نخستین 200 خط.
.مضنون يک مرد سفيد پوست گزارش شده ،تقريبا 30ساله
.مضنون نزديک 11"5 قد داره ،هيکل متوسط ،شلوار قهوه اي تيره
.مضنون شماره دو
.نزديک 1"6 قد ،متوسط هيکل ،عينک گرد ،لباس هاي تيره
...هشدار ،مظنونان مسلح هستند
.و احتمال ميره شديدا خطرناک باشند . هوشيار باشيد
"سلام "ارل - .بله ،قربان -
چي ميدوني؟- ... خب -
.روز خيلي گرميه
يه کوچولو هم احساسش نکردم ... با يک دستگاه تهويه مطبوع
.منفجر شده تمام روز رو داخل مغازه بودم
اوه ،اينطوريه؟- .درسته -
براي ناهار تعطيل ميکني يا نه؟
.امروز فقط خودم هستم . غذام رو به واسطه مايکروويو ميخورم
.يا حضرت مسيح ،پيت
موقعي که خواستي اون مايکروويو رو ... ياد بگيري
غذا نسبت به يک گلوله زودتر تو رو ميکشه؟
...منظورم اينه که اون "بوريتز" ها به هيچ
دردي نميخورند .وقتي که روي علف هرز رشد ميکنه
يه دونه بطري از اون "جک" برام ميکشي پايين؟- .آره -
.فکر کنم امشب ميخوام مست کنم
موضوع چيه؟
.آره
...يه روز گرم ،نِکبتي ،آشغال ،مسخره امروز بوده
.تو تمام راه
.اولا ،"نيدين" در بلو چيپ يک جورايي مريض شده
پس اون پسر عوضي اون زن که . داره کباب ميشه رو در اختيار داره
...منظورم اينه که اون احمق
جاسوس عوضي ايي که . اهل "رايس کريسپي" رو نميشناسه
.اونا نزديک ساعت 9 صبحانه ميخورند
And I'm pukin' up pigs in a blanket...
like a sick, fuckin' dog by 10:30.
...قانوني يا يه چيزي در مقابل
تاخير سرو کردن غذا براي مردم وجود نداره؟
.خب... اگر وجود نداره ،بايد وجود داشته باشه
...منظورم اينه که ،کدوم خري ميدونه که
چه فکري تو ذهن يه "مانگلوي" لعنتي ميگذره؟
...نيدين بايد بزنه تو سر اون پسره
.و شير نکبتي بفروشه
تو ميتوني تعقيبش کني ،ميدونستي؟
اون بچه متعلق به يک سيرکه ،نه برگردوندن همبرگر
.تو ميتوني صاحب اون مکان ريده مالي بشي - .اوه لعنتي ،پيت -
با اون چاله روغني چيکار کنم؟
.گذشته از اين "نيدين" يه خلقي براي تحمل کردن داره
.منظورم اينه که مواظبش باش... کله سيب زميني رو
گمون کنم درباره خرابکاري تو "آبلين" شنيدي؟سرقت بانک؟
.اين چيزيه که هميشه تو صندوق پست خبرش هست
چند تا از مردم رو هم کشتند ،درسته؟
...آره. چند تا جنگل بان رو کشتند
...سه تا پليس
.يک آدم غيرنظامي
. تحويلدارهاي بانک رو با خودشون گروگان گرفتند
...فرض شده که به سمت مرز رفتند
.که باعث ميشه فورا بيان سر راه من
...اگر دستم به اون تخم سگاي انتَر برسه
.اونوقته که تلافي کنم
.منظورم اينه که... خب ،ميگيريمشون
.ميگيريمشون
.اوه ،شکي درش ندارم
...خب
.من بايد آبم رو خالي کنم
مشکلي نيست از دستشوئيت استفاده کنم؟
.خودتو خالي کن - .ممنون -
.خواهش ميکنم
فکر ميکني دارم باهات بازي تخمي ميکنم ،کونده؟
ميخواي اين دختر کوچولو بميره؟
يا اون دختر کوچولو؟يا خودت؟
يا رفيقت با نشانش بميره؟
.حالا ،نميخوام اينکارو بکنم
...اما من اينجا رو به ديوونه خونه تبديل ميکنم
.اگه هم فکر کنم داري سر به سرم ميذاري
از من چي ميخواي؟ .من کاري رو کردم که تو گفتي
.تو گذاشتي از دستشوييت استفاده کنه
.هيچ مغازه اي اينکارو نميکنه - .اون هر روز اينجا مياد و ما با هم فک ميزنيم -
.اگر بهش ميگفتم نه ،مي فهميد يک خبرايي هستش
.. ميخوام از اينجا بره بيرون
بشينه تو ماشينش و راهي جاده بشه يا تو ميتوني اسم اين مکان رو
.به "دنياي خونين بني" تغيير بدي...
