Satan's Baby Doll

Satan's Baby Doll (La bimba di Satana)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Satans Baby Doll 1982 UNCUT DVDRip-harika
ناشر harika
هماهنگ با نسخه اصلی فیلم دیالوگ های قسمت های سانسور شده اضافه شد

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
تاریخ انتشار: 2019-09-19
تعداد دانلود: 30
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

" هشدار ! فیلم حاوی صحنه های پورن می باشد"

" دختر بچه شیطانی "

با شرکت "ژاکلین دوپری "

" ماریانجلا جوردانو "

"آلدو سامبرل"

" آلفونسو گیتا "

کارگردان "ماریو بیانچی "

!...باور کن آنتوی چیز خاصی نیست

اون فقط یه اسپاسم عصبی بود

و بعدشم یه انقباض عضلانی به رغم ...تمام تلاشهای پزشکی چگونگی رفتار بدن

آدمها هنوز یه رازه چیزی که برای !مارایا رخ داد قبلا هم اتفاق افتاده

میدونم

ولی خیلی ناخوشایند بود

به نظر میومد داره خیره به دخترش ...نگاه میکنه مثل اینکه هنوز زنده بود

به نظر میرسید میخواد باهاش صحبت !کنه و یه چیز محرمانه ای بهش بگه

...برای درخواست کمک !...برای گریز از مرگ

!به اون نیازی نیست

نازارا میگوید

که اون و ضد مسیح آنرا اشکارا اعلام میکنند

فقط بدن هست که میمیرد و به زمین بر میگرده جائی که ازش آمده ولی روح جاودانه هست

و مردگان بر میگردن و دوباره زندگی خواهند کرد همیشه برای بهتر یا بدتر بودن تا ابد

!آشغال

!داری مزخرف میگی

باور کن آنتونی ،من به عنوان یک دکتر و یک دوست دارم باهات صحبت میکنم

متاسفانه ، ماریا مرده و هیچ چیز نمیتونه !...اون به زندگی برگردونه

قطعا این حرفها چیزی جز !...خرافات جاهلانه نیست

واقعیت کاملا فرق میکنه

حالا بیا بریم اون به حال خودش بذار تا آرامش داشته باشه

...آنتونی

چرا یه کشیش استخدام کردی ؟

ماریا این ازم خواست

میدونم در عمق افکارش چی میگذشت

همه اونارو میدونم

سُل ، لطفا بیا بشین کنارم

مشکلت چیه ، عزیزم ؟

من همینجام

لطفا تنهام نذار ، سُل

بیخیال ، دختر خوبی باش حالا بایداستراحت کنی

میدونم که تجربه تلخی بود ولی تو از پسش بر میای

سعی کن بخوابی اون حالت خوب میکنه

نمیخوام بخوابم

نمیتونم

- ! میترسم سُل - ! نترس عزیزم

من اینجا پیشت هستم

میدونی ، میریا گاهی دنیا خیلی بی رحم میشه

و چیزهای وحشتناکی برامون اندوخته

درد بخشی از زندگی هست !...تو باید بهش عادت کنی

ولی بعدش همه چیز درست میشه

حالا سعی کن استراحت کنی ، وقتی از خواب بلند بشی احساس بهتری داری

!...ولی نذاری بری ، سُل

جائی نمیرم عزیزم ، قول میدم

به موارد ضروری یه نگاهی میندازم

همینطور گواهی فوت

نمیخوای اشاره ای به مصرف بیش از حد دیجیتالین که داشته بکنم

درباره حساسیت شدیدش خبر داشتیم

ولی فرد دیگه ای ممکنه حقایق با !...شیوه ای متفاوت تفسیر کنه

پس پیشنهادت چیه ؟

حمله قلبی تشخیص عقلانی ترین هست ...و نیازی به کالبد شکافی هم نداره

هیچکس نمیتونه بدن ماریانا رو !...تیکه پاره کنه ، نگران نباش ، آنتونی

ما سالهاست که خانواده همدیگرو میشناسیم و من خیلی به خانوادت علاقه دارم

خووان ، واقعیت بهم بگو واقعا عاشق ماریانا بودی !؟

درست مثل همه اونائی که میشناختنش

... ولی نمی فهمم

چرا این سوال ازم می پرسی ،آنتونی !؟

ماریانا زن فوق العاده ای بود خودتم این میدونی

بله ، میدونم

خوان ، اون مواد رو یادت بوده ؟

موادی رو که برای درد پشت برادرم قرار بود بیاری !؟

اوه ، بله نزدیک بود یادم بره

بفرمائید اینجاست یه دوز دوبرابر آوردم

برای این اوردم که اگر همدیگرو !ندیدم ، مراقب باش

اگر برادرت بهش عادت کنه دیگه نمیتونه بهش کمک کنه

...برای مومیائی کردن ماریا برمیگردم

اگر بهم نیاز داشتی میدونی کجا هستم

- موفق باشی ، آنتونی -ممنون ، خوان

بای

! همین الان تمومش کن

!این حرکات احمقانه رو تموم کن !..اینکارا کثیف و مبتذل هستن

مگه چی شده ؟ آدم نمیتونه بخوابه ؟

بس کن ! میتونی هرکسی تو این خونه !...خَر کنی ولی من نه

عمرا بذارم یه جنده دوزاری اینجوری بهش خوش !...بگذره و خرج اون یه افلیج بیچاره بده

