نخستین 200 خط.
10 راز وجود دارد
که می تواند ازدواج را از بین ببرد...
اما این راز هفتم بود که توجه من را به خود جلب کرد.
شکست در افشای یک میل گره خورده
یا فتیش به همسرتان قبل از ازدواج.
گناهکار.
یه چیزی برات گرفتم
طعم بهتر از آنچه به نظر می رسد، اما این شکلات است،
مورد علاقه شما
اوه، شایان ستایش است. این به نظر عالی می آید.
بیا اینجا.
میخوای امشب چینی سفارش بدی؟
می توانستیم در رختخواب غذا بخوریم، تکرارهای «مردان دیوانه» را تماشا کنید.
کامل.
هوم
هوم
مم-مم.
صبح بخیر کریستوفر
سلام مامان.
من افتخار را مدیون چه چیزی هستم؟
اوه، فقط چند چیز لحظه آخری را جمع می کنم
برای حمام بچه کیلی،
و فکر کردم قبل از محاکمه شما سلام کنم.
آیا بروک پاسخ داد؟
شما چی فکر میکنید؟
هوم
او آنجا خواهد بود.
ماریسا لباس مناسب برای دوش گرفتن خریدی؟
هنوز نه ولی دارم میگردم
اون چیه؟
اوه!
کریس کاپ کیک درست کردم.
- او عاشق شکلات است. - شکلات.
میدانم.
از وقتی کوچک بود،
به خصوص شکلات تلخ بلژیکی
غذاهای لذیذ پر از خامه
از Cupcakes Gourmet در مالورن
هر سهشنبه و جمعه یکی در ناهارش میبستم
از مهد کودک
- نه کریستوفر؟ - آره، حتما، مامان.
بیا بریم رئیس
خیلی خوب. خداحافظ دخترا
اوه
بنابراین، ماریسا، امروز در دستور کار شلوغ شما چیست؟
من در واقع دارم روی یک آهنگ جدید کار می کنم -
اوه ماریسا
- چی؟ - بسیار زیبا هستی.
متشکرم.
مطمئنم یه روز... شما خیلی بیشتر انجام خواهید داد
میتونم یه سوال بپرسم عزیزم؟
خیلی خوبه قول میدم
مطمئن.
کی قراره به خودت خوب و سخت نگاه کنی؟
منظورم این است که یک نگاه واقعا عمیق و درک
شما که هستید و چه چیزی برای ارائه دارید،
سپس ادعای زندگی خود را به خطر بیندازید.
به زودی.
این هست...
این-
نه نه نه نه.
تو میدونی این چطوری کار میکنه جیمی
این مشکل من نیست.
تا جمعه فرصت دارید
هی عزیزم من هستم
ام، امیدوارم محاکمه شما خوب پیش برود.
من می خواهم غذاهای چینی را انتخاب کنم،
بنابراین لازم نیست نگران آن باشید.
من نمی توانم صبر کنم تا بعدا شما را ببینم.
دوستت دارم. خدا حافظ.
ریچی، باید نفقه فرزندت را بپردازی،
در واقع، آنها الاغ شما را قفل می کنند.
نه، من یکی از آنها را تست جری اسپرینگر می دهم،
میدونی، مطمئن شو که بچه منه
مطمئن شوید که بچه شماست؟
هر دوی شما صورت هایی شبیه به اسب دارید.
بچه کی میتونه باشه؟
- لعنت بهت دنی. - شوخی کردم، داوگ.
شوخی کردم.
آره، نفقه بچه ات رو بپرداز
برای آن دندان اسب، لعنتی
من فقط یک صورت بامزه دارم.
داداش باید عصبانی بشم
اوه
کجا میری؟
این برای تو است.
متشکرم.
پس باید به من و پسرم بپیوندی.
آره، ما نوشیدنی گرفتیم.
اوه
نه، من... نمی توانم.
- متاسفم. - سلام.
این فقط یک نوشیدنی است.
خوب بازی کن یه کمی سرگرمی داشتن.
- من... واقعاً نمی توانم. - بیا دیگه.
به هرحال متشکرم.
فکر می کنی از من بهتری؟
دستت را از روی او بردار
اوه، همه چیز خوب است، مرد؟
همه چیز خوب است؟
بستگی داره پسرت اینجا باشه
دستش را از بازوی این خانم بر می دارد.
