نخستین 200 خط.
تو اون چيز وحشتناك رو به سمت من نشونه !نميري ولگرد کوچولو! جراتشو نداري
!ايول
حالتون خوبه خانوم دانهيل؟- البته که خوبم-
کار ِتفنگ ترقه اي ِاون هيولا کوچولو نبود يه شليک واقعي از پلاک 33 بود
فکر ميکنم يه هفت تير کاليبر38 بود
ممکنه صداي منفجر شدن يه اسلحه باشه
بعد از تمام بازيهايي که انجام دادم؟ به من نگو شليک هست يا نيست
صداي شليک شنيدم؟
قطعا شنيديد
يکي به سمت اون رديف از خونه ها دويد
صاحبخانه ي بدنام
صبح بخير، اومديم در مورد آپارتماني که تو "تايم" آگهي داده بوديد، بپرسيم
ميتونيد بگيد چند تا اتاق خواب داره، چون قيد نشده بود؟ چي؟
!اوه عزيزم خيلي متاسفم، بايد اشتباه کرده باشيم
زنگ اشتباهي رو خونديم منظورم آگهي اشتباهي بود
بسه ديگه، کِلاد- متاسفم مزاحمتون شديم-
اشتباه احمقانه اي بود، متاسفم
!آگاتا
مِيفِر، آپارتمان براي اجاره، منزل شخصي ميدان گِري. پلاك 33. ترجيحا زوج
عصر بخير، مرد جوان- عصر بخير-
حدس ميزنم براي اجاره آپارتمان اومديد؟- اوه بله، همينطوره-
اميدوارم بگيريش، اين اواخر ميدون گِري خيلي راکد و ساکت بوده
خدانگهدار- خدانگهدار-
همسايه جذابي بوده
بايد جالبترين صاحبخونه ي ِزن ِممكن باشه، اينطور فكر نميكني؟
جالبترين، خانوم دانهيل
بله آقا! چه كمكي از دستم برمياد؟- اوه...سلام-
اسمم گريدليه اومدم اون مورد آپارتمان...فلت رو ببينم
يانک هستي؟
خب بله، اما بعضي از ماها خيلي خوبن ميشه لطفا آپارتمان رو ببينم؟
شما زوج هستيد؟ منظورم اينه که همسر داريد؟
خب نه، همسر ندارم، فقط خودمم
متاسفم آقا، من ميدونم خانومم چي ميخوان ايشون يه زوج ميخوان
خب هِي، خانومتون کجان؟- هيچکس خونه نيست، آقا-
خب، شما که خونه ايد! شما چي؟
کي، من؟- آره-
من فقط يه خدمتکار مراسم هستم
متوجه ام، خب، شما نميتونيد آپارتمان رو به من نشون بديد؟
شما اوني که ايشون ميخوان نيستيد
خب، حالا تو آگهي زده ترجيحا يک زوج اين روشنفکر بودن رو ميرسونه
...متنفرم از آدمايي که ذهنشون- خب حالا، شما ببخشيد-
خب، لطفا، اين يه موقعيت مكاني عالي براي منه
ميشه از خانومتون بخوايد با من تو سفارت امريکا تماس بگيره؟
من ماموريت خارج از کشور بودم تازه به اينجا منتقل شدم
اسمشون چيه؟- اسم کي؟-
خانوم ِاين خونه
اوه، اسمش؟- بله-
خب اسمش ...خانوم هاردويکه
هست يا نيست؟- هاردويکه-
خانوم مايلز هاردويک
آردويک با "آ"؟- نوشتن اين اسم رو بلد نيستيد؟-
نه خب، منظورم اينه كه من تازه اومدم اينجا، متاسفم بايد بلد باشم اما نيستم
هاردويك با "ه" ست
...درسته، ببينيد حتي اگه اين خانوم هاردويك
آه... حتي اگه ايشون با مرد مجرد مخالفم باشه نميشه يواشكي يه نگاه به آپارتمان بندازم؟
