نخستین 200 خط.
جونگ مین چه سوپرایزی
جی یون همون زنیه که دست و پاتو براش گم میکردی؟
آره
نظرت چیه ...به هم میایم؟
تو لیاقتت بیشتر از این حرفهاس
جی یون میگم
خبر نداشتم دوست پسر داری
فعلا از طرف من عشق یک طرفه است
چی؟چرا به یک مردی مثل تو تمایل نداره؟
همینو بگو
آقای جانگ شما هم جی یون می شناسین درسته؟
فکر کنم یه جورایی بشه گفت
مدتی برای ویل به عنوان مددکار مشغول بوده
معلومه که می شناسش
خب من بهش گفتم دیگه به عنوان مدد کار کار نکنه
درک می کنین مگه نه؟
بله ، قطعا برات ناراحت کننده است
...به نظر میاد برای شام اومدین ،راحت باشین
بیاین با هم شام بخوریم غریبه که نیستیم
پس شام مهمون من
چقدر جی ین دوست داری؟
چون سوالت بچگونه است منم بچگونه جواب میدم
به اندازه راه رفت و برگشت تا ماه دوستش دارم
خانم لی شما هم همینطورین؟
...شما هم
آقای سو رو دوست دارین؟
قرار نیست بله بگی؟
سکوت علامت رضاس
اون با اینکه من هیچی ندارم بازم من دوست داره
پس چرا نباید دوستش داشته باشم؟
عجب جواب گیج کننده ای
دوست داشتن خیلی سخته
باید بیشتر تلاش کنی جونگ مین
...نمی خوام زیاده روی کنم
میترسم یهویی جی یون پا بذاره به فرار
.جی یون
این امتحان کن
هم گوشتش نرمه هم سسش خوشمزه است
خیلی ممنون
ازنظر من استیک ماهی همیشه خیلی خشک بود
اما انگار تو دوست داری عزیزم
یک لیوان دیگه شراب میخوری
باید کار کنیم پس بهتره نخوریم
فهمیدم
خوب حرفهای جی یون گوش میدی
میخوام یک پسر حرف گوش کن باشم
بخاطر اون زیر و رو شدی
ببینم شما دوتا با هم کار میکنین؟
مترجم و مفسر تجارت ما تو چینه
جی یون تو بازاریابی هم خیلی خوبه
تو فکرم که کارمند رسمیش کنم
چرا من خبر ندارم
امروز میخواستم ازت بپرسم حاضری یا نه؟
بعداً درموردش با هم صحبت می کنیم
باید احساس اطمینان کنی
به نظر میاد این موضوع میتونه زندگی تو از این رو به اون رو کنه
جونگ مین نقطه عطفی تو زندگیمه
...یک نقطه عطف وقتیه که تو روشت رو عوض کنی
فکر میکنی و بعد عمل
فکر کنم تو هم به نقطه عطف زندگی من تبدیل شدی
به نظر شما دوتا خیلی خوب با هم کنار میاین
ما نقطه نظراتمون هم مثل همه
یک لحظه با اجازه
الان دارم غذا میخورم
با جونگ مینی؟
خوب به حرفهام گوش بده
به هیچ عنوان نباید در مورد جانگ سه هون بهش بگی
میدونم به چی فکر میکنی
من خودم حواسم هست
مامان بعدا حرف میزنیم فعلا خداحافظ
.مادرت باید خیلی خوشحال باشه
...پدر و مادرت همیشه دوست داشتن
با یک مرد از یک خانواده ثروتمند و سرشناس مثل جونگ مین باشی
تو برای سوپرایز کردن مردم فوق العاده ای
...چرا بهم نگفتی بین تو و سوجونگ مین
یه خبرایی هست؟
باید به تو گزارش میدادم؟
البته که نه
لپ تاپ اونم مثل مال من دزدیدی؟
من برای تو و می ران آرزوی خوشبختی دارم
تا تو هم با سو جونگ مین خوشبخت بشی؟
اینقدر بدبین نباش
فقط تویی که لیاقت خوشبختی رو داری؟
البته که تو هم لیاقت شاد بودن داری
...اما جونگ مین خبر داره
تو یک بار طلاق گرفتی
البته که میدونه
این بخشی از گذشته منه که حتی نمیخوام بهش فکر کنم
اما هنوزم بخشی از زندگیمه
...حالا که فکرش میکنم تو داشتی
با برادر بزرگش ازدواج میکردی
به نظرت خانوادش قبولت میکنن؟
خانوادش از گذشته خانواده من خبر داره
پس برخلاف چیزی که فکر میکنی شاید تایید کردن
گرچه این یک انتخاب بد بود
اما پدر و مادرم نتونستن نظر من عوض کنن
واقعا قصد ازدواج باهاش داری؟
هرگز جدی بهش فکر نکردم
اما شاید به لطف تو شروع کنم به فکر کردن بهش
