This Is Us

This Is Us

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

This is Us S01E10
This is Us S01E10 480p x264-mSD
This is Us S01E10 XviD-AFG
This is Us S01E10 HDTV x264-KILLERS
ناشر Mar Jan
ارائه ای دیگر از مرجان MarjanZdh || سینما با یک کلیک www.IranFilm.net Instagram : MarjanZdhSUB

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
HD
تاریخ انتشار: 2016-12-19
تعداد دانلود: 46
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫"آنچه در این ما هستیم گذشت ..."

‫تو ترش ترین لیمو رو داری

‫که زندگی اون روبهت بخشیده

‫و از اون چیزی مثل لیموناد از آب در میاری

‫من دارم حس میکنم

‫که تو به چیز وصلی که

‫خیلی با چیزی که بازی می کنی جور نیست

‫برای پوسته توخالی و پوچ خودت

‫و الان دیگه باید بریم

‫- اونها کجا رفتن؟ ‫- رفتن

‫ماشینم

‫این اسلونی هست تو تختت؟

‫سلام کیت

‫- تو خیلی خوشگلی ‫- ممنون عزیزم

‫خب، اگه من خوشگلم، تو هم خوشگلی ‫برای اینکه ما شبیه هم هستیم

‫من باید خودم رو مدیریت کنم

‫وزنم رو و همه چی رو

‫من الان بیشتر از هر چیزی بهش نیاز دارم ‫و می خوامش

‫من این رو الان بیشتر از هر چیزی می خوام

‫حتی بیشتر از من؟

‫تو و ویلیام همدیگه رو می شناختین

‫توی تمام طول زندگی راندال و تو ‫این رو ازش پنهون کرده بودی

‫تو این راز رو سی و شش سال نگه داشتی

‫که باید تنهایی باورنکردنی باشه

‫نه. هنوز نه

‫کریسمس می بینمت

‫ما دوباره همین کار رو کردیم؟

‫انگار که اون زیر کارخونه اسباب بازی هست

‫من واقعا نمی دونم این چه جور پیام فرستادنه

‫که ما سه تا بچه داریم و من باید واقعا ‫سخت کار کنم

‫خوبه

‫مامان، ما سرود شب عید رو می ریم؟

‫بله، میریم

‫کیت

‫انقدر هدیه ها رو نشمر

‫مامانی، شکمم درد می کنه

‫مطمئنم که اینطوره

‫من دیدم که بسته شیرینی ها رو ‫تو آشپزخونه باز کردی

‫و فکر نکردی که اون برای شکم بابانوئل هست

‫و نه برای تو

‫- انقدر مثل اسب یورتمه نرین ‫- پسرا

‫مامان، کوین پول من رو از مامان بزرگ گرفت

‫نه، نگرفتم .. اونجا روی میز هست

‫چرا واقعا اهمیت میدی؟

‫- تو خیلی بی ارزش تر از این هستی که بهت چیزی بدن ‫- کوین

‫وقتی ما بزرگتر بشیم

‫من ثروتمند میشم

‫و تو هیچی نمیشی

‫و تو یه جعبه زندگی می کنی

‫انقدر راجع به پول حرف نزنید

‫شما بچه ها بفهمید که کریسمس

‫فقط گرفتن چیزی از دیگران نیست، خب؟

‫شما این رو می دونید

‫چرا شما پسرا

‫به مادرتون در مورد کریسمس نمیگید، هان؟

‫خواهش می کنم

‫در مورد مسیح و ایناست

‫مسیح و اینا

‫همین. ما میریم کلیسا

‫احتمالا فکر خوبیه

‫بله. میریم

‫شکم من واقعا درد می کنه

‫عزیزم، این باعث نمیشه که کلیسا نیایی

‫وقتی برگردیم میریم سرود کریسمس

‫نمیدونم عزیزم

‫اون .. اون واقعا تب داره

‫مامان، من می ترسم

‫میدونم عزیزم، می دونم. اما همه چی ‫درست میشه

‫بهت قول میدم

‫تو می خوابی

‫اونها اینجا هر روز آپاندیس درمیارن

‫مثل ... مثل دندون کشیدن هست

‫اما درد داره

‫آره، این یه مثال بد بود

‫میشه یه لحظه صبر کنید؟

‫من یه فکری دارم

‫همه دستاش رو بگیرید. الان برمیگردم

‫بیایید پسرا، دستها

‫عزیزم

‫این شاخه ... این شاخه رو می بینی؟

‫این شاخه جادوی کریسمس توش داره

‫هیچ اتفاق بدی تو شب کریسمس نمیوفته

‫این رو بگو

‫هیچ اتفاق بدی تو شب کریسمس نمیوفته

‫حالا، من این رو برات نگه میدارم

‫و وقتی بیدار شدی

‫همه ما منتظرت می مونیم و حدس بزن

‫اون موقع کریسمس شده

‫- خب. دوست دارم ‫- ممنون بچه ها

‫دوست دارم

‫ممنون

‫مامان خوب

‫آره

‫- خب ‫- کوین؟

‫رفیق؟

‫کوین؟

‫یه لحظه، رفیق. ممنون، ببخشید

‫ترسناکه، اما اون خوب میشه. بهت قول میدم

‫من فکر می کنم که باید یه کم اینجا بمونیم

‫برای همین من میرم و یه خورده خوراکی خوب ‫برای خودمون پیدا می کنم

‫من چهل ساله تو این بیمارستان کار می کنم

‫من می دونم که شما یه انبار پر از پتو دارید

‫دکتر کی؟

‫فکر می کنم این صدا رو می شناسم

‫هی، تو

‫آره، چند وقتی گذشته

‫نه سال

‫چی ... چی شده؟ ‫این چیزا برای چی هست؟

‫عجله داشتم که برم فرودگاه، رو یخ لیز خوردم

‫ماشین لسابر قدیمیم به یه تیر چراغ خورد ‫و له شد

‫تو چی؟

‫فقط برای غذا اینجا اومدی؟

‫نه، کیت کوچولوی ما ...

