هماهنگ با نسخه‌های زیر

Black Clover - S02E038 - AnimWorld
ناشر talismannight

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-06-25
تعداد دانلود: 44
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 175 خط.

به نظر میومد که بشریت به دست شیاطین از بین خواهد رفت‏.‏

ولی یک مرد همه را نجات داد‏.‏

به او پادشاه جادو می گفتن و او یک افسانه شد‏.‏

عجب‏!‏ این یه قصره که تو آسمون شناوره‏!‏

این چشم مخفی گاه خورشید نیمه شبه‏.‏

شوالیه های سلطنتی‏،‏ گروهی از افردای که مخصوصا برای

شکست دادن چشم خورشید نیمه شب انتخاب شده بودن‏،‏ بالاخره عملیاتشان را آغاز کردن‏!‏

پس اینجاست که لیشت‏.‏‏.‏‏.‏

حالا به پنج دسته تقسیم می شیم و اقدام می کنیم‏.‏

گروه یک از سمت فوقانی سمت چپ حمله می کنه‏.‏

بله‏!‏

گروه دو از قسمت پائینی سمت چپ حمله می کنه‏.‏

بله‏!‏

بله‏!‏

گروه سه از قسمت فوقانی سمت راست حمله می کنه‏.‏

بله‏.‏

گروه چهارم از قسمت پائینی سمت راست حمله می کنه‏.‏

بله‏!‏

و ما هم از پشت و مرکز حمله می کنیم‏.‏

بله‏!‏

تنها چیزی که مهمه اینکه که ضعیف هستین یا قوی‏.‏

شما اینجائین چون قوی هستین‏،‏ نه؟

احمق هایی که یامی انتخاب کرده‏.‏‏.‏‏.‏

نذارین سر افکنده بشم‏.‏

بله‏!‏

حتما‏.‏ گمونم من حسابی احتیاط کنم‏،‏ خانم فرمانده‏.‏

مطمئنم به نقشه های جزئی احتیاج ندارین‏.‏

حین پیشرفت به سمت مرکز با هر دشمنی که روبرو شدین‏،‏ شکستش بدین‏.‏

می تونین اینکار رو کنین

با اینکه ترجیحش می دین‏!‏

شوالیه های سلطنتی به مخفی گاه

چشم خورشید نیمه شب نفوذ کردن‏،‏ که یه سیاه چال شناور بود

که در ناحیه جادوی قوی مشهور به سنگ های گراویتو قرار گفته بود‏.‏

و به سمت مرکزش حرکت کردن‏.‏

هدف نهایی شون شکست دادن رهبرشون‏،‏ لیشته‏.‏

عجبا‏!‏

صبر کن ببینم‏،‏ اصلا لازمه ما اینجا باشیم؟‏!‏

در این بین‏،‏ در مخفیگاه ثور سیاه‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏،‏ من یکم بزنم بیرون‏.‏

