نخستین 200 خط.
.ممنونم، نیویورک
،برام باعث افتخاره که اینجا نشستهام
.و به عنوان شهردار، امشب با شما صحبت میکنم « آنچه گذشت »
ازت یک درخواست دارم - میخوای یکی رو بکشم؟ -
.فاگی نلسون
...دنبال
!فاگی
،رفتم رایکرز .بن پویندکستر میخواست منو ببینه
پیش خودت چی فکر کردی، مت؟ اون؟
.آره
،میدونی چیه؟ برام مهم نیست .طوری نیست، به من مربوط نیست
کارن؟
،مت، داری از من در میری
.به صورت فیزیکی و عاطفی محو میشی
.اونجا که بودیم صدای ضربان قلبت رو شنیدم
وقتی که دیدمت شنیدیش؟
.مطمئنا آدرنالین بوده
.فاگی بهت باور داشت
،هرچی که پشت نقاب پنهان میکردی ،پشت اون چشمهات
،همه چی رو میدونست .تو رو میشناخت، منم همینطور
.خوشحالم برگشتی
چری مزدورت شده؟
اون پژوهشگرم شده - صبح بخیر، افسر -
.من بالای هرمی هستم که بیش از 500 دادیار زیر دستمه
فقط کافیه حتی بری دادگاه تخلف رانندگی
.تا اونجا هم موی دماغت بشن
بیبی، اسمت مخفف چیزیه؟
.اسم عموم رو روم گذاشتن
.بن یوریک
میدونستی ویلسون فیسک
مظنون اصلی قاتل عموت بود؟
فکر کردی چرا اینجا اومدم؟
.همه چیزهایی که مینویسم به اسم خودم نیست
پس اگه خواستی یه چیز ،واقعی منتشر کنی
.یه ایمیل روی این کارت هست
.خانم گلن، بذارید شهردار و خانم فیسک رو معرفی کنم
میخوام که شما
.بشید رئیس کمیسیون سلامت روان شهرداری من
.باعث افتخارم میشه
از شایعاتی که دورت هست خبر داری؟
یا شاید بهتره بهت بگم سوردمن؟
این الان تهدید بود؟
،البته که نه .یه اخطار جزئی بود
.این شهر توی بحرانه
خودتون رو عضو موسس .گروه ضربت ضد پارتیزان بدونید
،دوربینی به لباستون وصل نیست !پروسه قانونی لازم ندارید، حکم رسمی نمیخواید
،و در آینده پیش رو .ساعت منع رفت و آمد 8 بعد از ظهره
.شهر نیویورک حالا تحت حکومت نظامیه
.باید این شهر رو پس بگیرم، کارن
از کجا شروع کنیم؟
« تولد دوباره نیویورک، با کمک شهردار فیسک »
خب، شهردار فیسک همه چی رو درست کرد؟
.آره
،میدونی، روزنامه میخونم ...اعداد و ارقام رو دیدم، مثل
جرمهای ضربشتم و خشن .خیلی کم شده، جرمهای دزدی هم همینطور
.ولی گور بابای روزنامه
.میتونی حسش کنی، نیویورک بهتر از همیشه بوده
«مارول ریپورتر، ارائهای کامل از دنیای بیپایان مارول» .::: @MarvellReporter :::.
.برو، برو، برو
!پیداش کن
!کاپیتان، نگاه کن
چی رو؟
...شیطان
.اونها میان سراغمون
.نمیتونی، آدم اون پایینه
میشناسیشون؟
.من که نه
بهمون از قبل گفتن که اگه .بهمون حمله شد چیکار کنیم
.خودت میدونی اگه نکنیم چی میشه
!بیا بریم، کاپیتان! باید بریم
Bist :ترجمهای از @BistThunder :در تلگرام
« تولدی دوباره : دردویل »
.کشتی ستاره شمالی رفته توی کل اخبار
.پیامت رو قطعا برای فیسک فرستادی
.حق با منابعت بود، واقعا بزرگه
.مثل یه درز روی زره فیسک میمونه
،کشتی پر اسلحه بود .لانچر موشک، تفنگ جنگی
در سطح ارتشی، اروپایی بودن فکر کنم - خدای من -
.داره از بندر آزاد برای قاچاق اسلحه استفاده میکنه
فکر کنم ضربه خوبی بهش زدیم - خوبه -
.فیسک قراره دیوونه بشه
،آره، فقط در عجبم که چرا
و این همه قدرت تسلیحات برای کیه؟
.میدونی که کی میتونه بفهمه
.آره، آره، بهش زنگ بزن
باید به همه بگیم که شهردار .داره اسلحه قاچاق میکنه
تمام سلاحها هنوز هم توی کشتی .هستن، درست بیرون بندر
پس، قدم بعدی چیه؟
.اثباتش کنیم
.باشه، خیلیخب، مطمئنا میتونم یه کارهایی بکنم
اوه، آره؟
.پس روش حساب باز میکنم، خانم پیج
نمیخوای از بیمارستان مترو جنرال درخواستی کنم؟
.نه
درد یا زخمی نداری؟
.نه
.پس فکر کنم امشب، شب خوبی بود
.میتونه بهتر بشه
مدیریت بندر تایید کرد که کشتی غرق شده .و ورودی بندر رو مسدود کرده
تا وقتی که کشتی ستاره شمالی جابجا نشه .هیچ کشتیای نمیتونه وارد بشه و پهلو بگیره
.کالاهای فاسدشدنی به نیوجرسی منتقل میشن
.این یه حمله تروریستیه
.توسط پارتیزان هلز کیچن برنامه ریزی و اجرا شده
.آره، آه، فکر کنم میتونم اینو بهشون بگم
.پاول، میخوام عملیات نجات رو سازماندهی کنی
