نخستین 200 خط.
_____Red_Line_____
!تماشای این فیلم برای کودکان مناسب نمیباشد
سیسیلیا
:بازیگران موریل مونتوسه، آنتونیو دو کابو و آنتونیو مایانز و با حضور افتخاری بانو لینا رومای
:نویسندگان الیور ماتوت و خسوس فرانکو
:کارگردان خسوس فرانکو
صبح به خیر کن
!صبح به خیر خانوم
ممنونم
چقدر خوب که تو اومدی دنبال من
اگه اینطوره که، خانم باعث افتخار منه
از کجا میدونستی من دارم میام ؟
من فقط حدس زدم
...آه! تو به همین سادگی حدس زدی
با چک کردن هر ماشین که میومد ؟
دیگه از من خوشت نمیاد ؟
فرقش چیه ؟
داری کجا میری ؟
این که راه خونه نیست
این راه میرسه به خونه من جایی که من با سه تا مرد جوان دیگه زندگی میکنم
دوباره این حرف نزن
تا الان به اندازه کافی برای اون مفت خورها دردسر کشیدم
مشکل اینه که رئیسشون اخراج کرد اونارو
بخاطر اینکه وقتی داشتی لخت میشدی تو رو دید میزدن
...اما تو از عمد اونارو رو تحریک کردی
درست مثل مثل همین الان !که داری منو تحریک میکنی
!وایستا
!ازت میخوام که بایستی
من دیگه ازت دستور نمیگیرم
!در همین لحظه من استعفا میدم
!ماشینُ نگه دار
!نه
!تنهام بزارید
!نه! خواهش میکنم! منو ول کنید
!نه
!بزارید برم، حرومزاده ها
!نه
!لطفا
!نه
!نه
!نه
!نه، بزارید برم
بزارید برم
...بزارید
!اوه، آره
آره، آره خودشه
آره، همین خوبه
!سیسیلیا
چه اتفاقی برات افتاد، عشق من ؟
من خیلی نگرانت بودم
!برای این کارشون میکشمشون
آندره
!یه چیزی هست که باید بهت بگم
!خیلی بی صفتن
!دو خوک کثیف به همسرم تجاوز کردن
تمام ماجرا رو بهت نگفتم
تو فقط میخوای از این کار یه اثر تراژدی بسازی
...نمیخوام برای کشتن اونا نقشه بکشی
یا به فکر مجازات یا انتقام ازشون باشی
ما آلن دو ساله که ازدواج کردیم
میدونی که من عاشقت شدم
از اکن لحظه ای که تو پاریس دیدمت
من مردی رو که عاشقش بودم "بخاطرت" ترک کردم
و منم طلاق گرفتم
دوست عزیزم می خوام به خواهر زادهام سیسیلیا معرفیت کنم
اون خوب ازت مراقبت میکنه
اون برای پسر ها مثل مدل های مجله پلی بوی میمونه
اینجا جای خوبیه
!آره و منم امیدوارم که شب خوبی رو داشته باشی
آه سیسیلیا. میشه آندره رو بهت معرفی کنم
پسر کنت کومپتو دلا میوت
پدرت مرده اینطور نیست ؟
آره
آه سلام دوست من. حالت چطوره ؟
عالیه. جشن خوبیه، ممنون از اینکه منو دعوت کردی
سیسیلیابا آندره برقص اون خیلی خجالتیه، خودت که میدونی
...آره
آه! تو فیلم هملت ندیدی ؟ یا اون دورف ها؟ الهام بسیار ساده ای میده
داری میگی تو دورف ها رو دیدی ؟
اوه، این فراتر از کلمات هست
"در جستجوی عشق "
و ما هم که عاشقیم
!بجنب
اونجا رو ببین، قشنگ نیست ؟
و اونجا هم رودخانه سن هست
دلت میخواد کلیسای جامع رو ببینی؟ ببین، درست اونجاست
و بعدش ما ازدواج کردم
و تو منو آوردی اینجا
...به جهان خودت، خونه ات
زندگیت در سفارت
خوشحال نبودی ؟
بودم، خیلی هم زیاد
من برای تو بودم ...بدن و روحم
برای دو سال تنها بودم
من هرگز به هیچکسی قبل تو وفادار نبودم
چند ماه اول شگفت انگیز بود
!لذید (خوشمزه) و (هیجان انگیز) به وجد آور
ما برای شب های زیادی عشق بازی کردیم
...بعدش به تدریج
حقیقته !و شور و اشتیاق ما به آخر جاده رسید
من هنوز هم دوست دارم
منم همینطور
عشق ما تا ابد پایداره
من هرگز نمیتونم عاشق یک مرد دیگه بشم
منم نمیتونم عاشق زن دیگه ای بشم