کی بهت این اجازه رو داده که اینجوری بامن صحبت کنی !؟

این حق دارم که لباسم در بیارم !... و لخت بگیرم بخوابم

من کسیم که حقوق و مسئولیتها رو !...توی این خونه تعیین میکنه

- فهمیدی ؟ - !اجازه نمیدم تند باهام برخورد کنی

- !گم شو از اتاقم بیرون ، همین الان -!من کسیم که اینجا دستور میده

!نه

! و دفعه دیگه صدات برام بالا نبر

الان فهمیدی ؟

! حالا ایگنازیو رو به اتاقش برگردون

تورو نجات میدم ، ماریا

تورو از دست اون روح های !... جهنمی نجات میدم

نجاتت میدم

... بیا ، میریا

!این مادرت هست که بهت فرمان میده

! بیا ، عزیزم

...بیا

... بیا ، میریا

! این مادرته که بهت فرمان میده

... بیا عزیزم

... بیا

... بیا میریا

... بیا ،عزیزم

...بیا

!نه !نه

!نه

... بیا، میریا

...بیا

!نه

!!!!!!.....نه

!صدای فریاد یکی شنیدم

- چه اتفاقی داره میوفته ؟ - صدای میریا بود،بریم یه نگاهی بهش بندازیم

توی سردابه کلیساست زود باشین ، میریا اونجاست

!...میریا

میریا ، کجائی ؟

! چشماش

- اون بهم نگاه کرد ، با چشماش - چی شده ؟

- !اون بهم خیره شد - محض رضای خدا ، چی داری میگی ؟

مادرم زنده بود اون زنده بود

چشاش چی شده ؟ ماریا ، آروم باش

درباره چی حرف میزنی ؟ چشاش باز بود !؟

اون بهم نگاه کرد ، انگار میخواست من بترسونه !... انگار می خواست باهام حرف بزنه

!ماریا ، عزیزم ، حالا بس کن

! مادرت مرده

و چشاش برای همیشه بسته خواهد بود

- ! نه ! واقعیت نداره ، خودم دیدمشون - ! بس کن

- ! خودم دیدمشون - سعی کن آروم بگیری

...بیخیال ، بیا ، باهام بیا

!میترسم !نمیخوام دوباره ببینمش

- !بهم نگاه کرد - !نترس

- !نمیخوام دوباره ببینمش - ...بیا

!نه

... به مادرت نگاه کن

می بینی ؟ !اون مرده

همینطور نگه دار ... نفس نکش

! دختر خوب ، بازم

...حالا نفس عمیق

...خوبه

چیز خاصی نیست فقط ضربان قلبش زیاد شده

اما در شرایط فعلی این قابل فهم هست

توی این چند روز شوکه خیلی !...سختی بهش وارد شده

با اینحال ، جای نگرانی نیست

ولی اگر دلش نمیخواد توی این خونه بمونه

دوست دارم چیزی پیشنهاد بدم اگر بهم این اجازه را بدین

یک ماه در سکوت و آرامش توی کلینیک ...بستری بشه خیلی براش خوبه

بهش کمک میکنه تمام خاطرات ...بد از ذهنش بیرون کنه

