هماهنگ با نسخه‌های زیر

Mushoku Tensei -S2 - 01
Mushoku Tensei S02 Isekai Ittara Honki Dasu 01 [Crunchyroll]
Mushoku Tensei S02 Isekai Ittara Honki Dasu 01 720P Valenciano]
Mushoku Tensei S2 01
Mushoku Tensei S02 Isekai Ittara Honki Dasu 01 1080P Valenciano]]
Mushoku Tensei Jobless Reincarnation II 01 1080p Anime Time
Mushoku Tensei Jobless Reincarnation II 01 720P Anime Time
Mushoku Tensei Jobless Reincarnation S02E01 1080p Judas
Mushoku Tensei Jobless Reincarnation S02E01 720p Judas
Mushoku Tensei II Isekai Ittara Honki Dasu 01
ناشر Hamid_Ice
█⫸ حمید احمدی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2023-07-09
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 149 خط.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

‫خیلی خب

‫لعنتی!

‫یه دست دیگه.

‫داری تقلب می کنی؟

‫نه بابا

‫مطمئنی؟

‫باشه!

‫بجنب. ببین چی میشه.

‫انگار روز شانسمه

‫لعنتی!

‫ببخشید.

‫داری تقلب می کنی!

‫ایول!

‫پول رو رد کن بیاد.

‫هی!

‫دفعه بعد باشه.

‫«دیجــــی موویـــــز»

‫از وقتی دیدمت داشتی آه می کشیدی.

‫چی شده؟

‫عذر می خوام.

‫به خاطر چی اومدی شمال؟

‫چرا می خوای بدونی؟

‫داری به جای خطرناکی میری.

‫ولی به نظر نمیاد مثل ما یه محافظ یا ماجراجو باشی.

‫جادوگر باشی یا نه، هنوزم بچه ای.

‫ام.. حتما باید جواب بدم؟

‫سوزان می خواد بهت دلداری بده!

‫این چه طرز حرف زدن باهاشه؟

‫سارا، اونم نمی خواد دعوا راه بندازه.

‫شبیه همن.

‫آخه از دیروز نگرانش بودی.

‫همش می گی چه قدر افسرده به نظر میاد.

‫دنبال مادرم می گردم ‫که توی سانحه تلپورت جمعی فیتوئا گم شده

‫ولی بازم...

‫دلیل نمیشه بی ادب باشی.

‫ولی چطوری پیداش می کنی؟ ‫شمال جای بزرگیه.

‫درست می گی.

‫یه کاریش می کنم. ‫

‫سرنخی داری؟

‫اگه بخوای می تونم تو مسیر ‫با مناطق شمالی آشنات کنم.

‫واقعا؟

‫خب، پس...

‫پس سراپا گوش وایسا.

‫اکثر کشورای مناطق شمالی فقیرن.

‫ولی سه کشور بزرگ جادویی ‫ وضعشون خیلی بهتره.

‫پادشاهی رائونا توی پرورش جادوگرا ‫بهترینه.

‫قلمرو دوک نریس وسایل جادویی ‫فوق العاده ای تولید می کنه.

‫قملرو دوک بشرنات متخصص تحقیقات جادوییه.

‫الان تو راه کشور آخری هستیم.

‫البته الان همه با هم متحد شدن ‫ تا توی تحقیقات جادویی پیشرفت کنند.

‫اینایی که گفتم رو متوجه شدی؟

‫هی، همه بچه ها اینجان.

‫چه قدر خسته ام. راه بیفت بریم.

‫سفر به این طولانی بدجور آدم رو ‫خسته می کنه.

‫چه قدر سرده.

‫یه اتاق می خوام... ‫برای یه ماه لطفا.

‫حتما. در خدمتم.

‫اینجا رو امضا کن.

‫برو تو اتاق آخری طبقه سوم.

‫قیمتش هم...

‫اریس...

‫نه، بس کن.

‫برای چسب زدن قلب شکسته ام ‫سفر نمی کنم. باید زنیث رو پیدا کنم.

‫اوه پس اومدی!

‫شنیدم خوب پولی می دن.

‫جدی؟

‫ها؟

‫ببین، یارو بچه است.

‫تازه وارده؟

‫ها! احتمالا اومده بازی کنه

‫اون بچهه کیه؟

‫تنها اینجا چی کار می کنه؟

‫به نظر من که شبیه هالو هاست.

