نخستین 200 خط.
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
به استیج خوش اومدی
«لیل پارکر»!
آره!
آره!
چندتاتون اسم منو روی تابلوی بیرون دیدید
و فکر کردید من یه رپرم؟
مشکلی نیست. میبخشمتون.
ولی بهرحال، امشب خیلی شب ویژهایـه
و برای خانمهای عزیزمه...
به افتخار خانمها!
آره، امشب قرار نیست درمورد
رابطه با پسرای بُکن در رو
که ما رو خراب کردن حرف بزنیم
ما رو همینطوری توی جاده ولمون کردن که بمیریم
بعدش دوباره برگشتن سراغمون
تا دوباره نابودمون کنن.
امشب درمورد اونا حرف نمیزنیم
درمورد اینکه چطوری یکی دیگه
رو دوست داریم یا نداریم.
درمورد دوست داشتن خودمونه
و بعدش چطوری به اینم گند میزنیم!
برنامهای برای دو نفر، که فقط یک نفر آن را اجرا کرد.
روزی روزگاری، وقتی 12 سالم بود،
خانوادهام از کلیولند ایالت اوهایو به بروکلین نقل مکان کردن
البته که برای اکثر بچهها
قطعاً یه شوک فرهنگی محسوب میشد
لیلیان، یه لحظه صبر کن
که همینطورم بود
ولی توی داستان من
بروکلین خیلی...
باحال بود!
لیلیان، یه لحظه صبر کن!
میخواستی بگی. در حقیقت، اصلاً میدونی چیه؟
- رئیس منم. بذارش به عهده خودم - آره. هی
همجنسگرایی چیزی هستی؟
ما قضاوت نمیکنیم
نه، معلومه که قضاوت نمیکنیم
خالۀ مورد علاقهام همجنسگراست
آره، خیلی محشره رفیق
خیلی هم خوشگله
خب، همجنسگرا هستی یا نه؟
نه. من همجنسگرا نیستم.
پس چرا همیشه شلوار و کراوات و اینا میپوشی؟
چون ازشون خوشم میاد
و پوشیدنی خوشتیپ میشم
ببین، اشتباه از ما بود. میدونی، یه جورایی گمون کردیم...
- که تو... - دیدید؟
نکتۀ حدس و گمون همینه
وقتی گمون میکنی، میرینی به خودت
لعنتی. اشتباه از من بود.
هی ببین، ما منظوری نداشتیم...
پس هیچکدومتون
لازم نیست نگران این باشید که من چی پوشیدم
خب؟
یا شایدم حسود هستید
- چی؟ - حسود؟
کفشهای نایکی جوردنـم محشرن
و باید از اینکه به دخترا بگید چطوری
لباس بپوشن یا نپوشن دست بردارید.
واسه زنستیزی یهکم زیادی کوچیک هستیم
- اینطور فکر نمیکنید؟ - هی!
بگیرید بشینید چلمنگها
اونه که داره توهین میکنه
و کفشهات اونقدرم محشر نیستن
باید حسابی تمیز بشن
لعنتی. بیا از اینجا بریم.
خداحافظ، ملکه
لیلیان هستی، درسته؟
غلطه. لیل
سلام. من وینس هستم
رئیس شورای دانشآموزی
باید یه هفته قبلتر خودمو معرفی میکردم
من لیل هستم
خودم هوای خودم رو دارم، میدونی
میبینم که همینطوره
و همون لحظه بود که عاشق ِ
«وینسنت دی.ناوارز» شدم
بچههامون خیلی خوشگل میشن
خانم لیلیان ناوارز
لیلیان پارکر-ناوارز
نمیخوام بیخیال نامخانوادگیم بشم
سلام
فکر میکنن هنوز بابت اون قضیه از دستشون عصبانی هستی
ردیفیم مشکلی نداریم!
- مخالفتی باهات نداریم، اوهایو! - مخالفتی باهات نداریم، اوهایو!
چی داری گوش میدی؟
چرا اینقدر بلند میخونی؟
بازی میکنی؟
گارد راستم. تو چی؟
بازی میکنید بیاید. از این خبرا نیست.
و مهم تر اینکه، میخوام اون
ساندویچ پاسترامی دیروزی رو بگیرم
آره خدایی. بدجور گرسنهایم، رفیق!
مبتذل تنلش
شاید بتونیم یه وقت بازی دوستانه بکنیم
شاید
اوهایو!
