نخستین 200 خط.
.جالبه
.خيلي خيلي جالبه
.بچه ها
.کاپيتان "هولت" شلوار پاش نيست
...اوم
چي؟
.شلوار پاش نيست
:اطلاعاتي که داريم اينهاست
،ساعت 11:55 صبح
کاپيتان "هولت" با يه کاسه سوپ داغ .از کنار ما گذشت
... در ساعت 12:03 بعدازظهر صداي فريادش رو شنيدم
!آخ
،ساعت 12:07
.به "جينا" گفت که بياد دفترش
.جينا وقتي وارد اتاق شد، چيزي دستش نبود
.يک دقيقه بعد، با يک کيسهي مات اومد بيرون
.شلوار کاپيتان "هولت" توي اون کيسه بود
.باد ميخوره به زانوهاش
.آخه فقط شورته پاش
.شواهد کافي نيست
اوه، پس شما ميخوايد با چشم خودتون ببينيد؟
.نه - .نه واقعاً -
.باشه
.سلام، کاپيتان
.ميخوام بيايد يه چيزي رو روي ميز من امضا کنيد، فوراً
.بذارش روي مبل
.مرخصي - .باشه -
.قربان، باورتون نميشه
يويوما" اومده توي حوزه"
.داره امضا ميده
.يويوما" الان توي تور استرالياست"
از کجا اينو ميدوني؟
.قربان، قُرص توي گلوم گير رده
!دارم ميميرم
!"اومدم "جيک - .نه، نه -
.بس کن. قورتش دادم
.قورتش دادم. چيزي نيست
.هي، هي
يه کاسه سوپ ديگه برات درست کردم
،چون که سوپ خودت رو ريختي
.ولي بايد بياي اينجا بگيريش
خيليخب، "پرالتا"، متنفرم ازينکه ،وقتت رو تلف کني
،آره، يه کم آش ريختم روي شلوارم
.و الان با شورت اينجا نشستم
راضي شدي؟
.ايول
.آه
... قربان، ميخواستم که نظر نهاييتون رو در مورد
ما رو نيگا، سه تا آدم که شلوار پاشونه
.و يک مکالمهي معمولي باهم دارند
.آره. اينجا خبري نيست
.تيوـيوُرلد» با افتخار تقديم ميکند»
ترجمه از: سعيد Ozymandias
.سلام به همگي
الآن کروکي جايي که قراره واسه
.گريز کاراگاهان" امسال بريم، دست منه"
."يه اسم باحال روش بذار، "جيک
... "خيليخب، "گريز کاراگاهان
... س" و "گ"، سگ، مهموني سگي"
مهموني سَگي 2015
!واق، واق، واق
"به افتخار "چارلز بويل
که امسال ما رو دعوت کرده .به ويلاي ساحليش
آره
.در واقع بايد از همسر سابقم تشکر کنيد
.موقع طلاق گرفتن، اونو باهم تقسيم کرديم
.از دسامبر تا فوريه، خونه مال منه
!ويلاي زمستوني! واق، واق، واق
.خب، انگار کسي خوشش نميآد از اين شعار
.آه - ،مثل هميشه، همسر ممنوع -
... رئيس ممنوع،کار ممنوع
.وقت خواب ممنوع
.تا جايي که منطقي باشه
.خيلي خب، "سانتياگو" هيجان زده است
کي ديگه اين حس رو داره؟
.من که دارم ثانيه شماري ميکنم
.اين آخرهفته، من تريِ تعطيلاتم
.نه بچه، نه مسئوليت
،مثل يه بالُن هستم که توي آسمون آبي و بزرگ معلقه
.و از بندها رها ميشم
،فقط ميخوام قضيه روشن شه
تريِ تعطيلات چقدر از بندِ زنش رهاست؟
.محکم گره خورده
خيليخب، کسي ديگه سوال نداره؟
.هيچکاک"، "اسکالي"، به ظرز عحيبي ساکتيد"
نميخواستيم چيزي بگيم
.که باعث شه دعوت نشيم
.آفرين. خيليخب، شور و هيجان داشته باشيد بچهها
!مهموني سگي 2015، او-اوووو
.دو بطري ودکا
بالاخره اين هفته قراره "ايمي" شش-پيکي رو ببينيم؟
ايمي شش پيکي؟ اين ديگه يعني چي؟
.اين انتهاي مقياس مست بودن "سانتياگو"ئه
.با يک پيک، "ايمي" يه کم حواس پرت ميشه
صبر کن، چي گفتي؟
.دو پيک: "ايمي" بلند حرف ميزنه
ميخواي يه تاکسي بگيريم؟
:سه پيک
.ايمي" آمادهي رقص ميشه"
.ايمي چهار-پيکي يه کم منحرفه
.هي، اينجا رو ببين
و ايمي پنج-پيکي
.اعتماد به نفس عجيبي داره
.بيا مچ بندازيم، آقا کوچولو
.ولي من هيچ وقت " ايمي" شش-پيکي رو نديدم
