نخستین 200 خط.
'خانم!'
خانم.
او کجاست؟
کجاست آن پسر که وانمود می کند دختر است؟ - آره.
ببخشید! - متعجب؟
پسری وارد خوابگاه دختران شد. او کجاست؟
آره. ما شکایتی دریافت کردیم.
آقا ، فقط دختران اینجا می مانند.
به نظر می رسد سوء تفاهمی وجود دارد.
چی؟ - بازرس.
در آن اتاق.
آقا صبر کن کجا هستند...
صبر کن آقا اینجا فقط دخترا هستن
اشتباه می کنید.
شما نمی توانید در آنجا قایقرانی کنید!
این ... صبر کن آقا. - در را باز کن!
کجا میری؟ - باز کن!
ببخشید. - ما شکایت داریم ...
شما کی هستید؟ - اوه ، واقعاً؟
شما یک هنرمند کلاهبردار هستید
او صدای زنانه ای دارد.
نمی توانی وارد اتاق من شوی.
برگرد! - نمی توانی وارد خوابگاه دخترانه بشوی!
شما نمی توانید وارد شوید. - آقا.
پاسبان خانم کجاست؟ - بیا دیگه! جابجاش کن!
اینجا خوابگاه دخترانه است! - در کار پلیس دخالت نکنید!
نمی دونی ... - گفتم دخالت نکن!
مرا رها کن! - بکش کنار.
ما به دختران ضربه نمی زنیم! - رشمی!
شما نمی توانید این کار را انجام دهید! - بیا دیگه.
جابجاش کن! - آقا ...
بیا دیگه! - رشمی!
رشمی! آقا ، شما نمی توانید او را ببرید! - جابجاش کن!
بیا دیگه!
آقا بس کن - بیا دیگه. جابجاش کن!
بیا بریم.
رشمی! رشمی!
رشمی!
رشمی!
رشمی!
بگذار رشته رها شود!
من کردم. اما شما روی آن ایستاده اید - رشمی!
بله متاسفم. رشمی!
بله ، باشه - رها نکن.
یا می شود ... - خوب پرواز می کند.
رشمی!
رشمی! - بله بابا؟
مورد علاقه بابا! داشتم بهت زنگ میزدم
لباسهایت را عوض کن.
کت و شلوار زیبا بپوش ، خوب؟
شلوار آبی چطور؟
عزیزم هر حسی که داری بپوش
شلوار یا شلوار ، شما انتخاب می کنید.
چه بلایی سرت اومده؟
او یک دختر است. او باید کت و شلوار بپوشد!
محدودیت هایی را برای دختر تعیین کنید.
من هرگز حدی برای مادرش تعیین نمی کنم !
پس چرا باید این کار را برای دخترم ، بانوبن انجام دهم؟ - هوم
با من هوشمند عمل نکن - هی
کسی باید مراقب او باشد
شما باید بادبادک را زیر نظر داشته باشید ، وگرنه نخ آن را محکم می گیرند.
آره!
نگاه کن هر دو رو پوشیدم
وای!
به آن دختر نگاه کن! - خدایا! رشمی!
بادبادک! - وای نه!
گفتم تمرکز کن
او ابتدا به آنجا می رسد - او دوباره مرا شرمنده می کند!
نگران نباش ، بانوبن. خجالت نمی کشید.
باشه؟ رشمی ، تو برو.
پسرش خیلی وقت پیش رفت. او چگونه با او کنار می آید؟
چند بار به شما گفته ام برد یا باخت اهمیتی ندارد.
کار ما تلاش است.
این مثل آن است! موشک!
هی! پسری یا دختری؟
هی!
چرا وسط راه می دوید ؟
من باید افتخار بانوبن را نجات دهم.
خانه را ترک کن!
اینو بگیر.
برو! برو بیرون!
من هر روز مدرسه دارم
اگر روزی به پیاده روی بروم ، شکست نخواهم خورد .
مورد علاقه بابا!
فقط از این به بعد به پیاده روی پدر بروید!
از افراد بی تربیت در خانه من استقبال نمی شود !
برو! - عزیزم.
فردا برو مدرسه باشه؟
دفعه بعد که بروم شما را به پیاده روی می برم.
باشه؟ برو عزیزم
هی!
شما او را خراب کرده اید
او هرگز به حرف من گوش نمی دهد.
کافی است به حرف خودش گوش دهد!
بیا دیگه. - هی!
"خلاقیت های Bhanuben"
اون پسر هست یا دختر؟
با سلام خدمت عمو
آیا این محموله برای راجکوت است؟ - بله ، عصر ارسال می شود.
سلام ، آیا شما با کلکسیونر آشنا شدید؟
گردآورنده یک آدم بد اخلاق است.
او می گوید نصف جریب زمین برای مدرسه به شما می دهد.
چگونه می توان دختران را در چنین فضای کوچکی آموزش داد؟
من هم همین را به او گفتم.
او طرح نقشه را درخواست کرد.
