نخستین 181 خط.
گرچن، شربتو ميدي به دوست پسرت؟
!اه- !داريم ميخوريما-
چيه؟ شما ديگه دوست پسر دوست دختريد، درسته؟
عين بچه مدرسهاي ها
پس بهم چي ميگيد؟
عزيزم؟ خرس کوچولوم؟
همنشينم؟- ما چي شديم-
عشق گِي دهه 80؟ ما همديگه-
رو چيزي صدا نميکنيم فقط با هم توافق کرديم که
با کس ديگهاي نخوابيم واسه الان البته
تو يه هفته، ما متوجه ميشيم که تک پري
يه بناي اجتماعي بدون نياز زيستيـه
يا ميتونيم به يه مهموني سکس عالي دعوت بشيم
...اوه
جيمي گروپ سکس يادته؟
جيمي؟
گروپ سکس يادته؟
جيمي؟- ...در واقع من هرگز-
!چي؟ حتي يه 3 نفره ساده هم نداشتي؟
اوه، جيمي- تو سکس 3 نفره داشتي؟-
من يه مرد بالغ تو سن 30 سالگي هستم، پس آره داشتم
به هر حال، آه، من و ليندزي ميخواستيم براي رسمي کردن قضيه بهتون تبريک بگيم
و يه قرار شام 4 نفره ساعت 8 ترتيب داديم
اوه، هي، داشت يادم ميرفت اين بسته براي تو اومده
همم
عجيب بود
به گمونم بايد برم از اون روحيههاي ادگار کينترويي بهش بدم
وايسا
الان تو بايد اينکارو بکني
چي؟ چرا؟
چون تو دوست دختر اوني
پشت هر مرد موفق يه زن موفق هست
يا، ميدوني، يکي مثل تو. برو
الان وقتشه که جيمي واقعي رو بشناسي
بايد برم؟- اهم-
Kiarash_TopHero & Kimia-J
!همينه
کتابهاي منو همشو فروختي
معلوم شد که با
صبر و قدرت بيان کلمات
...ادبيات واقعي
بقيه کتابهات برگردونده شدن، جيمي
کتابهات تا الان تبديل به تخت خواب موش
شدن- !چي؟-
خب، خيلي بي موقع بود
خب، اگه مردم هجوم آوردن بخرنش، ميتونيم
هميشه مردم رو بفرست به
صندوق پول عمده فروشي
تو هم غذات رو از عمده فروشي ميگيري
اين همون لزبين تو رزآنـه؟
،آره. بر خلاف تو اون کتابي نوشته که
کپيهاش واقعاً به فروش ميره
اوه، البته که نوشته
يه کتابشو به دارلين دادن؟
!دو تا کتابشو هم به بکي بديم
ميبينم که با يکي از اون بچههاي تو شب شعر ازدواج کردي
دانا سر کار از کفشهاي کوچيک من
که تو فاضلاب رفتن، خوشش اومده
و اين گفتهي اينترنتي اون معني داره چون...؟
من دوسِش دارم و زياد هم دوست زن ندارم
به گمونم زنها از من ميترسند
چون من ابروهاي کارتوني خشني دارم
آه
...خب،اوه
چه خبر؟ گوش کن، اگه چيزي
،اذيتت ميکنه و ميخواي راجع بهش حرف بزني من گوش ميدم
يا فقط ميخواي وانمود کني اتفاقي نيوفتاده
اين هم اشکالي نداره- يه بسته از طرف پدرم بود-
يه پيراهن منچستر
...من اصلاً از ورزش خوشم نمياد چه برسه منچستر
تيمي که هر شنبهي کودکي من رو خراب کرده
به علاوه، چند ماه پيش يه کپي از کتابمو واسشون فرستادم
اون چيزي راجع بهش نگفت
به جاش، دنده گرت هندرسون واسم فرستاد
خب، عاليه
خوشحالم که همينو اعتراف کردي
ببين! سگ لنا دانهام موهاشو زده
منظورم اينه، اون فکر ميکنه بعد از 30 سال زندگي
،عجيب تو زمين من يهو شروع ميکنم
...علايق اونو ادامه ميدم- آه، هنوز-
منتظر دوستامون هستيم
چطوري؟- !هيچکس ازم همچين سوالي نپرسيد-
ولي حالا که پرسيدي
ميگم که با يه پسر 19 ساله به اسم آيدن به شوهرم خيانت کردم
واو...احساس گناه ميکني؟
اوه، سوال خوبيه صداقانه بگم، الان احساس
دو تا آدم متفاوتو دارم يه ليندزي همسر که کمک ميکنه
پال سنگ قبر شجره نامه رو بسازه
يا يه ليندزي بالغ که با هر کسي
سکس ميکنه- بعضي وقتا فکر ميکنم-
يه ادگارسرباز کهنهکار هستم بعضي وقتا يه ادگار عادي
پس همچين حسي عاديه؟
