نخستین 200 خط.
من واسه پيشرفت جايگاهم هر کاري لازم باشه ميکنم، حتي ازدواج
گرفتمت
اسم اون ميزبان دوجيما اُتاروئه
پسر کاپيتان کشتي اي که 12 سال پيش غرق شد
ممکنه دنبال واقعيت پشت اون حادثه باشه
!کازوما
من هميشه عاشقت بودم
ميتونيم با هم بميريم
اُساناي کازوما از دوستان نزديکتونه؟
ما با هم يه جا کار ميکرديم
غير از اون اطلاعات ديگه اي دارين بهمون بدين؟
وقتي تحت تعقيب بودم اون باديگاردم بود
تعقيب؟
ولي اشتباه ميکردم
...تعقيب کننده ي واقعي
!کازوما
فعلا کافيه، به محض اينکه اطلاعات بيشتري دستگيرتون شد به ما اطلاع بديد
هوي، داري چيکار ميکني؟
لطفا باقي ماجرا رو بسپريد دست پليس
بازم بهتون سر ميزنيم
...بهت نگفتم
سايکو داره نجاتت ميده، اِيت
سايکو يه راز باورنکردني داره
...ميخوام از بوسه ـش
استفاده کنم
تيم ترجمه ي OpUs SuB تقديم مي کند
:ترجمه و زيرنويس Mahboobe1994 - محبوبه
بوسهي مرگبار
:در تلگرام ما را همراهي کنيد @OpusSub
اون روز، قايقي که من و مادربزرگم توش بوديم غرق شد
من به سختي موقع حادثه رو يادم مياد
فقط يه چيزُ هنوزم خوب و واضح يادمه
اونم پسريه که وقتي داشتيم تو اقيانوس غرق ميشديم نجاتم داد
!کوتا! کوتا
دلم ميخواد هم من هم اون يکي پسر
...برگرديم
دلم ميخواد برگرديم
دلم ميخواد برگرديم به قبل از اون حادثه
حالت خوبه نگران نباش
از وقتي نجات پيدا کردي تا حالا هفت روزه که بيهوشي
انگار وقتي نجاتم دادن قلبم از کار واستاده بوده
مادربزرگم خيلي خوشحال بود و بهم گفت اين يه معجزه بوده
سايکو، چرا اين کفش دست توئه؟
انگار تمام مدت تو دستت نگهش داشته بودي
چه بلايي سر اون پسرا اومد؟
يادم نمياد
از فهميدنش ميترسيدم
اون موقع نميتونستم به کسي بگم
ساتو سان
لطفا با من بيا بيرون
فکر کنم واسه همينه که تنبيه شدم
باي باي - باي باي -
هر وقت کسي رو ميبوسيدم قلبش از کار ميفتاد
...مرده
...و بعد خودمم ميمردم
ولي وقتي دوباره چشمامُ باز ميکردم ميفهميدم
برگشتم به 7 روز قبل
دليل برگشتن به 7 روز قبل... چي بود؟
صبح بخير
!ساتو داره مياد !ساتو داره مياد
اون يه خواب عجيب درباره ي بوسيدن ساتو ديده
وحشي
از اون به بعد، من دور از چشم مردم زندگي ميکردم
ساتو سان، اين ماه واسه تحويل بسته هات اينُ بپوش
...اگرچه
لطفا امتحانش کنيد
خيلي ممنون
اگرچه تصميم گرفته بودم ديگه کاري ،با مردم نداشته باشم
...ولي اون روز
خسته نباشيد
خسته نباشيد
سم؟
هيجان زده کردنشون با تو
من ديدمش
اون بي خبر از همه جا سمُ سر کشيد
بايد نجاتش ميدادم
...ممکنه
بميري
واسه اينکه نترسونمش
به زور لبخند زدم
چيکار ميکني؟
با بوسيدنش
جلوي اون اتفاق
گرفته ميشد
...خبر بعدي
بامداد امروز، يک ميزبان کلوب به نام دوجيما اُتارو سان
در منطقه ي شينجوکو کابوکيچو توسط همکارش
به ضرب چاقو زخمي شد
پليس درحال جستجو براي يافتن مظنون فراري به نام اُساناي کوياماست
اولين باري که سايکو منُ بوسيد
بعد از خوردن اون نوشيدنيِ مسموم بود
بعد از اينکه بوسيده شدم
