A Series of Unfortunate Events

A Series of Unfortunate Events

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

A Series of Unfortunate Events S01 Complete 1080p WEBRip 6CH HEVC x265 RMTeam Edited
A Series of Unfortunate Events S01 Complete 720p WEBRip HEVC x265 RMTeam Edited
A Series of Unfortunate Events S01 Complete 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA Edited
A Series of Unfortunate Events S01 Complete WEBRip FS Edited
A Series of Unfortunate Events S01 Complete 720p 1080p NF WEBRip x264-ViSUM Edited
A Series of Unfortunate Events S01 Complete All Versions Edited
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S01 Complete Edited
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S01 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA Edited
Lemony Snickets A Series of Unfortunate Events S01 720p WEBRip HEVC x265 RMTeam Edited
ناشر Reza_potter7
►►نسخه ویرایش شده | رضا بلالی و محـمد و شیریـن و نـاصر | TinyMoviez پروژه‌ی مشترک با ◄◄

برچسب‌ها

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
TS
2CH
720p
720
x264
تاریخ انتشار: 2017-02-11
تعداد دانلود: 35
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 198 خط.

«مجموعـه ماجــراهای ناگــوار»

:شروع ناگوار بخش اول

.به بئاتریس - مَحبوب، مِهربان، مُرده

...اگر داستان هایی دوست دارین که پایان خوشی دارن

پس بهتره برین و یه چیز دیگه تماشا کنین

...این داستان، پایان خوشی که ندارد، هیچ

.آغاز خوشی هم ندارد آن وسط‌ها هم ماجراهای چندان خوشی اتفاق نمیافتد

اسم من "لمونی اسنیکت" ـه

این وظیفه ناراحت کننده به عهده‌ی منه ...تا سرگذشت ناگوارِ

بودلرها" رو که چندین سال پیش اتفاق افتاده، نقل کنم"

...ولی شما به عنوان تماشاگر همچنین تعهدی ندارین

و به تمام بیننده‌هامون توصیه میکنم ...که بلافاصله این سریال رو قطع کنن

.و به جاش یک چیز خوشایند تماشا کنن

این ماجرا، وحشتناک، غمگین و "مصیبت بار" خواهد بود

"معنی "مصیبت بار" اینجا یعنی، "وحشتناک و غمگین

...به این خاطر که اتفاقات خوش زیادی

در زندگی بودلرها نیوفتاد

ویولت"، "کلاوس" و "سانی"، بچه های باهوشی بودن"

...جذاب و مبتکر، و صورت جذابی هم داشتن

اما تا بخواهید بدبیار بودن

...و بیشتر چیزهایی هم که به سرشان میومد، همه‌اش از

بدبیاری، بدبختی و درموندگی بود

...ببخشید که اینارو بهتون میگم

ولی این ماجرا همینه

ساحل "برینی بیچ"، لطفا

...خانواده بودلر در یک قصر عظیم

...در قلب شهری کثیف و شلوغ زندگی میکردند

...و یک روز پدر و مادرشون ناگهان از اونا خواستن

تا چرخ دستی زِوار در رفته‌ای رو به ساحل ببرن

برام سواله که چرا بابا و مامان نخواستن با ما بیان

شاید از این چرخ "زوار در رفته" خوششون نمیاد

...زوار در رفته" اینجا یعنی"

"چیزی که چیزی نمانده متلاشی بشود"

...هی بچه‌ها! نمیخواین برین به فستیوالِ شادی

که کلی سواری باحال و بازی و خوراکی داره؟

"فستیو" یعنی "خوشی"

