نخستین 200 خط.
گروه ترجمه پرشين با افتخار تقديم ميكند
فيلمي كه بسياري در ساخت آن شركت داشتند
هيچوقت تا حالا فكر كرديد كه شما يه كم با بقيه فرق ميكنيد؟
مثل اينكه شما يه چيز بخصوص داريد كه به دنيا هديه كنيد
طوري كه همه مردم ببينن
اگر اينطوريه، دقيقا ميدونيد چه حسي داره اگه
مثل من باشيد
شروع كن، فلينت
مشكل شماره يك جامعه كنوني ما چيه؟
باز موندن بند كفش
بهمين خاطر من يه پوشش پا جايگزين بدون بند اختراع كردم
كفش افشانهاي
عجب خيلي خوبيه
چطوري ميخواي درشون بياري، احمق؟
عجب چيز عجيبي اون ميخواد باهوش باشه ولي نميتونه
اون روز ميخواستم فرار كنم
اما آدم نميتونه از پاهاي خودش فرار كنه
همه ماهيهاي ساردين كه براي شنا كردن نيستن، پسرم
من از اصطلاحات ماهيگيري سر در نميارم
مگه من چي گفتم؟ - ناراحت نباش -
عزيزم، فكر ميكنم كفشهات معركن
همه خيال ميكنن من آدم عجيبيم
خب؟
مردم خيال ميكردن همه اين دانشمندها هم عجيب بودن
اما اين موضوع هيچوقت جلوي اونها رو نگرفت
اينو براي تولدت گرفته بودم، اما بگيرش
يه روپوش براي متخصصين آزمايشگاهي
درست مثل اوني كه دانشمندهاي واقعيها ميپوشن
كاملا اندازمه
دنيا به ابتكار تو نياز داره، فلينت
تو فقط بايد بهش برسي
ميدونم كه يه روز كار خيلي بزرگي انجام ميدي
... از اون لحظه به بعد
من تصميم گرفتم كه يه چيز بزرگ اختراع كنم
تلويزيون كنترل از راه دور
(و ضربه ميزنه (گزارش مسابقه بيس بال
عاقبت كار
مو براي افراد كچل
ماشين پرنده
مترجم افكار ميمون
گشنمه، گشنمه، گشنمه - چه عاقلانه -
!نه، استيو، نه، نه، نه، نه - نه، خواهش ميكنم، ولش كن
موشهاي پرنده
هي چه خبره، كوچولوها؟
!فلينت لاكوود
آرزوي من كمك به همشهريهايم بود
يه جزيره كوچك كه زير حرف "ا" اقيانوس اطلس پنهان شده
"و بهش ميگفتند "هبوط پرستو
ما بخاطر ساردينهايمان معروف بوديم
تا اينكه يه روز كارخونه كنسرو ساردين "بچه برنت" تعطيل شد
درست بعد از اينكه دنيا فهميد،
ساردين چيز واقعا مزخرفيه
بعدش، همه ما مشغول خوردن سارديني شديم كه هيچكس ديگهاي نميخورد
به صورت آب پز، سرخ شده، جوشيده، آبنباتي و عصاره
زندگي تيره و بيمزه شده بود
ولي وقتي همه چيز بنظر از دست رفته ميومد من به فكر مبارزه بودم
و اميد داشتم
ابري با احتمال بارش كوفته قلقلي
اسم من فلينت لاكووده
... و من ميخوام دستگاهي اختراع كنم كه
... آب رو به
غذا تبديل كنه
استيو، بهترين دوست و همكار مورد اعتمادم
استيو
ميتونم روي كمكت حساب كنم؟
ميتوني
ميدونستم كه ميتونم
كليد روشن حافظه فعال
نقشه، معركه آغاز جهش نانو
ايجاد تشعشع، ايمن
رايانه، درحال روشن شدن
افزايش خنككنندگي، كامل
وقت استراحت و قهوه خوردن
ايجاد شبكه نيرو
... آغاز تبديل آب به
غذا
هيدراته كردن ساختار پروتئين
ميزون كردن دستگاه طعم دهنده
درست كردن محل افتادن غذا
قرار دادن صداي جالب دستگاه
چيزبرگر
همه از اين خوششون خواهد اومد
!فليــــــــــنت
متاسفم، بابا
استيو، به كارت ادامه بده
اسكن دست
اون واقعا آدم عجيب غريبيه
برقراري دوباره واحد انرژي
واي خدا! ميبينمت بابا
فلينت
فكر نميكنه وقتشه كه دست از اين اختراع بازيها در بياري و يه كار درست و حسابي پيدا كني؟
نه، چرا؟
خب، تمام اين اختراعاتت آخرش به يه فاجعه تبديل ميشه
موشهاي پرنده، آره، اونها فرار كردن و به سرعت زادولد كردن
اما به فكر اون مشكل و نابودي اونها هستم
!بيلي، فقط خودت رو به مردن بزن
فلينت، تو نبايد تور ماهيگيريات رو جايي پهن كني كه ماهي نداره
چي؟- ... ميخوام كه تمام وقت توي -
مغازه لوازم ماهيگيري كار كني - مغازه لوازم ماهيگيري؟ نه بابا -
مغازهداري كار خوبيه
خواهش ميكنم، من خيلي به نتيجه گرفتن نزديك شدم
من فقط بايد اينو به برق وصل كنم و بهش انرژي بدم و اون كار ميكنه
و بعدش ميتوني توي مغازهات غذا بفروشي
و بعدش ديگه كسي مجبور نيست كه ساردين بخوره