بیا، داوگ
گوش کن، او... مست است، مرد.
او نمی دانست که شما او را می شناسید، خوب؟
فقط اونو از صورتم بیرون کن
بیا دیگه. او را شنیدی
- برو - برو!
از اینجا برو بیرون.
تو خوبی؟
شما باید مراقب قدم زدن در این پارک به تنهایی باشید،
خانم جوان.
من مطمئن هستم که وجود دارد ...
مکان های بهتری برای تماشای ویدیوهایتان
داشتم آهنگ می نوشتم
شما یک ترانه سرا هستید؟
تلاش برای بودن.
مطمئنم تو خیلی خوبی
اون تو ویدیو بودی؟
من از شما یک سوال پرسیدم.
خیر
من اینطور فکر نمی کردم.
اسمت چیه؟
ماریسا.
ماریسا، چی؟
کلی. ماریسا کلی.
از کمک شما بسیار سپاسگزارم.
با سرجوخه کلوپ توقف کنید.
یه وقت منو ببین
من این احساس را دارم که ممکن است آن را دوست داشته باشید.
سرجوخه باشگاه چیست؟
باید مراقب قدم زدن در اطراف باشید
این پارک تنهاست، خانم جوان.
می دانید وقتی تمرکز نکنید چه اتفاقی می افتد
درباره آهنگسازیت، ماریسا؟
چه کار می کنی؟
امید من ستاره آن رویا بودم.
در واقع، چانینگ تاتوم بود،
اما شما در ابتدا یک صحنه زیبا داشتید.
اوه، آره؟
اوه خدا متوقف کردن.
اوه، تو بامزه ای تو خیلی با مزه ای.
میدونی خیلی قشنگ نبود
- معلوم است که حق با شماست. - خیلی خوب.
حق با شماست.
خیلی خوب نبود، نه؟
انتظار نداشتم به این زودی از تو بشنوم
- ماریسا. - اوه!
اون کیه بابا؟
یک دوست. خیلی خوب.
برنده جایی را که برای صرف ناهار می رویم انتخاب می کند،
خیلی خوب؟
داری میری پایین
قراره اینطوری بشه؟
خب در این صورت ... درسته پس...
آه، مرد، تو یک حیوان هستی.
آیا مقدار بیشتری از اسفناجی است که می خورید؟
من از اسفناج متنفرم
خب، پس این ژن های Slade هستند.
و شما یک اسلید هستید.
Slades چیست؟
اسلیدها مثل گه سخت هستند.
آره آره! اوه ها، اوه ها!
آهان.
کی می خواهی در را قفل کنی؟
خواهر من یک پلیس فوق العاده است.
هیچ کس جرات نمی کند با من درگیر شود.
جالبه. تا زمانی که بمیری
آنها را از بین ببرید.
لیز، من نمیتوانم فقط بروشور بدهم
در مورد خودم به مردم
من چیزی در فیس بوک گذاشتم، هرچند، که باید
که باید کافی باشد
آره کافی نیست
باید از پشت کامپیوتر بیرون بیای
و برو با مردم ملاقات کن
لیز، من نامزد انتخابات نیستم.
- دارم در قهوه خانه می خوانم. - درست.
و این تنها کاری است که میخواهی انجام دهی مگر اینکه به من گوش کنی.
من باید برم.
من پرونده کارمینز دیلینی را انجام می دهم.
اوه اون مرد مافیایی
بله، ما به کیفرخواست RICO نزدیک شده ایم.
ریکو کیست؟
آنها را از بین ببرید.
باشه.
خدا حافظ.
از سرجوخه کلوپ توقف کنید.
یه مدتی منو ببین.
من این احساس را دارم که ممکن است آن را دوست داشته باشید.
وای.
وقتی عرق می کنید حتی گرمتر می شوید.
با تشکر.
اوضاع چطوره؟
من اخیراً کمی حواسم پرت شده است، ولی...
- آره... - مشکلی نیست.
یا شاید وقت آن رسیده که روی چیز دیگری تمرکز کنید.
مانند آنچه که؟
آینده.
من تصمیم گرفتم برای صندلی بالا بدوم
No comments yet. Be the first to leave one.