نخستین 194 خط.
گراهام ، اون چيز رو ميذاري کنار تا ميز رو بچيني؟
وسط مسابقه ام
تو وقتي رانندگي ميکني ، من مزاحمت ميشم؟ - هميشه -
اون روزي ، دستت رو گرفتي جلو چشمام
از اون موقع که مايک برگشته سرکار بعد از ظهر ها ديوونه کننده شده
بايد حواسم به گراهام باشه ، ورقه تصحيح کنم و شام بپزم
سه شنبه ، پنج شنبه و شنبه ها يک در ميون
غذاي تايلندي گرفتم ، اي لعنت بهش - اوه ، شنبه ، سه شنبه بود -
و يک هفته در ميون پنج شنبه ها - روي کاغذ جواب ميداد -
ما هم فقط کاغذ رو گم کرديم
اوه ، نه ، نه ، خيلي هم خوبه پيتزا و غذاي تايلندي
يحتمل بي دليل بوده که اين دو غذا باهم ترکيب نشدن
ميدوني ، نيمخوام بهت هشدار بدم اما پسرمون تبديل به يک زامبي شده
بايد اون بازي رو ميدادم بهش تا دست از سرم برداره
تو که نبودي تو که نميدوني چجوري بود ، مرد
تا راجب گراهام حرف ميزني يا ويتنام؟
بايد نظم رو سرجاش برگردونيم ، مايک و اولين کاري هم که بايد انجام بشه
اينه که گراهام رو توي يه فعاليت جديد بعد از مدرسه ثبت نام کنيم
چلسي پيرس يه برنامه ي هاکي راه انداخته
ميتونيم اونجا ثبت نامش کنيم - هاکي؟-
تو فقط ميخواي اون هاکي بازي کنه چون خودت هاکي دوست داري
نه ، من دلم ميخوام اون هاکي بازي کنه چون به نظرم گراهام توي هاکي کارش خوبه
واقعا دلت ميخواد توسط يه سري افراد خشن کتک بخوره؟
آخه اون بچه ي خيلي خلاقي هست داشتم فکر ميکردم که شايد...سفالگري
اوه ، سفالگري اونو از افراد خشن در امان نگه ميداره
واي ، سفالگري عاليه دستات رو کثيف ميکني
روي چرخ سفالگريت کار ميکني
دلمشغولي هات رو دور ميکني
اَني فيلم "روح" رو زيادي ديده فيلم روح محصول 1990 با بازي دمي مور) (که توي اون فيلم نقش يک سفالگر رو به عهده داره
خيلي خب ، يه فيلم سفالگري جذاب تر نام ببر بـــگو
خودت يه فيلم سفالگري ديگه نام ببر
ببين ، من فقط فکر ميکنم که بايد يه بچه ي ورزشکار داشته باشيم
منظورم اينه ، اجازه داديم ايو و ايان از زير دستمون در برن
جفتشون تعطيلن - ايان اونقدرا هم بد نيست -
اوه جدي؟ اينو نگاه کن هي پسرم ، بپـا
واوو ! بابا پرتقال فلوريدايي بودا
عقلت رو از دست دادي؟ - خب ، حداقل محصولش رو ميشناسه -
خيلي خب ، در حال حاضر نبايد نگران گراهام باشيم ، باشه؟
شايد يه چيز سومي پيدا کنيم که هر دومون دوست داشته باشيم
چيز سوم ، خوشم اومد
توي اين فاصله ، بياين شام بخوريم و اون يکي شام رو
کي دلش کساديا ميخواد؟ لعنت بهش
و اون يکي شام رو
قسمت چهارم - سرگرمي ها
TvCenter کاري از گروه ترجمه ي ترجمه و تنظيم : بهروز
نگاه کن ، حتي به کساديا دست هم نزديم
و از اونجايي که از نظر فني هنوز جز اموال من محسوب ميشن
اوه هي ، من توي گوشيم توييتر ندارم
نه ، اون گوشي منه - دوتاييمون يه قاب داريم؟ -
چه شباهتي
چقدر باحاله؟ One Direction
اوه ، مال من طعنه آميزه - توي ضايع بودن -
اوه هي ، يه توييت داري
و مودبانه هم نيست کيه ديگه؟ "iwentthere98" -
ليسا ميچل ـه
يه دختر وحشتناکي از مدرسه ست
فقط به خاطر اينکه بهش گفتم از شلوار جين مامانيش خوشم مياد
باهام يه جنگ توييتري شروع کرده - شلوار جين ماماني -
چه ضايع اينم جين مامانيه؟
