نخستین 200 خط.
!آهنگ جدید تیشوتوکو پی واقعا حرف نداره
!آخ
وقتی که آدم داره لذت میبره چرا این کار رو میکنی؟
میگم، یه چیز خیلی باحال بگم؟
!نه خیر
.متوجه اش شدم
چـ... چی؟
اولین کسی که شورت پوشید
چرا با خودش فکر کرد که باید شورت بپوشه؟
هــا؟
خـ... خب چرا؟
یه روزی به کسی که کنارش بوده .نگاه کرده و متوجه یه چیزی شده
«.ها؟ این یارو همه ی دم و دستگاهش معلومه»
«.اصلا خوب نیست»
هـ.. ها؟ واقعا؟
چی میگی؟
!پوشیدمش که! نترسونم
.نه، اون شورت نه
.چیزی که من میگم شورت قلبه
.ها، بگو پس. شورت قلب
!هوی! چی هست اصلا! اصلا نمیفهمم
.واقعا همه چیزت معلوم بود
منظور اینه آهنگی که گوش میداد صداش بیرون میاومد
چی؟ چی بیرون بود؟
چی معلوم بود؟ !هوی صبر کن
!صبر کن! بگـــو
: ترجمان
kiakong
ماییا
.انسان ها موجودات ابلهی هستن
به خودشون مغرور نیستن
.برای همین سریع طمع کورشون میکنه
.یاماموتو
.بیا حرف بزنیم
میخوای من رو همراهت ببری؟
.آره
.چه جالب، تلاشت رو بکن. من از جام جم نمیخورم
.به کسی نمیگم و یه مانجو بهت میدم
.بریم
.یاماموتو
.میزان بانداژت از قبل بیشتر شده
بنظر من خیلی آسیب دیدی، دلیلش چیه؟
.نگران نباش، چیز مهمی نیست
.نه، به عنوان یه معلم نمیتونم نادیده بگیرم
یا بانداژ رو درمیاری تا ببینم در چه وضعی هستی
...یا الان میبرمت بیمارستان، خودت انتخاب
....صبر کن! این
!نسبت خمیر به مغز این مانجو عجیبه
.چون مانجوری خمیر نازکه
ولی چیزی نیست که بخاطرش .صحبتم رو قطع کنی
هی وای من، تا این حد میخوای راز من رو بفهمی؟
.خب
.بخاطر این مانجوی خوشمزه بهت بدهکارم
دلایل دیگه ی بدهکاری هات به کنار تا این حد ازش خوشت اومد؟
.خوشم اومد
.باشه، نشونت میدم
توی دست چپم نشانه های برخوردم با یه پسر توی سال دوم دبستانه
!بلک پین
مداد
نوکِ
ها؟ خب، بعدش؟
!چـ... چی؟ ای تازه کار
نمیدونی این زخم تا چه حد کاریه؟
اگه نوکش تا رگم رفته بود
!میرسید به قلبم و ممکن بود بمیرم
.فهمیدم
پس زیر بقیه ی بانداژ ها رو هم نشون میدی؟
.چقدر بی صبری
....اون
یک بیماری پوستی که پوست قرمز و متورم میشه و جوش میزنه
.راش پوستی دریافت کردم
دریافت؟
راش پوستی ارثی نیست، این رو میخواستی بگی؟
!ها! اون هم راش پوستیه
فکر میکردم بانداژ ببندم .باحال میشم ولی اینجوری شد
.خیلی میخاره
.کاملا واضحه که دلیلش بانداژه
....درسته
....درسته ولی
!الان بحث اینکه اول بانداژ بوده یا راش نیست
وقتی که سنسی نمیتونه همراهی ات کنه .یهویی تخته گاز نرو
.این همه اش پیشنمایش بود
.وقتی که مچ دستم رو دیدی افسوس نخوری ها
....مچ دست؟ نکنه تو
.دیروز کشیدمش ولی خراب کردم
تو واقعا به انتظارات خیانت نمیکنی، نه؟
.میخواستم یه مچ بند باحال بکشم
ولی هر چی که کشیدم بیشتر شبیه .موی اضافی دست شد
.وسطش مجبور شدم ساعت مچی بکشم
.که اینطور
پس محض اطمینان این رو هم میپرسم اون بانداژ روی لپت چیه؟
.اشتباه نکن
کاغذ هایی با متن های روحانی برای جن گیری یا مهر و موم کردن
.این بانداژ نیست، جای اوفوداـه
برای اینه که شیطان درونم رو آروم کنه
.یه مانع جادویی قوی
.پس بخاطر بار معنویه، فهمیدم
....اگه این رو برداری، من
.این رو برای خودت میگم
پوستت خیلی حساسه برای همین .بهتره برای یه مدتی دیگه بانداژ نبندی
.غیر ممکنه
