Tracker

Tracker

دانلود زیرنویس Farsi/persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tracker 2024 S03E20 WEB Filamingo Fa
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-07-30
تعداد دانلود: 7
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi/persian

نخستین 200 خط.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏کسی دیدت؟‏

‏بی‌خیال.‏

‏با کی حرف می‌زنی؟ معلومه که نه.‏

‏هوات رو دارم.‏

‏درستش می‌کنیم.‏

‏فقط وسایل رو بردار.‏

‏باید قبل از طلوع برگردم.‏

‏رندی، چه خبر؟‏

‏آقای شاو.‏

‏دلاور چطور باهات تا می‌کنه؟‏

‏دلاور ساکته.‏

‏خب، متأسفم که باید آرامشت رو به‌هم بزنم، ولی‏

‏اگه بخوای یه مأموریت برات دارم.‏

‏یه دختر بیست‌ویک‌ساله.‏

‏آملیا کوربت.‏

‏دیشب از یه مرکز ترک اعتیاد در فیلادلفیا ناپدید شده.‏

‏مادربزرگش دوازده‌هزار دلار جایزه گذاشته.‏

‏جزئیات رو همین الان برات فرستادم.‏

‏دوباره مصرف کرده؟‏

‏می‌دونم به چی فکر می‌کنی،‏

‏ولی فکر نکنم این یکی شبیه مأموریت ممفیس باشه.‏

‏مادربزرگش وحشت‌زده‌ست.‏

‏حتی گفته اگه لازم شد پول بیشتری هم جور می‌کنه.‏

‏نه، نه. لازم نیست.‏

‏راه افتادم. ممنون، رندی.‏

‏برای جلسه اومدید؟‏

‏نه، در واقع دنبال لی‌آن کوربت می‌گردم.‏

‏ـ اونجاست. ـ ممنون.‏

‏لی‌آن.‏

‏ـ آقای شاو؟ ـ بله.‏

‏ممنون که این‌قدر زود اومدید.‏

‏تا جایی که تونستم سریع خودم رو رسوندم.‏

‏جایی هست که ترجیح بدید صحبت کنیم؟‏

‏نه، همهٔ اینجا در جریانن.‏

‏فهمیدم. طبق چیزهایی که می‌دونم،‏

‏نوه‌تون از دیشب گم شده.‏

‏آملیا ساعت ده برای منع رفت‌وآمد اینجا بوده،‏

‏ولی صبح سر صبحانه حاضر نشده.‏

‏ـ همون موقع بهم زنگ زدن. ـ دوازده ساعت پیش.‏

‏ـ و با پلیس تماس گرفتید؟ ـ بله.‏

‏ـ باشه. ـ پلیس می‌گه‏

‏تا وقتی نشونه‌ای از جرم نباشه، این...‏

‏پروندهٔ آدم‌ربایی محسوب نمی‌شه.‏

‏فقط یه آدم بزرگساله که خودش رفته.‏

‏به دوست‌هاش، بارها و حتی بیمارستان‌ها زنگ زدم.‏

‏ـ هیچ‌کس ندیدتش. ـ کار درستی کردید‏

‏که به من زنگ زدید.‏

‏می‌شه کمی از آملیا برام بگید؟‏

‏بامزه‌ست.‏

‏مهربونه.‏

‏هر کسی رو می‌دید، دلش می‌خواست کمکش کنه.‏

‏ولی چند سال گذشته خیلی بهش سخت گذشت.‏

‏می‌شه بیشتر درباره‌ش برام بگید؟‏

‏پدرش وقتی بچه بود ترکشون کرد.‏

‏دو سال پیش هم مادرش رو از دست داد.‏

‏توی تصادف رانندگی.‏

‏از دست‌دادن دخترم منو نابود کرد،‏

‏ولی آملیا بدتر از همه شکست.‏

‏خودش رو گم کرد.‏

‏با آدم‌های اشتباهی نشست‌وبرخاست کرد.‏

‏اون‌قدر درگیر غم خودم بودم‏

‏که تا خیلی دیر نشده بود متوجه نشدم.‏

