Acrimony

Acrimony

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Acrimony 2018 CAM XViD-T3RR0R SQU4D
Acrimony 2018 HDCAM x264 ENG MP3 LLG
ناشر spring7
LiLMEDIA.TV ارائه ای از رسانه کوچک | Spring7

برچسب‌ها

cam
XviD
hdcam
x264
HD
تاریخ انتشار: 2018-06-12
تعداد دانلود: 58
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫چه اتفاقی میفته

‫که شما هشدارهای این دادگاه رو نادیده میگیرین؟

‫برای من واضحه که

‫این موضوع رو جدی نگرفتی.

‫من بهت اجازه نمیدم که ‫به آزار دادن این آدما ادامه بدی.

‫واضحه؟

‫اگه تو از این خشونت ها دست نکشی ‫بهت اطمینان میدم،

‫40 روز و توی زندان ایالتی میگذرونی.

‫منظورم اینه

‫یه جرم بیشتر.

‫چیزی که برای این دادگاه واضحه

‫اینه که تو نیاز به ‫یه کمک اساسی داری

‫و خشمت رو مدیریت کنی.

‫پیشنهاد دادگاه اینه که ‫شما یه مشاوره درخواست کنین.

‫اما از زمانیکه که شما نخواهید ‫به ظور اختیاری این کارو انجام بدین

‫من براتون درخواست میکنم.

‫منظورمو واضح گفتم؟

‫منظورم رو واضح گفتم؟

‫ملیندا؟

‫بله،قربان

‫خب،

‫فکر میکنی که مشکل خشمگین بودن داری؟

‫آره دیگه، ‫مشکل خشم دارم.

‫احساس می کنی ‫که متسحق این خشم هستی؟

‫درست مثل اینه که ازم ‫بپرسی مستحق گرسنه شدنم.

‫اون باعث تموم ایناست.

‫تمامش.

‫من نیستم. ‫اون مادر خراب به من مدیونه.

‫فکر میکنی مدیونته؟

‫تک تک نفس هایی که تو این بدن میکشم

‫چرا این حسو داری؟

‫تو نمیدونی باهام چیکار کرده.

‫نمیدونی.

‫میخوای با من در میون بذاری؟

‫انتخابی دارم؟

‫ما تمام انتخاب ها رو داریم.

‫نه وقتی که تعدادی قاضی منو اینجا نشوندن.

‫میدونی چیه؟ اینا مزخرفه. خب؟

‫این مادرجنده منو عذاب میده، ‫و راحتم قسر در میره.

‫چی داری مینویسی؟

‫یادداشتامه.

‫باهاشون چیکار میکنی؟

‫من یکنواختم؟

‫این چیزیه که فکر میکنی؟

‫سلام. نه!

‫خسته و مریض از شنیدنش.

‫هر بار که یه زن سیاهپوست ‫از کوره در میره، اون یه کلیشه ست.

Untranslated Line -

‫اینطوری فکر میکنی؟

‫هرزه،

‫به من گوش نمیکنی؟

‫من با اون هیچ کاری نکردم.

‫من همه چیزی بودم که اون نیاز داشت.

‫من...

‫قوی بودم وقتی ‫نیاز داشت من قوی باشم.

‫ضعیف ظاهر میشدم وقتی ‫نیاز داشت من ضعیف باشم.

‫رقت انگیز بودم.

‫من...

‫بهم نگو درست نیست عصبانی و خشمگین باشم.

‫فکر میکنی این چیزیه که گفتم؟

‫من واقعا این چیزایی که شما گفتین ‫رو نمیخوام.

‫اما این اشتباهه.

‫تمام اینا اشتباهه.

‫چرا اینکارو نکنیم؟

‫چرا از اول شروع نکنیم؟

‫کمک کن این بد عدالتی رو بفهمم.

‫بهم بگو چه اتفاقی افتاد.

‫میخوای به چقدر قبل برگردی؟

‫هر کدوم از اون روزای نحسو بیاد میارم.

‫مشکل همینه.

‫نمیتونم فراموش کنم.

‫نمیتونم از سرم بیرون کنم.

‫خب...

‫به چند وقت قبل میخوای برگردی؟

‫خب، بیا از اول شروع کنیم.

‫باشه.

‫چطور باهاش آشنا شدی؟

‫بارون میومد.

‫من تو دانشکده بودم.

‫و تا دیر وقت درس میخوندم.

‫خیلی شدید بارون میومد.

‫نمیدونم اون روز بارونی چه مرگم شده بود.

‫اطرافم آب بود.

‫سعی کردم برم خوابگاه. ‫دویدم و خوردم بهش.

‫- نه! ‫- لعنتی!

‫- نه. نه! ‫- مگه کوری تو نمیبینی چیکار میکنی؟

‫تکون بخور! تو احمقی که خوردی بهم.

‫تو چته دختر؟

‫لعنتی!

‫سلام.

‫ملیسا اینجاست؟

‫هیچ ملیسایی اینجا نیست.

‫ملیسا، ‫ملیسا...

‫چی میخوای؟

‫- این کیه؟ ‫- یه اسکل.

‫معذرت میخوام. بفرمایید.

‫یه تعداد کاغذات پیش منه.

‫عالیی شد. عالی.

‫و فکر کنم یکی دو تا از ‫برگه های منم پیش تو باشه.

‫نه. ندارم. ببخشید.

