هماهنگ با نسخه‌های زیر

Strike the Blood - 10
ناشر mani_donte

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2014-05-15
تعداد دانلود: 44
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 188 خط.

. ممنون ، اوچیدا

. نجاتم دادی

. این حرفا چیه . تو خانواده‌ی ما ، همه حیوانات رو دوست داریم

. ولی ، هرچند من تعجب کردم

. نمیدونستم که آکاتسکی با بچه های مدرسه راهنمایی هم دوسته

تو کاناسه رو میشناسی ؟

اون وقتی که بچه بود . تو صومعه ای که نزدیک خونه‌ی ما بود زندگی میکرد

. هرچند ، ما به نوعی از زمان اون حادثه زیر فشار بودیم

حادثه ؟

. یه حادثه ای اتفاق افتاد و آدم های خیلی زیادی مُردن

. اون تنها بازمانده از حادثه ـست

. یکی از دوستای منم تو اون حادثه بوده

. هر دفعه که نگاش میکنم این موضوع رو به یادم میاره

... میدونم که تقصیر اون نیست

. بنابراین ، امیدوارم که باهاش مهربون باشی ، کوجو

. حتماً

خب ، الان گربه‌ی دیگه ای نمونده ، درسته ؟

. آره

... فقط یکی مونده که همین الان پیداش کردم

. این یکی رو خودم میتونم ازش مراقبت کنم

همین الان ؟

! ساکت ! صدات رو بیار پایین ، سنپای

یکی دیگه هم برداشتی ؟

مگه نمیدونی آکاتسکی کوجو ؟

. آوردن حیوانات در محوطه مدرسه ممنوع ـه

... ناتسوکی چـا -

! آخ

. معلم خودت رو "چان" صدا نکن

. من اینکارتون رو نادیده میگیرم ، اما به یه شرط

شرط ؟

... امشب بیا با هم بریم بیرون

. آکاتسکی کوجو

هاه ؟

... هی

تو از من میخوای که در حمله جادویی ای که انجام میدی بهت کمک کنم ، درسته ؟

. دقیقاً

پس چرا یه همچین لباسی رو پوشیدی ؟

. و اینکه تو 2 ساعته که منو اینجا منتظر گذاشتی

. یه جشنواره نزدیک مرکز خرید اینجا شروع شده بود

. من فقط میخوام که آستارته از مغازه ها در شب لذت ببره

"لذت ببره ؟"

این به کنار ، تو اینجا چیکار میکنی ، دانش آموز انتقالی ؟

. من ناظر چهارمین اصیل ـم

برای ناظری باید لباس یوکاتا میپوشیدی ؟

... ایـ - این

وقتی که ناگیسا چان فهمید جشنواره قراره برگذار بشه . منو مجبور کرد این رو بپوشم

. حالا هرچی

به هر حال ، آکاتسکی من اطلاعاتی که برات ایمیل کرده بودم رو خوندی ، درسته ؟

... آره . میدونستم که سه روز پیش یه حادثه ای اتفاق افتاده

. ولی فکر میکردم که حتماً این کار شیاطین بوده

من هیچوقت فکرش رو هم نمیکردم . که اون ماسکدار ها پشت این قضیه باشن

... دو نفر از اونا با ظاهری مشابه همدیگرو از بین بردن

. به مناطق اطراف هم صدمه زدن

. پنج حادثه به همین شکل در دو هفته گذشته اتفاق افتاده

. کار تو اینه که اونا رو بگیری

خیلی راحت حرف میزنی ، ولی اونا میتونن پرواز کنن ، درسته ؟

ما چطور قراره که اونا رو بگیریم ؟

. مشکلی نیست. فقط از پا درشون بیار

... اگر تو هوا قدرتت رو آزاد کنی

. آسیبی به شهر نمیرسه

... درخواست بی بی‌پروا ای بود

اما ممکنه این حرکت تنها چیزی باشه که . اینجا بهش نیاز داشته باشیم

اون ساختمونی ـه که در جنگ ماسکدار ها نابود شده ، درسته ؟

... اگر سحر و جادو باعث یه همچین اتفاقی شده بود

... من میفهمیدم

... پس حتی شمشیر زن سازمان شیر شاه هم نمیتونه

حمله اونا رو تشخیص بده ؟

منظورت چیه ؟

... یک طبقه خاص از سحر و جادو هستش ، حملات فیزیکی

. احتمالات زیادی وجود داره

. البته ، میتونم سردر بیاریم اگر از خودشون بپرسیم

. نکششون ، آکاتسکی

اونا ماسکدار ها هستن ؟

. زودتر از چیزی که فکر میکردم خودشون رو نشون دادن

. آستارته ، به همه در مدرسه خبر بده

. وقت آتش بازی ـه

. بله

آتش بازی ؟

نمیدونی ؟

... اونا نور های زیبایی هستن که تو آسمون منفجر میشن -

... این رو میدونم -

. همه مردم شهر به آتیش بازی نگاه میکنن

. ما باید تو همین موقع آتیش بازی سعی کنیم اونا رو بگیریم

حالا که بهش اشاره کردی . من که فکر نکنم تو یه همچین موقع از سالی جشنواره داشته باشیم

