نخستین 200 خط.
هیس! لیلی رو بیدار میکنی
چقدر مستی مگه؟ ...سه بار بهت گفتم
رفته اردوی مدرسه - ...اگه پچ پچ نکنی -
احساس امنیت بیشتری میکنم - راست میگی -
رژلب زدی؟
هوم؟ - من لاک زدم؟ -
خب، یه شب عجیب و غریبی داشتیم
ماجرا از اون جایی شروع شد که
شنیدم یه بار مخفیانه این اطرافه
بارهای خوب نزدیک من" رو گوگل کرد"
با یه گروه بچههای بیست ساله دیدار کردیم
که باهامون صمیمی شدن
ما رو به دنیای پارتیهای زیرزمینی معرفی کرد
و کوکتلهای 18 دلاری
خیلی سوخته بود - "خفن" -
خفن - خفن -
نصف این بارها رو هم یادم نمیاد
دیشب رفتیم بیمارستان؟
...خیلیخب، معجون خماری مامانبزرگ تاکر
،یه لایه کره بذار زیر زبونت ،سرت رو بده عقب
سس تند رو میریزم توی دماغت
وایسا، وایسا، وایسا
یه پیام گروهی اومده - چی؟ -
اوهوم - اوه خدای من -
بچهها میخوان امشب هم پارتی بگیریم
گفتی بعد از اینکه ما رو
،توی لوستر فروشی مزخرف دیدن باهامون قطع ارتباط میکنن
خیلهخب، باید اینو دقیق انجام بدیم
،نمیخوایم خیلی مشتاق خودمونو نشون بدیم
ولی میخوایم بدونن که باهاشون حال میکنیم
اوه خدایا - ،کم، قانونمونو که میدونی -
هیچوقت دوشب پشت هم بیرون نمیریم
...آره، میدونم، ولی - همین الانشم که هرشب میریم -
به اون برنامه سخنرانی زیادهروی کردیم
کدوم برنامه سخنرانی؟
"دستیار "آلن گریناسپن
بلیط کل فصلش رو خریدیم ...تا بلیط
"یک شب کنایهآمیز با فرَن لیبوتز" هم هدیه بگیریم
وای، همه هستن
ببین استیکرهای لایکی که فرستادن از همه رنگهاست. خیلی روشنفکرن
"ما نیستیم. دفعه بعدی میایم"
!میچل؟
چطور تونستی؟
آروم قاطی کن و برو. لیلی رو بیدار میکنی
.صبح بخیر عزیزم نگران لوازم دانشگاه کلتک نباش
گفتم الکس رو توی دانشگاه سوپرایز کنم و ناهار ببرمش بیرون
سوپرایزش کنی؟ آخر ترم؟
عزیزم، احتمالا وسط امتحاناتشه
...اون
هیجانزده میشه
تاحالا فیلمی از خودتون دیدین
که چیزی پوشیدین که نمیدونستین ناخوشاینده؟
...خب، اخیرا برای من اتفاق افتاده و
و شخصیت خودم بود
،برای قرنها انسانها آرزوی حکمرانی در آسمان را داشتند
همچون سنجابی باشکوه
!انتظارها امروز به پایان میرسه
نخیر
...ولی اگه ما
مهم نیست - هی، مامان -
با این اوکیم، نه؟
بذار من کمکت کنم
!آخ، خونه نیستیم
تصمیم گرفتم که کمتر منفی باشم
،من آدمی جدیدی شدم دختری که "بله" میگه
دوستم آخرهفته رو رفته مکزیک
دارم حدش رو پیدا میکنم
کراکت و تابز"، چه جذاب شدی"
ممنونم... فک کنم
میخوام کلاسمو بالاتر ببرم
با یکی توی محل کار آشنا شدم
...آه، عزیزم، نمیدونم فکر
...خوبی باشه که
بیخیال. من موافقم
بعید میدونم اگه کل داستان رو میدونست، موافقت میکرد
مسئول استخر
بازم حوله میخوام
الساعه خانم
تموم شد. یه طرح دیگه رو هم پذیرفتم
لاکچریترین تختخواب سگ در دنیا
...اسمشو گذاشتم
بالاترین پارس
خیلی خوبه که میتونی
شرکت جدیدت رو از خونه اداره کنی
با لباسایی که فقط توی خونه میتونی بپوشی
،مردها وقتی به سن خاصی میرسن دیگه وا میدن
قبلا هم دیدم
اول با لباسا شروع میشه
بعد هیکل، بعد مغز
ولی نمیتونم به جی حرفی بزنم
،چون وقتی مسئله ظاهرش باشه
خیلی حساس میشه
عشقم، من برگشتم
به خونه خوش اومدی
ازش متنفری، نه؟
میزنمش، برای شوخی بود
!احمق
سپیدهتون خوش، همگی
دارم به چی نگاه میکنم؟
دامپزشک نگران بود که خودتو گاز بگیری؟