کجا داری می ری کاپیتان؟

ظاهرا جادوگر ماسک دار طلایی می خواد به خاطر رفتار لانگریز عذرخواهی کنه‏.‏

بنابراین می خوام به مقرهای طلوع خورشید برم‏.‏

راستش اصلا واسه چی باید پاشم برم اونجا؟

اگه اون می خواد عذرخواهی کنه‏،‏ خودش باید بیاد اینجا‏.‏

پس منم می تونم برم ماریه رو ببینم؟

معلومه که نمی تونی‏،‏ کله پوک

اگه یه ماموریت اضطراری داشته باشیم تکلیف چیه؟

تچ

می خوام برم فینرال رو ببینم‏.‏

اون پسر تا کی می خواد خواب بمونه؟

امیدوارم به زودی بیدار بشه‏.‏

می خوام برم سر تمرین‏!‏

می خوام حتی قوی تر بشم‏!‏

می تونی اینکار رو کنی‏!‏ حتی نگرانش هم نباش که به عنوان شوالیه سلطنتی انتخاب نشی

متخلف پاکدامن‏.‏

به کی گفتی پاکدامن؟‏!‏ من ذره ای نگرانی ندارم‏!‏

می خوام برم یکم خوراکی خوشمزه پیدا کنم‏،‏ لا‏!‏

همه تون باید منتظرش باشین‏،‏ لا‏!‏

سفر خوبی داشته باشی‏!‏

زود برگرد‏.‏

وقتی کل گروه اینجا نباشن یه حس تنهایی به آدم دست می ده‏.‏

خب‏،‏ می بینمتون‏.‏ حواستون باشه نذارین هیچ دزدی اینجا رو بگیره‏.‏

پسر‏.‏‏.‏‏.‏ عجب مکافاتیه‏.‏

یادتون باشه از اون دکتر قلابی بپرسین اوضاع فینرال چطوره‏.‏

حتما‏.‏ متوجه شدم‏!‏

قوی تر‏.‏‏.‏‏.‏ می خوام قوی تر بشم‏!‏

فقط صبر کنین‏،‏لا‏.‏‏.‏‏.‏ همه شما خوردنی های خوشمزه که فقط واسه خورده شدن رشد کردین‏.‏‏.‏‏.‏

من و گوسفندای آشپز داریم میایم سراغتون‏،‏ لا‏!‏

مخفی گاه ثور سیاه

وایی‏،‏ به خودم می پیچم‏.‏‏.‏‏.‏ وایی‏.‏‏.‏‏.‏

چه مرگشونه؟

انگار نه انگار می خوایم یه غلطی بکنیم‏.‏

ولی هم گری و هم گوردون نشستن بغل دستم‏.‏

وایی‏،‏ وایی‏.‏‏.‏‏.‏

احتمالا به خاطر اینه که همه بچه های پر سر وصدا رفتن

ولی این واقعا اعصاب خورد کنه‏.‏

وایی‏،‏ وایی‏،‏ وایی‏،‏ سرخ شدم‏،‏ سرخ شدم‏.‏‏.‏‏.‏

خوبه فقط خودمون سه تا با هم وقت بگذرونیم‏.‏

خیلی چیزا هست که می تونیم راجع بهش حرف بزنیم و قلبم شاده‏.‏

خیلی هیجان زده ام‏.‏

هی‏!‏

می خوای رازهامون رو با هم در میون بذاریم؟

هر چند که من همه رازهاتون رو می دونم‏.‏‏.‏‏.‏

هه هه

اگه برای یه ماموریت احضار بشیم‏،‏ من می رم‏،‏ بنابراین شما دوتا می تونین تو اتاقتون استراحت کنین‏.‏

نه‏!‏ و و و و و و ولی این این‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏،‏ بی خیال‏.‏

اگه ماموریتی داشته باشیم‏،‏ معلومه که منم باهات میام‏.‏

چی داری می گی؟‏!‏

فقط زود برو کمی استراحت کن‏.‏

بهت می گم که من میرم اینجوری می تونم ببیشتر از اونی که واسه ماریه هدیه بخرم پول دربیارم‏.‏

