نخستین 185 خط.
.مثل یه معجزه بود
،بله. در تاریخ مریخ هم حک شده "معجزهی دقیقهی هفتم"
.روایت افسانهی دو دختری که آغازگر آن حرکت بودند
گاس، مرد میانسالِ الکلی که قبلاً مدیر برنامه بوده ،و به طور اتفاقی به کارول و تیوزدی برخورد کرد
و برنامه نویس نسبتاً باحالی به نام رودی که هر کدوم نقشه ای واسه معروف شدن کشیدن ولی ـــ
صبرکن بینم، کی رو الکلی صدا زدی؟
...آه
به کی گفتی نسبتاً باحال؟
...آه
.خیلی خب، به جلسه سوم معروف کردن شما رسیدیم
!شروع کنیم
چی شد؟ هیجانتون کجا رفته؟
.آخه هم جریان دی.جی و هم موزیک ویدیو خراب شدن
.حالا بگذریم
نقشه ای داری؟
...البته که دارم. پروژه بعدی
.عملیات زدن به خیابونه
ها؟
...آه
اون دیگه چیه؟
،کافیه پشت سر هم اجرا داشته باشیم
.و با ثبات جلو بریم و اسمتون رو معروف کنیم
.آخه ما تا حالا جایی اجرا نداشتیم
چی؟
جدی؟
.من فقط روی پل آواز خوندم
.خیلی خب، پس اینکارو میکنیم
!یه اجرای فوق العاده به عنوان اولین اجرامون به پا میکنیم
ها؟
.باز شروع کردی به دری وری گفتن
اصلاً جای خاصی واسه اجرا در نظر داری؟
...خب اونش رو
یه کاریش میکنیم؟
میگم، میخواین من از یکی از آشنایان کمک بخوام؟
جایی رو میشناسی؟
.اگه بحث کلابِ موسیقیه آره
جدی؟
.صبرکن بینم، منم ارتباطاتی دارمها
...جدی
.یه سر به هوفنر میزنم
هوفنر؟
اون کیه؟
کسی که کارش سازماندهیه !و مسئول جشنواره سیدونیا، بزرگترین جشنواره مریخه
.اسم بزرگی تو صنعته
جدی؟
واقعاً میتونی باهاش یه قرار بذاری؟
.قرار؟ چنین چیزی نیاز نیست
.من اصلاً اهل قرار نیستم
.یهو حس میکنم قرار نیست اوضاع خوب پیش بره
.بهرحال امیدوارم شما دوتا خوب روی مجموعه آهنگاتون کار کرده باشین
.اگه واسه اجرا آهنگی آماده نداشته باشین کاری نمیشه کرد
خب ... گمونم سه تا آهنگ داریم، نه؟
.آره
!اون که کافی نیست
چی شد؟
برق رفت؟
!لعنتی .. حتماً برقمون رو قطع کردن
!چی؟
!اولویت اولمون پوله
!باید کار پیدا کنم
.آره میدونم. حتماً برش میگردونم خونه
.بعداً دوباره بهت زنگ میزنم، خدافظ
.من تا حالا سرکار نرفتم
چه جوریه؟
.خب .. این روزا سخت کاری پیدا میکنی که به نیروی انسانی نیاز داشته باشن
.بیشتر کارها رو هوشهای مصنوعی انجام میدن
...نمیدونستم
.اوه، این بامزه ست. بوفه فروش کوفته مریخی
.آه، یه شغل هم از این شغلایی که دخترا توش مدل میشن هست
.آه، اینم باحال میزنه
.چیه؟ بخونش
.بردن حیوانات هوش مصنوعی دار برای قدم زدن
چی؟ قدم زدن؟
.ظاهراً باید به حیوونای هوش مصنوعی دار برسی وگرنه دپرس میشن
...جدی
.تا حالا اینکارو نکردم ولی به نظر آسون میرسه
از پسش برمیای؟
.عین آب خوردن
.نمیگم که میتونم اونو در اختیار تو بذارم
.ولی آنجلا بهم گفت که نمیذارید درست بخونه
.بخاطر همین نگران شدم و گفتم بهتره یه بررسی جانبی داشته باشم
...آقای تائو
،شنیدم قبلاً عصب شناس بودی
.و تخصصت توی کنترل ذهنه
.امیدوارم از آنجلا به عنوان یه موش آزمایشگاه استفاده نکرده باشی
.یه سری تحقیقات هم روی خودت انجام دادم
ها؟
.میدونم که تو یک دوجنسی مریخی هستی
.و میدونم که قبلاً دو بار بخاطر ضرب و جرح بازداشت شدی
.حقیقتش این منم که نگران ماجرا هستم
!ماما
این چیه؟
.آهنگت، بیا بریم
.20دقیقه تا رسیدنمون وقت داریم. تا اون موقع حفظش کن