ممکنه. البته من مغزم
مشکل رواني داره- !منم همينطور-
ها؟- يه بار من-
ديوونه شدم و انقدر به يه باريکه نور نگاه کردم که يادم رفت چجوري سوت بزنم
امروز چيکار کردي؟
هيچي- !اوه، خداي من-
!منم همينطور- از وفتي گرچن اومده-
من زياد کاري ندارم که واسه جيمي بکنم
انگار يه مرحله جديد تو دوستي من با اونه
هي، اين عاليه
آخرين باري که جيمي ازم سوال پرسيد، يادم نمياد
من روزها ميخواستم راجع به آيدن با گرچن حرف بزنم
امشب بهشون بي محلي ميکنيم تا راجع به ما حرف بزنن
اوه، نظرتو دوست داشتم
،مثل يه آزمايشه ولي بدون دخالت علم خستهکننده
با ميليگرم و مواد و آت و آشغال
!عاليه
نميان، مگه نه؟
فکر نکنم بيان
من يه رمان نوشتم و هنوز واسش جوابي دريافت نکردم
اون به زور سواد داره
،پس کي ميدونه که تونسته بخونه يا نه ولي اگه تونسته بفهمه داستان چيه
خبر خوبيه که ميدونم بهم افتخار ميکنه
ميدوني؟
گوشِت با منه؟- چي؟-
البته. من فقط، بهتر ميشنوم
وقتي دستم جايي بند باشه
باشه
اون سوتين بند نداره
اوه، به موقع بود
چشمم هميشه اول ميره سراغ کس
ميدونم وظيفمه که واسه حاميش باشم
ولي يهو فکر کردم، ميزنه زير گريه و با خودم گفتم
تموم شد. ديگه نميتونم باهاش"
"دوباره سکس کنم فکر ميکنم نميتونم اينجاي رابطه
رو کنترل کنم
من وانيل آزتک رو امتحان ميکنم- خودتون امتحان کنيد-
هر تست براي يه مشتري
...پس به گمونم شما رفقا
ميدونم راجع به احساسات چي ميگي
،از وقتي به پال خيانت کردم خيلي احساس گناه ميکنم
نميتونيد دوباره تست کنيد
يه چيزي بهم ميگه بايد به پال بگم
تو چي فکر ميکني؟- انگار شماها-
صداي منو نميشنويد- ميتونم اينو با خودم-
به گور ببرم همونجوري که تو تايتانيک ميگه
قلب زن اقيانوس رازه. درسته؟
الو؟ گوشِت با منه؟
آره، کاملاً فقط وقتي دهنم ميجنبه
بهتر ميشونم- خب، فکر ميکني-
بايد چيکار کنم؟- اگه بخوام رو راست باشم، ليندزي-
نميخواستم چيزي بگم ولي ديگه نميتونم تحمل کنم
اول، با اين آدماي تر و تميز غربي
با دندون و سينههاي مصنوعي دوست شدي
...و بعدش که من يه- دوست پسر پيدا کردي؟-
اه! به محض اينکه من و جيمي
،با هم خوب شديم تو رفتي و جندگي کردي
ميفهمي چقدر احساس طرد شدن ميکنم؟
عذر ميخوام، گرچن وايسا، چرا دارم ازت عذر خواهي ميکنم؟
تو ديشب منو قال گذاشتي
!هي، جنده- سلام-
آمادهاي بريم سرکار؟
ايشون کي باشن؟- همکارم دانا-
سلام
تو همکار زن هم داري؟- يالا، همکار-
تو آشپزخونه دفتر کيک بستني هست
کيک؟ کير بخور، جنده عصبي
خداحافظ، لندزي- !خداحافظ-
خانم، ميشه اينکارو نکنيد؟
ميشه يه چيزي بخريد؟- باورم نميشه-
قالمون گذاشتن
چرا با ما اينجري رفتار ميکنن؟
ليندزي، من فکر کنم ما داريم ميريم به حاشيه
من نميخوام حاشيه باشم
من بيانسه ام، نه کلي رولند
،وقتي روي موتور هستم دارم ميرونمش
براي يه مشت آدم فقير و سگها
موتور سواري نميکنم- بهش فکر کن-
تو رابطه با گرچن، تو ماري تايلر مور هستي يا
رودا؟- اينا کي هستن؟-
اسمشون افتضاحه
باشه، تو فيليپينگ آت براوو
!اوه- تو جف لوييري-
يا جني که حتي اسم فامليشو نميدونيم؟
اوه، خداي من! من دقيقاً جنيايم که اسم فاميلشو نميدونيم
دقيقاً، اون عاليه من طرفدارشم
آره. باشه من بهش نميگم
باشه خداحافظ
ليندزي بود. ميخواد امشب باهاشون بريم شام بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.