تو بهش علامت دادي؟- .شوخي ميکني؟من هيچ کاري نکردم -
.اون ميگه تو داشتي خودتو ميخاروندي - من خودمو نميخاروندم -
داري بهش ميگي دروغگو؟- من بهش نميگم دروغگو ،باشه؟-
دارم ساده ميگم اگرم داشتم خودمو ميخاروندم ،يادم نمياد خودمو خارونده باشم
.اگر من خودمو ميخاروندم به معناي علامت دادن نيست .براي اينکه من بدجور ترسيده ام
.يک لحظه صبر کن. يارو تو دستشويي هستش -
...چرا من نرم اونجا و يه تير تو کلش خالي کنم
.و بعدش ميتونيم گورمونو از اينجا گم کنيم
.اينکارو نکن .ببين
تو ازم خواستي طبيعي رفتار کنم و منم طبيعي رفتار کردم
...تحت اين شرايط ،فکر کنم من بايد
.براي چنان طبيعي بازي کردنم يک جايزه اسکار بگيرم
.تو ازم خواستي از شرش خلاص بشيم . من تمام تلاشمو ميکنم
...خب ،بهترين تلاشت بهتره که خيلي خيلي بهتر باشه
يا اينکه من احساس خيلي خيلي بدي بهم دست خواهد داد
.همه خونسرد باشند. تو هم... خونسرد باش
.آره. فردا برش مي گردونم
...امشب ميخوام جلوي اون جعبه بشينم
.و بذارم بلندتر از کاج گرجستاني بشه
براي اون مشروب تند چقدر ميخواي ،پيت؟-
.6.50دلار
خداي من. داري با بازنشستگي زودهنگام مقابله ميکني؟- .لعنتي ،آره -
!هي! هي
اين براي چي بود؟- .اون به جنگل بان اشاره کرد -
.من نکردم! بايد بهم ايمان داشته باشي. من اشاره نکردم
وقتي اونا داشتند صحبت مي کردند ."اون با لب خوني گفت "کمکمون کن
.اي دروغگو عوضي! من هيچي نگفتم - .خفه خون بگير -
.هي! دست بردار
مشکلت چيه ،خدا لعنتت کنه؟- .سيت ،اون گفتش -
.تو کنار يخچال مشروب ها بودي و پشتت بود
.من کنار مجله ها بودم. ميتونستم صورتش رو ببينم
."و من کلمات لبش رو ديدم ،"کمکمون کن
.ماشين رو روشن کن
تو حرفام رو باور نميکني ،درسته؟- .بله. خفه شو -
و ماشين رو روشن کن - بهم باور نداري؟-
.ماشين رو روشن کن. خودت ميدوني ،خفه خون بخور و ماشين رو روشن کن
.يک لحظه صبر کن - .من بهت ايمان دارم. ماشين رو روشن کن -
تو به زبون نمياريش؟ تو بهم ايمان داري؟
!من بهت ايمان دارم .!بزن بريم
.اين يعني اينکه ايمان داري - .بله ،بهت ايمان دارم -
.بايدم داشته باشي ،چون حق با منه
!ريچي
هان؟
تو حالت خوبه؟- .اون به دستم شليک کرد -
کمکمون کن - ."من اصلا نگفتم "کمکمون کن -
...خب ،ديگه اهميت نداره
.چونکه فقط 2ثانيه ديگه زندگي ميکني
ريچي؟- هان؟-
وقتي شماره سه رو شمردم ،به بطري هاي بالا سرش شليک کن
!باشه
...يک - !لعنتي -
...دو
!سه
چي بهت گفتم؟من به تو چي گفتم؟
."گفتم "نقشه جاده رو بخر و بيا بيرون
.من غلطي بايد مي کردم ،سيت؟اون منو شناخت
.هيچ کثافتي رو نشناخت
...سيت،دارم بهت ميگم،طوري که اون نگاهمون مي کرد