.جی یون
چه تماس تلفنی طولانی
مامانم بود
خیلی طول دادی دلم برات تنگ شد
سالاد اینجا خیلی خوشمزه است
بیا برای مادرت سالاد و استیک بگیریم
نه ممنون
میخوام دل مادرت به دست بیارم پس جلومو نگیر
باشه دفعه بعد
جلسه دیر تموم میشه غذا سرد میشه
پس بیا آخر همین هفته بیاریمش اینجا
یونگ یونم باهاش بیاریم
من باید برم دستشویی
میشه بهم کمک کنی؟
حتما
ممنون
این شرایط ناراحت کننده است؟
راحتم نیست
راستش خودمم خیلی ناراحتم
اما عمدا ازتون خواستم شام با هم بخوریم
خوب نیست شماها درمورد گذشته تون به جونگ مین بگین
...شماهارو دیدم و به نظرم اومد بهتره همه چی طبیعی باشه
بخاطر همین خواستم بیاین پیش ما
...میخوام به زودی به جونگ مین بگم
چون حس بدی دارم اون نمیدونه
فقط به فکر احساس خودتی؟
ویل کارهای زیادی کرده تا به اینجا رسیده
...میدونم که سورین بهش نزدیک شد
وازش خواست مدیر عاملش بشه
...اما هنوزم نیازه که با پسر رئیسش
رابطه خوبی داشته باشه
میخوای با گفتن این حرف به چی برسی؟
جونگ مین پسر گروه سورین
اگه از رابطه تو ویل باخبر بشه
باعث مشکل برای ویل میشه
...برای تو هم اصلا خوب نیست که
جونگ مین بفهمه ویل شوهرسابقت بوده
کی میدونه
من قصد ندارم از این رابطه چیزی گیرم بیاد
پس اصلا برام مهم نیست
حتما ناراحتت کردم
منظور بدی نداشتم
هیچ رازی برای همیشه پنهون نمی مونه
پس قطعا جونگ مین یه روزی می فهمه
اما میشه لطفا فعلا مخفی نگهش داری؟
ویل تازه کارشو شروع کرده
این طبیعیه که من ازت همچین خواهشی کنم
پس امیدوارم متوجه بشی
تو نمیخوای ویل خوشبخت بشه
تجارت کاملا مربوط به روابط میشه
....بخاطر همین بهت وقت دادم
برای پرداخت و برگردوندن سرمایه
از اونجایی که تو پسر رئیسی
من فقط میخواستم در حرف باهات باز کنم
اما انگار تو دعوا داری
...یک مکالمه
مثل تنیس روی میز میمونه
اگه یکی هی به تو ضربه بزنه
و اون طرف تمایلی نداشته باشه بازی فایده نداره
آقای سو
شما یک چیزی رو گم کردی هنوز متوجه نشدی؟
شما باید سرمایه رو برگردونی
اما نگرشت به عنوان مسئول
خیلی مغرورانه است
پس مشکل اینه
من مثل پدرم کمی مقتدر بنظر اومدم
...یک کلمه کره ای مثل چائبول
حتی تو فرهنگ لغت انگلیسی هم اومده
این نشون میده اونها چقدر تو جامعه ما مقتدرن
چبول
البته که من قبول دارم تو پسر رئیسی
حالا که مشکل پیدا کردیم امیدوارم بتونیم حلش کنیم
..من این واقعیت نادیده گرفتم که ممکنه
تو در اطراف من احساس ناراحتی کنی
...همونقدر که من خوش شانس بودم با پدری
ثروتمند با یک قاشق نقره متولد بشم
باید بیشتر مراقب رفتارم باشم
اعتراف میکنم که بیش از حد مغرور بودم
با عذر خواهی حالت بهتر میشه؟
.متاسفم
همه اشتباه میکنن
عذر خواهیتو می پذیرم
یعنی الان دیگه با هم خوبیم؟
منم از اقتدار زیادی خوشم نمیاد
اما وقتی تو یک سیستمی بهش احتیاج داری
به نظر میاد داری خیلی سعی میکنی که کامل باشی
باید خسته کننده باشه متلک نگفتم
آه راستی
به امید خدا معامله ما با چین خوب پیش رفت
بنابر این به زودی سرمایه رو بر میگردونم
خیلی هم عالی
ما اغلب با هم ملاقات می کنیم
بنابر این امیدوارم باهم خوب کنار بیایم
دوتاشون خیلی به هم میان
اصلا آدم نمی تونه تشخیص بده آدمها چقدر به هم نزدیکن
فکر کنم خیلی همو دوست دارن
جی یون از نظر مردها جذابه؟
نمی دونم
...جی یون بم گفت
خیلی خوشحاله که با جونگ مین آشنا شده
و اصلا دلش نمیخواد ولش کنه
No comments yet. Be the first to leave one.