Cadillac Man

Cadillac Man

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Cadillac Man 1990 720 1080p Blu-ray
ناشر Mitic
ترجمه و زیرنویس از مهدی عطایی [email protected]

برچسب‌ها

hdtv
full_subtitles
تاریخ انتشار: 2026-02-15
تعداد دانلود: 26
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

نمی‌دونم چه مرگش شده

قرار بود شماها این لعنتی رو سرویس کنین

نمی‌دونم چرا سرویسش نکرد

نمی‌دونم والله

چرا نمیرین یه پک عمیق به اون لوله اگزوز بزنین؟

پدرسگ

نمی‌دونم الان چه غلطی باید بکنم

داغه

موتور پیاده کرده، نه؟

موتورش کلاً مرخص شده

می‌خوای برات یدک‌کش خبر کنم؟

نه نیروهای کمکی تو راهن

واقعاً

جوئی اوبراین هستم، از اتوگالری تورجون

بهترین اتومبیل‌ها از بزرگترین خودروسازان جهان

عالی شد. دقیقاً همینو کم داشتم یه ماشین‌فروشِ لعنتی

می‌دونید، شما شغل خیلی باوقاری دارید

مردم برای آخرین تصویری که از عزیزانشون...

تو ذهن دارن به شما تکیه می‌کنن ولی این تصویره اصلا قشنگ نیست

آقا خواهش می‌کنم، من دارم میرم یه نفر رو دفن کنم نمی‌خوام نعش‌کش بخرم

دارم راجع به یه معامله حرف می‌زنم ۵۰۰ دلار بالای فاکتور خرید

فاکتور خرید دلال؟

فردا یه سر بیا پیش ما

ما قراره یه حراجیِ استثنایی داشته باشیم...

برای تمام خودروهای لوکسمون

هر چی بخوای برات سفارشی می‌کنم

من شخصاً قدم به قدمِ معامله باهاتون هستم

کاری می‌کنیم کاسبی‌تون تا دوشنبه دوباره رو پا بشه...

شایدم بشه گفت زنده بشه

_ببخشید _متاسفم

اگه اجازه بدین...

واسه شوهرِ من دارین چه خاکی تو سرتون می‌ریزین؟

ما هماهنگ کردیم یه وانت بار بیاد

من ۱۰ هزار دلار پول بی‌زبون خرج نکردم...

که رالفِ عزیزم رو پشت یه وانت قراضه اینور اونور ببرن

من کاسبیِ تو رو تخته می‌کنم

یا بهتر از اون می‌کشمت دادگاه

به خاطر این کار زنده به گورت می‌کنم

_خانم محترم _باز چیه؟

تسلیت قلبیِ من رو بپذیرید

اجازه هست پیشنهاد بدم شوهرتون رو...

هر چه سریع‌تر به آرامگاه ابدیش برسونیم؟

چون همونطور که می‌بینید امروز هوا خیلی خیلی گرمه...

و اینجا هم که خبری از کولر نیست...

واسه همین فکر کنم باید هر چه سریع‌تر...

ایشون رو از زیر آفتاب ببریم خواهش می‌کنم

منم با کمال میل کمک می‌کنم

بفرمایید آقایون

آخ، مراقب باشید

این یارو باید رژیم می‌گرفت

هیس، زنش اینجاست مرد

چی می‌داده این یارو بخوره؟

زندگی عجب دیوونه‌خونی‌ایه، نه؟

داشتم رانندگیم رو می‌کردم سرم تو کار خودم بود...

که یهو شانس در خونه‌م رو زد

مراقب باشید

خیلی خب، گل‌ها رو بردارید

یا عیسی مسیح

یارو اون توئه

حتماً خیلی براتون استرس‌زا بوده

۱۰ هزار تا واسه تشییع جنازه طرف باید وضعش توپ باشه

جاش امنه شما نگران نباشید

جعبه‌ی خوشگلیه

حتماً بیمه عمرِ سنگینی داشته

خیلی ممنون. این اصلاً مراسمِ خاکسپاریِ تو نیست

من هوای تو رو دارم، شاید یه روز تو هم هوای منو داشتی

شاید

توی همچین موقعیتی یه چیزی باید حالش رو خوب کنه...

