نخستین 200 خط.
...آنچه در "شوتر" گذشت
ما دنبال آدمهای تحصیل کرده مثل تو .میگردیم که کمکمون کنن
علاقهمند هستی؟ - .بله، قربان -
.من همیشه میخواستم با یکیتون آشنا بشم
.روسو حافظهی طولانیای داره
،جای روسو .میذارم زنده بمونی
.آره، شاید .روسو نمیکنه
من میخواستم اولین نفری باشم که به طور رسمی بهت خوشآمد بگه
.به خانواده این خانواده اسم هم داره؟
.تو سالها برای اطلس کار کردی
آخرش میخوان چیکار کنن؟
آخرین برنامه توی قدرت مطلق دولت چیه؟
.دیوان عالی
،اونو کنترل کنی .همهچیز رو کنترل میکنی
.تأییدیه همین الانشم روی تقویم هست
.این اتفاق میافته .ممکنه یه مشکل دیگه وجود داشته باشه
مدارک ارل سوگر هم ممکنه .یه نقشی داشته باشه
،بعد از اینکه دیروز رفتی .باما یه سر اومد
گفتش که باید شکایت اشتباهی کشتار .رو رها کنیم یا خودتون میبینید
.برو اون تو
.من اون کارت رو سالم میخوام
.سوگر، من هرطوریاش رو قبول میکنم
.در باز بود
.ما به پولای بابایی علاقه نداریم، جونیور
!آشغال عوضی
.سم
اورژانس، موردتون چیه؟
.سلام، همین حالا یه آمبولانس میخوام
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
«: مـتـرجـمـیـن: مــیــثـم مـوسـویـان و کـــســری :» .:: Caseraw , MeysaM.UnicorN ::.
،من مطمئن نیستم از کجا شروع کنم
بجز اینکه بگم اینکارو برای .زنم و پسرم انجام میدم
...من میخوام
.که قضیه رو روشن کنم
.هی
.خیلی دوست دارم دستم بهش برسه
...ببین، اون .اون همینطور فرار میکنه
اینو میدونی درسته؟ .بعدش خسته میمیره
خیلی خب، اگه جونیور ،توسط یه تفنگ دور برد کشته بشه
قبل از اینکه قلبش از کار .بیافته تو میافتی زندان
.اون یارو یه آشغال به تمام عیار ـه
.حتی ارزش یه گلوله رو هم نداره
.من یه نقشهای دارم
.هی... مواظب خودت باش
.هی، ممکنه بخوای بری سراغ گله باما
.فکر میکنم یه نفر قراره بمیره
.ما بستهایم
.برو پی کارت، سوگر
.سم وینسنت یه مرد پیری ـه
دوست داری یه پیرمرد رو کتک بزنی؟
هان؟ !من پیرم. یه ضربه بهم بزن
.من نمیدونم داری راجب چی حرف میزنی
.من به کسی دست نزدم
!دوباره بهم دروغ بگو .برو به جهنم
.من ایدهی بهتری دارم .تو اینجارو اداره میکنی
.میدونی ارّه با دست یه آدم چیکار میکنه
!خواهش میکنم، بس کن! دست نگه دار
از سم چی میخواستی؟ - بس کن، خواهش میکنم! -
.هروقت بهم بگی بس میکنم
!اون یه چیزی داره که مال بابام ـه
!مدرک !اون مدرک داره
!اه
،حالا، تو سریع هستی، سوگر .ولی در این حد سریع نیستی
.تفنگ رو بنداز... حالا
تو حالت خوبه، پسرم؟ - آره -
حالا، جایی بدتر از اینجا نبود .بخوای اینکارو بکنی
،اون چرخ گوشت رو میبینی اونجا مفت خریدمش
.ولی، لعنتی، خیلی قدرتمنده
.حتی دی.ان.ایات رو هم نمیتونن پیدا کنن
راجب یه سری پسرا تماس ناشناس گرفتم
.که رو مشکلاتشون کار میکنن .میخوام اسوگر دستگیر بشه
به چه جرمی؟
،ورود غیر مجاز به ملک ،حمله با یک سلاح مرگبار
،قصد کشت داشتن .یه دیوث بودن
.خب، اون آخریه که حتی یه جرم نیست
،و بغیهاش هم بخوایم بگیم
.بنظر میاد که پسر شما خراب کرد
.باب لی داشت کمکش میکرد رو پاش برگرده
.مزخرفات رو تموم کن، براون
.اون کلانتر براون هستش، رد
،و اگه من بگرم جرمی درکار نیست .جرمی درکار نیست
،اگه نمیخوای پسرت بیاد پاسگاه
.به من بگو چه اتفاقی برای سم وینسنت افتاد
ما نمیدونیم تو داری راجب چی .حرف میزنی، کلانتر
.شاید، شایدم نه .بهرحال، در تماس خواهیم بود
.بزن بریم، باب لی
.یه اسب رنگ پریده داره میاد سراغت، باما
.من از تو نمیترسم
.چرا، میترسی
.وگرنه اینجا نمیبودی
همینطوری میذاری سوگر بره؟
.اون قضیه نوارها رو میدونه
.اوه، ببند گاله رو
من یه احمق بزرگ کردم؟
فکر میکنی میتونی سم وینسنت رو بندازی تو بیمارستان
و هیچ اتفاقی بعدش نیافته؟ .به من گفتی به عهدهاش برسم
نه که سعی کنی آدمی که .باب لی سوگر رو بزرگ کرد بکشی
.خدا لعنتش کنه
