نخستین 200 خط.
قویتر از همیشه باشید به امید ایرانی آزاد
سلام نیویورکنشینها.
آدم در اوقات بیداریش شاهد لحظات هیجانانگیزیه.
ولی هر شب که مرد شنی میاد و شما رو به جهان رویاها میبره،
از دنیای منطق خارج میشید و...
شروع به خواب دیدن میکنید.
اگه زندگی مثل بازی بسکتبال باشه،
خواب دیدن مثل وقت استراحت بین بازی میمونه.
تمام بازیکنان از زمین خارج میشن، بعد یه نفر که اصلا...
کسی نخواسته بود ببینه، میاد وسط زمین میرقصه و...
در همین حین بازیکنان استراحت میکنن.
خواب دیدن مثل تماشای دنیا از پشت پنجرهای میمونه...
که به ندرت پیش میاد بتونه ازش پشتش نگاه کنه.
من یه مدتی میشه که نمیتونم خوابهام رو تو ذهنم بسپارم،
از این جهت حس میکنم که دارم ازش جا میمونم.
شبهای من بیشتر شبیه رینگ اسکیتی میمونه...
که ماشین زامبونی به آرومی یخ روش رو تعمیر میکنه،
و قبل از اینکه بیدار بشم،
اثر صاف و بینقشی روش میذاره.
دانشمندها میگن که هر فرد به طور میانگین،
در هر شب، چهار خواب میبینه.
پس قطعا یه گوشهای از ذهن آدم باید باشن.
حتی بعید میدونم اگه بهشون دسترسی داشتم،
چندان به کارم میاومدن.
ولی اگه یه سری چیزها پس ذهن آدم بمونه،
ممکنه مشکلاتی به وجود بیاره که انتظارش رو نداریم.
وقتی هم متوجه بشید که چطور میتونید اوضاع رو درست کنید،
تمام افکار خوبی که در ذهنتونه،
بالاخره خودشون رو ابراز میکنن و...
دنیای شما رو پر از الهامات میکنن.
پس به جای اینکه نیمی از عمرتون رو در خواب عمیق هدر بدید،
وقتشه تا پتانسیل نیمهشب خودتون رو پیدا کنید،
و بالاخره یاد بگیرید که چطور میشه تمام...
اون خوابهای شیرین و قشنگ رو به خاطر آورد.
در این شرایط، معمولا اولین کاری که باید بکنید،
اینه که کاغذ و قلمی کنار تختتون بذارید،
تا خودتون رو عادت بدین...
لحظهای که بیدار میشین، همهچی رو یادداشت کنید.
حتی اگه چیزی یادتون نیست، میتونید فقط بنویسید:
«چیزی یادم نمیاد»، ولی با گذر مدت زمان کمی،
میتونین خوابهاتون رو با همین جزئیات کوچیک به خاطر بیارین.
اولش همهچی براتون گنگه.
اشیاء و رنگهای مبهمی توی ذهنتونه،
ولی با گذر زمان،
محتوای خوابهاتون شفافیت بیشتری پیدا میکنه.
بعضی وقتها خواب میبینید که دارید پرواز میکنید.
با اینکه به محله عجیب و جدیدی...
تو حومه شهر نقل مکان کردین.
بعضی وقتها ممکنه خواب ببینید که یکی با سرعت زیاد...
داره دنبال شما میکنه.
یا اینکه باید چالش عجیبی رو حل کنید...
که هیچجوره با عقلتون جور در نمیاد.
اگرچه مفاهیم این صحنهها رو نمیدونید،
ولی شاید به نوعی بشه کاربردی برای این...
متریال خام پیدا کرد.
خب، این دوستت اسمش چیه؟
ایشون فاکسیه.
خیلی سگ شاد و مهربونیه. عاشق آدمهاست.
- چه باحال. - کی اومده؟ کی اومده؟
یادمه یه شب تو خوابم دیده بودم.
با برادرزادههام تو پارک بودم،
و داشتیم با سگی که تازه گرفته بودم، قدم میزدیم.
بعد یه نگاه به پایین کردم،
دیدم قلاده تو دستم به دو بخش تقسیم شده بود.
یکیش تو دست برادرزادهام بود، یکی دیگه تو دست خودم بود.
