هماهنگ با نسخه‌های زیر

世界欠我一个初恋 The-World-Owes-Me-A-First-Love E21❤️(barcode)❤️
ناشر Mary_fall
❤️@Barcodesubtitle❤️

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-04-04
تعداد دانلود: 10
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 197 خط.

به افتخار تی آی جی

!تولد تی آی جی مبارک

حتی به بهم زدن با من هم فکر میکنی ؟

نه ، نمیکنم

بالاخره پیدات شد

رییس چین- از کجا میدونستی من اینجام ؟-

اگه یکی اراده داشته باشه، چیزی نیست که نتونه پیداش کنه

درسته

چه روزی بود ؟

روزی که منو دید

میدونی باید چیکار کنی ؟

البته، التماس کردن به تو دیگه فایده نداره

خونه ی اسطوره ی من درست همونجوریه که تصور میکردم

یه دکوراسیون ساده و شیک

در حالی که نشونه هایی از جذابیت هم داره

اون دیگه حالا دوست پسر بهترین دوستته

میشه لطفا اون قیافه ی احمقانه ی طرفدارانتو بذاری کنار ؟

ببخشید یه لحظه عقلم پرید

اینجا ولی خوشگله

زمین...زمین لرزه شده ؟

ساکت باش

وایستا، تکون نخور

تخت مدیر شیا

اینجا اتاق لباس لاکچری مدیر شیاست

یه عالمه کراوات هست

اون ها هیچ کدوم ارزون نیستن. این برنده

شینگ یون، چطوره فراموشش کنیم و بریم ؟

فراموشش کنیم ؟ چطور امکان داره ؟

برو سر کارت

خانم رییس

زود باش

ملافه

شینگ یون ، تو اینو انتخاب کردی ؟

...قیافش وقتی این صحنه رو ببینه

شینگ یون نگاه کن

وقتی مدیر شیا اینو ببینه

انقد مسخره بازی درنیارین، باشه این بیشتر شبیهشه

این خوبه

خیلی بانمکه

یی یی ، وقتی مدیر شیا بعدا ببین ما چطوری خونش رو تغییر دادیم

...اون

دیوونه میشه مگه نه ؟- میگم شینگ یون چجوری این فکر افتاد تو سرش؟-

توی دنیای عشق ، اگه خیلی نازت رو بکشن آخرش گستاخ و پررو میشی

حتما مدیر شیا شینگ یون رو خیلی دوست داره که شینگ یون اینجوری نترس شده

این چیه ؟

هی ، یه گربه

این گربه خیلی گرونه- واقعا؟-

این یه گربه ی خیلی باحاله- این نژادش خیلی خوبه-

دارین به چی نگاه میکنین؟

ببین این گربه چه بانمکه- این یه گربست-

بانمکه ، مال کیه ؟

نمیدونیم ، توی کاناپه پیداش کردیم

اینجا بود- شاید مال یکی از دوستاشه-

بازم هست ؟ بذار بازم بگردم

چرا این آشناست برام ؟

مثل اینکه دیگه نیست

خانم رییس ، کجا میری ؟

صبر کن

حالا یادم اومد، قبلنا مدیر شیا بهم گفت یه تخت سفارش بدم

ولی تختی که توی عکسه، نبود

صبر کن

یعی چی این ؟

چیکار میکنی ؟

هیچی

دلت برام تنگ شده ولی خجالت میکشی بگی ؟

نه

اونجا الان صبحه، الان آماده شدی بری بیرون ؟

آره، صبحه. رییس چین منو دعوت کرد که توی خریدن هواپیمای شخصیش همراهیش کنم

حتی ازم خواست که اولین مسافرش باشم

هواپیمای شخصی ؟

تو بالاخره راضیش کردی سرمایه گذاری کنه، آره ؟

راضی شده ولی داستانش درازه نمیشه با چند تا جمله تعریف کرد

راستی میخوام ازت یه چیزی بپرسم

بپرس

تو تا حالا گربه خونگی داشتی ؟

بله داشتم

کی ؟ چرا من نمیدونستم ؟

نمیدونستی ؟

یه گربه ی تپل و پشمالو

و خانواده دار ولی همچنان با نمک

راستی ، برو یه نگاه به آینه بکن خودت میفهمی

من باهات شوخی نمیکنم

یکی داره در میزنه

من دیگه میرم. زود بخواب فردا بهت زنگ میزنم

چرا داری برمی گردی؟

اگه برگردی دوباره میشی آدم خوبه میتونی از قضیه بکشی کنار و بازم آدم خوبه باشی

ولی ممکنه به زودی سرمون شلوغ بشه

من پروژه ی خودمو تموم نکردم و دارم کارای سرپرست یائو رو هم قبول میکنم

کارشو قبول می‌کنی ؟

اینکارو نکن ، بهت گفته باشم

از همین لحظه به بعد باید یه حد و حدودی بینمون باشه

چی داری میگی ؟ سرپرست یائو استعفا داد

داداش هه یو ، کجا داری میری ؟

متاسفیم، شماره ای که با آن تماس گرفتید پاسخگو نمی باشد

لطفا بعدا تماس بگیرید

تو نمیتونی چون چند روز این اطراف نبودم ازم سواستفاده کنی

چی داری بلغور میکنی ؟

چرا یائو چینگ استعفا داده ؟

مجبورش کردی ؟

اونی که باید میرفت نرفت

و اونی که نباید می رفت گذاشت رفت

پس تو از اولشم برنامه داشتی بری ؟