منظورم اينه كه اگه به اندازه كافي ازش خوشم بياد، حتي ممكنه ازدواج كنم
سفارت امريكا، ها؟- درسته-
خب شايد يه نگاه اشكالي نداشته باشه !فقط يه نگاه
آه، دختر خوب
اما به خودتون اميد نديد اون نميذاره اينجا بمونيد
اوه اينجا خيلي خوب نيست؟ هِي، چه تميز و بي نقصه! حدس ميزنم بايد از شما تشكر كرد
خانوم هاردويك خيلي خوش شانسه كه شما رو داره
هر كسي كه شما رو داشته- باشه خوش شانسه آپارتمان طبقه بالاست-
بله- از اين طرف، اگه ممكنه، آقا-
ميتونم قبل رفتن به اونجا بهتون بگم كه چقدر مشتاق اين آپارتمانم
اين چه جور پيش داوريه كه خانومتون نسبت به مردان مجرد داره؟
خب، تو محله كلي همسايه هست
و همسايه ها هم سرشار از ...كنجكاوي هستن و بالاخره من
ايشون اينجا تنها زندگي ميكنن- اوهوم-
خب باور كنيد من هيچ خدشه اي به شهرت ايشون وارد نميكنم تا وقتيكه شما اينجا باشيد
شما يه نفريد، يانكي هستيد و رك حرف ميزنيد، مگه نه؟
خب بيشتر مواقع، به هر حال- خب اينم از سوئيت-
مطمئنم مراقبت از خونه اي به اين بزرگي شما رو به شدت تحت فشار قرار ميده
بگي نگي آقا- واقعا اينجوريه؟-
گاهي اوقات- خب، البته، يه نگاه به گونه هاتون بندازيد-
سرخ شدن، خب بهم بگيد...خانوم هاردويك...مطمئنيد ايشون بيرونن؟
بله آقا- آره. خب، اون...اسمتون چيه؟-
هيلدا- خب هيلدا، ايشون كار خيلي سختي بهتون ميده؟-
بايد اينجوري باشه، ميدونيد اين گونه ها بدون شك سرخ شدن
اين اولين نشونه ست
فكر كردم شما ميخوايد يه نگاه به آپارتمان بندازيد
اوه بله، ميدونستم، عاشقشم
ميدونيد من گاهي اوقات از خودم ميترسم غرايزم خيلي غيرطبيعي هستن
اونجا اتاق خوابه
،آره، قطعا همينطوره، مگه نه؟ ايشون کارفرماتون به زودي برميگردن؟
هر لحظه ممکنه برسه- هيلدا، بهم بگو تو هم اينجا ميخوابي؟-
ميخوابم نميخوابم، هستم نيستم- ...هر چه پيش آيد-
ميتونيد اينجوري بگيد آقا حالا که آپارتمان رو ديديد
بيا برگرديم سر موضوع اصلي، باشه هيلدا؟
...چرا تو در موردم حرف ِخوبي به اين
موجودِ ترسيدهِ بيچاره که تو براش کار ميکني، نميگي؟
اون زن بداخلاق زشت چقدر کرايه ميخواد؟ کيف قديمي اصطلاحي امريکايي) (براي زن بداخلاق و زشته
اون زن بداخلاق ِزشت براي هر ماه چهل پوند ميخواد
خب، غيرمنطقي نيست
...آقاي گريدلي- بله خانوم هاردويک؟-
...من
نميتونم اجازه بدم تحت هيچ شرايطي شما اين آپارتمان رو اجاره کنيد
اهل کجاييد؟
شيکاگو- حالا اين چطوره؟-
فاصله ي بين ِما، هيچ وقت نه زياد ميشه نه کم
متاسفم امکان نداره اجازه بدم اين آپارتمان رو داشته باشيد
به هيچ عنوان امکان پذير نيست
براي هر دومون خوب ميشه خانوم هاردويک
آقاي گريدلي من کاملا واضح تو آگهيم گفتم
