نخستین 200 خط.
پزشکان = قسمت 17 =
حقيقتي که با قانون نميشه مجازاتش کرد
حقيقتي که به جز وجدان بيدار نميشه کاريش کرد
..دنبال حقيقت رفتم
.تا يه عذرخواهي واقعي بشنوم
از اوني که فکر مي کردم پيچيده تر شد
دوربينو صاف نگه دار- باشه-
مستي؟
ديگه هيچ وقت پاتو تو اتاق عملم نذار
متأسفم
خونريزي داره- ساکشن-
زنگ بزن درخواست خون بده
فوراً به خون نياز داريم
فکر کنم مجبوريم شکمشو باز کنيم
تو شوکه
فشار خونش افت کرده
شکمو باز مي کنيم- باشه-
ايست قلبي
احياي قلبي
...نمي دونم لحظه اي که حقيقتو مي فهمم
چه تغييري در زندگي قراره به وجود بياد
کميته ي انضباطي دکتر يو هه جونگ رو
که مسئول مراقبت از نماينده مجلس بود
و به شهرت بيمارستان لطمه زد رو شروع مي کنيم
از همتون ممنونم
...به شخصه فکر مي کنم افتخار بزرگيه که
...يه آدم انقدر تأثيرگذار باشه
که بتونه به شهرت بيمارستان خدشه وارد کنه
پزشک نماينده اي، درسته؟
بله
...چرا وقتي داشت درد مي کشيد
در دسترس نبودي؟
در حال جراحي روي بيماري با آنوريسم مغزي بودم
...قبل از شروع عمل از دستیار ِ پزشک خواستم
جواب تماس هاشو بده
چرا پاي يه نفر ديگه رو مي کشي وسط؟
مشکل اينجاست که مسئوليتت رو به يه نفر ديگه سپردي
مجبور بودي دقيقاً تو همون لحظه بري اتاق عمل؟
،بيمار من بود
و آنوريسم مغزي مثل بمب ساعتيه
نمي تونستم عقب بندازمش
...اين به اين معنيه که فکر مي کني
هيچ اشتباهي در حق نماينده نکردي؟
بله
ممنونم که بهم مثل يه آدم مهم اهميت ميدين
ولي باور دارم که تصميم درستي گرفتم
ناعادلانه نيست؟
چرا دکتر يو بايد کميته انضباطي بره؟
مي دونم.بايد دکتر جينُ سرزنش کنن
چون دخترشه هيچي نميگه
خيلي ناعادلانه ست که اونايي که پدر و مادرشون صاحب قدرت نيستن اينجوري بشن
مي دوني به اينجور آدما چي ميگن؟
چيه؟
ترسونديم
سلام
چرا همين که من اومدم به طرز عجيبي ساکت شدين؟
نه بابا
ما چيکار به شما داريم؟
بگو چه خبره- ...فقط-
داشتيم مي گفتيم چقدر به خاطر تنبيه دکتر يو ناراحتيم
واقعاً؟
برو پانسمان ِ لي ته شيک رو چک کن
باشه
دکتر جين، رئيس مي خواد تو رو ببينه
بله
هنوزم ازم ناراحتي؟ چرا ازم دوري مي کني؟
کميته انضباطي نبودي؟
جواب دادن به سوالاي بقيه تموم شد
بعد از ناهار در مورد مجازات تصميم مي گيريم
موقع تصميم گرفتن اين موضوعو ميارم وسط
چرا بهم نگفته بودي پروفسور هونگ معلم مدرسه تون بوده
و دکتر يو باعث سوختگيت شد؟
لطفاً اين موضوعو پيش نکش
نمي خوام به خاطر اين موضوع قاطي قضيه بشم
چرا از اين فرصت خوب استفاده نکنم؟
اومدم تا ازت تعريف کنم
براي آموزش خيلي بهت سخت گرفتم
براي تو چي ام؟
دفعه ي قبلي تنبيه ام مي کردي الان مي خواي ازم تعريف کني مثلاً؟
ديگه تعريفاتو نمي خوام
بعد از زدنت نتونستم بخوابم
مي دوني چقدر دوستت دارم؟- ازت مي خوام ولش کني-
اين ضعف منه
مي دوني چقدر به خاطر اين موضوع زجر کشيدم؟
اگه اين موضوع رو بياري وسط خودمو مي کشم
جايي ميري؟
با مجازات کميته انضباطي رو به رو ميشم فقط مدتش هنوز مشخص نشده
خودمو براش آماده مي کنم
فکر مي کني تقصير منه؟
آره، تقصیر توئه
وقتي ازت خواسته بودم سپرديش دست يونگ گوک
ولي اگه اينجوري فکر کني هيچي پيش نميره
پس سرزنشت نمي کنم- پس؟-
از بدشانسيم بود
يه لحظه ترسيدم
...فکر مي کردم مثل من فکر مي کني
و طبيعيه که منو سرزنش کني
ولي فرق داري
اين دفعه چون سرزنشت نکردم ناراحتي؟