امروز وقتی که داشتیم عشق بازی میکردیم وقتی که برگشتم
...احساس کردم شبیه
اولین باری بود که همو ملاقات کردیم
به زور آبم ( ارضا،ارگاسم) اومد !فکر میکنم ضعیف شدم
میدونی چرا ؟
من خیلی سردرگم شدم
بخاطر اون دوتا پسره که ...باعث شدن آبم به زور بیاد
اینه که منو دیوونه میکنه
اونا موفق شده بودن آبم بیارن
به صورت فوق العادهای
!شببه حیوانات
...بعدش وقتی اومدم پیش تو
!احساس شادی مطلق میکردم
حس و حال (شهوت) اولین دفعه رو داشتم
تو متوجه نشدی ؟
...و تو یک ساعت من بهت
بیشتر از دوسال گذشته !بهت عشق و حال دادم
و من احساس بدی هم درباره بدنم نداشتم
که اوقات دیگه درگیرش بودم
...چون عشق واقعی هیچ ربطی به
خشونت یا خواسته های نفسانی ما نداره
اینطور فکر نمیکنی، آندره ؟
با این حرفات میخوای به کجا برسی ؟
...میخوام تو یچیزی رو (بفهمی) درک کنی
که خیلی هم مهمه
اگه از هم دور بشیم ...برای هممون بهتره، عشق من
این خوبه که دیگه روی احساساتمون حساس نباشیم و آزاد خاصی داشته باشیم ؟
میتونیم وفاداری فیزیکی " ازدواج آزاد " رو کنار بزاریم ؟
...لزوما به این معنی نیست که
...که ما نسبت به یکدیگه سرد تر شدیم
یا اینکه به همدیگه بی تفاوت بشیم
منظورت اینه که دیگه از من خسته شدی ؟
!البته که نه
...بهم بگو در طول دو سال گذشته
به رن دیگه ای حسی نداشتی ؟
...آره
اما من فقط با تو بودم
و خودت هم میدونی
آره
اما تو نسبت به من بی تفاوت شدی
حداقل اعتراف کن
چرا فقط باهام روراست نیستی ؟
چرا همیشه سعی نمیکنی با روراستی باهام زندگی کنی ؟
بهم گوش کن... الان میفهممت
من میتونم تو رو با تمام وجودم دوست داشته باشم
اما از سکس با افراد دیگه لذت ببرم
و این برمیگرده به اونچیزی که تو از عشقت میخوای
و برات بزرگترین خوشبختی ها رو به ارمغان میاره
کی ممکنه به این چیزا فکر کنه ؟
امیدوار هرگز به چنین چیزهایی فکر نکنم
!من مسابقه رو بردم
اگه ایرادی نداره یک بوس از شوهرم دوست داشتنیم میخوام
مطمئنم تو برای پیدا کردن یک مرد دیگه اصلا مشکلی نداشته باشی
کسی که بهتر از من میبوستت
...و اگه حق با منه
یک بوسه از طرف من احتمالا ته دلت سوراخ میکنه
به نظر میرسه هوا میخواد طوفانی بشه
!دیگه نمیتونم اونو تحمل کنم، آنتونین
یاشه، به مادر بزرگ همه چیز دربارش بگو
یالا، منو مسخره نکن
!اونه که من دارم مسخرش میکنم
اون مردی که عاشق یک زن مثل تو میشه حق داره عصبانی بشه
!میدونی منظورم چیه
!بهم کمک کن، آنتونین
!بیاید اینو به سلامتی دوستی بنوشیم
!آره، به سلامتی دوستی
!و حالا به سلامتی عشق
!به سلامتی آزادی
خیلی خوب
بله، به سلامتی آزادی
به سلامتی آزادی در عشق
...مهمان عزیز من ...من فکر می کنم
...فکر کنم بهتره اجازه بدید از پیشتون
رفع زحمت کنم
...فکر میکنم مستم
شراب و عرق ...کوکتل و فلان و بسار
...اشکالی که نداره
به پدربزرگت تو اتاقش کمک کنی ؟
اینکارو میکنی ؟
باشه
اشکالی که نداره ؟
میخوای برقصی ؟
چرا که نه ؟
دقیقا ازم چی میخوای ؟
میخوام باهات عشق بازی کنم
خوب
...نیازی نیست دیگه نقش
مرد مست و حال خراب رو بازی کنی
چطور بودم ؟
!بی نظیر
من بازیگرم
!من مستم و پاتیل
فکر میکنی شانسی داریم ؟
اون همیشه هر کاری که بیشتر براش سرگرم کننده بود انجام میداد
...به نظر من که زنان زیادی
No comments yet. Be the first to leave one.