واقعا معركه خواهد شد
متاسفم، پسر
ديگه اختراع، بي اختراع
بابا، ميدونم كه موفق ميشم
مامان هم ميدونست
الان 10 سال از مرگ مادرم ميگذره
و بابا هنوز نميتونه مثل اون منو درك كنه
يالا، بايد مغازه رو باز كنيم
"تيم و پسر" طعمه ساردين و وسايل ماهيگيري
چه حسي داري؟
!مراقب باش، بچه برنت
ساردين بچه برنت
بطور دستي در "هبوط پرستو" بستهبندي شده
بعنوان شهردار شما، فكر ميكنم الان وقتشه كه كار كنسرو ساردين رو پشت سر بذاريم
و به آينده فكر كنيم
!گردشگري ساردين
بهمين خاطر بدون مشورت با ديگران
تمام بودجه شهر رو روي چيزي كه زير اين پارچه است، خرج كردم
كه ظهر امروز
ازش رونمايي ميشه
با حضور خود بچه برنت
چه خبر؟
سلام - سلام، بچه برنت -
چيكار ميكني؟ قوطيهايي كه عكس من روشه رو روي هم ميذاري؟
كي ميخواد منو هنگام بريدن روبان ببينه
وقتي كه شهردار از اون رونمايي ميكنه؟
من از اين چيزاي بدجنس براي نجات شهر استفاده ميكنم
بسيار خب، آقايون ساردين، آره
زنده باد هبوط پرستو - عجب شوقي -
گوش كن، شايد بخواي به مراسم رونمايي بري؟
ميدوني، بابا، چرا خودت نميري من حواسم به مغازه هست
واقعا؟ مطمئني كه از پسش برمياي؟
آره، بابا مطمئنم كه ميتونم
بسيار خب
تا نيم ساعت ديگه برميگردم، ناخدا
باشه، خداحافظ
اين جهنم براي من خيلي كوچيكه، برنت
من ميخوام بزرگ باشم
من ميخوام مردم نگاهم كنن و بگن "اين يه شهردار بزرگه"
بهمين خاطر اين كار بايد عملي بشه
بايد عملي بشه
در غير اينصورت، من يه شهردار كوچيك يه شهر كوچيكم
پر از كارگرهاي عمله ساردين خور
منظورت كه من نيست، درسته؟
اوه، تو نه، برنت، نه تو هميشه برام مثل پسرم بودي
سلام به همگي
زير اين پارچه بزرگترين جاذبه توريستي كه توسط انسانها ساخته شده، هست
ما فقط به 17 هزار گيگاژول انرژي ديگه احتياج داريم
... جاذبهاي كه- برو، برو، برو -
چيكار ميكني، فلينت لاكوود؟
فقط دستهام رو با احترام پشتم گذاشتم، قربان
تو ميدوني چي هستي، لاكوود؟ - نه -
يه دلقك مسخره
يه احمق
پسر خوشگلم، كارل رو ميبيني؟ - چطوري؟ -
خيلي دوستش دارم اين تنها پسرمه
ميخوام يه آينده روشن داشته باشه
آيندهاي كه تو امروز خرابش نكني
يا يكي از اون اختراعات احمقانهات
...خب، چيزي كه پشت منه - اين لنزهاي چشم رو ميبيني، لاكوود؟ -
اين لنزها تورو نشون ميدن - بسيار خب -
و چشمام، چشمام رو نشون ميدن - خب -
چشماي من به توئه
اوه، خداي من، يه عابر بي احتياط - هي -
و من ترتيب يه پخش زنده از يكي از ... شبكههاي مهم
با حضور يكي از باتجربهترين خبرنگارها رو دادم
خب، فقط اون كارآموزه رو بفرست اون هم جذابه و هم خيلي خودنما
خب، اينها همون چيزهايي هستن كه براي يه گزارشگر هواشناسي لازم داريم، كارآموز
يه لطفي به عموزادهام ميكني و گزارش هواشناسي يه جزيره دورافتاده
كه وسط اقيانوسه را قبول ميكني؟
واقعـــا؟
باورت ميشـــه، ماني؟
هواشناس حرفهاي موقت
خب، ماني، اين چطوره؟
خوش آمديد، مردم امريكا من سم اسپارك هستم
سلام بر مردم آمريكا سم اسپارك گزارش ميده
مردم امريكا، سلام، شما رو اينجا نديدم
منم، سم اسپارك
در حال عبور از اقيانوس
خب، وقتي اون گزارشگر رسيد اينجا ميخوام كلي صورت خندان ببينم
اينجوري رفتار كنيد هي، هورا
اين يه فكر عاليه
شبكه اخبار هواشناسي
اخبار هواشناسي رخ ميدهد
يا نميدهد
"حالا ميرسيم به جزيره " هبوط پرستو
جايي كه كارآموز ما اولين روز كارياش رو در پيش داره
يا شايد بايد بگم، اولين روز ابري كارش
اونجا بنظر ابري مياد، كارآموز
سلام سم پارك، من امريكا هستم
درجه هبوط پرنده... و ... خب بريم به سراغ شهردار
متشكرم و خوش آمديد بينندگان تلويزيون سراسري
شما به زودي شاهد يك اتفاق تاريخي خواهيد بود ... بدون شك
و حالا، براي بريدن روبان مراسم
!پسر مورد علاقه "هبوط پرستو"، بچه برنت
اون هنوز اون پوشك رو داره، مردم
No comments yet. Be the first to leave one.