برگشتم به روز هفدهم
بار دومي که بوسيده شدم
دوباره برگشتم به روز هفدهم
روز مهموني شمارش معکوس
يه نفر از رو پل هلم داد پايين
بعد از اون دوباره بوسيده شدم
و وقتي چشمامُ باز کردم، برگشته بودم به شب کريسمس
موقع سال نو وقتي از پشت چاقو خوردم
و بعد از اون اتفاق تو باشگاه سوارکاري
سايکو باز منُ بوسيد
هر بار برگشتم به 7 روز قبل
...کازوما
هنوز زنده اي
چرا اين کارُ با من ميکني؟
نفهميدي نه؟
چي رو؟
خيلي وقت پيش... ازم خواستي با هم يه کلوب راه بندازيم، يادته؟
من واقعا خوشحال شدم
از خوشحالي رو پام بند نبودم
ولي روز بعد
تو از کلوب استعفا دادي
و از جلو چشماي من غيبت زد
فراموش کردي
به خاطر اين جنبه ـته که بهت ميگن رذل
التماست ميکنم، منُ نکش
نميخوام بکشمت
ميخوام نجاتت بدم
وقت مردن که ميشه همه ازش بيزارن
من نميذارم بهت بگن رذل
تو... ديوونه اي
من دست از تعقيبت برنميدارم
...بس کن
خواهش ميکنم بس کن
بيا باهم بريم
اِيت
زنده اي؟
!قاتل، عجله کنيد
خودشه، يالا بگيريدش
!وايسا - !وايسا -
!وايسا
بهتره به جاي اينجا موندن پيش يکي از دوست دخترام قايم بشم
فرار بي فايده ـس
من همه چيزُ درباره ي همه ي دوست دخترات ميدونم
کازوما خواهش ميکنم تمومش کن
کازوما؟ تلفن کازوماس؟
الو، پليس؟
کازوما، من نميتونم جوابي به احساساتت بدم
لطفا منُ فراموش کن
غيرممکنه همچين کاري بکنم
پس تنهايي بمير لعنتي
نبايد قطع کنه
...ميفهمم
،اگه قراره همچين حرفايي ازت بشنوم
اون چيزي که بيشتر از همه ميخوايُ
با خودم ميبرم
چي؟
!صبر کن کازوما
...رئيس
چي؟
!فکر کردي ميتوني 10 ميليارديِ منُ با خودت ببري
بعد از اين همه اتفاق هنوزم پولُ به جونت ترجيح ميدي
فقط عجله کن - باشه -
بله؟ - ميکوتو سان منم اِيت -
ها؟ حالت خوبه؟ اخبارُ ديدم
اونا رو ول کن، تو الان تو دانشگاهي؟
کسي مثل معلم يا دانشجوي ديگه اي همراته؟
!اينا به تو چه ربطي داره؟
ديگه بهم زنگ نزن. فکر نکنم لازم باشه ديگه همديگه رو ببينيم
زود خودمُ ميرسونم اونجا، همونجا بمون
چي؟
چرا راه نميفتي؟
ميبيني که جاده بسته ـس کاري نميشه کرد
لعنتي
اون در امانه
...کازوما
!ميکوتو سان
فرار کن
ميکوتو سان؟
هي، يه چاقو دست اون ياروئه
!ميکوتو سان - !برو کنار ميزبان لعنتي -
تحمل کن، الان زنگ ميزنم به آمبولانس
ميکوتو چطوره؟ حالش خوبه؟
چيز خاصي نيست ولي الان نميخواد کسي رو ببينه
کجاش زخمي شده؟
يه بريدگي بزرگ رو صورتشه
اوني که به ميکوتو حمله کرد از آشناهاي توئه؟
چرا اين بلا سر دختر عزيز من اومد؟
کيوکو سان خواهش ميکنم آروم باشيد
بشينيد
ميکوتو
من دارم ميام تو
!برو بيرون
...ميکوتو
بهم نگاه نکن
...متاسفم که نتونستم ازت
محافظت کنم
...اگه کنارت بودم
از اين به بعد
هميشه کنارتم
...ولي
واقعا خدا رو شکر که
...زنده اي
مهم نيست چه سختي هايي سر راهمون قرار بگيره
بيا باهم به همه ـشون غلبه کنيم
...تاکااوجي
لطفا برو
!ديگه هيچوقت کاري به کار ميکوتو نداشته باش
لعنتي
No comments yet. Be the first to leave one.