مسئله اينه که ، من واقعا خوشم مياد از شلوارش قديما کشتي ها رو استتار ميکردن
تا آدم متوجه رفت و آمدشون نشه
اون شلوارا هم همينجورين - خب ، اينو بايد توييت کني -
يا يه چيزي که مثل يه نرد کشتي دوست به نظر نياي
بده ... بدش به من
بذار نشونت بدم چجوري حل ميشه
سخت کار ميکني؟ - اوه ، نه ، دارم...دارم -
دارم روي يه مطلبي که بگه هاکي چگونه بهتر از سفالگريه" تحقيق ميکنم"
راجب نظر جمعي حرف زديم ، مايک اما لعنتي ، داري توي مسير اشتباه حرکت ميکني
خيلي خب ، راستش رو که بگم دارم سعي ميکنم تا گراهام رو ببرم کلاس هاکي
و اَني هم اصرار به سفالگري ميکنه
پسر عموي کوچيک منم رفت سفالگري ، يه سال بعد
جسدش رو توي مکزيک پيدا کردن - حرف منم همينه -
خب ، اين دقيقاً حرف من نيست
اما اين بحث رو واسه وقتش نگه ميدارم
هي ، من ميخواستم راجب موقعيت شغلي خبرگويي باهات بزنم
هريس ، وقتي اين شغل رو هم قبول کردم بهت گفتم من علاقه اي به خبرگويي ندارم
از گزارشگر پاره وقت بودن راضيم
...درسته و - اگرچه خوشحال شدم -
که به من فکر کردي و نميگم که
دنبال پول بيشترم
اگرچه ، رقمي هست؟ هميشه يه رقمي هست؟
هي ، بهت پيشنهاد برنامه نميدم ، مايک
به عنوان خبرنگار بهت نياز دارم - کي گفته من دلم برنامه ميخواد؟ -
دارم سعي ميکنم که بهت بگم که دارم سوزان رودريگوئز جونز رو استخدام ميکنم
سوزي جونز؟ - اوهوم -
اون زن يه شيطانه
سوزي جونز تهيه کننده ي خبري من توي اورلاندو بود
يه روز منو توي مرداب هاي اورگليدز ول کرد
وقتي "تصادفا" قايق موتوريم رو براي پوشش داستانم برد
اما اون همون کسي نبود که پيدات کرد؟ - هفده ساعت بعد ، بعد از اينکه ناخون هاشو لاک زد -
نجات منو تبديل به يه داستان ملي کرد تا
موقعيت شغلي خودش رو پيش ببره - آه مايک ، تو مرد بزرگواري هستي -
اما وقتي شروع به حرف زدن راجب اون باتلاق ميکني
واقعا بي منطق ميشي
يه مار ماکاسين رو با دست خالي کُشتم
اوه ، مايکل هنري
سوزي جونز - سوزي رودريگوئز جونز -
واي خدا ، يه روز هم پير نشدي
قضيه چيه ، با شيطان معامله کردي؟
تو به من بگو
سلام ، هريس من به صورت رسمي اينجا نيستم
فقط دارم روي تحويل گرفتن ميزم نظارت ميکنم
اميدوارم اين برات زيادي عجيب نباشه
آخه ، اين حقيقت که من قديما کار آموز بودم
و اينکه الان دارم وارد يه دفتر گوشه ي ساختمون ميشم
و از اين ميزهاي بزرگ چوب ماهوني دارم
که والتر کرانکيت بهم داده؟ - بهت داده؟ -
دوست دارم داستان رو از قول والتر هم بشنوم
اگرچه هيچوقت شدني نيست چه آرامش بخش
هي ، يحتمل توي يکي از کشوها جا بشي تا يه چرتي بزني
شوخي ميکنم هي ، فردا مي بينمتون بچه ها
ديدي؟
آره ، ديدم که تلويحي گفتي که اون والتر کرانکيت رو کشته
هفده ساعت توي گليدز هريس يه خروار آب مرداب خوردم
اونجا بچه وزغ هم بود - بچه وزغ؟ -
يه چيزي داشت اونجا ورجه وورجه ميکرد
ببين ، جزئيات مهم نيستن
چيزي که مهمه اينه که منو از قصد ول کرد
بايد حرفمو باور کني - حرفتو باور ميکنم -
واقعا باور ميکني ، يا فقط از سر وفاداري ميگي؟
گير نده
يه سيستم بهتر احتياج داريم
کار افتضاح بود زندگي خونه افتضاح بود
واقعا به يک پيروزي نياز داشتم
راه رفتن درحال که بازي ميکني واوو ، خيلي کارت درسته
