Silent Witness

Silent Witness

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 29

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Silent Witness S29E10 Shame Part Two 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 29 قسمت 10 Silent Witness 1996 زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-03-02
تعداد دانلود: 18
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

این برنامه حاوی الفاظ رکیک و صحنه‌های خشونت‌آمیز است

و صحنه‌هایی که ممکن است برای برخی بینندگان ناراحت‌کننده باشد

نامزدم گم شده. اهل هنگ‌کنگه. اسمش مِی لی‌ئه

پلیس اینجاست تا با شخصی به اسم پایک جورج صحبت کنه

«هندلسه‌هوریزونت» داره سعی می‌کنه یه تراشه کوانتومی طراحی کنه

که یه تریلیون بار سریع‌تر از ابرکامپیوترهای امروزیه

مدیر ارشد فناوریِ پایک

اون مغز متفکر پشت این قضیه‌ست

هر روز صبح وقتی می‌اومدم تو، از پشت این شیشه می‌دیدمش

در نگاه اول

جای سوزن‌های طب سوزنی

به نظر می‌رسه یه جور واکنش موضعی باشه

اونا سطح بالایی از آمینواسید تریپتوفان رو نشون دادن

که به نام بوفوتنین هم شناخته می‌شه

چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

دخترتون، مِی، فوت کرده

باور نمی‌کنم مِی لی خودکشی کرده باشه

مطمئنی اینجا خونه‌شه؟

تو اسمش رو قبل از اینکه جنازه‌اش رو از آب بگیرن می‌دونستی

برای سر این زن جوان جایزه گذاشته بودن

اوی! هی

باید بری پیش پلیس

می‌شه شماره‌تون رو داشته باشم؟ محض احتیاط اگه به شاهد نیاز داشتم

ما هیچ کار اشتباهی نکردیم

من مِی لی هستم

صدای آژیر

لرزش گوشی

الو؟

سلام هلن

بله، البته که یادمه

توی بیرمنگام؟

بله. کِی مد نظرت بود؟

کلاً یه بار ازدواج کردی؟ واقعاً؟ اوم‌هوم

تا وقتی سوار اون ترن هوایی نشی، زندگی نکردی

ترنِ شیفتگی، ناامیدی و طرد شدن

و اگه خیلی خوش‌شانس باشی

یه دوزِ حسابی خیانت هم چاشنی‌ش می‌شه

فقط برای اینکه هیجانش بیشتر شه

راستش رو بخوای، هیچ‌وقت از شهربازی خوشم نیومده

می‌دونی، واقعاً مثل همون وسایل بازیِ کارناوال‌هاست

قبل از اینکه سوار بشی یه جورایی ترسناکه

و وقتی تموم می‌شه، با خودت می‌گی اون همه سر و صدا برای چی بود؟

کی به مردا نیاز داره، مگه نه؟

اوه، به نظر من زن و مرد نقاط قوتی دارن

که همدیگه رو کامل می‌کنه. اگه تو این‌طور می‌گی

منم قبلاً همین‌طور فکر می‌کردم. از سرت می‌پره

خیلی لطف کردی که اومدی

نمی‌دونستم زنگ بزنم یا نه، ولی چون بیرمنگام بودم

اوه، باعث افتخاره. تا کی توی آکسفورد کار می‌کنی؟

اوم... دقیقاً نمی‌دونم

یه قرارداد شش ماهه به عنوان استاد مدعو دارم

و دارم برای یه کتاب تحقیق می‌کنم. دو ماه

ولی دانشکده همش دست‌دست می‌کنه، برای همین نمی‌دونم. حالا ببینیم چی می‌شه

کدوم دانشکده؟ هیو. تخصصت چیه؟

روابط بین‌الملل، به‌خصوص اقتصاد سیاسی

که در حال حاضر موضوع خیلی پرتلاطمیه

ممنون که اظهارنامه رو پر کردی

این واقعاً به پلیس کمک می‌کنه

و همین‌طور به شرکت بیمه

اوه، خواهش می‌کنم

و فرصتی شد که دوباره ببینمت، پس

خب تخصصت چیه؟ چه جور مریض‌هایی رو ویزیت می‌کنی؟

مرده‌ها رو

خنده هلن

پس دکتر خیلی خوبی نیستی

من آسیب‌شناسم. آهان

خدای من! تعیین علت مرگ و این‌جور چیزها؟

آره، یه جورایی

واو. باید چالش‌برانگیز باشه

اخیراً مورد جالبی داشتی؟

همه‌شون جالبن

صدای زنگ

صبح بخیر. بله

فکر کنم می‌خوایم ادامه بدیم

این چیزیه که به نظرم ارزشش رو داره

فیزیک کوانتوم سرت می‌شه؟

این واقعاً یه موقعیت «مسئولیت با خریدار» است، مگه نه؟

بله، به یه درجه‌ای از ایمان نیاز داره

مگه بیشترِ زندگی همین‌طوری نیست؟

خب، گوش کن

نه

خیلی وقته از تئوری گذشتیم

هیچ تضمینی نیست که کِی

ولی این اتفاق می‌افته و همه‌چیز رو متحول می‌کنه

آره، می‌فهمم، ولی پایک معتقده که خیلی نزدیکیم

باید برم

درها در حال بسته شدن. آسانسور به سمت پایین

درها در حال بسته شدن

یه کلمه دیگه به جای «مورد حمله قرار گرفته»؟

مگه «مورد حمله» چه اشکالی داره؟

من از «مورد حمله» استفاده کردم

تِپ! بی‌خیال

قاپیدن. خفت‌گیری

کش رفتن

همون «حمله» خوبه. داری چیکار می‌کنی؟

بهت گفتم که، به زنی که بهش حمله شده بود کمک کردم

چطوری بهش حمله شده بود؟ ازش سرقت شده بود

پس بنویس «مورد سرقت»

