نخستین 165 خط.
آکادمی سایروس
به اینخاطر معروفه که کلی محقق، بازرگان،
نگهبانان سلطنتی، رهبران و افسران نظامی زیادی پرورش داده
یه مدرسه ی معتبر که هر بچه ای در این کشور که داره جادو یاد میگیره سعی میکنه واردش بشه
و حالا ...
من با مدیر آکادمی که قدرت عظیمی در اختیار داره روبرو هستم
خوشحالم بالاخره دیدمت
آرتور لِیوین
اینکه وینسنت اغراق کرده یا نه ...
میتونیم اینو الان اینجا بفهمیم؟
بله
عالیه. پس شروع کنیم
این پسر اصلاً نمیترسه ...
قدرت عظیمی رو احساس میکنم
جای تعجبی نیس که اون بالاترین نوع جادو رو توی این کشور داره
اگه بخشی از قدرتمو بهش نشون بدم
میتونم ثابت کنم وینسنت دروغ نگفته
اول ...
از عنصر باد شروع میکنم ...
بگیر!
عنصر بادم هنوز در مقایسه با عناصر زمین و آبم قدرت کمتری داره
اگه اینطوره ...
از این جاخالی داد!؟
یه دیوار باد!؟
تحت تأثیر قرار گرفتم
تواناییاتو یکم دست بالا میگیری
ولی همونطورکه وینسنت گفت مهارتای جادو و مبارزت عالیه
وقت آزمون نهاییه
سعی کن بیدار بمونی
عنصر صدا!؟
اون یه ساحره ی خاصه!؟
قبول شدی
باعث شدی بخوام شخصاً یادت بدم چطور به درستی جادوی باد رو اجرا کنی
تو از عنصر زمین هم میتونی استفاده کنی، درسته؟
و همینطور یه عنصر دیگه، نه؟
گمونم، نمیشه گولش زد
بله. میتونم از جادوی آب استفاده کنم
میخوای چیزی بهم بگی، درسته؟
برای همین این همه راهو اومدی اینجا قدرتتو نشون دادی
از قبل نیّتمو فهمیده؟
کاملاً درسته
اومدم چون به اقتدار و نفوذی که دارید نیاز دارم
میخوام با این دو چیز از خانوادم محافظت کنم
اگه این شرایط رو قبول کنید توی اکادمی ثبت نام میکنم
و شما رو مربی خودم میکنم
حتی خانواده ی سلطنتی ساپین هم ...
... تو معامله کردن اینقدر رُک نیستن
خیلی اعتماد به نفس داری
بله
معتقدم ارزششو دارم
از طرفی، شما هم باید همین فکرو بکنید
با اینحال، اگه قراره وارد آمادمی بشم میخوام همسن بچه های دیگه باشم
پس میگی 3 سال دیگه؟
اگه الان ثبت نام کنی حتی میتونی قویتر بشی
میتونی دلیلشو بهم بگی؟
میخوام از زندگیم نهایت استفاده رو ببرم
میخوام یه ماجراجو بشم و درمورد این دنیا چیزای زیادی یاد بگیرم
بعداز اون فکر نکنم برای ملحق شدن به آکادمی زیاد دیر باشه
می بینم که از قبل تصمیمتو گرفتی
خب، به خانوادتم گفتی؟
نه، امروز میگم
باشه
وقتی تونستی متقاعدشون کنی، معامله میکنیم
نه! این اجازه رو نمیدم! این ظالمانس!
بعداز اون، وینیسنت رو واسطه کردم تا با
آلیس و رینولدز درمورد تواناییم حرف بزنم بهشون بگم که میخوام یه ماجرا جو بشم
--اون حالا بالاخره برگشته خونه
--باید خودم بهشون میگفتم ... --اون حالا بالاخره برگشته خونه
--باید خودم بهشون میگفتم ... --با اینحال، تو باز میخوای بفرستیش تو خطر؟
--با اینحال، تو باز میخوای بفرستیش تو خطر؟
--امکان نداره! به هیچ وجه! --مامان، عصبانی نشو!
--امکان نداره! به هیچ وجه! --عصبانی نشو!
آلیس، حداقل اول گوش کن ببین چی میگه
باورم نمیشه همچین چیزی میگی
با اینکه میدونی برای برگشتن چی کشیده!
