نخستین 21 خط.
صدای آهنگ رو زیاد میکنم و آهنگمو میذارم
تا وقتی که چراغا روشن بشه تموم دنیا رو ساکت میکنم
شاید خیابونا آتیش بگیرن شاید درختا از بین برن
احساس میکنم ضربان قلبم شروع میشه برای آهنگ مورد علاقم
و بچه ها دارن میرقصن تمام شب رو
تا قبل از دوشنبه صبح اونا حس زندگی دیگه ای دارن
صدای آهنگو زیاد میکنم این دفعه خودم میخونم
و بهشت تو دید هستش
صدای آهنگ رو زیاد میکنم و آهنگمو میذارم
از زیر خرابه آهنگ پرشور میخونم
نمیخوام اشک نسل های دیگه رو ببینم
ترجیح میدم برم به کما تا اینکه برای همیشه وایسم
شاید تو تاریکی هستم شاید زانو زدم
شاید توی حفره بین دو تا ذوزنقه هستم
اما قلبم میزنه و نبضم داره میزنه
کلیسا توی قلبمه
و ما اون نورو دیدیم
قسم میخورم که سو سو میزد
تا بهم بگی همه چی درسته
و از دیوارا بالا میریم
هر صدایی مثل سموفونیه
No comments yet. Be the first to leave one.