و مردم با یه ماشین نو خیلی حال می‌کنن

بالاخره می‌خواد به زندگیش ادامه بده

اجازه هست؟

تو نمی‌تونی همچین غلطی بکنی

نمی‌تونی وسط خاکسپاریِ شوهرِ زنه بهش ماشین بفروشی

مردم فکر می‌کنن این کار یه کم بی‌رحمانه‌ست

ولی خب اکثر مردم فکر می‌کنن ماشین‌فروش‌ها...

در هر صورت تفاله‌ی اجتماع هستن

اجازه میدین تا ماشین همراهیتون کنم؟

ممنونم

شوهرتون حتماً مردِ نازنینی بوده

مردِ فوق‌العاده‌ای بود

مردی که تمام عمر مراقبتون بوده

هیچ‌وقت بهتون نه نگفته

هیچ‌وقت رالف هیچ‌وقت دست رد به سینه‌م نزد

تکیه‌گاهِ خیلی خوبی بود

حالا که رفته، مطمئنم دلش نمی‌خواست شما...

در نبودش به خودتون سختی بدین جوئی اوبراین هستم، اتوگالری تورجون

_این چیه؟ _کارتِ ویزیتمه

نکنه می‌خوای بهم ماشین بفروشی، هان؟

توی مراسم ختم شوهرم؟ قبل از اینکه حتی بره زیر خاک؟

واقعاً؟

ای کثافت تو واقعاً لجنِ اجتماعی

همه‌ی معامله‌ها جور نمیشه ولی من باید تلاشم رو بکنم...

می‌دونید چرا؟ چون خیلی‌هاشون هم جور میشه...

و وقتی جور میشه من حسِ توپ دارم...

چون دارم یکی رو خوشحال می‌کنم

انگار دارم یه رفیق پیدا می‌کنم...

چیزی که بهش میگم یه رابطه برای تمام عمر

عاشق فروختنم یه جور بیماریه انگار

توی اون لحظه توی اون نقطه فروش...

دیگه نمی‌تونم از این به یه انسان دیگه نزدیک‌تر بشم...

اونم بدونِ محافظ

یه کم به راست یه کم به چپ

خوبه

...شما می‌تونید ماشینِ رویاهاتون رو برونید

عزیزم

من بیگ جک تورجون هستم...

چقدر زود تموم شد!

نه عزیزم این آگهیِ تلویزیونیِ توئه

آگهی من؟

آره خوشگله، نگاه کن

اون دِیو هست اونم هنری

داره حرف می‌زنه، نه؟

نه. اون انگلیسیش فوله

_اون کیه؟ _اون مالی‌ـه

من جوئی هستم و قراره شما رو...

ما بعد از ۳۵ سال درهای این شعبه رو می‌بندیم باید تمام ماشین‌ها رو بفروشیم...

خیلی حرفه‌ای به نظر میاد

فقط یک روز، یکشنبه!

همین یکشنبه!

فرانکی

جو، بیا اینجا می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

نظرت راجع به این پسرِ بد چیه؟

واقعاً با سلیقه‌ست جمجمه با سنگ‌های مرگ

شاید اگه چند تا کِرم هم از توش میومد بیرون

دیگه حسابی بابات رو کفری می‌کرد

واقعاً؟

ای جانم، دوشیزه مالی

بقیه رو ول کن بچسب به بهترین

جوئی، من با مشتری‌ام

یادت هست مشتری چه شکلیه دیگه؟

جکی، می‌دونم دیر کردم...

