 480p WEB x264-RMTeam
Yellowstone 2018 S04E04 Winning Or Learning WEBRip XviD-RMX
Yellowstone 2018 S04E04 WEB H264-DEXTEROUS
ناشر highbury
🅱️2️⃣ Highbury و AbG ســـروش | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
XviD
x265
480p
480
تاریخ انتشار: 2021-11-22
تعداد دانلود: 75
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

:تـــرجـــمـــه « Highbury و AbG ســــروش »

‫- دم رو بگیر ‫- باشه

‫داغون‌شون کن، داداش

‫بهشون یه چیزی میدم

‫می‌خوای بیاریش بیرون؟ بزن بریم

‫باشه

‫شانس بیاری

‫جیمی، شانس هیچ ‫ربطی بهش نداره

‫یه امتیاز مثبت

‫آره

‫اگه اشکالی نداره ‫می‌خوام ببندمش

‫صاحب اسب؟

‫یلواستون

‫یلواستون صداش می‌زنی ‫یا دامداری داتون؟

‫هر دو رو اینجا دارم

‫فکر کنم از نظر فنی درسته ‫بگیم دامداری داتون یلواستون...

‫اما همه یلواستون صداش می‌زنن

‫وقتی اسب‌هاتون اینقدر خوب باشن...

‫هر چی دلت بخواد صداش می‌کنی

‫اینا رو امضا کن که تحویل گرفتی

‫آره

‫عجب

‫راستش، میشه اونا ‫رو برای دامداری بفرستی؟

‫حتما، به آدرسی که در پرونده دارم؟

‫آره، مطمئنم همونه

‫حالا که پستش می‌کنی...

‫میشه یه نامه هم برام بفرستی؟

‫حتما

‫- ممنونم ‫- خواهش می‌کنم

‫بفرما

‫ممنونم

‫نامه چطور پیش میره؟

‫نامه ولش کن. فقط...

‫- چک‌ها رو بفرست. ممنون ‫- باشه

‫دوباره شکست خوردی؟

‫نه، قربان

‫امروز زودتر از همه اومدم

‫خوش به حالت

‫صبح‌بخیر

‫صبح‌بخیر

‫امروز کجا میری؟

‫صخره‌ها

‫خب، چی شد؟

‫باید کلی حرف بزنیم

‫اگه کلی حرف داریم، چرا حرف نمی‌زنیم؟

‫پدرم اینجا مرد

‫می‌دونستی؟

‫همینجا بود که از ‫مادرت خواستگاری کردم...

‫و حلقه‌شو یه ‫جایی همین اطراف دفن کردم

‫باید یکم بیشتر بهش فکر می‌کردم

‫دوست دارم...

‫دوست دارم پسش بگیرم

‫می‌دونی، آرامستان ما ‫شاید کنار رودخونه باشه، پسرم...

‫اما اشتباه نکن، اینجا گورستان ماست

‫این کیه؟

‫مردی که برای کشتن ما اجیر شده

‫کی اجیرش کرده؟

‫سوال همینه

‫کجاست؟

‫زندان. در رد لاج

‫باید از برادرت بخوای ‫سوابق زندانش رو دربیاره

‫بهش بگو یه ملاقات ‫با تو و کلانتر و اون ترتیب بده

‫اگه طفره بره...

‫اگه معطل کنه، اگه ‫به هر شکلی مقاومت کنه...

‫اونوقت به جواب‌مون می‌رسیم

‫فکر نکنم جیمی بتونه ‫این کار رو بکنه، بابا

‫بث اینقدر به همه در موردش بد گفته...

‫چرا خودت ازش نمی‌خوای، بابا؟

‫چرا شما دو تا نمیشینین یه جا ‫و مشکل رو حل نمی‌کنین؟

‫نمی‌تونم توی یه اتاق باهاش بشینم...

‫تا وقتی جواب این سوال رو پیدا کنیم

‫مهم نیست جوابش چیه

‫باشه. امروز میرم دیدنش

‫از خونواده‌ت چه خبر، پسرم؟

‫هفته‌هاست ندیدمشون

‫در اون اتاق قایم شدن؟

‫اونا...

‫وقتی اون اتفاق افتاد داخل خونه بودن

‫پس، نمی‌دونم...

‫فکر کنم اونجا احساس امنیت می‌کنن

‫خب، تو...

‫باید درستش کنی

‫نمی‌دونم چطوری

‫منم نمی‌دونم، پسرم

‫اما باید یه راهی ‫براش پیدا کنیم، وگرنه از دستشون میدی

‫آره...

‫فکر کنم از دست‌شون دادم، بابا

‫حتی توی دستشویی حوله هم دارن ‫به این میگن یه جای حسابی

‫فقط باید چمدونت رو باز کنی

‫‏41 سالمه...

‫و این اولین چیزیه که صاحبشم

‫مالکشم

‫بله، هستی

‫من...

‫دیرم شده

‫ببینم میشه اون اجاق رو راه انداخت...

‫تا وقتی برگردی شام ردیف باشه

‫ممنون

‫آشپزی یکی از ‫لذت‌های پاک زندگیه

‫مشکلی ندارم

‫به خاطر اون ازت تشکر نکردم

‫همه‌شو خودت انجام دادی

‫بهم قدرت انجامش رو دادی

‫همیشه قدرت داشتی، پسر

‫فقط کمک کردم پیداش کنی

‫امروز عصر می‌بینمت

‫من همینجام

‫می‌دونی، 20 سالم که بود ‫عادت داشتم بیام اینجا

‫جای خوبی برای مشروب خوردنه...

