The Bonfire of Destiny

The Bonfire of Destiny (Le bazar de la charité)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Le Bazar de la Charité S01 E06
ناشر CinamaFrench

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-11-15
تعداد دانلود: 39
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

دیشب با داماد من چی کار میکردید؟

خدمتکارا شما رو وقتی داشتید از اتاقش میومدید بیرون دیدند

اون کاری و کردم که باید میکردم

اودت دیگر با شوهرش نمی خوابید

حالا چه فکری میکنه؟

اودت دیشب سرگردون بود،لحظه نا ارومی داشت

اتش سوزی اشفتش کرده بود

این آخرین بار بود

ترمویل به زودی به مسافرت می رود

و من بهش خبر میدم که قراره پدر بشه

من فکر نمیکردم برای نجات بچتون تا اینجا پیش برید

این کار ریسک و میتونه عواقب بدی داشته باشه

- اینجا چیکار میکنی؟ -و پدر و مادرت؟

- تنهایی؟ - من فرار کردم

فرار کردی؟

پول داری؟

- ولم کن - عجله کن

- بگردینش - کمک

بجنب

ولم کنید

کمک

ولش کنید

ولش کنید

من میشناسمش

لئو تو به اندازه ی کافی خراب کاری کردی

میخوای بیشتر خراب کاری کنید؟

برو گمشو،اون با منه

نه،بهش دست نزن ما مبارزه میکنیم

اگه من برنده بشم،میذاری من با اون برم

باشه،مبارزه میکنیم اما من نابودت میکنم

- بجنب - بکشش

میبینیم

لئو!لئو!لئو!

لئو!لئو!لئو!

لئو!لئو!لئو!

لئو

لئو!لئو!لئو!

صورتش و داغون کن

لئو!لئو!لئو!

لئو!لئو!لئو!