آدمای دوروبرت تو اين موقعيت بقيه رو سرزنش مي کنن؟
آره
همه ي آدماي دور و برم همينن
چون با اونا فرق دارم سرزنشم نکن
فکر کردي دارم سرزنشت مي کنم؟
هيچ وقت سرزنشت نکردم
اومدم پيشت
خوش به حالت انقدر خوب پيش ميري
جلسه انضباطي رفتي؟- آره-
لازم بود اينقد قضيه رو بزرگش کني؟
بايد ازش مي گذشتي
بايد مطمئن شيم که کارمندا حواسشون به کاراشون هست
مواظب باش
حس بدي نسبت به اين شرايط دارم
فکر کنم از اون موقع شروع شد
...خطر بزرگي کرديم
وقتي براي گرفتن دو شيک بيمارستان رو درگير ماليات کرديم
عیب نداره بابا. بيخودي ترسيدي
اگه به خاطر اون نبود، الان اينجا نبوديم
باشه، به کارت برس- باشه-
...مراحل مختلف اخطارهاي انضباطي، هشدار دادن
کاهش حقوق ، تعليق از کار و اخراجه
فکر مي کنم هشدار دادن براي دکتر يو کافيه
چطور مي تونيم اينکارو کنيم اونم وقتي که کارش به رسانه ها کشيده؟
حتي پشيمون هم نيست
بايد اخراجش کنيم
...اگه به خاطر همچين چيزي اخراجش کنيم
مي تونه کميته انضباطي رو زير سوال ببره
مسئله اينه که به کل بخش مغز و اعصاب مربوطه
فکر نمي کنم همه ي تقصيرات رو بايد گردن يه نفر انداخت
به خاطر احساسات شخصي خودت داري اين حرفو مي زني؟
تو کسي هستي که اجازه دادي احساساتت بهت غلبه کنه
جواب نميده
هنوز چيزي نخورديد؟
سي تي اسکن کيم سو کيونگ هنوز آماده نشده؟
همين الان ميارمش
گوشيت.چرا جواب نميدي؟
!کل بخشو ريختي بهم.نمي خواي به خودت بياي؟
بازم يادت رفت؟ احمق
رو کارت تمرکز کن نه رو وبتونت
وقت براي تلف کردن داري؟
عجيبه.چرا هيچي نميگه؟
دیگه بس کن
حتماً از درون داره داغون ميشه
عاشق دکتر يوئه ممکنه يهويي کارشو ول کنه
همينجور زورش مي کنم
خيلي بيخياله. براي همينه
خيلي وقته نديدمت- سلام-
منتظرت بودم. خوشحالم که بالاخره زنگ زدي
چه خوب که بهم خوشامد ميگي
ممنون که اين همه راهو اومدي. چيزي مي خوري؟
به حساب من
نه نمي خواد
بابت محبتتون ممنونم
...مي خوام بدونم
پيشنهاد دفعه ي قبلت هنوز سرجاشه؟
معلومه
بله پرفسور
دوتا خبر خوب و يه خبر بد دارم. وقت داري؟
بگو
اول خبر خوب
پس فقط يه دونشو مي گم
چرا؟- کنار اومدن با خبر خوب سخته-
دلم براي درخت بخشنده تنگ شد
دلم براي "بابا لنگ دراز" تنگ شده
برنمي گردم
خبر خوب شماره يک
من قراره نتيجه ي کميته ي انضباطي رو بگم
خيلي خوبه که از کس ديگه اي نمي شنوي
درسته
خبر بد چيه؟
حکم
يه ماه تعليق از کار
از اوني که فکر مي کردم کوتاه تره
امروز کارت عالي بود
به عنوان دوست پسرت بهت افتخار مي کردم
خوشحالم که سوال درست رو پرسيدي
نمي خواستم فقط براي قبول کردن مجازاتم اونجا باشم
مي خواستم به همه نشون بدم که چقدر بزرگ شدم
براي خبر خوش بعدي بايد صحنه رو عوض کنيم
قبول
وقتي من نيستم لي هي يونگ چي ميشه؟
اينجا چيکار مي کني؟ مريض تو نيست
مريض تو مريض منه
هيچ وقت تقسيم وظيفه نمي کرديم
لازم نيست متأسف باشي
سرمشُ تنظيم کردم
فقط يه ماه تعليق شدم
مواظبش باش
کيونگ جون- بله؟-
پانسمان لي سون جينُ عوض کردي؟
به کانگ سو گفتم
اين روزا اين تيکه کلامه همه شده؟
چته؟
!عفونت کرده. کارتو درست انجام نميدي؟
معذرت مي خوام
فقط معذرت مي خواي؟
الان ميرم سراغش
براي همينه که رزيدنتا انقدر وضعشون خرابه
يه بار که يادش رفته بود بهش زنگ زدن الانم از زير کار در ميره
از کِي اوضاع انقدر پيچيده شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.