میدونیم فستیو یعنی چی

ممنونیم، ولی صبح زیبایی برای رفتن به ساحله

هوا ابری و تاره - برای همین عالیه -

هرجور راحتین

،وقتی هوا گرم و آفتابی بود ...ساحل پر از توریست میشد

و دیگه محال بود بشه جای خوبی برای پهن کردن زیرانداز پیدا کرد

،در روزهای تار و ابری ...ساحل مال خود بودلرها میشد

تا بتونن باهم روی پروژه ها و آزمایشاتشون کار کنن

حاضری؟ - شروع به کار کنیم -

فکر میکنی این به خوبی صندوق پست میشه؟

فکر میکنم از اون هم بهتر میشه

ویولت بودلر، بزرگترین فرزند بودلرها بود

...اون 14 سالش بود، راست دست

استعداد عجیبی در اختراع و ساخت دستگاه های عجیب‌غریب داشت

با ساعت پدربزرگ به مشکل خوردم

میتونی بهم نشون بدی که مشکل کجاست؟

...میبینی؟ نون رو تست میکنه

ولی عقربه دقیقه پنج دقیقه عقب میوفته

شاید مشکل از چرخ دنده هاست

.اگه باشه خیلی بد میشه خودم ساختمشون

...وقتی ویولت بودلر موهاش رو اونطوری میبست

...نشونه این بود که قرقره ها، اهرم ها، و چرخ دنده های ذهن خلاقش

با تمام سرعت مشغول کار هستن

کلاوس با چه زاویه‌ایه بهتره پرتاب کنم؟

...زاویه پرتاب باید

کلاوس بودلر فرزند وسط و تنها پسر خانواده بود

...یه مقدار از 12سال بیشتر بود و عینک میزد

که ظاهرش رو باهوش نشون میداد

البته هنوز به مواد پرتاب مناسب نیاز داریم

اون باهوش بود

ویولت، این جمله از "پروست" رو درست نمیفهمم

میشه برام بخونیش؟

...خوشحالی برای بدن، مفیده"

"ولی این غم هست که قدرت ذهن را افزایش میدهد

شاید به خاطر ترجمه‌اشه

شاید به زبان اصلی فرانسه معنی بده

سانی، مواد پرتاب مناسب رو داریم؟

...سانی بودلر یک نوزاد بود

...که اینجا یعنی "کسی که در سنی قرار داره

"که بیشتر با کلمات غیر مفهوم و جیغ و داد صحبت میکنه

و اکثر مردم توی فهمیدن حرفاش مشکل دارن

میتونی یه سنگی پیدا کنی که سنگ‌ماسه نباشه؟

...البته سانی کمبود مهارت های ارتباطیش رو

با اندازه و تیزی چهارتا دندونش جبران کرده

عالی شد سانی، مرسی

،ببخشید، ویولت ولی چرا از دست چپ استفاده میکنی؟

...میخوام ببینم میتونم این سنگ رو

با دست چپ به خوبی دست راست بندازم یا نه

...نمیخوام نقد کنم

ولی متدهای علمی استاندارد سیستم های ثابت رو میطلبه

باید از استاندارت که دست راستته استفاده کنی

به نظر منطقی میاد

موافقم

کلاوس، اون چیزی که انیشتین گفت، چی بود؟

زیباترین چیزی که میشه تجربه کرد، رمز و رازه"

"چرا که منبع تمامی علم و هنرهای حقیقی‌ست

و اون چیزی که "جیمز براون" گفت چی؟

"چیزی در درونمه که میخوام فریاد بزنم"

"یه چیزی توی وجودمه که میدونه ماجرا از چه قراره"

!من کارم درسته

کار کرد

غیر از این هم انتظار نداشتم

بله، اختراعش کار کرد

...الان موقع مناسبیه که شما برین

و فکر کنین که باقی ماجرا به همین اندازه موفق و شاد خواهد بود

ایکاش مامان و بابا هم میدیدنش

اونا هیچوقت یکباره ما رو جایی نمیفرستادن

اون آدم مرموز کیه؟

...قطعا دلم میخواست الان میتونستم برگردم

...و گذشته بودلرها رو عوض کنم

...به جای اینکه به این بدبختی و عذاب و

این اتفاق شوم که به زودی پیش میاد، دچار بشن

فقط به خاطر مِهِ که ترسناک به نظر میاد

آقای "پو"ـه

کارمند بانک؟ اینجا چیکار میکنه؟

حالتون چطوره؟ - حالتون چطوره؟ -

حالتون چطوره؟

خوبم، ممنونم

روز قشنگیه

بله روز قشنگیه

خبر بسیار بدی براتون دارم، بچه ها

.پدر و مادرتون تو یه آتیش سوزی وحشتناک از دست رفتند

آتیش سوزی که تمام خونه‌تون رو هم از بین برد

...من، خیلی خیلی متاسفم که اینو بهتون میگم

عزیزان من

"از دست رفتند" یعنی "کشته شدند"