خوب؟

- خیلی باهوش نیستی نه؟ - اپاچی ها

اپاچی ها

مواظب باشید

دختر رئیس اونجاست

کمیل،نباید اینجا بمونی،اونا دنبال تو میگردن

- با ما بیا،پدرت ما رو فرستاده - دارن میان

کمیل ما میبریمت خونه

برگرد اینجا بی ادب

- ساکت - کمیل

کمیل،وایسا،پدرت خیلی عصبانیه

من میبرمت خونه ی خالت،به من اعتماد کن

بله؟

ژولین نباید قرارداد ازدواج را امضا می کرد؟

- اره - و؟

اون اینجا نیست، می خوای چی بهت بگم؟

اگوست،من نگران الیسم

دیروز چی شد؟

چرا وسط مراسم دعواشون شد؟

این مرد کیه؟برای کی الیس امادست که شهادت بده؟

اگه چیزی میدونی به من بگو

چیزی نیست که تو ندونی

خیلی خوب

اگه تو اینجوری میگی لابد همینه

ممنون که من اوردی اینجا

خواهش میکنم

و نگران نباش،من مامانت و پیدا میکنم و میگم که اینجایی

خداحافظ

تا بعد

کمیل

تو اینجا چکار میکنی؟

اینجا چکار میکنی عزیزم؟

من فرار کردم ، ما مجبور شدیم با مادرم بریم

مرسی الفرد

بیا بیا عزیزم

خوبی؟طوریت نشده؟

نه خوبم

میدونی مامانت کجاست؟

قرار بود توی پارک دم حوض اردک بیاد دنبالم

اون با یه اقایی رفت

اون مرد و میشناسی؟

نه اما اون گفت برگردم خونه ی بابام

اما من نمیخواستم،ازش متنفرم

باشه،تو اینجا با من میمونی،خوب؟

راجب مادرت هیچی به عمو اگوست نمیگی،خوب؟

این راز خودمونه

- باشه - باشه؟

درست میشه فرشته ی من

درست میشه

من معذرت میخوام

همش تقصیر منه

اگر دستگیرتون نمیکردم الان با اونا توی لندن بودید

و من،نباید اون و وارد این بازی میکردم

آپاچی ها همه جا هستند ، من به شما کمک می کنم از پاریس خارج شوید

این داستان بین اوا شاف و شوهرم ، چی بود؟

خودتون و درگیر نکنید ، این موضوع مربوط به گذشته است

خیلی خطرناکه

برید

سریع برید

خانم؟

خانم؟

من دخترتون و پیدا کردم،بردمش خونه ی خواهرتون

چی؟

اقای اوگ این و ازم خواسته بود

به زودی می آییم ، لئو

بیا،این و به دربان بده

فقط مطمئن شو که این فقط به دست خواهرم میرسه

باشه

دخترم فرار کرده و خونه ی توئه،کجاست؟

بالا با ماتیلده

برید دنبالش

می تونستید به من خبر بدید

ما وقتش و نداشتیم

کمیل تازه رسید و من فکر میکنم

که باید یکم اینجا بمونه

خیلی شوکه شده

منظورتون اینه اون اینجا حالش بهتره تا اینکه پیش من باشه؟

نه اما شما سرتون خیلی شلوغه

و از اونجایی که مادرش دیگه نیست ، اون خیلی تنهاست

اینجا،دختر خاله هاش هستند،مزاحمتی ایجاد نمیکنه

اون با من برمیگرده

ماتیلد سریع برو دنبالش

شوهرتون

و اپاچی ها با دخترتونند

من قصد ندارم تو رو برای فرار سرزنش کنم

اون این و ازت خواست؟

کی؟

مامانت

مامان مرده

پس این،این چیه؟

چیکار میکردم؟

- اون دخترش بود و حق این کار و داشت - و دختر ادرین

اره اما ادرین مرده

شما کثیف شدید،بیاید دوش بگیرید

لباساتون و دربیارید

فرناند

خوکچه هندیم کجاست؟

- کجاست؟ - نمیدونم

فرناند

دنبال این میگردی؟

اون توی دهن رکس بود،بیچاره

میدونی

میدونی ادمای بد همیشه تنبیه میشند عزیزم

مثلا فرناند

از قفسش فرار کرد

از خونش فرار کرد

و بیچاره مرد

اره میدونم،خیلی غم انگیزه

مامان هم همینطور،از خونش رفت

و من نگرانشم

می ترسم رکس هم اون رو بخوره

پس دختر خوبی باش

هرچی و میدونی و بگو

ده تاست

یک،دو،سه،چهار،پنج،شش

- تو بردی - تو باختی؟

- افرین - باید دوباره بازی کنیم؟

بیا دوباره بازی کنیم

- من شروع میکنم - نوبت توئه

شش به علاوه ی شش میشه دوازده

عالیه

- من الان اینجا هستم - توی خونه ی 12؟

سلام

نوبت توئه

یک،دو،سه،چهار،پنج،شش

هفت

باید ما هم باهم بازی کنیم؟

- میخوای با ما بازی کنی؟ - نه

با تو نه

- شش به علاوه ی پنج - خوب خوابیدی؟

-برابر - اره

یازده،یک،دو

سه،چهار،پنج،شش،هفت،هشت،نه

منم همینطور

چهار به علاوه ی پنج...

یک،دو،سه،چهار،پنج،شش،هفت

- هفت - تو قبلا هیچ وقت مثل دیشب

من و شگفت زده نکردی

حالا اینجا میبینمت

و نوبت توئه که شگفت زده بشی

توماس؟توماس؟

بله؟

- میتونی بری؟خواهش میکنم -بعد از اینکه بازی کردیم

توماس از اتاق برو بیرون

بعد از اینکه بازی تموم شد

- این یه دستوره - نه بعد از اینکه تموم شد

برو بیرون

- وگرنه - چی؟دوباره من و میزنی؟

تو خیلی بدجنسی،ازت متنفرم

بابا و مامان باید باهم دیگه راجب یه چیزی حرف بزنند

ترز به موقع اومدی،میشه در و ببندی؟

چیشده توماس؟

ااون من و از اتاق انداخت بیرون

بیا عزیزم بیا بریم قدم بزنیم

ویکتور

اروم،بسه

چیشده؟

روزنامه نمیخونی؟جریان این پروژکتور چیه؟

راجب چی حرف میزنی؟

من و عصبانی نکن،میدونم چه اتفاقی توی بازار افتاده

More Farsi Persian subtitles for The Bonfire of Destiny

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left