اینکه میبینم برای آروم شدن اومدی اینجا برام عجیبه

روزهای من خیلی چرت و خسته کننده شدن

یکم به هیجان احتیاج داشتم

باشه، من برات ردیفش میکنم

اسم این نوشیدنی "فردا" هست

همین که بخوریش ، میفهمی چرا

چون تا وقتی به خودت بیای شده فردا

واقعا ؟

میدونی اینکه یکی رو واقعا دوست داشته باشی چه حسی داره ؟

فراموشش کن

این هیجانی نیست که من میخواستم

ما نیم ساعت دیگه سوار هواپیما میشیم بعدا میبینمت

تو حتی در مورد این چیز ها هم به دوست دخترت گزارش میدی ؟

اون واقعا سفت و سخت کنترلت میکنه

اعضای خونواده باید اینجوری باشن

من توی بیست سال گذشته احساس نگران کسی بودن رو فراموش کرده بودم

عضو خونواده ؟

همین که کار های تی آی جی جفت و جور شه میخوام ازش خواستگاری کنم

داره بیشتر و بیشتر ازت خوشم میاد

تو یه عاشق واقعی هستی

تو مثل جوونی های منی

باورت نمیشه ؟

من این هواپیما رو برای زنم کادو گرفتم

اون میخواست دور دنیا رو سفر کنه

واسه همین این هواپیما رو بهش کادو دادم

ولی بعد از کلی دعوا توی این سال ها

تونستم یه اصل رو یاد بگیرم

به زن ها نباید چیزی که فکر میکنی براشون بهتره بدی

در عوض باید چیزی که میخوان رو بهشون بدی

رییس چین ، بالاخره برگشتین

باشه، کافیه

هر کی هم بیاد دنبال من که منو از فرودگاه برداره همیشه همون حرف قدیمیه

چی شده ؟ سیاره داره بدون من میچرخه ؟

...رییس شین، ایشون

ایشون مدیر شیا از تی آی جی هستش

ما قبلا ها از طریق سرپرست شو از بخش سرمایه گذاری در ارتباط نبودیم ؟

سرپرست شو مرخصی گرفته مثل اینکه پدرش مریضه

خیلی مریضه ؟

مثل اینکه سرطانه. تا یه مدت نمیتونه برگرده

باشه پس

بهش بگو بدون هیچ نگرانی ای مراقب باباش باشه

بیا اینکارو بکنیم همین که برگشتی تیم ژانگ سیرویی رو منتقل کن

که پروژه ی تی آی جی رو در دست بگیرن

شیاکه ، تو واقعا شانس آوردی

این گروه ارزیابی که برات ردیف کردم بهترین گروه شرکت تیانگه هست

ممنونم

من برسونمت ؟- احتیاجی نیست. یکی میاد دنبالم-

باشه، بریم

خیلی وقته ندیدمت

خسته نشدی انقد بهم زل زدی ؟

بهم بگو این چند روز اخیر چه اتفاق هایی افتاده ؟

این هفته دو تا دیگه از همکار ها برگشتن نسخه ی آزمایشی طرح اولیه اصلاح شده آنلاین اجرا شده

همه مثل قبل توی ساعت کاری دارن کار میکنن

ما فقط منتظر تو بودیم که بیای به کار ها رسیدگی کنی

منظورم این بود به عنوان دوست دخترم گزارش بدی

همه چی خوبه ، چیز زیادی برای گفتن نیست

کسی برات گل فرستاد ؟

چطور همچین چیزی امکان داره ؟

پس، کسی برات کادو فرستاد ؟

اینم نه

پس ، کسی برای شام دعوتت کرد ؟

مدیر شیا ، تو همیشه این سوال ها رو می پرسی

خسته نشدی ؟

از آخرین باری که پرسیدم نه ساعت میگذره

نه ساعت برای خوابیدن من کافیه

حرف از خوابیدن شد

مطمئنی نمیخوای یکم استراحت کنی ؟ میخوای بری به شرکت و کار کنی ؟

اختلاف زمانی بین کشور ها برای من مشکلی نیست

نگران نباش

امشب حسابی استراحت میکنید

مدیر شیا، برگشت پیروزمندانتونو تبریک میگیم

خوش برگشتین

هنوز زوده که بگیم من پیروزمندانه برگشتم

ما باید از 120 درصد انرژیمون استفاده کنیم و این نبرد آخر رو ببریم

همگی ، بیاین همه ی تلاشمون رو بکنیم- چشم-

امی

گروه ارزیابی از شرکت سرمایه گذاری تیان جه

هفته ی بعد میان توی تی آی جی کار کنن برو و کار های لازم رو هماهنگ کن

درضمن ، سرگروه تیم ارزیابی اسمش ژانگ سیرویی هستش برو و اطلاعات پروازش رو چک کن

چشم

شما خیلی زحمت کشیدید

چی شده ؟

مدیر شیا ، من متوجه شدم از وقتی که با شینگ یون وارد رابطه شدین

مهربون تر شدین

بهشون گفتی ؟

نگران نباشین به کسی چیزی نمیگم

من برمیگردم سر کارم

کار خوبی کردی

برمیگردی خونه ؟

میخوای با من بیای ؟

من که رییس نیستم ، انقدر ها هم سرکار آزادی ندارم

راستی

یادم رفت یه چیزی رو بهت گزارش بدم

امشب ، ممکنه مجبور باشی دنبال یه جای دیگه برای موندن باشی

منظورت چیه ؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left