کجایی، اوهایو؟
اوهایو، کجایی؟
سلام!
سلام
ده دقیقۀ دیگه توی پارک میبینمت
نه!
هی!
میخوای یه چیزی بخوریم؟
مامانم میتونه واسمون ساندویچ مربا و کره بادام زمینی درست کنه
الان دیگه بچۀ بروکلین هستی
باید مثل همونا هم غذا بخوری
و بچههای بروکلین چطوری غذا میخورن؟
بزن بریم
باهات مسابقه میدم
بفرما رسیدیم
واو
و اینا هم لازمت میشه
بهت که گفتم
من بهش میگم غافلگیری سیراچایی
از کجا فهمیدی سیراچا دوست دارم؟
وقتی ی سیراچا-دوست ببینم میفهمم
میدونی میخوام وقتی بزرگ شدم چی کاره بشم؟
چی؟
- یه کمدین - چرا که نه
مامانم عاشق «واندا اسکایز»ـه
آره. واندا اسکایز
میخوای یه لطیفه بشنوی؟
همیشه
چرا رپرها چتر نیاز دارن؟
چرا؟
به خاطر نم نم بارون! [یکی جوکهای اسنوپ داگ که برای سیاهپوستها صدق میکنه]
لطیفۀ خوبی بود
تو از همۀ پسرای کلاسمون بامزهتری
وایستا
احتمالاً با خالهام کار دارن
امشب حالتون چطوره؟
گفتم، امشب حالتون چطوره؟
وای خدای من
چی شده؟
«جسیکا پنیا» به «آرتورو» گفته که از من خوشش میاد
میخواد بدونه منم ازش خوشم میاد یا نه
ازش خوشت میاد؟
آره، معلومه!
ناسلامتی جسیکا پنیاـست دیگه
همه از جسیکا پنیا خوششون میاد
باید چیکار کنم؟
حتماً باید بهش بگی
ناسلامتی جسیکا پنیاـست
ممنونم لیل. تو بهترینی.
جسیکا پنیا!
زیبای خفته قبل اینکه بوسیده بشه چقدر خوابید؟
سلام لیل، ترکوندیا
- آفرین، لیل - حرف نداری، لیل
چه خبرا؟
برو، «پنترز»!
سلام
واو، قدت داره بلندتر میشه
به قدر کافی بلند شده؟
- آره - این مدت کجا مخفی شده بودی
دارم واسه سال بعد آماده میشم، احمق خان
همه که بورسیه دانشگاه هاروارد نگرفتن
بیخیال. بورسیه دانشگاه فوردهام که چیز کوچیکی نیست
به علاوه، میتونی نزدیک پدر و مادرت باشی
آره
خب...
- جشن «پرام». میری؟ - نه. نه.
- آره. اوه، نه! - خوشم نمیاد... از رقصیدن متنفرم
- بیخیال، با من برقص. هی! - چی؟ نه
وای خدای من
هی!
- آره - بیخیال اوهایو، این سال آخریه که باهمیم
- باید بریم - یوهو!
رفیقای خودم، رفیقای خودم!
از روز اول رفیق فابت من بودم یا نه؟
- چی شده؟ - اول سوال رو جواب بده
از روز اول رفیق فابت من بودم یا نه؟
بیخیال دیگه خودتونو جر دادید. خدا کنه خبر خوبی باشه.
معمولیـه، ولی هرچند این لحظه زیباست
- بگو بشنوم، وینس - رفیق،
تو از روز اول رفیق فابم بودی
زدی توی خال. میدونی چرا؟
- چرا؟ - جواب عشق و محبتـه
- دلفیا و ارنستو رابطهـشون به هم خورد - اوهوم
- و؟ - شایعه شده که علتش
وینس بوده
آره
آخر هفته یه سکس ریز داشتیم
- وای وای! - میخواستم الان بهت بگم
لعنت بهت، پسر!
نه نه، اون آب زیر کاهـه
بهت که گفتم
هی رفیق
بهت گفتم. میدونستم.
واقعاً قرار بود بهت بگم
چی رو؟ اینکه دلفیا باکرگیـت رو از بین برد
گوش کن، همه که رابطه رو برای یه نفر نگه نمیدارن
آره. ولی میدونی
همه هم با هر کسی سکس نمیکنن
آخ!
بذار بگیرمش
یالا
چرا هیچوقت از فرد مورد علاقۀ تو توی مدرسه حرف نزدیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.