چرا که این حالت عادی من و هویت منه
شاید یکی فکر کنه که راشه
.ولی این نشانه ی اژدها بودن منه
.خودت گفته بودی که راشه
....برای تایید این حرف
....وقتی که نصفه شب بیدار شدم
هه؟ خون؟
.جاهای مختلف همینجوری خون میاومد
!چون که خودت خاروندیش
این ها به کنار، فقط اونی .که روی پیشونی ات زدی میمونه
!نمیشه
!این یکی رو نمیتونم نشون بدم
!غرور من نمیذاره
.فکر کنم یه مانجوی دیگه مونده
چی؟
.ببین، قول بده به کسی نگی
.پس قیمت غرورت 100 ینه
....راستش نمیخواستم به کسی نشون بدم
شوخی میکنی؟
این همه تلاش برای جوش؟
!بسه
....یاماموتو
اینکه این ها بخاطر زیاد !شیرینی خوردنه خیلی مسخره است
سنسی داره به این فکر میکنه که .تو باید پول عینک هاش رو بدی
.پس دیگه مانجو نخور
.گفتم دیگه
.چیز مهمی نیست
.ممنون
.نمیفهمی یاماموتو
.تو از اون چیزی که خودت فکر میکنی مریض تری
.من چیکار.... یادم نمیاد
....سرم
هوی! درسته تعطیلیه ولی تا کی میخوابی؟
!بدو بیا صبحونه بخور
.پس این غذای دنیای انسان هاست
.مثل غذای خوک هاست
معضل خودکشی جوانان به علت اذیت شدن .در مدرسه بسیار جدی است و در حال تشدید است
توی همه ی عصر ها
.انسان ها چه موجودات ابلهی ان
....طی تحقیقات موسسه ی فلان، اذیت شدن در مدرسه
.چقدر تعجب آور
ریناچی هستم حوصله ام سر رفته، اگه این پست 30 تا ریتویت بشه عکس از صورتم میذارم اگه 50 تا بشه یه عکس از خودم و دوست پسرم
«موجودات «عقده ی توجه
.که اگه بهشون توجه نشه میمیرن هنوز زنده موندن
واقعا؟
.چقدر پخش شده
.مطمئنم اینقدر پخش نمیشه
حوصله ام سر رفته، اگه این پست 30 تا ریتویت بشه عکس از صورتم میذارم اگه 50 تا بشه یه عکس از خودم و دوست پسرم
....مردم
معمولا هیچوقت پشت هم نیستن
ولی توی این جور مواقع .واقعا پشت هم وایمیستن
.شتر دیدم ندیدم
!عروسک ایسوپود دختر
!میخوام میخوام! میخوام
!توی یه بار میگیرمش
!آره! خوب گرفتش
و... واقعا؟
....نه
.مطمئنم یه راهی داره
.حالا که اینجوری شد چاره ای نیست
....ای منِ دیگری که در من خفته ای
!بیدار شو
.من دیگری... چقدر ضعیفی
وای! این چیه؟
!خنده داره! میخوام! بگیر
هه؟ این رو میخوای؟
!بگیر دیگه
این ها.... من اینقدر با ماشین ....کار کردم تا بتونم
صبر کن، اگه چند بار سعی کنن
....بعد وقتی که خسته شد من خاکش کنم
از پشت احساس میکنم یکی با .مقاصد شوم داره نگاهمون میکنه
.فقط باهاش چشم تو چشم نشی
.ای کفتار های بازنده
.وگرنه نفرینت میکنه
.خون و گوشت من بشید
!وای! خوشحالم! ممنون
.خیلی راحت بود
.جایزه ی جدید میذارم
زا... زاشیکی واراشی؟
یک موجود ماورای طبیعی که توی خونه میمونه و خوش شانسی و ثروت میاره
.اون دختره از چند وقت پیش اینجاست
.یکم بهش کمک کنم
.اینجوری خیلی راحت میتونه
.تو میتونی، دختر زاشیکی واراشی
!خودشه! الان دیگه میتونم
!ایول! گرفتمش
چجوری؟
.وای، این خیلی معروفه
.بگیر بگیر
.ها ولی اون دختره هنوز داشت بازی میکرد
.هه؟ مگه چیه؟ فقط اینجا وایستاده
.ببخشید، هنوز داره بازی میکنه
!وای! چقدر این پسره خوش تیپه
ماجیمه؟ چرا اینجایی؟
میگم، وقتت بازه با هم بریم قرار؟
.همینجوری داشتم رد میشدم
.یومی چان من اینجا هستم ها
اون عروسک رو میخوای؟
ها؟ مگه ما با همیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.