نخستین 200 خط.
°دیوای دورافتاده°
!هی، بیا اینجا ببینم
نمیتونی ببینی که داره چه اتفاقی میفته؟
من برات یه رسوایی و ریسک درست کردم
بهت گفتم که فورا باید حواسمون به این چیزا باشه
ببخشید که انقدر دیروقت زنگ میزنم
فکر میکنم که از اخبار شوکه شده باشین
همه چیز نهایی شده ولی بازم در نهایت، از خبرنگارا در موردش بپرسین
بله، اون قرارداد پایان کار رو امضا کرده
بله، لازم نیست نگران باشین
خداحافظ
چیه؟
قرارداد پایان کار؟
ران جو بودش که اینو نوشته
توی همچین شرایطی، دیگه میتونم چیکار کنم؟
اگه بیشتر درگیر بشیم، به کمپانی مون لطمه میخوره
میدونم
...پس چرا
چرا اینطوری بهم زل زدی؟
روی سرتون موی سگه
:ترجمه و زیرنویس ..:: Rayfana و Anedean و shootingStar سارا و زهرا و ::..
"سلام، من سو موک ها هستم"
هیچی هم به فکرم نمیاد که بنویسم
تو خوابی؟ من تنهایی غذا میخورم
الان؟
کجایی؟
"قسمت 11"
چرا همیشه تنهایی غذا میخوری؟
واقعا اومدی
بهت که گفته بودم
مهم نیست که کِی و کجا و چی میخوری !من خودمو میرسونم
انگار آخرین بار چند سال پیش همدیگه رو دیدیم
ببخشید که بدون خداحافظی رفتم
آره، بایدم احساس بدی داشته باشی
خدایا
الان شونه ات بهتر شده؟
آره خوبه
من خبرا رو خوندم
درسته
...توی کنفرانس مطبوعاتی فردا
میخوایم که همه چیز رو توضیح بدیم
خبرنگارا چیزایی که میخوان بگن رو با سوال هاشون القا میکنن
من چندتا سوالی که ممکنه ازت بپرسن رو پرینت گرفتم
این یه ایده تقریبی ئه که توی مصاحبه ات چیا بگی یه نگاهی بهش بنداز
وقت بذاری و بخونیش
باشه... حقا که واقعا یه خبرنگاری ها
معلومه خب- خدایا-
مثل دفعه پیش ناراحت نشی و جلوی کسی در نیای
من کِی جلوی کسی در اومدم
...وقتی ناراحت میشی
و صدات رو بالا میبری، خبرنگارا دوسش ندارن
اینم مشکل ساز میشه؟
آره بابا
بالاخره اونام آدمن چند تا سوسیس خریدم
یه دونه بردار
سوسیس؟
مگه واسه تو نیستش؟
برای خودمم گرفتم
میخواستم باهات سهیم بشم
"اخبار سونگجین"
ببخشید
سلام، من از اخبار سونگجین اومدم بونگ دو هیون هستم
کجا میتونم ماشینم رو پارک کنم؟
"گزارشگر فرهنگی بونگ دو هیون"
کارت شما جزو کوپن پارکینگ نیست
ماشینتون رو ببرین- ...من برای یه کنفرانس مطبوعاتی اینجام-
همین الان ماشینتون رو ببرین
وگرنه به پلیس زنگ میزنم
...ولی پارکینگ پره
آخه باید چیکار میکردم؟
ولی بقیه هم همینجا پارک کردن
ران جو کجاست؟
اون توی دستشویی ئه
دکمه اینو ببندم؟
اگه اینکارو نکنم، خبرنگارا فکر میکنن که خیلی بی ادبم، نه؟
ولی وقتی دکمهاش رو میبندم، احساس خفگی میکنم
بیا همونکاری رو بکنیم که ران جو گفتش- چی؟-
کنفرانس مطبوعاتی رو به ران جو بسپار
فقط یه جوری رفتار کن که انگار تمام روابطت رو باهاش قطع کردی
تو نباید همراه اون رنج بکشی
آلبومت هم که توی راهه
پس الان ترسو بودن، اشکالی نداره
...فکر نمیکنین بهتر باشه که
همین اول کاری، قال قضیه رو بکنیم؟
قبلا ها سعی میکردم که دروغ بگم و ضعف هام رو پنهون کنم
و درسم رو یاد گرفتم
انقدر ترسیده بودم که نمیتونستم خودم باشم
از این تصمیم پشیمونی میشی ها
بیخیال... اگه اینکارو نمیکردم، پشیمون میشدم
دکمه باز؟
خبرنگاری که اون مقاله رو نوشته هم اومده
کدوم یکی بوده؟
اون که ردیف سومه
همون که پیراهن چهارخونه داره
سلام رئیس لی خوشحالم که اینجا میبینمتون
مشتاق دیدار
!باورم نمیشه
چی شدش؟ اون خبرنگار رو میشناسین؟
"کنفرانس مطبوعاتی" "برای یون ران جو از کمپانی آرجی"
اونی
قبلا کنفرانس های مطبوعاتی زیادی داشتی؟
آره
ولی برای اون وقتایی بود که هنوز معروف بودم
آخرین کنفرانسم برای 12 سال پیش بودش
اون موقع واسه چی کنفرانس گذاشته بودی؟
واسه قمار بودش
چی؟
فکر میکنم اون یکی هم همینجا بودش