.مخصوصا تو... ميدونستم اون ميدونه
"شناسه"
تو منظور از کلمه "شناسه" رو درک ميکني؟
"آهاي ريچي،دستت چطوره؟"
آهاي ريچي،دستت چطوره؟" مثل اين که يه تخم سگ زخميت کرده "از توجهت مچکرم
.بذار بهت بگم که "شناسه" يعني چي . شناسه گروگان گرفتن دختر نيست
اون به پليسه شليک نکرد. اون ساختمون رو منفجر نکرد
.حرومزاده،حرومزاده،حرومزاده
از گرگ و ميش تا فجر
اهف خرابش کردي! خدا لعنتت کنه !خدا لعنتت کنه
چه زهر ماري ميخواي؟
فکر ميکني من چي چي ميخوام؛
منظورت چيه،پير سگ؟ .من به خرابه شده ميخوام
.خيلي خب،باشه
تلگراف دارن؟
.نه
اونا بيسيم سيار دارن؟
اونا تخت درون آب دارن؟- .نُچ -
اونا چي دارن؟
اونا يه چهار ديواري و يه سقف دارن... و .اين همه اون چيزي که ما لازم داريم
خيلي خب،چمدون رو بردار. سريع انجامش بده
اوه
يه کلمه هم حرف نميزني
تو،پياز چه،بشين رو مبل
ميخواي باهام چيکار کني؟
گفتم "پياز چه"،پياز چه ها که حرف نميزنن
حالا،شما ميخواي طرف خوب منو ببيني؟
.مي شيني و زيرچشمي منو نيگاه نمي کني
خيلي خب، چه حسي داري؟
...چقدر تو فکر .عين يه توله سگ که زخمي شده
.اينو همينطوري محکم ببندش. راحت و خوب - .باشه -
.باشه، خب ديگه من برم پول بگيرم
ساعت 6 شده. اينجا هواش کي تاريک ميشه؟
.دور و بر 8
خوبه. من ميرم لب مرز تا همه چيزو وارسي کنم
ميخوام به کارلوس تلفن کن ...سعي کن که
.قرار ملاقتمون رو جور بشه .چجوريش رو نميدونم
به نظرت ميتونه يک معامله بالاتر از 30% درصد رو جور کنه؟
اين يه معامله مشخص شده ست. اونا نميخوان .تغييرش بدن
تاحالا سعي کردي که باهاشون مذاکره کني؟ - ريچي -
.اين آدما فروشنده هاي سيگارت نيستند
.اونا اصلا نميدونن معني کلمه "پاياپاي" چي چي هست
تو ميخواي توي "ال-ري" بموني؛
.تو لازمه 30% از دزديت رو به اونا بدي .اين قانونشه
خب اين حک شده، پس لازمه که انجام بشه
بله، خودم ميدونم، گوش کن؛
هي، ميخواي که جايي مخفي بشي .بايد بهاش رو بپرداي
.بهاش هم 30% ـه
... همه حرف من اينه که، باباجون ميـ - .گفتگو تموم شد -
باشه؟
.لازمه که حرف بزنيم
اسمت چيه؟ - .گلوريا -
.سلام گلوريا؛ م ست هستم .اونم برادرم ريچيه
.بذار دست از تعقيب کردن برداريم
ميخوام که ازت يه سوالي رو بپرسم؛
.و ميخوام که تو هم با بله و خير جواب بدي
ميخواي زنده بموني؟
.بله - .خووبه -
:قانون شماره يک .نه سروصدايي، نه پرسشي
،اگه صدات در بياد
.آقاي 44 هم سروصداش در مياد
اگه بخواي سوال کني، آقاي 44 که .جوابت رو ميده
حالا واست کاملا، قانون شماره يک روشن شد؟
.بله - :قانون شماره دو -
No comments yet. Be the first to leave one.