A Special Day (Una Giornata Particolare)

A Special Day (Una Giornata Particolare)

Una giornata particolare

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

A Special Day
ناشر SOKOOOOOT
زیر نویس فارسی A Special Day

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2009-08-16
تعداد دانلود: 151
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بعد از ترك برلين در انبوه بدرود ...

...و در هياهوو جشن حاكي از پيروزي پيشوا در كل مسير راه در خاك آلمان ...

...قطار وارد ايتاليا شد

با جشني كه به واسطه خير مقدم توسط فاشيست ها سازمان دهي شده بود ...

...رهبري كردن هيتلر در رم شروع شد

از بنر تا رم پيشوا استقبال شد با ...

...با فروتني ارگان هاي سياسي ...

...و با روحيه صادقانه ملي

پايتخت خود را آماده كرده بود ...

...تا پيشوا را در جشني نه چندان ساده پذيرا باشد

پرچم فاشيست و صليب شكسته...

...رنگهاي پرچم هر دو ملت در باد موج مي خورند

در مقر ديكاتور ...

...به اتفاق همراه با وزير امور خارجه كيانو...

...ملاقات كردند با علاحضرت شاه

با شليك توپ خبر رسيدن قطار پيشوا ...

...همراه با خوش آمدگويي در صداي شادي و سرود ملي آلمان داده شد

بعد از آن ديدار رسمي پيشوا و شاه ...

...و ديكتاور بنيان گذار امپراطوري فاشيست انجام شد ,

بعد از يه خوش آمدگويي گرم ....

...اولين مكان ملاقات در قصركيورينلا ..

...با حضور ديكتاور و وزير كيانو استوري و آلفيري

بعد از آن هر دو رهبر آنجا را ترك كردند ...

...براي سواري با ماشين روباز

در ماشين هاي پشت سر وزير وون ريبنتروپ و وزير هس و وزير جيبلز قرار داشتند ...

...كساني كه ملحق شدند به هم قطارانشون

مسير تا سالن ماسيمو ...

...و خيابان آفريقا و برديگي سان پالو و پوترو كاپنا

جايي كه از امپراطوري بزرگ رم به يادگار مونده

احترام به سرباز گمنام ...

...هماره شد با مانور جنگي

ميانه ميدان پر بود از سربازان ايتاليايي

پيشوا به اتفاق 4 سرباز دسته گلي با روبان قرمز ...

...به نشان نازي را تقديم كردند

هر دو رهبر مراتب احترام را به سرباز گمنام به جا آوردند

بعد از مراسم احترام ارتش يكصدا ...

...سرود رسمي نظامي رو ...

...با صدايي محكم خوانندند

اين نيايش رزم هست

از اين ما به روح سربازان سلحشور مسولوني ...

... كه تحت تاثير آزارها خورده شده پي مي بريم ...

...كه همانا مترادف است با از خودگذشتي و ايثار

اولين روز ديدار پيشوا در ...

...مقابل جمعيت عظيمي پايان يافت

ولي فردا روز بزرگي خواهد بود براي وياديفوري ...

...وقتي كه رژه بزرگ هر دو نيرو انجام شود

همه رم حضور خواهند داشت ...

...هنگامي كه كار دسته جمعي هر دو ملت به سر انجام برسد

آمبرتو

آمبرتو پاشو

فابيو ،‌آرنالدو

پاشيد

رومانا

تو اول برو به توالت

ماريا لوسيا بلند شيد

امانوئلا

امانوئلا همين الان هم ديرت شده

واقعا ساعت 5 صبح اين كارا لازمه ؟‌

الان ديگه شده تقريبا شش

شش ؟ نمي تونستي زودتر بيدارم كني ؟

كردم

چقدر كم ؟ - يه استكان كوچيك از يه قهوه قوي

ماريا لويسا پاشو تو حتي هيتلر هم منتظر مي گذاري

بفرما نگاه كن ساعت شش

وقتي براي ژيمناستيك نيست -پس اينقدر دير نيا خونه

نمي تونم با دوستام گاهي پاسور بازي كنم ؟

آره آره "با دوستات

ليتوري بيا عزيزم

خوابم مياد

براي يه همچين بچه ايي زيادي زوده

اگه ديرتون بشه تقصير من نيست

بجنب همين الان هم دير شده

گوشها

توالت خاليه ؟ - فابيو زودي باش

بيا آشپزخونه

زودباش بابا مي خواد بره تو

هل نده - من اول بودم

چكمه هام

آمبرتو روغن ماهيش رو بهش بده

فردا مي برمشون پيش كفش دوز

الان اين چه فايده ايي براي من داره ؟‌

مي خواي بري رژه يا مي خواي بري براي رقص ؟ - خرده گيري رو بس كن

يوگوسلاوي ميخواد دلاميتا رو اداره كنه

ما مي گيم : برو دمتو بگير

هميشه حرف بد بزن ها

اين يه آواز ميهن پرستانست

بي ادبيه

اين چيه ؟

كاتريناي مقدس كه نيست خجالت بكش اگه بابات بشنوه ...