این حقیقت داره که شما برای ...قمار در لاس وگاس
صدها میلیون وون خرج کردین؟
نه
من برای عکسبرداری توی لاس وگاس بودم
چرا هتلی رو انتخاب کردین که کازینو داشته؟
...اکثر هتل های لاس وگاس
برای خودشون کازینو دارن ؟
شایعات حاکی از اینه که شما 50 میلیارد وون از دست دادین
...من حتی انقدرم پول ندارم
!کاش میداشتم و قمار میکردم
چرا شما تنها کسی هستین که با این شایعات احاطه شدین؟
خبرنگارا دیگه باید بدونن آخه این چه سوالی بوده؟
دقیقا. بعد با زشت ترین عکساشون، مقاله های بیشتری مینوشتن
...اگه عکس های زشت منو میخوای
کنفرانس مطبوعاتی من رو سرچ کن و یه تُن ازشون پیدا میکنی
سعی کن که در تمام مدت کنفرانس، سرت رو پایین بندازی
همین که سرت رو بالا بیاری، عکس گرفتناشون شروع میشه
بیا
یکم آب بخور و سر حال بیا
...وگرنه اگه موقع عکس گرفتنشون آب بخوری
میگن که استرس داشته و برای این خورده
تا جایی هم که میتونی جواب هات رو کوتاه بکن
حتی اگه عصبانی شدی، هیچ توضیحی نده
اگه بعدا حرفات رو بپیچونن، بدترم میشه
خیلی خب
سلام
من یون ران جو هستم
امروز با قلبی اندوهگین، در برابر شما نشسته ام
...اول از همه
...شایعاتی در مورد سهام در رسانه ها منتشر شدن
!عمدتا درستن
...در گذشته، رئیس جمهور لی سو جون و من
قراردادی رو امضا کردیم که ...اگه من 20 میلیون آلبوم بفروشم
نیمی از سهام کمپانی رو دریافت میکنه
... این حقیقت داره که بنده در
برنامه "دوباره در اوج" با این هدف ظاهر شدم
...اینکه لب زنی میکردم هم
حقیقت داره
شرط میبندم که مو ره هم" "در نهایت، عاقبت ران جو رو پیدا میکنه
... ولی غیر از اینکه بخوام سهامم رو
مطالبه کنم، دلایل دیگه ای داشتم
...ولی دلیلش هرچیزیم که باشه
!توی این فرایند تصمیم های ناامید کننده ای گرفتم
...من اینو قبول دارم
و بابتش پشیمونم
معذرت میخوام
سلام، من سو موک ها هستم
...من بودم که اونی رو تشویق کردم که
سهامش رو مطالبه کنه
"کنفرانس مطبوعاتی برای یون ران جو"
...به عنوان طرفدارش
فقط میخواستم که به اون جایگاهی که حقشه، برسه
من یه طرفدار ساده لوح بودم و فقط بهترین ها رو براش میخواستم
...ولی فکر میکنم که این خواستهام
!برای اون یه بار شدش
...به خاطرش از همه کسایی که
...عشق و حمایتشون رو به داستان و آهنگ هام نشون داد
!معذرت میخوام
حالا به سوالاتی که ممکنه داشته باشین، جواب میدیم
بله؟
این سوال از خانم یون هستش
الان تکلیف اون سهام آرجی چی میشه؟
من بیخیالش شدم
الان سهام کمپانی آرجی، محفوظه
به طور خلاصه، برای به دست آوردن ...سهام باید توی تلویزیون ظاهر میشدین
...با این حال، نمیتونستین آواز بخونین
پس شما پای خانم سو رو وسط کشیدین درسته؟
نه، اون نبود که پای منو وسط کشید
داشتم از خانم یون میپرسیدم
حقیقت داره یا نه؟
حقیقت داره
سوالم از خانم سو موک ها هستش
شما گفتین که خانم یون رو تشویق کردین که ...سهامشون رو مطالبه کنن
چرا اینکارو کردین؟
شما هم یه بخشی از اون سهام رو میخواستین؟
من به سهام علاقه ای نداشتم
پس چرا تشویقش کردین؟
وقتی که ران جو توی سال 2007 و در دوران اوج خودش بود
من توی یه جزیره متروکه، گیر افتادم
و بعدش، 15 سال بعدش نجات پیدا کردم
اون هنوزم توی چشم من همون شخص بودش
ولی هیچکس ازش، اونطوری که لایقش بود ...قدردانی نمیکرد
به خاطر همینم، به نظرم بی انصافی میومد
...به نظر میومد که حتی کمپانیش هم قدردانش نبود
به خاطر همینم دخالت کردم
اگه ایشون به نصف سهام کمپانی برسن دیگه خیالتون راحت میشدش؟
نه
...راحت نمیشدش
!نه به اندازه کافی
...من میخوام که اونی
برای یه مدت طولانی، یه خواننده باقی بمونه
...میخوام که خواننده ای باشه که
No comments yet. Be the first to leave one.