اين از اون جور هماهنگي هاي چشم و دست هستش
که يه بازيکن هاکي بالفطره رو پديد مياره
جدي؟ - يه جورايي -
هي ، از اونجايي که بحث هاکي رو پيش کشيدي
نظرت چيه که اسمت رو توي ليگ نونهالان بنويسيم؟
باشه - عاليه -
به مامانت هم بگو که فکر خودت بوده - به شرطي که سه شنبه ها نباشه -
چون وقتيه که کلاس سفالگري دارم - چي؟ -
مامان ميگه که ايده ي خودم بوده
سفالگري؟ اون چيز سوم چي شد؟
ميدونم ، متاسفم و حس خيلي بدي هم بابتش داشتم
تا وقتي که اينو پيدا کردم - خب ، راستش اون کلاه منه ، پس -
اوه ، خيلي خب کلاه کوچولوي جديدت ـه
واسه ورزشي که سال هاست بازي نکردي
تقصير منه بذار بذاريمش رو سرت ، فقط واسه خنده
خب ، ميدونم چقدر خنده دار ميشه ، ولي
اما الان موهام توي حالت خبريه
اگر کلاه اندازه بشه ، بايد تبرئه بکنم - باشه -
پس هر موقع که حال معذرت خواهي داشتي
خيلي خب من واسش کلاه رو خريدم
در صورتي که شايد دلش بخواد هاکي بازي کنه
اما تو ثبت نامش کردي ، ثبت نامش کردي
مجبور بودم ، کلاس سفالگري داشت پر ميشد
امکان نداره که اين حقيقت داشته باشه - چيزيه که شده -
بيا فقط نتيجه گيري کنيم که "تو فرصتت رو از دست دادي"
فعلاً ، چرا منم اسم گراهام رو واسه هاکي ننويسم
جفت کلاسا رو ميره ، و اجازه ميديم که تصميم بگيره که کدوم رو بيشتر دوست داره؟
باشه ، قبوله ، بهترين سرگرمي برنده ميشه - عزيزم ، قضيه درمورد گراهامه -
مسابقه که نيست - متاسفم -
اگر يه مسابقه بود ، نابودت ميکردم
هي بابا ، بپــا
اگر گريپ فروت بودش الان مرده بوديم
خيلي بهتر از مسخره بازي هاي سفالگريه ، مگه نه؟
اينو بو کن ، بهترين بوئه
نميتونم تکون بخورم انگار رفتم تو يکي ديگه
بهش عادت ميکني وايسا تا اولين ضربه ـت رو بزني
اعتياد آوره ، مثل کراک ميمونه
که ضمناً چيز خاصي هم نيست
واوو ، مايک هنري بالاخره ، يه باباي با مهارت
ميدوني ، ما اينجا به يه سري کمک نياز داريم
يعني ، اگر آمدگيش رو داري
خب ، يه مدتي گذشته نميدونم که هنوز بتونم بازي کنم يا نه
کشور به کشور ، عزيزم مزش کن ، گرگ
راستيتش ، من روي يخ بهتر حرکت ميکنم
اگر فقط روي يه سياره ي يخي زندگي ميکردم امپراطور ميشدم
تحت تاثير برانگيزه از ضعيف ترين بچه مون امتياز گرفتي
تو که گفتي من پتانسيل دارم
ايدن ، دروازه رو خالي کن بچه ها ، زمين رو ترک کنين
امروز ، با نگاه کردن ياد ميگيريم
مقاله ي زيبا سازيم ، در خصوص کاشت سينه
کامپيوتر گُمش کرده
تنها چيزيه که تو کل ماه نوشتم
نگران نباش ، دکتر اينجاست
خيلي خب ،سطل آشغال رو باز ميکنيم ، آيکون هاي کشيده شده
و هک سيستم - ايان ، تو يه نابغه اي -
دچار اين مورد ديوونه کننده ي وقفه ي فکري نويسنده ها شده بودم
فقط نميتونم صدام رو پيدا کنم
و اين مقاله قرار بود چيزي باشه
که منو از رکودم در بياره
اوه ، مزخرفه ، پاکش کن - اوه -
خيلي ممنون ، عمه لي
اون توييتي که مجبورم کردي بفرستم کاملاً معکوس عمل کرده
تمام روز به آتيشم کشيده "iwentthere98"
نگاش کن
واوو ، واقعا اونجا هم رفته 98
بذار ببينم - واوو -
اوه ، خوب چيزيه ، اوممم ، زيادي بد جنسانه ست
اين يکي حتي از نظر واقعيتي دقيق نيست
هيچوقت اونجا جا نميشه مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.