اون لحظه بود که از خوابم الهام گرفتم.
بعد از اینکه بیدار شدم، یه طرح نصفه و نیمه ازش کشیدم.
آم، بعد سراغ چند تا تولیدی رفتم...
که خودشون بر اساس طرحهام، این قلاده رو برام درست کردن.
به نظرت سگت میدونه...
که دو نفر دارن کنترلش میکنن؟
کیف میکنه. عاشق توجهه.
اینطوری میزان مکالمه افراد...
وقتی که دارن راه میرن، بیشتر میشه.
مردم میتونن بیشتر با هم ارتباط برقرار کنن...
بگن «بریم اینجا، بریم اونجا».
همه هم میتونن از این تجربه لذت ببرن.
چه قشنگ.
سختترین بخشش نامگذاری روی محصول بود.
دقیقا چرا انتخاب اسمش سخت بود؟
به این علت سخت بود که متاسفانه...
مردم به کلمه «عشق» بار جنسی بیشازحدی دادن...
و اگه اسمش «قلاده عشق» بود،
مردم تعبیر خودشون رو داشتن...
مخصوصا وقتی که میخواستم چند نفر رو پیدا کنم...
که دور بستهها رو پلاستیک حبابدار بکشن و بستهبندی کنن.
کنجکاو بودن که توش چیه.
- آها، فکر میکردن اسباببازی جنسی باشه؟ - آره.
تو خوابم دیدم، محکم چسبیدمش. بهش ایمان داشتم.
بهش تکیه کردم و همون مسیر رو پیش گرفتم.
به نظرم هر کسی از پس چنین کاری بر میاد.
تا حالا شده خوابی ببینی که بگی ای کاش این رو یادم رفته بود؟
چند باری شده.
چند بار.
پس میتونین به دفتر خوابهاتون نگاه کنین تا...
ببینید توش چیزی پیدا میشه که کسی بخواد بخره یا نه.
مثلا ممکنه خواب یه مدل...
دستگاه چاپ سیار دیده باشین.
ولی وقتی سعی داشتین نسخه آزمایشیش رو طراحی کنید،
چندان کاربردی به نظر نمیاومد،
و بعد حتی کاشف به عمل اومد،
که چنین اختراع مشابهی،
قبلا توسط فرد دیگهای ثبت شده.
پس اگه نمیتونین از خوابتون محصولی کاربردی در بیارین،
شاید ارزش به خاطر سپردن خوابهاتون در این باشه،
که بتونین بهتر خودتون رو بشناسین.
مغز انسان همیشه به طرز عجیبی...
افکار عجیب و غریبی داره.
خیلی از اوقات بهتون پیشنهاداتی میده که اصلا نمیدونستین بهشون نیاز دارین.
تو زندگی واقعی هم زیاد از این اتفاقات براتون میفته.
حتما دلیلی داشته که انقدر...
چنین تصاویری رو به چشم دیدین.
اندیشه پشت تبلیغات هدفمند...
اینه که مخاطب مجبور نباشه مشتی زباله بیربط...
که دنبالشون نبود رو ببینه. آدم یاد زمانی میفته که...
واسه تبلیغات از کاتالوگهای گندهای استفاده میشد...
که هیچکس میلی بهشون نداشت.
یا ممکنه آدم توی تلویزیون تبلیغاتی رو ببینه...
که هیچ ارتباطی با خودش و نیازش نداره.
پس قصدمون از تبلیغات هدفمند اینه که افراد درستی...
تبلیغاتی که دنبالش هستن و بهشون ربط داره رو ببینن.
خب، مثلا از این فضا برای ایجاد آگهی تبلیغاتی...
- روی فیسبوک استفاده میکنید؟ - آره.
درسته. اینجا میتونیم مخاطبمون رو هدف قرار بدیم.
وضعیت رابطه عاطفی...
عه، بیش از شیش میلیون نفر همسرشون رو از دست دادن؟
- آره. - اوهوم.
عجب. این گوشت خوکه؟
آره، به احتمال زیاد.
در واقع هوش و برنامهای که ما توسعه دادیم قادر بر اینه...
تا ببینه وقتی یک نفر وارد سایتی میشه،
دقیقا به چی نگاه میکنه و چه انگیزهای داشته.