‫عذر می خوام، میشه بهم کمک کنید ‫رسما گروهم رو منحل کنم؟

‫اوه.. حتما.

‫ام...

‫لطفا.

‫ممنون که صبر کردین.

‫هی، به نظرت...

‫بقیه گروهش مردند؟

‫تنها بازمونده بودن باید سخت باشه.

‫این کار رو می خوام.

‫ها؟ ام، گروهت چی؟

‫تنها کار می کنم.

‫چی؟

‫ولی این کار رو تنهایی ...

‫به جا فک زدن کار رو بده بیاد.

‫چی شده؟

‫سر چی بحث می کنی؟

‫بحث نیست.

‫شرمنده ولی شنیدم چی می گفتی.

‫می خوای مادر گم شده ات رو پیدا کنی ‫ولی پول لازم داری.

‫برای همین این کار خطرناک رو می خوای؟

‫خب...

‫ولی از نگاهت خوشم نمیاد.

‫انگار دیگه حتی مردنم ‫ برات مهم نیست.

‫خب نظرت چیه؟ چرا ‫با هم انجامش ندیم؟

‫چی؟!

‫با هم؟

‫ما هم تازه رسیدیم اینجا. ‫ خیلی چیزا هست که باهاشون آشنا نیستیم.

‫همه تازه می خوایم بفهمیم اینجا ‫چی به چیه. بیا با هم کار کنیم.

‫نه. ترجیح می دم تنها کار کنم.

‫تنها تا یه جایی میشه جلو بری.

‫کمک لازم داری.

‫و بهترین راه کمک پیدا کردن ‫ رفتن تو یه گروه و زنده موندنه.

‫مگه نه بچه ها؟

‫تو هم موافقی مگه نه سارا؟

‫آره آره.

‫هر چه قدر دلش بخواد می تونه نقش بازی کنه ‫ولی می دونم فقط دلش به حالم سوخته.

‫جوون به نظر میای ولی مطمئنم ‫ به کارت واردی.

‫خب چی کار می تونی بکنی؟

‫همونطور که می بینین من جادوگرم ‫پس تخصصم حمایت از جنجگوهای تن به تنه.

‫عالی شد.

‫همین چند وقت پیش داشتیم می گفتیم ‫که گروهمون یه کمک پشت خط مقدم دیگه لازم داره.

‫باشه پس.

‫به توافق رسیدیم.

‫خب امروز رو می ذاریم برای آماده شدن، ‫ فردا دم دروازه شمالی هم رو می بینیم.

‫تو مسیر می تونیم در مورد نقشمون حرف بزنیم.

‫خیلی خب.

‫هنوزم قهری؟ ‫ این بچه بازیا چیه؟

‫ببند بابا!

‫واقعا شبیه همن.

‫خیلی خب، بریم.

‫آره!

‫آره!

‫امروز کلی پول در میاریم.

‫پس بیاین سریع تمومش کنیم ‫ که سر وقت برسیم به میخونه.

‫اونقدر که ریختی ته حلقت بس نبود؟

‫یه کم شراب آسورایی گیر آوردم.

‫به ما چه؟ فقط مواظب باش گند نزنی.

‫بسپرش به خودم! الان حریف ‫ هفت قدرت کبیرم میشم!

‫خدا به خیر کنه.

‫اوه چه زود اومدی.

‫بعد از جریان دیروز فکر می کردم ‫دیر میای.

‫اتفاقی زود بیدار شدم.

‫جدا؟

‫رودیوس گریرات، جادوگر.

‫بدون افسون خوانی می تونم جادوگری کنم.

‫خب، خوش اومدی.

‫من سوزانم، جانشین رهبر کانتر ارو ‫و جنجگوی خط مقدم.

‫جانشین رییس؟ یعنی رهبر این گروه نیستی؟

‫همه رو کنار هم نگه می دارم. ‫ولی به کسی دستور نمی دم.

‫سلام من تیموتیم. تخصصم ‫ حمله های جادویی از راه دوره.

‫رهبر این گروهم هستم.

‫از دیدنت خوشوقتم.

‫من میمیرم. جادوگر شفابخش.

‫من پاتریسم. کنار سوزان می جنگم.

‫بجنب، خودت رو معرفی کن.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left