هماهنگ با نسخه‌های زیر

Mushoku Tensei-Season2 Episode 05
Mushoku-Tensei-Season2-Episode-05
Mushoku Tensei Season2 Episode 05
Mushoku-Tensei-Season2-Episode-05-DigiMoviez
Mushoku-Tensei-Season2-Episode-05-DigiMoviez com
Mushoku Tensei S2 05
ناشر Hamid_Ice
█⫸ حمید احمدی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

web
480p
480
720p
720
1080
تاریخ انتشار: 2023-08-06
تعداد دانلود: 37
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 153 خط.

‫بالاخره رسیدیم.

واقعا طول کشید.

‫دیگه تو راه هیچ مردی باقی نمونده بود.

‫خب، من می‌رم این جیناس سان رو پیدا کنم.

‫الینالیزه سان شما چی کار می‌کنی؟

‫باهات میام.

‫چرا؟ به جادو علاقه داری؟

‫نه، ولی به پسرای هم سن تو علاقه‌مند شدم.

‫صحیح.

‫تو راه اینجا فهمیدم به خاطر نفرینش ‫چپ و راست با مردا می‌خوابه.

‫اگه مرتب با مردای دیگه نخوابه ‫نفرین زندگیش رو می‌گیره.

‫خب، راه بیفتیم؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫مترجم: ‫حمید احمدی

‫II

‫Mushoku Tensei

‫Jobless Reincarnation

‫ممنون از شکیباییتون. ‫من جیناس، از اساتید اینجا هستم.

‫از دیدنتون خوشوقتم. ‫بنده رودیوس گریرات هستم.

‫من الینالیزه دراگونرود هستم، ‫از اعضای گروه رودیوس.

‫باید بگم اصلا انتظار نداشتم ‫اینقدر زود شما رو ببینم.

‫خب، بهم توصیه شد که بیام.

‫از طرف کی؟ ‫اوه، تصور میکنم روکسی بوده باشه.

‫باید بگی روکسی سان مردک.

‫خب، تصور می کنم حالا که تا اینجا اومدین ‫قصد ثبت نام دارین؟

‫چیزایی هست که می خوام یاد بگیرم ‫و درموردشون تحقیق بکنم،

‫به نظرم اینجا بهترین ‫مکان براشون باشه.

‫خوشحالم که اینقدر صادقانه جواب دادین.

‫در این صورت، میشه ازتون بخوام ‫در یک آزمون شرکت کنین؟

‫چه آزمونی؟

‫دانشگاه ساختمونای زیادی داره.

‫همه‌شون مال دانشجوها است؟

‫برخلاف اکثر مدارس جادوگری،

‫اینجا به غیرجادوگرا ‫هم درس می‌دیم.

‫اوه؟

‫احیانا شامل مطالعه بیماری‌های ‫روانی نمیشه؟

به بیماریای غیرجادویی رسیدگی نمی‌کنیم.

‫ولی دوره‌های شفا بخشی، دفع سموم ‫و مطالعه نفرین رو داریم.

‫یکی از آشناهاتون بیماره؟

‫خب، یه جورایی آره.

‫که اینطور. پس برای پیدا کردن ‫درمان باید اینجا اومده باشین.

‫احسنت.

‫خب، می خواین چی کار کنم؟

‫شنیدم در افسونگری ‫بدون طلسم خوانی ماهرین.

‫می خوام بهمون نشونش بدید.

‫حقیقتش یه افسونگر دیگه ‫با توانایی شما اینجا داریم.

‫یکی از ماهرترین دانشجوهامونه. اسمش فیتزه.

‫از دیدنتون خوشوقتم. ‫من رودیوس گریرات هستم.

‫اگه همه چی خوب پیش بره، ‫از ترم جدید سال پایینی شما میشم.

‫امیدوارم اگه اشتباهی ازم سر زد، ‫بهم کمک کنید اصلاحش کنم.

‫بله.

‫فیتز هستم. خوشوقتم.

‫آزمونتون یک دوئل تمرینی خواهد بود. ‫مشخصا بدون طلسم خوانی.

‫متوجهم.

‫وایسا ببینم، اگه ببازم ‫باید شهریه بدم؟

‫عمرا پول بدم.

‫ها؟

‫اون عصا...

‫شروع کنید!

‫ها؟

‫چطوری؟!

‫واقعا چطوری؟

‫چطور اون کار رو کردی؟

‫طلسمیه به اسم جادوی اختلال. ‫اسمش رو نشنیدین؟

‫گند زدم. نکنه آبروی ‫یه سنپای رو بردم؟

‫خیلی لطف کردین سنپای!

‫چون تازه واردم گذاشتین برنده بشم، مگه نه؟

‫ها؟

‫چه دستای نرمی. ‫شرط می‌بندم تو عمرش به هیچ سلاحی دست نزده.

‫قول می‌دم یه روز جبران کنم.

‫و اینطوری شد که تو خوابگاه ‫دانشگاه موندگار شدم.

‫و بهم توضیح دادن که یه دانشجوی ‫ویژه دقیقا چیه.

‫همه از پرداخت شهریه معافیم، ‫بعضی وقتا می تونیم کلاس هم نریم.

‫تا وقتی ماهی یه بار سر کلاس برم، ‫بقیه وقتم آزاده.