شايد اون کسي باشه که .من واقعاً بتونم باهاش دوست بشم
.يعني همون، هيولاي پاگُندهي من
.سلام خوشگله
مارکس" اينجا چيکار ميکني؟"
،ميدونم که شارژر موبايلت رو گم کردي
،يه دونه نو برات گرفتم و ميخوام مطمئن باشم که
گوشيت شارژش پُر باشه
.واسه يه اس.ام.اس بازي شيرين از راه دور
مرسي. چقدر بايد بهت بدم؟
.اين يه هديه است
.فقط بايد بگي ممنونم
.گفتم که ممنونم .اين اولين چيزي بود که گفتم
.ببخشيد. تو مهربوني
.بهت اس.ام.اس ميدم
.لحظه شماري ميکنم
.يه بوس بيموقع
.خيلي سريع. نميتوني جلومو بگيري
!رزا دي" با زيدش تو خيابون لاس ميزنه"
.عاشق اينم
يه بار ديگه بگي "زيد"، يه تير .خالي ميکنم تو شکمت
باشه. پس "پسرِ معشوق" ـه
الان چي گفتم، "چارلز"؟
همين الان چي گفتم؟ - ... گفتي که -
.گفتي که ديگه نگم
.پرالتا"، فکر کردم تاحالا ديگه رفته باشي"
آره، چندتا پرونده رو بستم
.و بايد کاغذبازيهاش رو تموم ميکردم
همچنين، ميخواستم دوباره ازتون تشکر کنم
.که اين نصف روز رو به ما مرخصي داديد
.آره، البته
.من ميدونم که چقدر اين خوشگذرونيها مهم اند
.مطمئنم که بهتون خوش ميگذره
اوه، آره، اگرچه مطمئنم خوشگذرونيهاي ما
در برابر خوشگذرونيهايي که شما قديما داشتيد
.عددي نيست
.شرط ميبندم کلي عشق و حال کرديد
.راستش، من از اين رويدادها محروم بودم
،به عنوان يک کاراگاه همجنسبازِ سياه
.از بيشتر گردهماييهاي اجتماعي کنار گذاشته ميشدم
بچهها، ميخوايد بريد گلف بازي کنيد؟
آره، ميخواي حمّالِ وسايل ما باشي؟
.نه، نميخوام
.آره
.گلف بازي مزخرفيه
.ميدونم که اين هدف از داستانت نبود
.اون آدما عوضي بودند- .بله -
.ولي هميشه به رفاقتشون حسادت ميکردم
.هميشه ميخواستم با همکارهام بگم و بخندم
يعني هيچوقت با کسي بگوبخند نکرديد؟
.هيچ وقت
.ولي، برو با بچه ها خوش بگذرون
.به جاي من هم بگو بخند کنيد
.به قلعهي "بويال" خوش اومديد
،النر" بهم گفت که خونه رو تميز نگه دارم"
.ولي من اهميتي نميدم
.ماماني رفته مسافرت، و ما ميخوايم جشن بگيريم
تو به همسر سابقت ميگي ماماني؟
.ناخودآگاه بود
.اينجوري خيلي راحتم
آناناس آوردي؟
،خب، اين کيف کمري عاليه
.من واسه هر شرايطي توي تعطيلات آمادهام
،دربازکن بطري دارم، کرم ضد آفتاب
.بالش بادي گردن
... صبر کن. غذا چي داريم
فاندو؟ فاندو: يه نوع غذاست، و اوني که دست "تري"ـه) (واسه خوردنش استفاده ميشه
.باحال بود
جينا"، آمادهاي مهموني رو شروع کنيم يا نه؟"
.اجازه ميدي من ... اوه
!ووي
!آه
."دو پيک عقبي، "لينتي
چه خبر، بروبچههاي مهموني؟
ميدونيد که هميشه ميگم يه مهموني هيچ وقت يه مهموني واقعي نيست
تا وقتي که رئيستون سرزده از راه برسه؟
.خب، اين يه مهموني واقعيه
منظورت چيه؟
،سلام
.بروبچه هاي مهموني
.پرالتا" گفت که اينو بگم"
.آره، من گفتم
هيچ مهمونياي مثل مهموني کاپيتان هولت نيست
چون که مهموني کاپيتان هولت
واسه همه يه سورپرايزه
،خب، کاپيتان
،تنها اتاق خواب خاليمون، اتاق همسر سابقمه
که مطلقاً نميتونيم بريم توش
همسرم در رو قفل ميکنه و دستگيرهاش رو .با خودش ميبره خونه
.خيليخب، ميتوني روي تخت من بخوابي
.چارلز، تخت تو مال من
.مشکل حل شد
.من رو زمين ميخوابم
.کاپيتان، با من بيا
چه غلطي کردي، "جيک"؟
.رئيس ممنوع
No comments yet. Be the first to leave one.