،اگه الان در و داغون نبودی
.بخدا خودم میگرفتم تا میخوردی میزدمت
.میخواستم کمکت کنم - میخوای کمک کنی؟ -
.بقیه وسایلت رو فراموش کن .ما حالا میریم
.امیدوارم پیراشکی آورده باشی - .نه با این کون -
.ما باید یه نقشه بکشیم
،برای بار ۱۰۰ام به دوستت جدیدت
،توی جاستیس، مارگو زنگ بزن اونوقت میتونیم
.یه جور قرار حفاظت امنیتی جور کنیم
چرا، به یه خونهی شهری خوب توی آریزونا فکر میکنی؟
.منظورم اینه که، فلگاستف یه جوریه
.ما به مارگو یا کسی زنگ نمیزنیم
،اگر که سرپرست خدمه اطلس هستش
.پس رئیس جمهور هم میتونه توش دست داشته باشه
.ما هیچ یاری نداریم
،اگه حق با آیزاک ـه ،پس... پس آره
.گزینههامون داره تموم میشه
،اگه رئیس جمهورم تو قضیه هست کل داستانو عوض میکنه، درسته؟
.ما نمیتونیم اونو بگیریم .همه گرفتنی هستن
.رفتن سراغ رئیس جمهور راه خوبی برای مردن ـه
و من بهت گفتم تا همشون رو .نگیرم دست نگه نمیدارم
خیلی خب، قبل از اینکه شروع کنید نقشه ریختن
،برای یه ترور رئیس جمهور دیگه
ام، من داشتم پروندههای سوختن .پاتریشیا رو مرور میکردم
شاید بتونیم گولد فشرده کنیم .تا به اطلس برسیم
رئیس خدمهی رئیس جمهور خوشش نمیاد
.اون وارد دنیا بشه
.واسه شروع خوبه
.نه، اونم یه ایدهی بدرد نخور دیگهاست
،اگه مستقیما سراغ گولد بری ،ما رو لو میده
.و ما هیچی در عوضش نمیگیریم
من حاضرم به انجام کارای دیگه .هستم ولی نه فرار کردن
پس آمادهای که به خطر بندازیش؟
.تو و من هیچی رو بخطر نمیندازیم
.هریس تازه برای کار داوطلب شد
صبرکن، چی؟
جون باهات میاد؟
چی؟
اون قول داد سیبزمینی له شدههایی .که دوست دارمو بیاره
.با عصاره گوشت اضافی .نه، نه، نه، نه
.من ارل نیستم، سم .باب لیام
.تو توی بیمارستانی
.باید به حرفت گوش میدادم ارل
.باید حقیقت رو میدیدم
.من مجبور نبودم برم اونجا و مثل تو بجنگم
...نمیتونستم بفهمم چرا تو بخوای
.به همه بگی چه اتفاقی افتاد
.پلیس وسایل سم رو بهم داد
اون چشه؟
.اون کل روزو میومد و میرفت چرا؟
چی بهت گفت؟
...اون فکر میکنه من بابامم، و
.یه چیزی اون تو هستش
چیه؟
.نمیدونم .فکر میکنم ضبط صوتش ـه
باتریاش هنوز کار میکنن؟
اوه، تو باید بیسبال بازی میکردی، پیر مرد
.سوگر ارزش مردن سرش رو نداره
...این - .جونیور ـه -
،من مدارک ارل رو میخوام
.و الان میخوامش .برو و منو بکش
.ثابت میکنم که رد چه پسر احمقی داره
.جونیور یه چیزی راجب این گفت وقتی که دیدمش
.براون اینو میشنوه
منظورم اینه که، داره راجب چه مدرکی حرف میزنه؟
.نمیدونم
شماها شام میخواین؟
.کافتریا به زودی میبنده
.نه، نمیخوایم .ممنون
من... من بهش زنگ میزنم
.ببینم میتونه بیاد یا نه
،یه گروه مخفی هست که قبلا اسمش ققنوس بوده
.ولی الان یه اسم دیگهای دارن
.اطلس
.من تو شروعش کمک کردم
.و بخاطر اون، من متأسفم
...ولی منم گناهکارم
.و هرگونه مجازاتی که باشه رو قبول میکنم
...وقتی که مردم
.این رو سوگندنامهی من بدونید
.ما انتظار حداقل مقاومت رو داریم اینجا
.شمال دوسانگ
،بنظر خیلی باید رفت داخل .خانم میفیلد
.بله
،ما تورو اینجا با چتر پیاده میکنیم ،محمولهی رو هم اینجا میبینیم
.و از کار میندازیمش چه چیزی دارن حمل میکنن؟
.اسلحه .بیشتر به سرقت رفته
.اونا رو به ویتکانگ میبرن
.این خط دو ساله که قابل استفادهاست
.ما قراره میانجیگری بکنیم .خیلی خب
.خانم - .من سرگرد ریموند بروکس هستم -
،دستهی ای-۱۰۱، کمپانی سی
.گروه مأمورین ویژهی پنجم
احانت نباشه، ولی خیلی جوونی که یه سرگرد باشی
چند وقته توی کشور بودی؟ .از سال ۶۸، قربان
.جنگ لنگ وی
.تعجب میکنم بخای توی کمبوجیه باشی
،با توجه به اینکه، اه .اونا مخالف مبارزه کردن شدن
اه، متأسفانه، خودمون .دوستامون رو انتخاب نمیکنیم
.سر شام قضیه رو برات تعریف میکنم، سرگرد
اه، ما راجب هدف بحث نکردیم
:بهت گفتم .خط ذخایر
No comments yet. Be the first to leave one.