نکنه همه اینا رو تو برنامه ریزی کردی ؟

. الان بهترین موقعی ـه که بتونیم به این موضوع رسیدگی کنیم

. وقت پروازه

هاه ؟ پرواز ؟

چی شد ؟ چطوری رسیدیم اینجا ؟

. با جادوی انتقال

. ولی ، سنپای ، اون بالا رو نگاه

! من این جادو رو نمیشناسم

. این بیشتر شبیه قدرت الهی میمونه تا سحر و جادو

! بهم کمک کن ، هیمِراگی یوکینا

! باید اونا رو بگیریم

! طوفان سفید

! هیمِراگی

اونا زنجیرا رو بریدن !؟

! نه

! آکاتسکی ، مراقبشون باش

! تسلیم نشو ، وگرنه اونا میکشنت

... این زنجیرا

!کار ناتسوکی چان ـه ؟

. بیا بیرون ، نهمین قدرت ، اسب سرخ

!امکان نداره ... تونست در برابر قدرت یه اصیل دفاع کنه ؟

!اون ما رو ... نجات داد ؟

... امکان نداره ... اون

... اون چهره

... امکان نداره

... تمومش کن ، کاناسه

! کاناســـه

صنعت جادوگری ؟

. این شرکت عمدتا تولید لوازم جادویی رو انجام میده

... این آدرسی که ناگیسا چان بهم داده برای کاناسه سان ـه

. که در قسمت خونه های شرکتی قرار داره

... مردی که داره ازش مراقب میکنه

. پس از حادثه صومعه ، داره اینجا کار میکنه

تو به مینامیا سنسه درمورد کانامه سان گفتی ؟

. نه هنوز

. لعنتی ، هنوز مطمئن نیستم که اینکارو بکنم

. ترجیح میدم ، صبر کنیم تا اطلاعات بیشتری پیدا کنیم

. آره ... حق با توئه

. میخوایم کاناسه سان که در اتاق 204 هستش رو ببینیم

. متاسفم ، ولی در حال حاظر تشریف ندارن

پس ، آقای کاناسه کنسِی چی ؟

ببخشید این سوال رو میپرسم ، ولی شما کی هستید ...؟

. من هیمِراگی هستم از سازمان شیر شاه

. یه لحظه لطفاً

مطمئنی که اسمت رو گفتی مشکلی پیش نمیاد ؟

. خب ، بنظر میرسه که میتونیم اینجا از چیزی سر در بیاریم

. یه شیطان ثبت شده

. من بِیتریِس باسلر هستم

. خب ، من منشی یا مدیر برنامه های ... کاناسه کنسه هستم

... دقیقا سازمان شیر شاه به چه

حمله‌ی جادویی ای نیاز داره ؟

. شرمنده ، ولی من ترجیح میدم که مستقیما با خود ایشون صحبت کنم

. یه مشکلی وجود داره

. کاناسه در حال حاظر در جزیره نیست

... این شرکت دارای یک مرکز تحقیقاتی کنترل شده

. در یک منطقه شیطانی داره

بیرون از جزیره ایتوگامی ؟

دختر کاناسه سان هم باهاش هستش ؟

. بله ، اینطور بهم اطلاع دادن

... اگر کارتون باهاش خیلی ضروریه

. میتونم به مرکز تحقیقاتی ببرمتون

. اسم من ، لو کیریشیما هستم

. قراره که من شما رو ببرم

. همونطور که میبینید ، این هواپیما خیلی قدیمی ـه

. سفر سختی رو پیش رو داریم ، بنابراین آماده باشید

حـ - حالت خوبه هیمِراگی ؟

. رنگ ـت شده مثل گچ

! چیزی نیست ، حالم خوبه ! چیزی نیست

وایستا ببینم ، تو از هواپیما میترسی ؟

! معلومه که نه

... من یک شمشیر زن از سازمان شیر شاه ـم

سـ - سنپای ؟

. ناگیسا هم مثل تو از هواپیما میترسه

. وقتی اینکارو میکنم ، آروم میشه

اینکارم ناراحتت میکنه ؟

... نه اصلاً

... به هرحال ، تو فکر میکنی تحقیقات پدر کاناسه یه ربطی به

اون ماسکدار ها داره ؟

. مطمئنم

پس یعنی اون تنها دختر خودش رو تبدیل به هیولا کرده و فرستادش تا شکار کنه ؟

. من فکر میکنم برعکس باشه

... کاناسه کنسه ، هیچوقت تنها دختر خودش رو تبدیل نمیکنه

اون به نتیجه ای رسید که شاید میتونه تنها دختر خودش رو تبدیل کنه ؟

... اولین باری که کاناسه سان رو دیدم

احساس نزدیکی ای باهاش کردم . با اینکه اولین بار بود که همدیگه رو میدیدیم

. الان میفهمم

. اون و من مثل همیم

... برای همین

کاناسه دیشب ما رو نجات داد ، درسته ؟

. الان نوبت ماست

. آره

. هی شما زوج احمق

دوست ندارم که عشق بازیتون رو بهم بریزم . ولی دیگه داریم میرسیم

مرکز تحقیقاتی تو اون جزیرست ؟

. زیاد حرف نزن

! برو که رفتیم

. پسر ، اینجا هیچی نیست

کاناسه واقعاً توی این جزیره ست ؟

. نمی دونم ، احتمالاً دیر یا زود اون رو می بینید

. البته اگه تا اون موقع زنده بمونید

. شرمنده ، زوج احمق

! اگه می خوای کسی رو سرزنش کنی ، باترس رو سرزنش کن

! هی ! وایستا ، مرد

! هـُی

More Farsi Persian subtitles for Strike the Blood

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left