.فهمیدم، تا صبح براتون یه گروه آماده میکنم
.دنبال دردویل و کارن پیج بیشتر بگردید
.بله، قربان
...باک
کی بجز من و تو میدونست محموله اون کشتی چیه؟
.فقط کاپیتان و کمک کاپیتان، قربان
.پیداشون کن
« کشتی در نیویورک غرق شد »
.بله، خودمم
.آره، دارم نگاه میکنم
.آره، به نظرم "بگایی" توصیف خیلی مناسبیه
،نه، نه، طوری نیست .خودم میرم اونجا
.نیاز دارم مسیر رو طی کنم
خب، نظرت چیه؟
شهردار فیسک تمیزش میکنه - من نگران آلودگی هستم -
عزیزم، داریم درباره ایست ریور .صحبت میکنیم، خب؟ همیشه کثیفه
،یه پوشک بچه اونجا شناوره .من نگران اون نقابدارهای حرومزاده هستم
،برام مهم نیست که نیاز داره چیکار کنه ،قرنطینه، گروه ضربت
.هرکاری لازم باشه، هرچی
...اگه این حیوونها همچین کاری میتونن بکنن
دیگه چیکار میتونن بکنن؟
.فیسک داره دیوونه میشه
.احتمالا بیشتر طول بکشه که منبعهام رو ببینم
قرارمون ساعت چهار؟
اگه تا 5 برنگشتی، توی .مکان پشتیبانی همدیگه رو میبینیم
تو خوبی؟
.منظورم اینه، هربار همینه، مت
،مهم نیست چقدر بهش نزدیک بشیم ،مهم نیست چیکار باهاش کنیم
.فیسک دوباره در میره
.حتی بدتر از قبل
آره، به خاطر همینه که باید بیشتر تلاش کنیم، نه؟
.آره
،ثابت میکنیم که داره اسلحه قاچاق میکنه
و داره از بندر آزاد برای پر کردن .جیب خودش و رفیقهاش استفاده میکنه
...به شهر نشون میدیم، به آلبانی نشون میدیم که واقعا کیه
.جوابگو قانون میشه
.باید بهش باور داشته باشم، کارن
.جس همین الان لیست بار کشتی رو درآورد
خب، فهمید که برای کی سلاح قاچاق میکنه؟
،آه... نه
.ولی اطلاعات کاپیتان و کمک کاپیتان رو درآورد
هر دو ملیت قبرسی دارن و هر دو .خانوادهشون توی آستوریا هستن
.خیلیخب، چکش میکنم
خیلیخب - هی، مواظب باش -
.اونها اینجا هستن، قربان
.خوبه که دوباره میبینمتون، آقای گومز
هنوز دادستان رو ملاقات نکردید، شهردار فیسک؟
.نه، فرصت نشده
.البته که نه، و مشخصا باید بگم که تلاش زیادی هم کردید
.توی نیویورک کار سرم ریخته
.به خاطر همین اینجا هستیم درواقع
شما به خودتون قدرتهای فوقالعادهای .در مواقع اضطراری دادید
،طرح خیابانهای امنتر شما پارتیزان رو با تروریستها برابر میدونه؟
و همینطور حکم حبس ابد تحمیل شده
برای هرکسی که به جرم .اقدامهای فراتر از قانون رفته
و منظورتون دقیقا چیه؟
منظور من اینه که تصمیمهاتون .تحریکآمیزه، آقای شهردار
،این تصمیمها نه با فرماندار مشورت شده
.و نه با من
.آره، و یه کشتی توی ایست ریور دارید که غرق شده
لطفا به فرماندار بگید که مجرم
.با صدای بلند و با چشم واضح، به عدالت سپرده میشه
.قول دادم که خیابونها رو تمیز کنم و انجامش دادم
،گوش کن، ویلسون، فقط سعی دارم بگم که
محاکمه پارتیزان بررسی و توجههای .زیادی به خودش جلب میکنه
.دفتر من هم باید توی این قضیه دخیل باشه
،میدونم از این روند خوشت نمیاد .ولی ما بهش میگیم نظارت
.آه، خیلیخب، سلام، ببخشید دیر کردم
میدونستید جیروکینگ توی منهتن شعبه داره؟
اون خط دور جعبهشون ،واقعا میگم، دیوونه کننده بود
،ولی تروخدا این رو نگاه .نیم کیلو بهم غذا دادن
ببخشید - بله؟ -
،آه، نمیدونم حراست چجوری اجازه داد بیای اینجا
یا شایدم قرار بود اینجا باشی؟
.قطعا قرار بود اینجا باشم، شیلا
و شما آقای...؟
.چارلز، آقای چارلز
آم... خب، اهل کجایید؟
...آم
.خیلی خوبه، اهل لنگلیام
،نمیدونم تو یا از طرف هر آژانسی که هستی ...فکر کردی کی هستی که اومدی اینجا، ولی
،خب، منم نمیدونم معاون فرماندار دقیقا کیه
پس با هم برابر شدیم، مگه نه، خوآن؟
...خب، حالا هرکی که هستی
.بدون که ازت ترسی نداریم
.باید اون تلفن رو حتما جواب بدی
.استیورود هستم
اوه؟
.آره، کاملا درک میکنم
.بله، خانم دیفانتین
،همونطور که میگفتم، آقای فیسک دفتر من کاملا از شما و سیاستهاتون
درباره پارتیزان، طرح خیابانهای امنتر .و همه اینها حمایت میکنه
و مسئله نظارت؟
.مشکلی پیش نمیاد
.از لطفتون ممنونم
No comments yet. Be the first to leave one.