از خودش گرفتمش

اون چه اهميتي مي ده كه بچش فاسد بشه ؟‌

به خاطر اين كار كور ميشي برو از كمك يار كشيش بپرس

منظورت همون آدم نيمه كوره ؟‌ - آره همون

اون آب مرواريد داره احمق و صورتت هم بشور

نمي خواي لباس بپوشي ؟‌ -من نميرم

پس بايد مشكل بزرگي باشه چرا نمي خواي ؟

اونها سر به سرم مي گذارند چون چاقم

كه چي ؟ چاقي قشنگه پس بپوش

مامان يه سوراخ اينجاست - فقط ولش كن

برو دنبال شير و فنجون ها رو هم بيار

چيزي مي گيريم كه بخوريم ؟ -جيرتون رو مي گيريد

مامان اين كمبرند (حمايل ) رو كمكم مي كني بپوشم ؟

وايسا

بكش

ليتوريا نمي خواد

دستام توشه -پس دقت كن

فنگ كردي دوباره اونجا - توي اون كهنه ها ؟

پوم پوم منو شكستند - اين اسمش اين نيست

بهش مي گند كاكل يا پر كلاه از كلمات عادي استفاده كن

اونوقت تو هم مجله هاي معمولي بيار

چته ؟‌ امروز رو مادرانت نيست

اونها اين چيز منو انداختن بايد چيكار كنم ؟‌

من فقط دو تا دست دارم - تو هم زودباش

ما مي ريم به سالن ماسيمو - و ما هم مي ريم به اوبليكس

هنوز اينجاي ؟ نمي خواي اول تخت رو درست كني ؟

ببخشيد

اين سفيده - سياهش مي كنيم

صبحونه آمادست ‌؟ -بله بله

من اول - پس عجله كن

صبر كن كلات

اگه خواستي جيش كني اين دفعه به موقع بهم بگو

گفتم

اون كت آبيه منو براي مراسم ترفيع فرداي رندالي اتو كن

من نمي شناسمش -هموني كه توي بايگاني كار مي كنه

گرگ كوچولوي خوشكل بابايي

بايد همه چيز رو امشب بهم بگي

تو نميايي ؟

خوب اگه يه كلفتي داشتي ...

هميشه فقط يه مادر هست

ولي مي تونيم سه تا از اونها رو اينجا داشته باشيم

يكي كارهاي اتاقا رو بكنه ....

...يكي آشپزخونه رو تميز كنه

و سومي هم مي تونم من باشم

هموني كه دوباره مي ره به رختخواب

بزار از اينجا شروع كنم

مربا ...

آتونتا

اول رختخوابا

تنهاش بگذار

در امپراطوري كوتوله ها ....

لعنت خدا انگار زالو هستند اون ايتاليايي رو بگيريد

شگفت انگيز بود كه همچين جونورهاي كوچيكي چنين قدرت حيواني رو داشتند

لعنت بهتره كه ما برگرديم به ...

به من مي گند آنتونيتا نه آتونتا

يا درست بگوش ...

...يا اون نكتو ببند فهميدي ؟

تو بايد يه جوري با اين بسازي

جمعه يه نو اش رو مي گيري

امروز وقتي براي تو ندارم

بفرما يه مقدار دونه اضافه ...

...و تو ساكت مي موني

كجا مي ري ؟

روسموندا برگرد اينجا

گفتم برگرد اينجا

خنده دار نيست

خوبه همينجا بمون تكون نخور

آقا

روسموندا فرار كرده

رسموندا فرار كرده . آدم نيست يه پرندست يه مرغ مينا

شايد بتونم از پنجره شما بگيرمش اگه اجازه بديد ؟

اينجاست

بيا من يه اسنك دارم

هنوز غذا نخورده

شايد اگه بگزاريدش روي اين ....

متاسفم مزاحمتون شدم ولي اون يكي از اعضاي خانواده ماست

اگه نمي گرفتمش امشب آشوبي مي شد

خوشبختانه شما نرفته بوديد به رژه

من دوست داشتم برم

ولي با شوهر و اون همه بچه كه بايد بهشون برسم ....

مي دونيد من چند تا بچه دارم ؟

نه شما اصلا مزاحم نيستيد

گفتم من شش تا بچه دارم

با هفتي به شما جايزه مي دند و ..

اين اصلا براي شما جالب نيست

براي چي مي خنديد ‌؟

همينطوري

زندگي لحظات متفاوتي رو مي سازه

و اوقاتي فقط بايد بخندي همينطوري يه دفعه اي مثله عطسه كردن

هيچوقت تا حالا اينطوري نشديد ؟

شما از من مي خنديد - نه

ولي بايد از شما سپاسگذار باشم

و من از شما سپاسگذارم كه بين همه وقت ها الان اومديد

نمي فهمم

فراموش كنيد من روي مد معمولي هر روزم نيستم

بايد برم

صبر كنيد مي تونم چيزي تعارفتون كنم ؟ البته چيز زيادي هم ندارم

نه واقعا بايد برم - لطفا ،يه فنجون قهوه

نه واقعا بايد برم

هر جور ميلتونه

ببخشيد به خاطر اين به هم ريختگي - شما اينها رو خونديد ؟‌

بله من خيلي وقت اضافه دارم نگفته بودم ؟

چهار نقابدار از توي راديو ما گوش مي كنيم

اين فقط سه تاست بهتره بگيم اصلشه

ميخواي بخونيش ؟‌ - دوست دارم

ولي خوب وقت ندارم

مي توني نگهش داري به هر حال من .... - باشه براي دفعه ديگه

فكر نمي كنم وقته ديگه ايي ....

من 2 ماهه دارم اينجا زندگي مي كنم و ما هيچوقت همديگه رو نديديم

كي حالا دوباره يه همچين اتفاقي بايفته ؟‌

وقتي رسموندا دوباره فرار كنه

More Farsi Persian subtitles for A Special Day (Una Giornata Particolare)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left