‫اونو ببخش. اون توی تاریخ واقعا بده و

‫امروزم باید نوشته هاشو تحویل بده. ‫- سارا

‫خداحافظ.

‫ببین، من احساس بدی دارم ‫که بهت برخورد کردم.

‫وقتی دارم رو یه پروژه کار میکنم مسئولیتشم با خودمه.

‫معذرت میخوام.

‫باشه. خوبه.

‫اما اگه الان فکر نمیکنین

‫من کمتر از 24 ساعت وقت دارم ‫تا نوشته هامو تموم کنم.

‫پس خداحافظ.

‫خب، دلیلتون در چهار صفحه اول ‫کاملا اشتباهه

‫و حقایق جنگ بین آمریکا و اسپانیا ‫اشتباه هستند.

‫و پروفسور هاف تو یه لحظه اینو متوجه میشه.

‫تو از کجا میدونی؟

‫پارسال این کلاسو داشتم.

‫معذرت میخوام که نوشته هاتو خوندم.

‫من تو کلاسش نمره الف شدم.

‫اگه بخوای میتونم کمکت کنم.

‫اولین بار که دیدمش دیوانه شدم.

‫که حتی نمیتونستم اون همه خوش تیپی رو ببینم.

‫لطفا؟

‫به طرز باورنکردنی قشنگ بود.

‫شیطون مطمئنا میدونست چطور ‫همه چی رو کنار هم بذاره.

‫اون با تمام چیزایی که من عاشقش ‫بودم جلوم ایستاده بود.

‫اون تیره بود. سکسی.

‫- سال 1497 بود. ‫- نه!

‫ببین، خیلی برام سخته که یادم بمونه.

‫میشه استراحت کنیم؟

‫من نمیخوام دیگه در مورد این چیزا ‫حرف بزنم.

‫تو خیلی وقت نداریا.

‫خیلی زیاده. خب؟

‫مغزم سرریز کرده.

‫پس، بیا در مورد تو حرف بزنیم.

‫اون برگه هایی که تو میخواستی. ‫اونا چی هستن؟

‫بهم بگو.

‫من فکر کنم یه راهی برای ‫مشکل میان سالی پیدا کردم.

‫من دارم یه باتری میسازم ‫که میتونه خودشو شارژ کنه.

‫اگه کار کنه، میتونه توی ماشینا، خونه ها، و هرجایی استفاده بشه.

‫و من خیلی پولدار میشم.

‫تا وقتی محیط زیست در امان باشه ‫البته.

‫البته.

‫اون خیلی فریبنده بود.

‫خیلی زلال.

‫من رو به آسمون آرزو کردم

‫" دختر، بلند شو و تا جایی که میتونی سریع بدو"

‫" چون این مرد ویرانه های تو رو ترک خواهد کرد."

‫چطور اینکارو کردی؟

‫بهم بگو.

‫ولی ما خونده بودیم.

‫ببین، من معذرت میخوام.

‫بذار با پروفسور هاف حرف بزنم. ‫شاید بتونیم به نتیجه ای برسیم.

‫نه. نه. باشه؟

‫منظورم اینه، تمام اینا ‫پول حروم کردنه.

‫نمیتونم اینکارو با مامانم بکنم.

‫بذار باهات رک باشم.

‫اون ازینکه حتی من می رفتم مدرسه هیجان زده بود.

‫من اندازه خواهرام باهوش نیستم.

‫بیا اینجا.

‫ملیندا.

‫هی، اینجا چیکار میکنین؟

‫مامان.

‫خواهرام اومدن بهم بگن که مادرم فوت کرده.

‫من و مادرم همیشه خیلی بهم نزدیک بودیم.

‫امیدوارم در آرامش باشه. ‫آمین.

‫من کرخت شده بودم.

‫من نسبت به همه چیز بی احساس و ناامید شده بودم.

‫میبینی، چطور ‫این اتفاق افتاد.

‫اون دقیقا در زمان درستی اونجا بود ‫تا از من استفاده کنه.

‫سلام.

‫من براندا هستم.

‫سلام. من رابرت هستم.

‫فامیلیت چیه؟

‫گایل.

‫- تو چطور میلندا رو میشناسی؟

‫- مدرسه.

‫خب، ما تو رو این اطراف ندیدیم که.

‫آره، من اهل کیکوودم.

‫خب، پس از جای متفاوتی اومدی.

‫واسه زندگی چیکار میکنی؟

‫در حال حاضر میرم مدرسه.

‫خوبه. خوبه.

‫آره.

‫خب، اگه تو شغل نداری. ‫پس کی مخارجتو میده؟

‫وام دانش آموزی. ‫کمک هزینه.

‫همچین چیزایی.

‫خیلی باید باهوش باشین.

‫یا ورزشکار.

‫- ورزشکار نه. ‫- نه؟

‫دوست پسرم، کاسی.

‫سلام. سلام. مرد.

‫- از دیدنت خوشحالم. ‫- منم خوشحالم از دیدنت.

‫و اینم کالوینه. ‫نامزد براندا.

‫- چه خبر مرد؟ ‫- خوشبختم.

‫منم از دیدنت خوشحال شدم.

‫خب چی میخونی؟

‫مهندسی مکانیک.

‫- دوون. بیا اینور. ‫- سلام.

‫سلام.

‫بخاظر مادرت متاسفم.

More Farsi Persian subtitles for Acrimony

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left