‏منظورتون مواد مخدره، درسته؟‏

‏ولی هفتهٔ پیش همه‌چی به نقطهٔ آخر رسید.‏

‏اومد پیشم و گفت‏

‏می‌خواد زندگیش رو عوض کنه.‏

‏من هم هزینهٔ اومدنش به اینجا رو قبول کردم.‏

‏نمی‌دونم کجا همه‌چی عوض شد.‏

‏آدم‌ها به دلایل مختلفی دوباره سراغ مصرف می‌رن.‏

‏چرخه‌ش رو می‌شناسم.‏

‏ولی نمی‌تونم دست روی دست بذارم تا آملیا‏

‏نشئه توی یه کوچه پیدا بشه.‏

‏یا بدتر.‏

‏اون تنها کسیه که برام مونده.‏

‏خواهش می‌کنم، آقای شاو. پیداش کنید‏

‏قبل از اینکه دیر بشه.‏

‏باشه.‏

‏هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم.‏

‏قوانین این مرکز خیلی سفت‌وسخته.‏

‏مهمان بدون مجوز ممنوعه، آزمایش مواد نباید از دست بره،‏

‏و حضور در جلسهٔ گروهی هر صبح اجباریه.‏

‏تا حالا با آملیا مشکلی داشتید؟‏

‏نه. البته‏

‏فقط چند روزه اینجاست، ولی...‏

‏به نظر می‌رسید واقعاً آمادهٔ تغییر کردنه.‏

‏توی اتاق‌ها تلویزیون ندارید؟‏

‏درسته.‏

‏سعی می‌کنیم استفاده از وسایل الکترونیکی رو به حداقل برسونیم.‏

‏تا مغز فرصت پیدا کنه خودش رو از نو تنظیم کنه.‏

‏فهمیدم. آملیا تلفن همراه داره؟‏

‏داره، ولی مستقیم می‌ره روی پیغام‌گیر.‏

‏استفاده از تلفن مجازه، اما با نظارت سخت‌گیرانه.‏

‏ساکن‌ها اجازه می‌دن فعالیتشون رو زیر نظر بگیریم و موقعیتشون رو ردیابی کنیم.‏

‏همه‌ش برای حفظ امنیت خودشونه.‏

‏تلفن آملیا رو ردیابی کردید؟‏

‏بله، آخرین سیگنالش همین‌جا توی مرکز ثبت شده.‏

‏ولی خودش اینجا نیست.‏

‏همه‌جا رو گشتیم.‏

‏اصلاً منطقی نیست.‏

‏مرکز رو قرنطینه کردیم و به پلیس هم زنگ زدیم.‏

‏دیدم کنار خروجی‌ها دوربین دارید.‏

‏چیزی ضبط کردن؟‏

‏نه.‏

‏به‌نحوی حتی خروجش رو هم ثبت نکردن.‏

‏سرویس‌های بهداشتی چی؟ می‌شه نشونم بدید؟‏

‏آره، از این طرف.‏

‏طبیعتاً اینجا دوربین نداریم.‏

‏ولی پنجره‌ها مهروموم و قفل شدن.‏

‏درسته.‏

‏فکر کنم پنجره‌تون فقط ظاهراً قفل بوده.‏

‏یکی قفلش رو دست‌کاری کرده.‏

‏کار آملیا بوده؟‏

‏اگه نخوای کسی رفتنت رو ببینه،‏

‏اینجا راه فرار خوبیه.‏

‏درسته؟‏

‏باشه.‏

‏ـ اینو می‌شناسید؟ ـ مال آملیاست؟ بله.‏

‏ولی نمی‌فهمم. چرا باید اون بالا بذارتش؟‏

‏می‌خواسته همه فکر کنن‏

‏هنوز توی ساختمونه.‏

‏قصد داشته قبل از اینکه کسی بفهمه برگرده.‏

‏خدای من.‏

‏یعنی باید اتفاقی براش افتاده باشه.‏

‏می‌تونید قفلش رو باز کنید؟‏

‏بله.‏

‏خب، ظاهراً آخرین پیام از طرف جسی فیشره.‏

‏«یه مشکلی پیش اومده. فوری بهم زنگ بزن.»‏

‏کی فرستاده؟‏

‏آملیا همون لحظه بهش زنگ زده.‏

‏حدود ساعت یک بامداد بوده.‏

‏جسی کیه؟ می‌دونیم چه کسیه؟‏

‏یکی از دوست‌های قدیمی آملیا از دبیرستانه.‏