‫آپاندیسش اوت کرده

‫وای نه

‫و تو روز کریسمس

‫خب، نگران نباش. این روزا دیگه ‫این عمل ها عادی هست

‫آره، ممنون. می دونم

‫خانواده ات کجان؟

‫اونها تو راه هستن؟

‫تو مونتانا هستن، جایی که داشتیم می رفتیم

‫یعنی، اونها سعی می کنند اما هوا خرابه

‫اونها به هرحال برای خداحافظی نمیرسن

‫خداحافظی؟

‫من، من واقعا نمی فهمم

‫تو خوب به نظر میایی

‫آره، خب ... این داخلیه

‫یه خونریزی کم بین قلب و یه ریه

‫اونها نمی تونن جراحی کنن؟

‫خب، مطمئنم که اونها سعی خودشون رو می کنن

‫اما اجازه نده این تجهیزات

‫بیمارستانی و زرق و برق ها احمقت کنه، ربکا ‫من پیر هستم

‫و همینطوریش هم قبرم رو کندن

‫بدون اینکه تصادف بکنم یا خونریزی داشته باشم

‫زیادی از حد هم عمر کردم دیگه پام لب گوره ‫خودمم می دونم

‫نه، بیخیال. اونها حالش رو خوب می کنن

‫نمیدونم، جک

‫دکتر کی کیه؟

‫اون دکتری هست که کوین و کیت رو ‫به دنیا آورد

‫اگه اون نبود، ما هیچ وقت تو رو پیدا نمی کردیم

‫پس یه جورایی برای خانواده ما نقش مهمی داره

‫و امشب ... ‫نوبت ماست که جبران کنیم

‫ممنون

‫این فقط یه تصادف نیست

‫تنها به خاطر اینکه تو بچه های ما رو

‫بهمون دادی، به خاطر اینکه دکتر ما آپاندیسش ترکیده بود

‫و حالا آپاندیس کیت ما رو به اینجا برگردوند

‫اونم بین این همه شب، تو شب کریسمس

‫داری سعی می کنی موضوع رو برام براق کنی؟

‫من ترجیح می دم که اون سیبیلات رو براق کنی

‫برای اینکه اگه تو چرخش زندگی ‫زیاد غرق بشی

‫ممکنه آخرین چیزی که از من می شنوید

‫این باشه که خدای عزیز، همین الان من رو بگیر

‫تو هیچ جا نمیری، باشه؟

‫تو حالت خوب میشه

‫و جک، من خیلی خوشحالم که تو یه دکتر شدی

‫تو این سالها که با هم حرف نزدیم، ‫اما مجبور نیستی که اینها رو بگی

‫تو این رو بارها به ما گفتی

‫اینطور که به نظر میاد، حق داشتم

‫آره

‫تو ترسیدی؟

‫ربکا

‫ترس؟

‫از اتفاقات ماورایی؟

‫خب، حالا، من یه کم اینجا مورفین دارم

‫که مجبورم حساب شده ازش استفاده کنم

‫اما ... نه

‫می تونم بگم حال عجیبی دارم

‫یادمه اولین باری که

‫پام رو روی لبه دره گرند کنیون گذاشتم

‫خیلی حس خوبی داشتم

‫خب در حد انتظار من ممکنه بلند بود

‫اما خوب بود ...

‫ناامید نشدم

‫حتی یه ذره

‫کوه راشمور رو می تونستم برم یا ترکش کنم

‫نه، منظورم این بود

‫این هیجان بیشتری از

‫بازی کردن با چهار تا سفید پوست نره خر

‫که می تونم تو گروه گلف چهارشنبه ها ببینم، داره

‫اگه بخوام دعا کنم، کدوم یکی بهتر کار می کنه؟

‫خب، در نهایت

‫من همیشه می گم همشون خوب کار می کنن

‫خب یه پیرمردی بود که دیگه عمرش به سر رسیده بود

‫و من اونجا با همسرش هستم

‫و بچه هاش گریه می کردند

‫می دونی، فقط منتظر بودن که تموم کنه

‫اون یارو زمزمه می کرد و حرف می زد ...

‫یعنی، جوری که به سختی می تونستی صداش رو بشنوی

‫" بذارید برم. می خوام برم"

‫خب، همسرش ... همونطور که اشک می ریخت

‫و روی اون خم شده بود

‫بهش گفت " آره، برو عشقم

‫ما خوب میشیم. می تونی بری"

‫بعد پیرمرد خس خس کنان گفت "نه، من نمی تونم

‫تو افتادی روی لوله تنفسم"

‫سلام عزیز دلم

‫می خوای بیایی تو؟

‫من می دونم تو راندال هستی

‫پدرم گفت که شما باعث شدید که من رو ‫به فرزندی قبول کنن

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left