کجا میریم؟
.میریم که عروسکم رو ارزیابی کنیم
!یالا دیگه، منو راه بدید
.نمیتونید بدون وقت قبلی وارد بشید
!بابا من میگم رفیق قدیمی هستیم
.بدون وقت قبلی نمیتونید وارد بشید
جدی میگین؟
!آی! آی آی! آی
گاس، خودتی؟
!اوه! هوفنر
چیکار میکنی؟
!این روباتها رو ازم دور کن
.بذارید بره
.لعنتی، دردم گرفت
.رفیق، تو چقدر وزن زیاد کردی
.خودت چی؟ کچلی امونت رو بریده
!خفه بابا! نظر تو یکی رو نمیخوام
.شاید بهم نیاد ولی وضعم خیلی روبراهه
!آره، من که غافلگیر شدم! فکر نمیکردم یه روزی تو رو رئیس جایی ببینم
خب حالا، اومدی درباره قدیما گپ بزنیم؟
.البته که نه. اومدم درباره کار حرف بزنیم. همین الان و همینجا
.ببین، اینجا قرار نیست به چیزی برسی
.بهتره بری دنبال چیز دیگه ای
...بخدا
...بث
.اینجا رو باش، اینکه رودیه
.سلام
.اون روز جریان ارتوگون رو دیدم
اون هوش مصنوعیِ توئه دیگه؟
.آه، آره
.انگار وضعت خوبه
.گمونم وقت نداشتی اینجا سری بزنی
.اوا، اینقدر بهم سخت نگیر
خب؟
...خب راستش، یه خواهشی دارم
.به سمت مقر میان کهکشانی
.اطاعت میشه
میان کهکشانی؟
منظورت همون سازمان پرچین داره؟
.میریم شوارتز رو ملاقات کنیم
...شوارتز
با اون مغولِ سازمان ملاقات داریم؟
چی تو سرشه؟
و ... ؟
بالاخره تصمیم گرفتی بهمون ملحق بشی، تائو؟
.نه، بخاطر اون موضوع اینجا نیستم
تا کی میخوای با موزیک ور بری؟
.اگه به ما ملحق بشی میتونیم دنیا رو زیر و رو کنیم
.حالا عجله ای نیست. خوب وقت بذار و روش فکر کن
خب، چیز جالبی واسه من داری؟
.میخوام 12 میلیون وولونگ روی آنجلا، دختری که اینجا وایساده سرمایه گذاری کنید
ها؟
.اوه؟ فکر میکردم به آدما علاقه ای نداری
.زندگی پر از چیزای غافلگیر کننده ست
میتونی همینجوری واسش بخونی دیگه؟
.البته که میتونم
...پس چطوره بهم نشون بدی
.چه ارزشی داری
!چرا گوش نمیدی؟ میگم این تازه واردا خوب استعدادی دارن
.جاش مهم نیست، فقط بذار یه جایی اجرا داشته باشن
.مثلاً همین جشنواره سیدونیای آینده
چرا نمیذاری روی صحنه مبتدیان اجرا کنن؟ها؟
...دخترایی که درباره شون حرف میزنی
.نه چیزی منتشر کردن و نه تا حالا جایی اجرا کردن
.بیخیال بابا. هر هنرمندی از صفر شروع میکنه
.گاس، بین تازه وارد و مبتدی تفاوتی وجود داره
.متوجه ای دیگه؟ این کاسبی نیست
.صرفاً کار داوطلبانه ست
دست بردار، یعنی نمیتونی کاری کنی؟
.مهربونی غذا رو سر میز نمیاره
مثلاً مدیریها، یعنی نمیتونی ریسکی چیزی بکنی؟
.اشتباه فکر میکنی
...بخاطر اینکه شرکت روی من حساب باز میکنه
.نمیتونم به این تازه واردا فرصت بدم
...وای
.اینجا چقدر تو رو شرکتی کرده
.داره میره. مودبانه بدرقه ش کنید
!هی هوفنر! عوضی
.شاید بهتر بود درباره ایام قدیم با هم گپ میزدیم
!آی درد گرفت! چیکار میکنی؟
میخوای کارایی که قدیما کردی رو همه جا جار بزنم؟
!منم ازت حرف دارم
!من کار اشتباهی نکردم
...بذارید برم! آشغالا
.میخواستم اگه ممکنه واسه یه مدت کوتاهی هم که شده اجرا داشته باشن
.رودی، اینجا یکی از محدودکلابهای مستقلِ باقی مونده ست
.درسته
.تنها هنرمندایی که نظر من رو جلب کنن میتونن اجرا کنن
اونو میدونی دیگه؟
.خب آره، میدونم
.آها فهمیدم، یه نگاه به این بنداز
No comments yet. Be the first to leave one.