به نظرت با وجود این دادهها، ممکنه شما افراد رو...
بیشتر از خودشون بشناسید؟
آره، چون راستش رو بخوای...
این کار از پشت فایروال انجام میشه، خب؟
تو موقعیتی که کاربران تو حریم خصوصی خودشون هستن.
قطعا اونچه که آدم میبینه و انجام میده،
به طور ناخودآگاه فرق داره،
با چیزی که اذعان داره که فکر کرده و انجام داده.
الان صنعت تبلیغات هدفمند...
صنعت پرسودی محسوب میشه؟
بله، کاملا محسوب میشه.
اگه از پارکینگم فیلم بگیری،
میبینی که پنج ماشین توش پارک کردم،
با اینکه سه جایگاه بیشتر ندارم.
- پر کردن چنین گاراژی حداقل...
- نیم میلیون دلار پول میخواد. - وای.
تازه هر درب حسگردارش صد هزار دلاره...
بدون احتساب باقی مواردی که خرج چنین پارکینگی میشه.
درب پارکینگم که حرف نداره، ولی سوار یه ماشین شدن،
مستلزم اینه که یکی رو بیرون بیارم، تا بتونم اونی که مد نظرمه رو خارج کنم.
- درک میکنم. - نه که چندان مشکل بدی باشه،
ولی ترجیح میدم پارکینگ زیرزمینی داشته باشم.
وای خدا!
- صداش که حرف نداره. کیف میده. - یا خدا.
- آره. - پشت فرمونش نشستن خارقالعاده است.
- بذار کمربندم رو ببندم. - فکر خوبیه.
تازه یادم افتاد.
انگار چیزهایی که آدم تو خوابش میبینه،
میتونه تصویری از صادقانهترین امیال و آرزوهای اون فرد باشه.
شاید درست باشه که هر از گاهی بر اساس این احساسات تصمیم گرفت.
شاید بهتر باشه اون محصولی که...
تو خوابتون میبینید رو بالاخره خریداری کنید.
یا شاید روی چیزی سرمایهگذاری کنید. که سود زیادی بهتون برسونه.
اگه مدام خوابهای استرسآور،
مثل دعوا با عشق زندگیتون میبینید،
شاید بهتر باشه شرایط رو در زندگی واقعیتون بهتر کنید.
ولی همین مسئله شاید تبدیل به دعوای بزرگتری بشه،
که طرف مقابلتون بهتون میگه،
که شما هر بحثی رو در مورد خودتون میکنید،
یا اینکه دنبال کسی میگردن که بتونه برای رابطه فداکاری کنه.
و اینکه میگن شما چنین ویژگیهایی در رابطه ندارین.
شما هم التماس میکنید تا فرصت دیگهای بهتون بدن،
ولی در نهایت تصمیم میگیرن رابطهتون رو به پایان ابدی برسونن.
شما هم تک و تنها توی آپارتمانتون میشینید و...
تلویزیون تماشا میکنید و...
به حال خودتون حسرت میخورید،
که در نهایت همین احساسات...
منجر به بحران هویتی کامل میشه.
بعد ورزش رو شروع میکنید و...
با دوستان قدیمیتون ارتباط میگیرید.
سرگرمیهای جدید برای خودتون ایجاد میکنید،
که قبلا مد نظر قرارشون نداده بودین.
بعدش کمکم حس میکنین...
که به بهترین نسخه از خودتون تبدیل شدین.
اگر هم به حرف خوابهاتون گوش نمیدادین،
هیچوقت چنین اتفاقی نمیفتاد.
متاسفانه بعضی خوابها...
درکشون خیلی سخته و...
نمیشه به طور دقیق گفت که میخوان به آدم...
چه سمت و سویی بدن.
مثلا فرض کنید خواب دیدین که داشتین وارد...
لباسشویی عمومی محلتون میشدین.
ولی وقتی اونجا میرسین،
به جای اینکه ماشین لباسشویی پشت به دیوار صف کشیده باشه،
همهاش اجاق گازه و...
ملت به جای شستن لباسهاشون، دارن اونجا آشپزی میکنن.
No comments yet. Be the first to leave one.