میدونیم "از دست رفتند" یعنی چی

هی

...من ماه‌ها تحقیق کردم و سال‌ها با گریه خوابیدم

تا تلاش کنم دلیل دقیق آتیش سوزی بودلرها رو پیدا کنم

...ولی... من و تمام همکارانم متوجه شدیم که

...نه آتشنشانی شهر

،"و نه "داوطلبان واحد آتشنشانی به موقع اینجا نبودن تا آتیش رو خاموش کنن

...و در یک چشم به هم زدن، تمام قصر بودلرها

غرق در شعله شد

بیفایده هست که من براتون تعریف کنم ...ویولت و کلاوس و سانی در ادامه

چه حال بدی داشتن

...اگر عزیزی رو در زندگیتون از دست داده باشین

پس میدونین که اونا چه احساسی دارن

...و اگر از دست ندادین امکان نداره بتونین تصور کنین

...تا حالا همچین چیزی ندیده بودم

ولی میتونم احساستون رو تصور کنم

...فکر کردم شاید بخواین باقی مونده خونتون رو ببینین

...هرچند که... کما بیش

همه چی از بین رفته

...من بهتون اطمینان میدم که شما هیچی ندارین

ما مطمئنا هیچی نداریم

تا نگرانش باشین...

اون چیه؟

...من وصی املاک پدر و مادر شما هستم

که یعنی تمام مسائل باقی مونده رو مدیریت میکنم

چی رو باقی گذاشتن؟

تضمین مالی

...پدر و مادر شما ثروت عظیمی به جا گذاشتن

که وقتی ویولت به سن قانونی برسه، مال شما میشه

تا اون موقع شما با قیم یا قیم‌های مناسبی میمونین

"به تصمیم من و همکارانم در موسه مالی "مالکچری

خداحافظی کنین بودلرها

خداحافظ

...تا اینکه قیم برگزیده‌ـتون رو پیدا کنیم

شما پیش خانواده من میمونین

خیلی بد نیست، مگه نه بودلرها؟

مطمئنم که سریع با "ادگار" و "آلبرت" جوش میخورین

یه زاغه - یه کلاغه -

!یه زاغه - !یه کلاغه -

مرغه. مرغ آبپز

سیب زمینی پخته و لوبیا سبز آبپز هم داریم

آبپز" دیگه چیه؟"

"یعنی "پخته - کسی از تو نپرسید -

آروم باش پسرم

.نه عزیزم، آلبرت راست میگه کسی از بودلرها نپرسید

!ولی عسلم، ببین

عزیزم، جلوی بچه ها نه

ولی گفتم شاید این غمزده ها رو یکم شاد کنه

...به خبرنگار برترم گفتم که یه مقاله برای صفحه اول بنویسه

...تا همه بفهمن

خونه‌تون نابود شده و الان یتیم هستین

!صفحه اول

بعضی آدما یه عمر منتظر این میمونن

...و عزیزم، ببین !تو هم هستی

."سخاوت بزرگی که توسط عضو انجمن بانک انجام شده"

...اگر رییست توی بانک اینو ببینه شاید اینو بگیری

!ت-ر-ف-و-ع

ترفوع؟ - !ترفیع -

نه، ترفیع رو که اینجوری نمینویسن - .ترفیع -

...ت-ر-ف - ...-ت-ر-ف-و -

...دیدی؟ دارم میگم - ...-عزیزم، ت-ر -

...گوش بده من چی میگم

متاسفم - !بعدش حرف بزن -

...ت-ر-ف - من خیلی... گرسنه نیستم -

میتونیم بریم توی اتاقامون؟

اتاقاتون"؟"

شب بخیر، ادگار - شب بخیر آلبرت -

شب بخیر آلبرت - شب بخیر، ادگار -

و شب بخیر مهمونا

،حتما احساس خیلی بدی دارین و حتما دلتون برای پدر و مادرتون خیلی تنگ شده

بله

بله چی؟

بگو

،ما حس خیلی بدی داریم و دلمون خیلی برای پدر و مادرمون تنگ شده

عجب تیتری بشه

شب بخیر بودلرها، یادتون باشه خونه ما مثل خونه خودتونه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left