اون هر چه زودتر با یه روحیه بهتر برمیگرده

مراقبم که بهترین درمان براش انجام بگیره

اون فردا صبح میتونه باهام بیاد البته اگر موافق باشید

! از اینجا تکون نمیخورم

!تکون نمیخورم

- باید فراموش کنی - !چطور جرات میکنی اینجوری حرف بزنی

دقیقا همون کاری که میگه انجام میدی و شکایتم نمیکنی

...در هر صورت

این برای خودت خوبه ... عزیزم

گوش کن ، میریا

هیچکس نمیخواد تو جای !...دوری بفرسته

ولی لازمه که ازت مراقبت بشه

ما نمیتونیم اونطوری که لازمه !... ازت مراقبت کنیم

ایزیدرو دست تنهاست

اون خیلی گرفتاره که بخواد از تو مراقبت کنه

من دوست دارم ، خودت میدونی

ولی دائم گرفتار کارای عمو !...ایگنازیو هستم

به حرف دکتر گوش کن

- ! عاقل باش و برو - من عاقل نیستم و نمیخوام باشم

!...باهاش نمیرم

هیچوقت نمیتونید اون متقاعد کنید

اینم بخاطر رفتار ناهنجاری که الان داره

مطمئنم فردا وقتی بیدار شد نظرش عوض میشه

میریا دختر باهوشیه میدونه که این براش خوبه

الان مجبورم برم

باید یه مریض ویزیت کنم

- خدانگهدار ، ماریا -تابیرون همراهیت میکنم

!...موفق نمیشی دکتر

! موفق نمیشی

چه اتفاقی افتاده ؟

هیچ چیز برای گفتن نداری ، خووان سوارز؟

چه اتفاق داره میوفته ؟ !این اتفاق نمی تونه بیوفته ، این دیوونگیه

آروم باش ، خووان !...نمی تونه واقعیت داشته باشه

شاید بخاطر خستگی زیاد توهم زدم

این توهم نیست ، دکتر ! بهم نگاه کن

!...مجبوری باهام عشق بازی کنی ،خووان

!نه ، نمیتونه باشه ، نمیتونم باور کنم

!نه ، واقعیت نداره

- حافظه ضعیفی داری ، خووان - ! بس کن

!یکی کمکم کنه ! بسه ! بسه ! دیگه کافیه

شاید الان بتونی چهرم بشناسی ، دکتر عزیز ؟

وقتی متفاوت بود ، یادت میاد !؟

چه اشتباهی کردم ؟ به اندازه کافی کشیدم ، توهم زدم

! گم شو ، ماریا

چی دارم میگم ؟ این یه خوابه ، یا توهم زدم

!یه بختکه

تو همینطور مجبوری عاشقم باشی

تو از هر فرصتی برای عشق بازی با من استفاده کردی ، یادت نمیاد !؟

!گذشته ها مجددا برگشته ، خووان

ما الان تنها هستیم

تو و من ، همانطوری که قبلا بودیم

وقتی بدن و روحم مال تو بود

!بیا نزدیکتر ، خووان

باید با جسد دکتر چیکار کنیم ؟ باید به پلیس اطلاع بدیم

Satan's Baby Doll subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left