نخستین 158 خط.
فرشتگانِ مرگ
نذار الان بکشمات
زاک تنها کسیـه که میتونه من رو بکشه
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
ریچل...
چیزی بهتر از رنج و فریاد از درد به یک مجرم نمیاد.
چشام داره تیره و تار میشه.
نمیتونم نفس بکشم.
اگه اینجا بمیرم...
بعدش چی میشه؟
هوی.
خیلی زوده بخوای بمیری.
زاک...
از اینجا جون سالم به در میبریم مگه نه؟
مگه نمیخوای به هدفات برسی؟
ساز و کار باید حل بشه
اون قبلا اونجا نبود.
اونجا.
ها؟
یه داکت توی سقف باز شد.
ولی حتی تو هم نمیتونی بهش برسیــــ
الان میتونی تکون بخوری؟
پس برو بینم!
چرا خشکات زده؟
برو ببین دور و برت چه خبره دیگه!
باشه.
ممکنه که اون...
چیزی پیدا کردی؟
باید زودتر درـه رو باز کنیم.
ای تو روحش، سمـه روت بد اثر گذاشته نه؟
بدش بیاد!
گوه توش! چرا نمیره تو؟!
زاک...
کارتـه...
... خم شد.
باورم نمیشه.
انقدر خنده داره که نمیتونم جلوی خندهم رو بگیرم!
ما تا اینجا اومدیم! شاید باز هم میشد!
باز کن دیگه!
نمیشه که، خودت باید بهتر بودنی!
مجرمها باید از قوانین پیروی کنن.
نه، زاک؟
و حالاست که وقت تموم میشه.
خیلی خب! شرمنده معطل موندید!
این هم لحظهای که همهتون منتظرش بودید!
وقتِ گاز سمی مخصوص کثیـه!
و حالا، فاتحهتون رسما خوندهس!
اون زنیکهی لعنتی!
زاک...
ها؟
اون قولی که به هم دادیم، اگه ازینجا بیرون نریم، به هم میخوره درسته؟
ها؟ الان مگه موقع این حرفهاست؟
جواب بده.
حداقل باید زنده به سطح زمین برسم! بعدش بیا چونه بزن!
باشه. تلاشم رو میکنم.
مگه تو این سگمذهبی هم میشه تلاش کرد؟!
نمیدونم نجات پیدا میکنیم یا نه.
هنوزم اشکال نداره؟
اهمیتی نمیدم. انجامش بده!
اگه گاز قابل احتراق باشه، این باید...
لعنتی!
توی دیوونه زدی همه چی رو ترکوندی.
به اون زنیکهی سلیطه نشون دادیم چندچندیم!
حالا بخوره!
هوی، خودت رو جمع و جور کن.
من به دردت خوردم؟
آره.
اگه تو نبودی، گازِ اون زنیکه تاحالا صدبار من رو کشته بود.
آهان.
هوی، هنوز زوده بمیری بهت گفته باشم.
حالم خوبه.
شما هنوز زندهاین؟ واقعا جا خوردم.
بهتون آفرین میگم.
بعنوان خدمت ویژه در رو به روتون باز کردم.
نه تورو خدا! میخواستی باز نکنی؟
زنیکهی عوضی!
بریم... جلو.
نمیتونی سریعتر بیای؟
با این سرعتی که داری چطوری راه بیام؟!
تو... میتونی جلوتر بری، من دنبالت میام.
اگه میتونستم که میرفتم!
میدونی که، اگه تنهایی برم بازم مثل خر تو گل میمونم!
تلاشم رو میکنم.
منظورت از تلاش کردن چیه؟
تلاش بکنی یا نکنی وقتی که باید بمیری، میمیری.
نکنه شاید همین رو میخوای
ولی اگه بیافتی بمیری چی سر چیزی که من میخوام میاد ها؟
آره... درسته.
پس... من بیشتر تلاش میکنم.
میدونم که باهوشی، ولی مثل عروسکها پشت سر هم فقط یه چیز رو تکرار میکنی.
میگی باید چیکار کنم؟
اگه آدمی، خودت یه فکری به حالش بکن!
اگه یه خرده استراحت کنیم
بعدش میتونم دوباره مستقیم راه برم.
واقعا؟
اینجا دوربینها مارو نمیبینن.
یه خرده بخواب.
نیگا، درست مثل یه عروسک سفیدِ برف میمونه..
وای خیلی حوصله سربرـه!
اصلا چرا دارم الکی اوج میگیرم؟
اه حوصلهم سر رفت.
بچههایی که این ماه رسیدن،
از بوی تعفنشون فهمیدم که قبلا مرده بودن.
تو حیاط یا هرجای دیگه دفنشون کن.
اشکال نداره؟
هیچکی دنبال یه مشت بچه که واسه یه چندرغاز انداختنشون اینجا نمیاد.
از بس مرده دفن کردم خسته شدم.
چرا حالا داری غر میزنی؟
آه آره. به اون بچههه بگو این کارو بکنه.
چی ازین بهتر که یه بچه حساب یه بچهی دیگه رو برسه.
زاک؟
زاک؟
ها؟
بیدار شدی؟
حالا اجازهی رفتن میدید بریم؟
پس بریم!
به لطف تو، خوابی دیدم که رید تو حالِ نداشتهم و رفت!
وای اینجارو! شما دوتا کجا غیبتون زده بود؟
خفه بینم!
خب حالا هرچی.
میگم. یه بار دیگه اون پیشنهادم رو بهتون میدم...
نمیخوای باقی عمرت رو توی یه سلول بگذرونی؟
گفتم که، اینکار رو نمیکنم!
وای، اصلا جنبه نداریها.
پس نمیخوای ابزاری برای سرگرم شدنم بشی؟
ها؟
شندیم شمادوتا یه قول خیلی مسخره به هم دادین.
قولی که خواستهی یکی دیگه رو به دیگری تحمیل میکنه.
مثلا انگار هردوی شما دنبال یه چیز هستین.
ولی تصمیم نگرفتین که وسیلهی هم باشین؟
موندم کدومتون اینجا واقعا وسیلهی دیگری هست.
ها؟ منظورت چیه؟
وای خدا! یعنی نمیدونی؟
ولی اشکال نداره. من خنگولها رو هم ناز میبینم.
خب، لطفا ادامه بدید
تا از مجازات پیش رو لذت ببرید.
تو روحش!
زاک؟
نیگا فقط یه پا روشون گذاشم ولی ببین به چه روزی افتادن.
تو باید خنگ تر از من باشی که بخوای تو یه سلول بپوسی.
بریم.
نگرانش نباش.
به هرحال داره میمیره.
اون قبلا مرده.
ها؟
آهان. خب بریم.
سلام!
خوشاومدید یه تبریک هم بابت اینکه تا اینجا پیش اومدین!
چی شد؟ انگار حسابی از خونهی عروسکم خوشات اومده زاک.
زنیکهی پست...
زاک، پسر خوبی باشی، باشه؟
اگه بازم خشنبازی دربیاری، نمیتونی ازینجا بری بیرونها!
میخوام یکی از شما دستور بده یکی دیگه هم باید اطاعت کنه.
یکی از شما معما رو حل میکنه و دیگری هرچی که اون گفت باید انجام بده.
راحته، مگه نه؟
از کدوم راه بریم؟
من ازینجا میرم. تو هم اینجا بمون.
خیلی خب، بریم که بازی رو شروع کنیم.
No comments yet. Be the first to leave one.