اوه

آره، این جواب می‌ده. خوبه

این زن کی بود؟

هلن گارنت. درباره‌اش بهت گفته بودم

نه، نگفته بودی. چرا، گفتم. نه

باهاش رفتم یه چیزی بنوشم

همون مدرس روابط بین‌الملل

وقتی بهش دست‌برد زدن بهش کمک کردم

دیدی؟ «دست‌برد» کلمه خوبی بود

برای پلیس به یه اظهارنامه نیاز داره. قول دادم

فکر می‌کنی من یه جورایی انرژیِ همجنس‌گرایانه ساطع می‌کنم؟

چی؟ آره، کاملاً

واقعاً؟ اوم‌هوم

چه اشکالی داره؟ در ضمن، تو از کجا می‌دونی؟

حرف حساب جواب نداره

کومناتا، جایی که متوفی اونجا کار می‌کرد

«کومناتا» واژه‌ای روسی به معنای «اتاق» است

فکر می‌کنی شرکت روسیه؟

مگه شرکت روسی هم توی بریتانیا باقی مونده؟

دارم سعی می‌کنم قضیه مالکیتش رو سر در بیارم

ممکنه «برنز» بتونه کمک کنه

کِی قراره توی کافه ببینیش؟

نفسش در سینه حبس می‌شود

اوه-اوه

اوه! ممنون کیت. بعداً می‌بینمت

خداحافظ

مادرم می‌دونست که زنده‌ام

می‌دونست تهدیدهایی علیه من وجود داره

برای همین چیزی نگفت

دیگه چه کار دیگه‌ای می‌تونست بکنه؟

چرا علیه تو تهدید وجود داشت؟

چون از نظر مقامات هنگ‌کنگ

من یه مجرمم

چرا مجرمی؟

من یه مجرمِ راهِ دموکراسی‌ام

مگه شما هم به خاطر دموکراسی مجرم محسوب نمی‌شین؟

چیکار کردی؟

اعتراض کردم

اعتراضات رو سازماندهی کردم

تظاهراتی برای آزادیِ «جیمی لای» راه انداختم

جیمی لای کیه؟

اون یه تاجر ثروتمندِ هنگ‌کنگی و

فعال سیاسیه

مبارز راه دموکراسی

یه مبارز دموکراسی‌خواه مسالمت‌جو

و چون طرف حساب چینه، همه چشماشون رو می‌بندن

اون رو انداختن زندان

مقامات هنگ‌کنگ توی خونه‌اش بازداشتش کردن

و انداختنش انفرادی

هفتاد و هفت سالشه

از چی می‌ترسن؟

اون شهروند هنگ‌کنگه. این یه موضوع مربوط به هنگ‌کنگه

اون بریتانیاییه. شهروند بریتانیاست

و یه میلیاردره

و وقتی به میلیاردرها فکر می‌کنی

با خودت می‌گی اونا حتماً نهایت آزادی رو دارن

که می‌تونن هر کاری دلشون می‌خواد بکنن

چیزی که اون می‌خواست

می‌خواست بمونه

تا برای آزادی بجنگه

واضحه که مقامات هنگ‌کنگ این‌طوری به قضیه نگاه نمی‌کنن

نه

نمی‌کنن

اون رو یه تهدید می‌بینن

همون‌طور که من رو یه تهدید می‌بینن

تو من رو یه تهدید می‌بینی؟

لرزش گوشی

از دکتر الکساندر خواستم اگه اشکالی نداره، یه نمونه دی‌ان‌ایِ داوطلبانه بگیره

اگه جسارت نباشه

برنز

کجا؟

برات سخته؟ مشکلی نیست؟

چرا باید سختم باشه؟

این‌طوری بعداً شناساییِ جنازه‌ام راحت‌تر می‌شه

صدای تق‌تق به پنجره

لعنت

هی، فرد

سرقت از منزل؟

ببین مجبورم کردی چیکار کنم

بله. این‌طور به نظر می‌رسه

بدشانسی پشت بدشانسی

خب، آره، گزارش رو شنیدم، برای همین اومدم اینجا

اوه، یعنی مسئول پرونده نیستی؟

نه. اون هست

سرقت

نمی‌خوام پا تو کفشش کنم

اوم. هیچ پارتنر رقصی این رو نمی‌خواد

نه، منم که پاهام خیلی ناشیانه حرکت می‌کنه

من با کمال میل باهات می‌رقصم، فرد

من به این موضوع علاقه دارم

آره، معلومه که داری

ولی نمی‌تونی دقیقاً بهم بگی قضیه چیه، مگه نه؟

خب، دلم می‌خواد، ولی نمی‌تونم

مطمئنم تو هم چیزهایی داری که نمی‌تونی بهم بگی

اوه، خیلی زیاد

مثلاً چی؟

کارش خوبه؟

بد نیست. یه کم ناشیانه عمل می‌کنه

و تهاجمی برخورد می‌کنه

فکر می‌کنه از چیزی که هست خیلی بهتره

احتمالاً درباره همه‌مون صدق می‌کنه. (خنده کوتاه)

سرِ این یکی نباید اشتباه کنیم، فرد

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left