ولی داشتم به کار و کاسبی می‌رسیدم عزیزم

من می‌دونم داری به چه کار و کاسبی‌ای می‌رسی

توی یه مراسم ختم، یه نعش‌کش آب کردم

بی‌خیال جوئی واسه من خالی نبند

داری با جکی حرف می‌زنیا

خالی نمی‌بندم فردا میاد اینجا

یارو از دفتر مرکزی پشت خط یکه

بگو بعداً بهش زنگ می‌زنم

خدایا، این دختر دیوونه‌م می‌کنه

جکی، یه کم زیرپوستی‌تر عمل کن

اون زنِ شوهرداره که نمی‌خوای مچت رو بگیرن

بی‌خیال بابا. خدا منو ببخشه ولی دستِ خودم نیست

دست کی هست؟

باید راجع به حراجِ فردا حرف بزنیم

جکی، من آماده‌ام

اون دو تا یارو رو یادته... تو اون روز نبودی

خلاصه، بابا یه سری کارشناسِ بیرونی آورد...

که سیستم کاریمون رو چک کنن

اونا پیشنهاد دادن تعداد فروشنده‌ها رو کم کنیم...

البته وقتی رفتیم شعبه‌ی جدید

چند تا رو می‌خوای رد کنی؟

مالی می‌مونه چون ماشین می‌فروشه

بابا قلب مهربونی داره شاید یکی دو تای دیگه هم بمونن

داری چی میگی؟

تیم اصلی ماییم ما این جا رو ساختیم

بی‌خیال جوئی. تابلو رو بخون بیگ جک تورجون اینجا رو ساخته

اون تو رو آدم کرد. بهت یاد داد چطوری بفروشی و پولدارت کرد

اگه پولات رو خرج دخترا نمی‌کردی هنوزم پولدار بودی

من یه سری مشکلاتی دارم بعضیاشون شخصیه

ولی دارم حلشون می‌کنم بهتر از همیشه برمی‌گردم

خب تا فردا برگرد چون باید...

دوازده تا ماشین بفروشی تا بتونی رو پیرمرد تاثیر بذاری

وگرنه اخراجی

چی داری میگی؟ دوازده تا ماشین تا فردا؟

آره، امروز و فردا

امروز که مرده. هیچ‌کس امروز نمیاد تو...

اگه بدونن فردا می‌تونن تو حراج بخرن

خب می‌دونم. بجنب گاوچرون

به مشتری‌های قدیمی زنگ بزن منم چند تا رو می‌فرستم سمتت

هر کاری لازمه بکن تا مردم رو بکشونی اینجا

باید بفروشی جوئی بفروش، بفروش

خیلی بد میشه اگه دیگه اینجا نباشی

یه فاجعه‌ی لعنتی میشه

هوی بیدار شو ماشینم رو بشور، باشه؟

یه بار کارِت رو درست انجام بده

واسم مهم نیست بابات کیه

رستوران چاپ‌اِستیک. من مهمون می‌کنم

من الان راجع به این مزخرفات حرف نمی‌زنم

تحویلش بگیر. همه چی رو مثل قدیما می‌کنیم

هر اتفاقی ممکنه بیفته روسیه رو نگاه کن

اگه کارا اینجا خوب پیش نرفت...

میرم لیتوانی لینکلن می‌فروشم

فکر خوبیه

رنگ و روش برگشت، نه؟

حرف نزن دیگه وقتِ خوردنه

هِلن

خوراکِ گوشت خوک

از اون میگوها بده به من

بکش عقب. اون مال تو نیست مال میزِ بهتره

این یکی مال توئه سه تا، شاید، هان؟

دو تا. به این راحتی نمی‌خرنت

سه تا! تو مرد گنده‌ای هستی باید زیاد بخوری

چیه؟ پورسانت می‌گیری؟

یعنی تو کفِ پاهات رو هم می‌فروشی

تو خفه شو با من در نیفت، باشه؟

امروز گوشت گربه داری؟

نداریم دیگه. تموم شد ولی این مخصوص توئه

این مغزِ میمونه

هلن، این مغز میمون نیست

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left