‫ولی خارج از دانشگاه هر کاری بکنم ‫مسئولیتش با خودمه.

‫با این که بهم می‌گن دانشجو، ‫بیشتر شبیه یه محقق کار می کنم.

‫خب؟ بهم میاد؟

‫اگه دامنت رو کوتاه تر کنی ‫راحت تر مخ می‌زنی.

‫اونقدر کوتاه که لباس زیرت رو ‫نشون نده.

‫ولی اونطوری سردم نمیشه؟

‫تا روی رونت جوراب ساق بلند بپوش.

‫که اینطور. بی خود نیست ‫بهت می گن نابغه.

‫رئیس شورای دانشجویی چند کلمه‌ای ‫برای دانشجویان جدیدالورود سخنرانی می‌کنند.

‫اون شاهدخت آریل نیست؟

‫اونم باید فیتز خاموش باشه!

‫لوک ساما!

‫همون پسری نیست که ‫اون روز اشکش رو در آوردی؟

‫یادم نمیاد گریه کرده باشه.

‫ساکت باشید! آریل ساما قصد سخنرانی دارند!

‫چه مرد خوش قیافه‌ای.

‫یه کم شبیه پائوله.

‫علیا حضرت، لطف می‌کنید.

‫من آریل آنموی آسورا هستم.

‫شاخدخت دوم آسورا و رئیس ‫شورای دانشجویی دانشگاه.

‫همگی از سراسر دنیا برای یادگیری ‫به دانشگاه جادوگری رانوئا اومدید.

‫همه از نژاد های متفاوتی هستید. ‫انسان، شیطان، نیمه حیوان‌ها و نژادهای بسیار دیگری.

‫بعضا ممکنه از تفاوت های زبانی ‫و فرهنگی ترس داشته باشید،

‫ولی هیچ کسی نباید دیگران ‫را به صرف...

‫... تفاوت زبان و نژاد آزار دهد

‫بر خلاف سرزمین های مادریتون، ‫نظم اساس این دانشگاهه.

‫بییاین همه با هم قوانین رو رعایت کنیم. ‫مزاحم کسی نشید.

‫با این که ممکنه قوانین آزار دهنده باشن،

‫حرفای عادی‌ای زد.

‫لطفا فراموش نکنید که این قوانین برای حفظ امنیت شما و دیگران وجود دارند.

‫در حالت عادی فکر می کردم یه کلاس ‫حوصله سر بر عادیه.

‫ولی فکر کنم واقعا کاریزما داره.

‫به دانشگاه جادوگری رانوئا خوش آمدید.

‫برای همتون دوران خوشی رو آرزومندم.

‫لعنتی. یادم رفت یه کادویی چیزی ‫برای اون سنپای بگیرم.

‫نکنه ازم عقده به دل بگیره؟

‫با اجازه.

‫اس... استاد!

‫استاد! نکنه من رو فراموش کردی؟!

‫منم زانوبا!

‫نه فراموشت نکردم.

‫جان پدرت ولم کن شاگرد عزیز. داری می ترسونیم.

‫حالتون چطوره استاد؟

‫خب، خوشحالم که می بینم حال والاحضرت ‫هم خوبه.

‫از اون خوشم نمیاد، میو.

‫میو؟

‫لینیا دونو، این همون استادمه ‫که در موردش...

‫بیارش اینجا، میو.

‫وایسا ببینم... نکنه اینجا براش قلدری می‌کنند؟

‫چیزه، لینیا دونو...

‫ولی فکر می کردم زانوبا خیلی قوی باشه.

‫سلام، از دیدنتون خوشوقتم. ‫بنده رودیوس گریرات هستم.

‫مفتخرم که همکلاسی شما هستم.

‫به هر حال، جلوی همچین آدمایی ‫متواضع بودن بهترین کاره

‫بعدش تا جایی که بتونم طرفش نمیرم.

‫اوه، خوشم اومد. حد خودت رو می‌دونی. میو.

‫من لینیا ددولدیا هستم، سال پنجمی. میو.

‫پدرم، گیس، رئیس جنگجویان ‫روستای دولدیا در جنگل بزرگه. میو.

‫فکرش رو می‌کردم اهل دولدیا باشه.

‫ولی دختر گیس؟

‫گفته بود که دخترش بیرون روستا درس می‌خونه. ‫حالا فهمیدم کجا رو می گفت.

‫خاطراتم زنده شد.

‫آبی کمرنگ ها؟

‫بوی گند میاد.

‫عذر می‌خوام، میشه اسمتون رو بپرسم؟

‫پورسنا. شرایطم کم و بیش ‫با لینیا یکیه.

‫پورسنا سان! چه اسم قشنگی!

‫از دیدنتون خوشوقتم!

‫ووف.

‫هی.

‫بله؟ کمکی از دستم بر میاد؟

‫گفتی اسمت رودیوسه، درسته؟

‫بله، رودیوس گریرات. در خدمت شما.

‫از دیدنتون خوشوقتم.

‫کلیف گریمور، جادوگر نابغه.

‫بلند بلند به خودش می‌گه نابغه؟

‫خجالت نمی‌کشه؟

‫سال دومم، ولی به همین زودی ‫طلسمای پیشرفته همه عناصر رو یاد گرفتم.

‫شفابخشی، دفع سموم، ‫و جادوی الهی.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left