‏ولی نمی‌دونستم هنوز با هم در ارتباطن.‏

‏قبلاً با هم مواد مصرف می‌کردن؟‏

‏خدای من، نه. جسی از یه جمع دیگه بود.‏

‏دانش‌آموز خوبی بود.‏

‏بورسیه گرفته بود.‏

‏همین اطراف دانشگاه می‌رفت.‏

‏پس شاید آملیا اصلاً دوباره مصرف نکرده.‏

‏می‌دونید جسی کجا زندگی می‌کنه؟‏

‏ امشب هوا صاف و کمینهٔ دما حدود پنج درجه خواهد بود. ‏

‏ اوضاع در سراسر ساحل شرقی خیلی بدتره؛ ‏

‏ جایی که دما ‏

‏ تا منفی بیست درجه سقوط کرده... ‏

‏ـ کولتر شاو؟ ـ بله.‏

‏کارآگاه لاوین هستم.‏

‏ممنون که خبرمون کردید.‏

‏باید بدونم اینجا چه کار می‌کردید.‏

‏دنبال یه دختر گمشده‌ام.‏

‏آملیا کوربت.‏

‏فکر کردم شاید پیش زنی باشه که اینجا زندگی می‌کرده.‏

‏جسی فیشر؟‏

‏هم‌خونهٔ مقتوله، درسته؟‏

‏توی عکس‌ها دیدمش.‏

‏رودی دپال.‏

‏همون مقتول.‏

‏مشتری همیشگی کلانتری بود.‏

‏دزدی خُرد، مستی و برهم‌زدن نظم عمومی، مقاومت در برابر بازداشت.‏

‏آدم حسابی‌ای نبود.‏

‏جسی با بورسیه دانشگاه می‌ره.‏

‏انتخاب عجیبی برای هم‌خونگیه.‏

‏اون مرد دانشجوی تحصیلات تکمیلی بود.‏

‏احتمالاً توی دانشگاه با هم آشنا شدن.‏

‏آدم‌های جورواجور اونجا با هم آشنا می‌شن.‏

‏قبلاً هم دیدم.‏

‏فکر می‌کنید اینجا چه اتفاقی افتاده؟‏

‏آدمی مثل اون دشمن زیاد پیدا می‌کنه.‏

‏رد پای دو نفر رو دیدیم که از خونه عبور کرده.‏

‏نشونه‌ها می‌گه یکی با عجله فرار کرده.‏

‏ممکنه جسی و دختر گمشدهٔ شما‏

‏توی این ماجرا دست داشته باشن.‏

‏شاید فقط جسد رو پیدا کردن.‏

‏و به پلیس زنگ نزدن؟‏

‏از نظر من خیلی مجرمانه به نظر میاد.‏

‏جسی دیشب با آملیا تماس گرفته‏

‏و گفته برای کمک به یه نفر بهش نیاز داره.‏

‏یه مشکلی داشته.‏

‏این مرد فقط چند ساعت پیش کشته شده، درسته؟‏

‏ـ منظورت چیه؟ ـ شاید با قاتلش‏

‏به دردسر افتادن.‏

‏پس یا خودشون کشتنش، یا چیزی می‌دونن.‏

‏در هر دو صورت فراری‌ان.‏

‏مشخصات هر دو دختر رو برای جست‌وجوی سراسری اعلام می‌کنم.‏

‏اگه آملیا یا جسی رو پیدا کردید،‏

‏اول از همه باید به من خبر بدید.‏

‏حتماً.‏

‏هم‌خونهٔ جسی رو شکنجه کردن و کشتن.‏

‏همین الان صحبتم با پلیس تموم شد.‏

‏باشه.‏

‏پس فکر می‌کنی قاتلش دنبال دخترهاست؟‏

‏آره، از همین می‌ترسم.‏

‏باید همین حالا پیداشون کنیم.‏

‏بریم سراغش.‏

‏از تلفن جسی هیچ ردی پیدا نشد.‏

‏هیچ ماشینی هم به اسم این دو دختر ثبت نشده.‏

‏ماشین هم‌خونهٔ جسی چی؟‏

‏اینجا نیست. شاید ماشین اون رو برداشتن.‏

‏یه لحظه.‏

‏خب، ظاهراً یه‏

More Farsi/persian subtitles for Tracker

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left