ميدونم، ميدونم...بهتون ميگم چيکار ميکنم
من با خدمتکار جذابتون هيلدا ازدواج ميکنم و بعنوان يه زوج به اينجا نقل مکان ميکنيم؟
همچين هم اهل ِفرق گذاشتن نيستيد- ها؟-
خدمتکار يا خانومش، فرقي براي شما ندارن- خب من يه دموکرات ِاهل ِنيواِنگلندم-
پيش داوري ندارم حالا چرا نقش ِ يه خدمتکار؟
خب، از هر نظر راه خوبي به نظر ميرسه
که بدون ِدرگير کردن خودم با مستاجرين آينده، اونا رو چک کنم
خب بالاخره هر چي باشه من الان اينجا تنها زندگي ميکنم
و بخوام ساده بگم آقاي گريدلي من يه سابقه ي مشكوك دارم
سابقه مشكوك داريد؟ من بابت هر ماه 45 پوند ميدم
نه از اون شک ها
البته که نه ببين، مشکل يه مرد چيه؟
ميتونه براي اين خونه خيلي مفيد باشه، بهم ميگن منظورم اينه که اون ميتونه لباسشويي تعمير کنه
و ميتونه باعث شه سارقا از اين خونه دور بمونن
...يه مرد امکانات بي پايان داره- ...متاسفم-
باشه، ماهي 50 پوند بهتون پرداخت ميکنم
مطمئنم که شما يه مستاجر ايده آل ميشيد- همينطوره-
...و من ميتونم از اون پول استفاده کنم اما- خوبه-
بياييد يه جور ديگه بهش نگاه کنيم ما هر دو تبعيدي هستيم، باشه؟
اما من خونه اي ندارم
ببينيد خانوم هاردويک من بعنوان يه دوست ِامريکايي از شما درخواست ميکنم
ازتون درخواست نميکنم؟
اين مراسم خاکسپاري شماست و من هم بعنوان يه آدم ساده مثل يه بره ممکنه آويزون بشم
بله خب، خانوم "ه" شما تصميم عاقلانه اي گرفتيد
اميدوارم- ...ميرم يه سر به بانک بزنم-
بايد يه مقدار پوند برداشت کنم اوه، فکر کنم براي اول و آخر ماه، درسته؟
بله، گمان كنم
همين بعدازظهر ساکهامو ميفرستم
بايد تو سفارت ثبت ورود کنم ...بعدش برميگردم، اوه
غذا چطوره؟
متاسفم، آقاي گريدلي من امکانِ ...آماده کردن غذا براي شما رو ندارم
منظورم اين نبود شما آماده کنيد، خودم آماده ميکنم با شام امشب شروع ميکنيم، وقتتون آزاده؟
...خب بله، وقتم آزاده اما- خوبه، ديگه وقت آزاد نخواهيد داشت-
حدود ساعت 6 ميبينمتون
اوه! از هيلدا بخوايد يخ رو آب کنه...لطفا
عصربخير قربان ايشون آقاي گريدلي هستن
اوه، بله، گريدلي منتظرتون بودم، بياييد داخل
ممنون قربان
سابقه تون رو بررسي کردم تا اينجا خيلي خوبه
خوشحالم که شما رو همراه خودمون داريم- ممنونم قربان-
متوجه شدم شما در عربستان سعودي بوديد؟- بله-
يکبار خودم اونجا بودم دوهفته ي کاملا مهيج
ممنونم، خب من براي دو سال اونجا بودم
و زمان ديدگاهتون رو تغيير ميده
ما جايي ميريم که بتونيم خدمت کنيم نه ضرورتا جايي که ما رو سرگرم کنه
اوه، شکايت نميکردم قربان- البته که شکايت نميکرديد-
جايي براي موندن پيدا کرديد؟
بله قربان يه فِلَت پيدا کردم منظورم آپارتمانه