تو هم از این رنج کشیدی، درسته!؟
خب، داشتم فکر میکردم
یه نفرو باهاش بفرستم ازش مراقبت کنه. نظرت چیه؟
هی، داری میگی بهش اجازه ی اینکارو میدی!؟
من اجازه نمیدم پسرمون به سفر دیگه ای بره!
این یه سفر نیس
منظورم اینه که هرچند ماه به خونه میام
اگه بخواین، میتونم بیشتر برگردم خونه
واقعاً؟
واقعاً
قول میدم
برادر، حالا باز میخوای بری؟
نه، هنوز یه مدت اینجا میمونم
پس، خوبه ...
مامان، قرار نیس فوری برم
منم خیلی مشتاق بودم که به خونه برگردم
پس، چرا ...
ولی، منم میخوام بیشتر جاهای قاره رو ببینم
چیزای زیادی هست که هنوز نمیدونم
و اینکه ...
منم میخوام احساسی که وقتی شما دوتا ماجراجو بودین
رو تجربه کنم
تمام دلیلت همینه؟
آره
این موندن و هر روز تمرین کردن خسته کننده میشه
میخوام قدرتمو با تکنیکایی که یاد گرفتم آزمایش کنم
گرچه، اینو نمیتونستم بگم
ما هم چیزی درمورد عناصر تو نشنیدیم
میگم، آرتور، راز دیگه ای که نداری، درسته؟
نه
حرف آلیس قلبمو به درد آورد
کاش میتونستم همه چیزو بگم
ولی نگرانی مادرت طبیعیه
یه ماجراجو شدن با خطر همراهه
مادرتم قبلاً جلومو گرفت
ولی من درموردش فکر کردم
اگه یکیو برای محافظت داشته باشی چی؟
خب، کی اینکارو میکنه؟
ببخشید ولی من نیستم
پرستاریِ بچه تو ذاتم نیست
یه روز، وقتی خوابم
ممکنه واقعاً منو بکشه
آره، خوب میفهمم
چون پُر حرفیت غیرقابل تحمله
درسته ...
درسته. غیر قابل تحملی
گاهی وقتا
چـ-جی؟
تو خودت اینو گفتی!
من اینکارو نمیکنم
راستش، واقعاً نمیتونم هزینه ی زیادی بهتون بپردازم
ولی اگه اینو قبول کنین یه راه برای تشکر ازتون پیدا میکنم
با ما غریبه نباش
ما هم مشتاقانه منتظریم ببینیم آرتور چقدر پیشرفت کرده
من با داردن موافقم
آره
من اینکارو میکنم
چی؟
جاسمین!؟ مگه تو بیشتر از آدام از کار محافظت بدت نمیاد!؟
این بخاطر آرتوره
که اینطور ...
در واقع، امیدوار بودم داردن یا هلن پا پیش بذارن
ولی حالا که بهش فکر میکنم، تو تواناییای رزمی
جاسمین ممکنه بهترین انتخاب باشه
طلسمهای داردن مناطق وسیعتر رو پوشش میده
که اینم فقط بدرد محافظت از یه گروه بزرگ تر میخوره
جاسمین واقعاً اینکارو میکنی؟
پس حل و فصل شد
تازه، اون یه تقویت کننده ی عناصره
که سال قبل به رنک نارنجی رسیده
و میتونه از جادوی باد استفاده کنه پس برای اینکار عالیه
موافقم. منم دوست داشتم برم ولی حیف شد
همیشه دفعه ی بعدی هم وجود داره، داردن
ممنون، رینولدز
روی همکاریت حساب میکنم
خب، حالا میتونیم یه استراحتی بکنیم
لیلیا!
نمیتونی تنهایی تمرین کنی!
هان؟
حتی بدون اینکه من مانا رو بهش هدایت کنم،
انگار لیلیا خودش میتونه مراقبه کنه
آی ...
ببخشید، ببخشید
النا باید تو سن هفت یا هشت سالگی بیدرا بشه
به شرطی که آموزش مداوم داشته باشه
میخوای باهم تمرین کنیم؟
امروز نه
من ترجیح میدم اون به این زودی بیدار نشه
اگه اون جلب توجه کنه نگران میشم
بابا، میتونم برم خونه ی حراجی؟
No comments yet. Be the first to leave one.