نخستین 200 خط.
تنها چیزی که من می خوام ازدواج با سئول دو هیون
برای چی اینطوری می کنی؟
به هر حال هیچی بین ما نیست
من نگران تو ام
وقتی که نمی بینمت نگرانت می شم برای همین به این حال می افتم
تو نمی دونی من چه حسی دارم
پس اینها چیه؟
این هان یون چان چه طور آدمیه؟
واقعا نمی دونم
جانگ ها میونگ ، شکستن دنده
جانگ یون سونگ عوضی پست می کشمت
چطور جرات کردی با من بازی کنی؟ - به چه جراتی مارو فریب دادی؟
= قسمت 57 =-
!ولم کنید !ولم کن
اونو باید بگیرین نه منو
اون عوضی یه کلاهبرداره
هی ! تو مرد نیستی یه زنی
به چه جراتی مارو گول زدی؟
هی خودت بگو تو یه زنی
جانگ یون سونگ چطوری جرات کردی مارو گول بزنی؟
!خودم می کشمت
فاحشه ! می خوام خودم بکشمت
!ولم کنید ! ولم کنید
اون عوضی رو باید بگیرین
!واقعا که
!ولم کنید ! گفتم منو ول کنید
هی اختلال در کار پلیس خودش یه جرمه سریع دستگیرش کنید
!ولم کنید
تو باید جانگ یون سونگ رو بگیری اون یه زنه اون یه دیوونه است
هی جانگ را گونگ
اگه نمی خوای برای همیشه اینجا بمونی پس آروم بگیر
منو آزاد کن برو جانگ یون سونگ رو بگیر
بذارید بیام بیرون
این بچه ، این همه زور از کجا آورده؟
خیلی مشروب خورده؟
چی؟
نه نخورده...موقع انجام وظیفه شمارو زد
من از طرف اون عذر خواهی می کنم ، متاسفم
I have to log this for his act of violence.
من باید این مورد رو بررسی کنم
برای چی دعوا کردین؟
...این
چه رابطه ای با هم دارین؟
اون برادرمه
دعوای بین برادرها؟
بله
می خوای شکایت کنی؟
چی ؟... نه
یه دعوای برادرانه است خودتون حلش کنید
با این حال بخاطر جانگ را گونگ کسب و کار پلیس مسدود کرده
تا تحقیقات ما تموم نشه اون آزاد نمی شه
رییس ، رییس ! یه نگاه به این اعلامیه بندازین
اعلامیه؟
این از طرف 300 تا از کارکنان هوانگ سو اعلام شده
اونها اعلام کردن می خوان در حفظ شرکت کمک کنند
اونها مدیریت ای.جی رو رد کردن
اونها حتی حاضر شدن از حقوق و دستمزدشون بگذرن
تمام کارکنان هوانگ سو آماده حمایت از رییسشون هستند
تمام کارکنان
مردم هم می خوان جلوی تصاحب هوانگ سو توسط یه شرکت خارجی گرفته بشه
اونها یه بیانیه مشترک برای حمایت از ما دادن
با ضمیمه رد شرکت خارجی برای تصاحب هوانگ سو
اونها قراره برای اعتراض به ای جی راهپیمایی کنند
تلاش استاد جوان بی فایده نبوده
به نظر میاد ما به طور غیر منتظره داریم حمایت می شیم
کارهای یون سونگ خیلی بیشتر از انتظارات من بوده
حالا می دونم قضاوت من در مورد این بچه بیخود نبوده
اعلامیه؟
بر علیه ای جی
و عملیات تلفیق حقوقی
اونها حتی از حقوق و دستمزدشون گذشتن
و قراره جلوی شرکت اعتصاب کنند
همه اش بخاطر اون پهلوون پنبه جانگ یون سونگ
بخاطر روحیه کارکنان نیست
واقعا دلم نمی خواد روحیه شونو بکشم
اگه ما بتونیم جانگ یون سونگ بگیریم
اونوقت می تونیم نخ اصلی رو قطع کنیم خود بادبادک ها پراکنده می شن
پس بذار اول به رهبرشون وصل بشن
به همه هشدار بده
بهترین فرصت رو برای بهترین حرکت در نظر بگیرن با استفاده از یک زمان بندی درست
خوش شانسی که این تو افتادم تلافی همه رو سرت در میارم
باید اون جانگ یون سونگ عوضی رو زندانی می کردین
هی جانگ یون سونگ
مرتیکه دیوانه است به نظرم قرصاشو اشتباه خورده
پس کی قراره راگونگ آزاد بشه؟
تا اون آروم بشه ما هم کارهای اداری رو انجام میدیم
بعدش می تونیم آزادش کنیم
احتمالا امروز باید اینجا بمونه
به هر حال ما می تونیم تا 48 ساعت اونو نگه داریم
بیاید سریع کارو انجام بدیم
ما باید یه گزارش در این مورد بنویسیم
باهاتون تماس می گیریم
دیگه کارم تموم شد
متاسفم خانم احتمالا رییس نمی تونن بیان
به جشن تولد شما
چی داری برای خودت می گی؟
پدرم و برادرم هر دوشون نمی تونن بیان؟
...اینجار و ببین من اینها رو برای خودم آماده کردم
ایشون اخلاقشون مساعد نبود
حدس می زنم که رییس و برادرتون نتونن بیان
نگران بودن شما ناراحت بشین