من به او گفتم که خشم بنیوبن را بر سر خود دعوت نکند!
آیا "شروع وب" هنوز آماده نیست؟
ای عمه! این "وب سایت" است و "شروع وب" نیست. - خوب.
آن را به شما دو بیکار اختصاص داد.
چرا آماده نیست؟
مشغولم من دوره حسابداری دارم
صبر کن تا مدرکم را بگیرم.
درجه؟! من حتی شما دو نفر را ندیده ام که از گذرگاه عبور می کنید!
لازم نیست همه مثل شما برای تحصیل به شهر بروند .
این یک دوره آنلاین از Upgrad است.
برادر شما باهوش است!
شما بیش از حد هوشمند هستید!
من با مشكل فراوان موفق به دریافت كمك از چند سازمان غیردولتی شدم .
لطفاً وب سایت را سریع طراحی کنید.
شما بزرگترین خواهر و برادر هستید یک کار را انجام دهید.
اتصال خوب اینترنت را در خانه نصب کنید.
رشمی راست میگی پسران من بی فایده هستند!
یک احمق بخر ، یکی رایگان دریافت کن!
بانوبن!
شوهر سخی دوباره به او حمله کرد!
من را به خاطر اشتباه من ببخش. - باید عذرخواهی کنی.
این به سخی بستگی دارد که آیا می خواهد شما را ببخشد.
خوب!
هیچ یک از زنان روستا کار نمی کنند.
نه در خانه و نه برای تجارت.
کار نمی تواند متوقف شود. جشنواره ماهوتساو نزدیک است.
یا پسر شما باید از همسرش عذرخواهی کند ،
یا باید روستا را ترک کند.
عذر خواهی کردن!
متاسف.
بیا بریم.
گفتم بریم!
شوهر سخی برای بستن زخم هایش نزد من آمد .
می دانستم که تو هستی.
رشمی ، آیا واقعا خشونت ضروری است؟
دقیقا. من هم همین را می گویم.
ازش بپرس.
می توانید همه چیز را دوستانه صحبت کنید.
اگر این درست بود ،
هیچ کشوری در جهان نیاز به ارتش ندارد
دهان شما سریعتر از پاها می چرخد!
- پیروزی برای هند! - خوش آمدی.
با او آشنا شوید ، کاپیتان سراج صدیق.
کاپیتان جولی باکشی.
کاپیتان گاگان تاکور.
او مربی دوومیدانی با ارتش است.
آنها دو نفر برای دویدن ماراتن اینجا هستند .
گاگان آنها را آموزش می دهد.
ما عاشقانه به او موشک می گوییم.
هیچ کس بهتر از او این منطقه را نمی شناسد .
موشک؟
می توانی مرا رشمی صدا کنی.
رشمی ، فردا گشتی در مسیر ماراتن به آنها بزنید .
باشه.
فردا 5 صبح - بله خانم. انجام شده.
در آنجا پست BSF وجود دارد.
بچه ها بیایید پنج تا بگیریم. - آره.
ما باید تقریباً 35 کیلومتر دیگر را طی کنیم .
برای ما طولانی تر است. تقریبا 50 کیلومتر.
ما در حال تلاش برای طولانی ترین مسیر هستیم. - چرا؟
این رویای هر ورزشکاری است.
ما فقط می توانیم خواب ببینیم اگر به ما اجازه دهید بخوابیم. - واقعا؟
آیا خودتان ورزشکار هستید؟
قبلا یکی بودم
تجسم حیا نباشید!
تجسم! راسکال! - آره.
او مدال طلا کسب کرده است.
واقعا؟ در مسابقات ملی؟
سپس؟
سپس...
من مصدوم شدم و دوران حرفه ای من به پایان رسیده بود.
اب؟ - نه ممنون.
آیا او تمام روز موسیقی گوش می دهد؟
داره ازدواج میکنه
عایشه برای او لیست پخش تهیه کرده است.
سلیقه آنها در موسیقی باید تا پایان سفر مطابقت داشته باشد ، در غیر این صورت ...
کار نخواهد کرد.
اگر مار ظاهر شود چگونه به او هشدار می دهیم ؟
آیا اینجا مار وجود دارد؟
این زمین چمن آنها است ، سرباز.
ما اینجا مهمان هستیم.
حق با شماست.
دیروز به من نگفتی - چی؟
چرا مردم به شما می گویند موشک؟
این یک داستان شخصی است.
اگر دوست شدیم به شما می گویم.
زمان زیادی نداریم.
ما نمی توانیم تجمل انتظار را تحمل کنیم .
اگر میانبری برای دوست شدن شما وجود دارد به من بگویید .
راحت تر می شد
آیا اتوبوس بین المللی هستید؟
شما می خواهید مسیر طولانی تری را طی کنید و حوصله آن را ندارید!
به من بگو.
دلت برای دوومیدانی تنگ شده؟
دلت برای چیزهایی تنگ می شود که دیگر بخشی از زندگی شما نیستند.
No comments yet. Be the first to leave one.