‫اونم به حساب یه میلیارد ‫که سعی داشت باهام بخوابه

‫می‌تونم بگم تقریبا همینجا ‫بود که امیدم به انسانیت رو از دست دادم

‫انگار چند نفری موفق شدن

‫هیچکس موفق نشد، اما...

‫با دوست دختر یه وکیل ‫توی کمد رابطه داشتم

‫جالب بود

‫مطمئنم که حکاکیش کردی ‫و توی اتاق مدیریت زدیش، مگه نه؟

‫می‌خواستی منو ببینی. ‫منم اومدم. چرا؟

‫یا شاید تو هم می‌خوای ‫توی کمد باهام رابطه داشته باشی

‫اون که قطعا می‌خواد

‫از نظر من رفتار شما توهین‌آمیز...

‫و به شدت نامناسبه

‫فعلا به خودت ور برو تا ‫بعدا، باشه، خوش‌تیپ؟

‫حالا که فکرشو می‌کنم ‫شاید از خودارضایی زیاد...

‫زخمی شده باشی

‫مطمئنم پول خوبی به کسی میدی ‫که مثل یه سگ...

‫بهت قلاده ببنده، درسته؟

‫با یه آلت پلاستیکی بکوبونه توی صورتت

‫جای حساسش زدم

‫تحمل ندارم اینطوری باهام حرف زده بشه

‫- کارولین، توی سالن می‌مونم ‫- بدرود

‫تیتو دوبل با سه تا زیتون

‫خاطره بدیه، دوست من

‫خب، به رییس جدید سلام کن، ‫درست مثل رییس قدیمیه

‫با رییس قدیمی خیلی ‫فرق دارم، بث

‫موقعی بالا اومدم ‫که هر کاری می‌شد...

‫تا نذارن زن‌ها ترقی کنن

‫به هر حال ترقی کردم...

‫در هر دور روی ‫آدم‌های عوضی مثل تو پا گذاشتم

‫سگ بزرگ رفته روی ایوان، بث...

‫و من خودم تیکه پاره‌ت می‌کنم

‫اول تحقیقات اس‌ایی‌سی ‫رو میندازم به جونت...

‫به خاطر دستکاری بازار و تبانی

‫می‌خوای مبارزه کنی؟

‫بذار به مبارزه‌ای دعوتت کنم ‫که تا آخر عمر درگیرش باشی

‫پشت در اول اینه

‫پشت در شماره دو منافع مشترکه

‫ادامه بده

‫برای شوارتز و مایر یه مجوز ‫تملک زمین جور می‌کنی...

‫برای یلواستون مجوز می‌گیرم

‫شوارتز و مایر یه ‫سرمایه‌گذار خرده پا هستن...

‫که کنترل چیزی دستشون نیست

‫- چه باهوش ‫- نظر منم همینه

‫دوست داریم براش یه پیشنهادی بدیم

‫برای فروش نیست

‫حتما شعار خونوادگی‌ت همینه

‫جیمی چیزی که می‌تونست ‫بفروشه رو بهمون اجاره داد...

‫و مزرعه 100 برابر بزرگتر ‫مبلغ اجاره گیرش اومد

‫پنجاه سال طول می‌کشه تا ‫مزرعه این پول رو دربیاره

‫کله‌شقی یه استراتژی تجاری نیست، بث

‫اینطوری کل مزرعه رو از دست میدین

‫اینقدر باهوشی که اینو بفهمی

‫خوب می‌دونم

‫و اگه وقتی پدرم می‌میره ‫هنوز داشته باشیمش...

‫اول از همه به تو زنگ می‌زنم

‫اما تا اون موقع می‌خوام ‫رویای اونو عملی کنم...

‫و حاضرم برای دفاع کردن ازش بمیرم

‫بیا و برای ما کار کن، ‫کمکت می‌کنم ازش دفاع کنی

‫چه کار کنم؟

‫کاری که می‌کنی، غارتگر شرکتی

‫بیا و برای «مارکت ایکویتیز» غارت کن

‫بدون هیچ احساسی ‫و با منطق تصمیم می‌گیری

‫براش احترام قائلم

‫اما اشتباهه از یه گرگ ‫بخوای از گوسفندها محافظت کنه

‫و اینقدر باهوش هستی که اینو بدونی

‫می‌تونی گوسفندها رو بخوری، بث

‫فعلا هر چی از مزرعه ‫پدرت لازم داشتم رو بدست اوردم

‫می‌خوای بقیه‌شو نجات بدی؟

‫یه چیز بهتر برام پیدا کن

‫الان چی دارین می‌سازین؟

‫هر محصولی در مونتانا رو...

‫میشه یه جای دیگه با هزینه کمتر عمل اورد

‫رویای غرب تنها منبع ‫باارزشیه که براش مونده

‫کلورادو ده‌ها سال قبل اینو پذیرفت

‫وقتشه مونتانا هم اینو بپذیره

‫برام آسپن بساز، برام برکنریج بساز

‫در هر دره یه شهر مهم می‌خوام

‫اما برای این کار یه نفوذی لازم دارم

‫هر قیمتی که می‌خوای بگو، بث

‫تو سهامدار اصلی...

‫شوارتز و مایر هستی، نه؟

‫قیمت من اینه

‫بخشی از شوارتز و مایر رو می‌خوای؟

‫سهم تو رو می‌خوام

‫اونو بهم بده، اونوقت مال توام

‫می‌خوای اخراجش کنی

‫اول می‌خوام ورشکسته‌ش کنم

‫می‌خوام نوه‌هاش به بدبختی بیافتن

‫زیر قولی بزنی که بهم دادی...

‫با تو هم این کار رو می‌کنم

‫شماره‌مو داری

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left