به هر حال شما ادامه بدین
! من به دیگران نیاز ندارم
یون سونگ اوپام گفت نمی تونه بیاد
بدون پدر و برادرم
فقط را هوی و مادرش و من
سه نفری چیکار کنیم؟
ایوای خدای من شما ها کی هستین؟
مگه قرار نیست بریم تولد دو یون؟
شما ها چرا مثل ملکه و شاهزاده لباس پوشیدین؟
واقعا فوق العاده شدین
تازه از دویون دعوت نامه گرفتی
درایم پیشرفت می کنیم
راهوی ما داره عروس اس.اس گروه می شه
فقط یه کم دیگه مونده
چونگ نان امروز دیگه باید
کاری کنی که ازدواج راهوی قطعی بشه
تو باید به آتیش ازدواج اینها هیزم اضافه کنی
فهمیدم مادر
سر بزنگاه میرم سر اصل مطلب
متوجه شدم
بهتره از مسیر و سبک مدیریت خارج نشی
این چیزی نیست که تو دخالت کنی
اوپا فقط می خوام ازت یه چیزی بپرسم
واقعا نمی خوای بیای تولد من فقط بخاطر اینکه با پدر دعوات شده
معذرت می خوام دو یون پدر و من یه مشکل جدی با هم داریم
اگه تو نیای من چیکار کنم آخه تولدمه
با هم توافق کرده بودیم هیچ کدوم از اعضای خونواده حق نداره توی تولد اون یکی نباشه
اوپا اصلا قابل قبول نیست
من نمی دونم شماها چرا ناراحتین
اما اینطوری می تونیم از مهمونی استفاده کنیم برای آشتی کردن
امروز رییس بر نمیگردن
لطفا یه وقت دیگه بیاین
من باید ببینمش
حتی اگه ایشون نخواد منو ببینه من باید در مورد یه موضوع مهم باهاشون حرف بزنم
لطفا یه روز دیگه بیاین
اگه به موندنتون ادامه بدین مجبور می شم به نگهبانها اطلاع بدم
بله هنوزم اینجان
بله متوجه شدم الان می گم ماشین آماده کنند
مدیر هان داری چیکار می کنی؟
یون چان
این تنها راهی بود که می تونستم شمارو ببینم
در باز کن
شما باید تا زمانی که حرفم تموم نشده به من گوش بدین
من می خوام از شما و یون سونگ با هم مراقبت کنم
به زودی همه چیز عوض می شه
یو سونگ به زودی شخصیت واقعی شما رو کشف می کنه
جانگ یون سونگ هیچ مدرکی علیه من نمی تونه پیدا کنه
اون همه چی رو در باره من می دونه
وقتی در مورد من بدونه در مورد شما هم می دونه
من تو رو درک می کنم ولی نمی تونی مانعم بشی
بله ..ولی برای چی گذاشتین یون سونگ در مورد من بفهمه؟
برای اینکه دیگه نتونی به نفع اون کاری بکنی
تو آدم منی
حق نداری کاری برای جانگ یون سونگ و هوانگ سو کاری بکنی
من ...از نظر من یون سونگ از خودم مهمتره
من نه دوستی دارم نه خانواده ای پس بذارین بهتون بگم
یون سونگ از هر کسی برام مهمتره
قبل از اینکه تصمیم بگیرم جلو تر از این برم
ازتون خواهش می کنم تمومش کنید
حتی اگه الانم اینو بخوای دیگه خیلی دیر شده
جانگ یون سونگ خواست که منو بگیره ولی دیگه الان آخر کاره
الان وقتش نیست که یه ببر برای پنهان شدن برگرده کوه
باید همه چی رو تمیز کرد
من می خوام جانگ یون سونگ و جانگ پان رو نابود کنم
اینجا خونه رییس سئول ـه
خدای من خیلی بزرگه
لطفا بفرمایید
ممنونم
رییس برگشتن
رییس تشریف آوردین
پدر جون اومدین
برگشتم
دو یون داشت سعی می کرد دعوتنامه هارو برسونه
ممنون از اینکه تشریف آوردین
اما رییس سئول
امروز زیاد خوب به نظر نمیاین
اتفاقی افتاده؟
من خوبم راحت باشین
من برادرم آوردم
اوه ....پدرم بهترین پدره
هر اتفاقی هم که بیفته باز شما اومدی
تهدید من موثر بود
دو هیون تو هم اومدی؟
دو هیون خیلی خوش اومدی بیا تو ...خدای من
ای خدا منو ببین
خدای من ...اینجا که خونه من نیست
حتی خوش آمدم گفتم ، چیکار کنم؟
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
می خوام توی یه چشم به هم زدن شکستش بدم
می خوام جانگ یون سو و جانگ پان رو نابود کنم
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
اتفاقی افتاده؟
داشتیم دنبال استاد ماهر یون سونگ می گشتیم
شما اونو ندیدین؟
اون اینجا نیست . با منم تماس نگرفته
ما نمی تونیم باهاش تماس بگیریم
هر جایی که فکر می کردین گشتین؟
اون در طول روز اینجا بود بعدش نفهمیدیم کجا رفت
در ضمن به تلفنشم جواب نمی ده
No comments yet. Be the first to leave one.