لازم نیست بکشی عقب‏.‏

خیلی خجالت آوره‏،‏ حتی از جدوی تغییر شکلم استفاده نمی کنم

و دارم در شکل عادیم حرف می زنم‏.‏

منم می خوام روابطت قوی تری با بقیه در معبد زیرآب داشته باشم‏.‏

ولی دیگران منو عضوی از تیم می دونن‏!‏

واسه همین باید سعی کنم جلوتر از همه شون وایستم‏!‏

منم نتونستم روابط محکمی با دیگران در جشنواره ستاره ها برقرار کنم‏.‏

گوشه حتی از ظاهرم تعریف هم کرد‏!‏

واسه همین امروز می خوام روابطم رو با شما دوتا مستحکم کنم‏.‏

می خوام تا جایی که می تونم رابطه مون عمیق باشه‏.‏

می خوام برم اتاقم

این جوری می تونم روی ساخت این عروسک از الهه ام تمرکز کنم‏.‏

اگه ماموریتی داشتیم خبرم کنین‏.‏

خیلی خجالت آوره که شما دوتا منو این شکلی ببینین

ولی شرم آورتر اینه که اینجا با هم تنها بمونیم

و اون بهم زل بزنه‏!‏ نمی تونم عاقا‏!‏

پس منم میام تو اتاقت‏.‏

کثیف بودنش هم برام مهم نیست‏.‏

هر چی نباشه با هم رفته بودیم کتابخونه‏!‏

این دوتا چه مرگشونه؟‏!‏

باید بیشتر از اینا اعتماد به نفس داشته باشم و خودم باهاش حرف بزنم‏!‏

گووووشه‏،‏ چ چ چ چی‏.‏‏.‏‏.‏

چی داری درست می کنی؟

اینو می گی؟

اون روزی وقتی یه حرفه ای شدم‏،‏ متوجه شدم که انگشتا چقدر باحالن‏.‏

من دارم یه ماریه در مقیاس یک در هشت می سازم‏.‏

ماریه؟

وقتی تمومش کردم می ذارم ستایشش کنی‏.‏

جدی؟

می دونستم

که گوشه به عروسک ها علاقه داره‏.‏

روزی که می تونم مجموعه ام رو نشونت بدم بالاخره رسیده‏.‏

نگاه زیرچشمی‏.‏‏.‏‏.‏

عروسک های ثور سیاه دست اسزم

شکل بچه هان‏،‏ نه؟

عروسک های جادوگر؟‏!‏

خیلی نازن‏.‏

خیلی می ترسم‏!‏

واقعا که‏،‏ ترسناکی‏.‏

ها؟‏!‏

شاید نباید این حرف رو بزنم

ولی اگه می خوای با دیگران کنار بیای

باید تلاش کنی مهربون تر باشی‏.‏

با صورتت شروع می کنیم‏.‏

صورتم؟‏!‏

سعی کن لبخند بزنی‏.‏

لبخند بزنم؟

ادامه بده‏.‏

تپش‏،‏ تپش‏.‏‏.‏‏.‏

وحشتناکه‏!‏

نفس‏.‏‏.‏‏.‏

نفس‏.‏‏.‏‏.‏ نس‏.‏‏.‏‏.‏

می خوام برم دستشویی‏.‏

بهش دست نزن‏.‏

نمی زنم‏!‏

امروز دستشویی کجاست؟

امروز تو طبقه دوم سمت راسته‏.‏

گمونم باید زودتر می پرسیدم

ولی چرا اجزای این مخفی گاه همش تصادفی عوض می شه؟

کی می دونه؟

از وقتی به اینجا ملحق شدم همین جوری بوده‏.‏

چه مکافاتی‏.‏

مطمئنم این یه جور جادوئه‏،‏ ولی فایده اش چیه؟

لطفا هر چه سریعتر برگرد‏!‏

شنیده بودم چارمی و وانسا قبلا در موردش حرف می زدن‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

دیدمش‏،‏ لا‏!‏ یه جورایی شناور بود‏!‏

یکی از گوسفندای آشپزم نبوده‏!‏ یه چیزی حتی از اینم اسرارآمیز تر بوده‏،‏ لا‏!‏

قسم می خورم چیزی ندیدم‏!‏

واقعا اونجا بود‏!‏ یه روح بود‏.‏

دارم راستش رو می گم‏.‏

اگه جادو نباشه و یه روح باشه چی؟

لطفا از این جوک های عجیب غریب نگو‏-‏

اینا چین دیگه؟‏!‏

لطفا نگام نکنین‏!‏

حالا وقت خجالت کشیدن نیست‏!‏

زود باش و تغییر شکل بده‏،‏ لعنتی‏!‏

خیلیاتون اومدین اینجا تا باهام دوست بشین‏.‏‏.‏‏.‏

چه غلطی کردن‏!‏

نمی دونم اینا کین‏،‏ ولی مشخصه که این یه حمله از طرف دشمنه‏!‏

عجله کنین و حاضر شین که‏-‏

هیچ می دونین چیکار دارین می کنین؟‏!‏

پس اینجا مخفی گاه آستاست‏.‏

چشم خورشید نیمه شب

سالی

More Farsi Persian subtitles for Black Clover (ブラッククローバー)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left