اشکالي نداره ميتونيد از همون واژه ها که دوست داريد، استفاده کنيد
اصطلاحات بريتيش آدم رو براي شنيدن هشيار ميکنه
درسته
آره، حالا در مورد اين فِلَت، مطمئنم تو محله ي آبرومندي هستيد
ميدان ِ گِري، مِيفِر- عاليه، عالي-
رئيس، در مورد اينکه رفتار مناسبي در همه ي ِحالات داشته باشيد، جدي هستن
اينجا بالا سر ِکارتون بمونيد و زندگي شخصيتون رو پاک نگه داريد
و من ميتونم بهتون اطمينان بدم اقامت ِخوشايندي در لندن خواهيد داشت
بله قربان
بله؟- خانوم فِلات تماس گرفتن قربان-
وصلش کن
خانوم فِلات، زن پرنفوذيه همينطورم ميتونه موي دماغ باشه
بايد يه چشمه ازش ببينيد ميتونه بهتون ايده بده
خانوم فِلات، چه خوب شد تماس گرفتيد
آقاي امبرستِر، تماس گرفتم تا به يه برنامه امريکايي ارجاعتون بدم
که ديشب پخش شد و باعث شد بي اندازه نگران بشم
اوه، ميتونم بپرسم کدوم برنامه بود؟
يه کار غربي با نام "اسلحه ي ِ مجرمانه"
اون درجه از خشونت منو وحشت زده کرد
من پنج تا قتل، يه اعدام ِدوبل و سه تا له شدن توسط اسلحه رو ديدم
و نماينده مارشال امريکايي تا موقعي که بميره توسط مورچه ها خورده شد
خب، تصديق ميکنم که زيادي پيش رفتن اما فراموش نکنيد که اون يه برنامه يِ پوليه
ما يه مرد جديدي همراهمون داريم، خانوم فِلات آقاي ويليام گريدلي
ايشون جايگزين آقاي کالينز شدن و فورا ايشون رو مسئول اين قضيه ميکنم
مطمئنم که ايشون از آقاي کالينز فرد قابل اعتمادتري هستن
ايشون يکي از بهترين مردان ِجوان ما هستن- خيلي خوبه-
خداحافظ آقاي امبرستِر- خداحافظ خانوم فِلات-
متوجه شديد؟- ميفهمم که ايشون با کالينز سازگاري نداشته-
شما براي صلاح خودتون هم شده، کارتون رو- باهاش هماهنگ ميکنيد گريدلي اوهوم-
البته شما وظايف زياد ديگه اي هم داريد
که به مرور بهتون اطلاع ميدم
بله قربان- چه برنامه اي براي شام داري؟-
خب فکر ميکنم يه قرار دارم، قربان- اينقدر سريع!؟-
هنوز شنهاي صحرا روي کفشاته- خب آره، با خانوم صاحبخونه-
واقعا؟
تا حالا نديدم يه خانوم صاحبخونه !به شام دعوت بشه
...خب ايشونم امريکايي هستن و ايشون
خب ممکنه من مثل يه گزارش صحبت کنم، قربان؟
ميتونيد- خب ميخوام از ويژگيهاي خصوصيش بگم-
اون 36-23-36 هستش
به نظر خوب مياد حتي براي يه گزارش
مجرده درست متوجه شدم؟
خب يه پيشوند خانوم جلوي اسمش هست اما خبري از شوهر نبود
جدا شدن؟- خب، حدس ميزنم قربان-
از طرفي، چرا بايد نصف خونه رو به من اجاره بده؟
شوهرش ممکنه براي سفر کاري خارجي دور از خونه باشه
اينجوري هر لحظه ممکنه سر برسه مثل هواپيماهاي جت، متوجه ايد که
ميتونه براي صبحانه افغانستان باشه
No comments yet. Be the first to leave one.