یک یقهی سنتی سلطنتیه
انجمن الیزباتی دانشگاه رو دست گرفتم
و باید اینو به عنوان تشریفات بپوشم
ازش متنفر نیستم
به نظرم کلهات شبیه اون
شیرینیهای گرونقیمت شده
همچنین باید چندین مونولوگ از شکسپیر رو تمرین کنم
و غذاخوریمون رو با گل تزیین کنم با چندتا جوجهی شیطون
چه اتفاقی برای تشریفات افتاده؟
قبلا چیزهای مردونه بود
مثلا یکی یه شات رو از روی نافت بخوره
،یا پرتقال رو به همدیگه بدیم فقط با استفاده از باسن
یکی از گزینشیترین گروههای دانشگاهه
،نمیخوام چشمش بزنم
ولی شاید تا یه هفته دیگه
بتونم "مینوئت پنهان" رو یاد بگیرم
،وقتی قلدری رو از مدارس بگیرین نتیجهش همین میشه
جی، نظرت چیه؟
میریم یه ناهار خوب میخوریم
لباسای شیک میپوشیم
انگار برام تله گذاشتی
خیلهخب، بهتر از این نمیتونستم بگم
،من کلمبیایی هستم کانادایی که نیستم
از کلاب بهم ایمیل دادن
بازیکنای قدیمیتر رو بردن زمین تمرین گلف
تا صبحا باچی بازی کنن
که چی؟ بعدا هم میتونی گلف بازی کنی
...نه، ما یه تیم هستیم
ضربهزنانِ طلوع
ساعت شش صبح همو میبینیم، نوشیدنی میخوریم
یکی از دخترا تاپ راحتی میبافه
آخ جون! بازم لباسای راحتی
میرم اونجا تا چندتا از گلفبازها رو
طرف خودم بیارم
شاید بتونم جلوشو بگیرم - آره فکر خوبیه -
،ولی یادت نره لباس پوشیدن توی کلاب قانون داره
احتمالا تا الان عوضش کردن
...از روزی که دیگه یخ توی دستشویی نذاشتن
همهچی به درک رفت
...از بین بردن یه چیزی
...با شاشیدن روش
!به یه مرد احساس مردونگی میده
آه سلام به شما
بابا، اینجا چیکار میکنی؟ - سلام -
گفتم ببرمت ناهار بیرون
فقط ناهار نبود
،بین سه تا بچهم همیشه احساس میکردم با الکس کمتر ارتباط دارم
و میترسم نکنه بعد از فارغ التحصیلیش
فاصلمون بیشتر هم بشه
وای! فارغ التحصیلی؟
همین ده سال پیش بود که
اولین ترم دانشگاهش رو برداشت
ایکاش زنگ میزدی
...نمیتونم ناهار بیرون برم. دیرم شده برای
.یه برنامه - برای همین لباس شیک پوشیدی؟ -
آره، ولی چیز خاصی نیست
راستی، روزنامه دانشگاهتو دیدی؟
ظاهرا دانشجوی ممتازتون یک میمونه
عجب خبر مهمی
یه روزنامهی الکیه، بابا
هفتهی شوخی با سالآخریاست
اوه، ایکاش قبل از اینکه
به مامانت این تکست رو بدم اینو میدونستم
"انقلاب میمونها داره شروع میشه. موزها رو قایم کن"
!شوخی میکنی؟ - جوایز کپلر؟ -
داری اینجا میری؟
چون به نظر چیز مهمیه
یه برنامه مسخره برای فینالیستهاست
من عاشق یه برنامهی خوبم
وقتش کیه؟
فکر نکنم اجازه داشته باشم مهمون ببرم
"نوشته، "ورود خانواده آزاد است
ولی اعلام نکردم مهمون دارم
"نوشته "ورود به هماهنگی نیازی ندارد
!چه اعلامیهی پر جزییاتی
عالی شد. بریم سراغش
یوگا، نه؟
نه برنده داره، نه بازنده
"نه "کی از همه بهتره؟
یعنی میخوای بگم که تو تنها کسی بودی که
به کمک مربی نیاز نداشت؟
واقعا؟
جنیس، سلام - سلام -
ایشون کلرـه، دختر شوهرم
سلام - سلام -
یعنی گلوریا نامادریته
آره، حرفشو نمیزنیم
آه - ...آم، بگذریم -
دوستپسر جدیدت چطوره؟
خیلی خوبه
البته یکم به خاطر
اختلاف سنی ناراحتم
اووه، کدوم طرفی میگی؟
اون توی اوایل بیست سالگیشه
!گمشو
خجالت آور نیست؟
نه، من که میگم برو جلو
اووه، از کلر جدید خوشم میاد
که به همهچیز "بله" میگه
...قبل از اینکه بشی مثل
No comments yet. Be the first to leave one.