Helstrom

Helstrom

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Helstrom S01E06 1080p HULU WEB DDP5 1 H264-CAKES
Helstrom S01E06 720p Leviathan 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Helstrom S01E06 720p HULU WEB-DL DD5 1 H264-NTG
Helstrom S01E06 1080p HEVC x265-MeGusta
Helstrom S01E06 HULU WEBRip x264-ION10
Helstrom S01E06 XviD-AFG
Helstrom S01E06 480p x264-mSD
Helstrom S01E06 AAC MP4-Mobile
Helstrom S01E06 1080p Leviathan 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
ناشر MovieEmpire
🔵 T.me/Movie_Empire

برچسب‌ها

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
x264
تاریخ انتشار: 2020-10-20
تعداد دانلود: 34
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫🌟ارائه شده توسط کانال سینمابست و مارول امپایر 🌟 ‫@CinamaBest ‫@Marvell_Empire

‫لطفا، همینجا بمون.

‫بیا تظاهر کنیم که انگار ‫داریم یه بازی میکنیم.

‫همه چی روبراهه. ‫قول میدم زود برگردم.

‫مثل یه موش کوچیک ساکت باش.

‫کیث،

‫دنبال چی میگردی؟

‫میشه بهم بگی کجا بودی؟

‫دوردست.

‫پلیس اینجا بود.

‫دو بار. من... من نمیدونستم چی بهشون بگم.

‫اونا فکر میکنن تو کمک ‫کردی اون مریضا فرار کنن.

‫درسته؟

‫بهم بگو-باید بدونم اینجا چخبره.

‫کجا بودی؟

‫بس کن!

‫بزار برم!

‫دستمالا رو نیاوردی؟

‫خب، ببینید کی به خود پرهزینه‌ش برگشته.

‫دِرِک منو میکشه.

‫من از گوشی تو براش یه پیام فرستادم.

‫تا 24 ساعت آینده مشکلی نداری.

‫خیلی باملاحظه‌ای.

‫نه، "تاکتیکی" رو ترجیح میدم.

‫نمیخوام واحد ویژه رو به دفترمون بفرسته.

‫خب این نگهدارنده شیطان چی داشت بهت میگفت

‫وقتیکه، میدونی، رد داده بودی؟

‫نمیتونم به یاد بیارم.

‫نمیتونستم بفهمم.

‫فقط...

‫فقط میتونستم چیزی که میخواست رو حس کنم.

‫با عقل جور در میاد؟

‫آره. پس حس کردی که اون ‫میخواد مامانمو بکشی؟

‫فکر کنم؟

‫نمیدونم.

‫راستی، بابتش متاسفم.

‫هی، داشتی بهمون لطف میکردی.

‫دیمن اونیه که عصبانی میشد.

‫او، لطفا.

‫تو همیشه از مادرت متنفر نبودی.

‫داری راجب چی حرف میزنی؟

‫وقتی اولین بار به پرورشگاه ‫رفتی، براش گریه کردی.

‫من گریه نمیکنم.

‫گریه کردی.

‫زشت گریه کردی.

‫بعضی وقتا فقط تو خوابت بود، ولی بقیه اوقات

‫نمیتونستی نگهش داری.

‫توی زیر زمین قایم میشدی تا تموم بشه.

‫اشکال نداره که دلت برای مادرت تنگ بشه، آنا.

‫نه چیزی که داره اونو عروسک خیمه ‫شب بازیش میکنه، مادر واقعیت...

‫اوه، حرفات تموم شد؟

‫اون الان توی همون ساختمونه.

‫اینو به عنوان نه در نظر میگیرم.

‫میدونی،

‫حس نمیکنم دارم توسط کسی که برام

‫از موشای نصف شده رد بجا گذاشت نطق میشم.

‫حداقل هنوز زندست.

‫بعضیامون همونم نداریم.

‫خب، فکر میکنم دیمن باهاشه اما...

‫اگه باعث میشه خفه شی ‫میتونم خودی نشون بدم.

‫فکر میکنی داری کجا میری، رت کینگ؟

‫به یه هتل پنج ستاره که بتونم ‫چیتانوف-دو-پاپه به اتاقم سفارش بدم.

‫عا-عا. تو اینجا میمونی.

‫هیستینگز میخواد زیر نظر باشی و همینطور من.

‫من خوبم.

‫آنا، من خوبم.

‫من خوبم.

‫بهم نیاز داره!

‫بزار برم بیرون!

‫- الیس، درسته؟ ‫- بله، خانم.

‫نه به من نیاز داره.

‫اگه به سروصدا کردن ادامه داد بهم خبر بده.

‫- و همینطور به هستینگز. ‫- البته.

‫اونا معمولن شبا بعد از ‫داروهاشون آروم میشن.

‫آره، ندیدی این یکی چی داره.

‫تقریبا یه پرونده خاصه.

‫من بقیه جعبه ها رو میزارم تو ماشین.

‫هستینگز چی گفت؟

‫کِیرتیکر هنوز گوشیشو برنمیداره.

‫نمیدونم چرا پای تو رو به این قضیه کشید با ‫چرا هیچوقت راجب این مکان چیزی بهم نگفت.

‫احتمالا میدونست که میخوای خاموشش کنی.

‫بلاد از این خوشش نمیاد.

‫خب، من به هیچ جامم نیست ‫که بلاد از چی خوشش میاد...

‫و منتظر یه فرصتم که اینو بهشون بگم.

‫متاسفم، باید برگردی پیش مامانت.

‫هی،

‫کار درستی کردی منو آوردی اینجا.

‫باید زودتر بهت میگفتم.

‫تقصیر تو نیست.

‫آم... باید براشون خاکسپاری ‫مناسب برگزار کنیم.

‫میکنیم.

‫واقعا فکر میکنی پدرت اینکارو کرد؟

‫من...

‫اهریمنا همینجوری برای هرکس با هم ‫قاطی نمیشن. قدرت واقعی میخواد.

‫اگه آزاد میشدن هرج و مرج زیادی رو میدیدیم.

‫منظورت اینه که این مکان از ‫چیزی که هست بدتر بنظر میرسید.

‫دیدی که دوست دارن چطوری بیانیه بدن.

‫چیزی که اینجا اتفاق افتاد ‫برنامه ریزی شده بود. برید داخل،

‫بلاد رو بکشید. مریضا رو بردارید.

‫فکر میکنی میخواد با اونا چیکار کنه؟

‫نظری ندارم. باید بریم.

‫اشکال نداره.

‫من اون رو پوشش دادم.

‫مشکلی نیست

‫خیلی نزدیک نشو.

‫باید بهش کمک کنیم.

‫داره میمیره.

‫صبر کن.

‫بزارید من کلام آخرو بگم.

‫فکر میکردم فقط کشیشا کلام آخرو میگن.

‫و منم فکر میکردم فقط ‫کشیشا جنگیری میکنن،

‫اما حالا اینجاییم.

‫خدای رحیم و توانا،

‫که به انسان‌ها داروهای نجات دهنده و هدیه

‫عمر ابدی بخشیده‌ای،

‫با لطف و رحمتت بر ما خدمتگذارانت بنگر،

‫و ارواحی که خلق کرده‌ای ‫را به آرامش برسان،

‫ارواحی که در ساعت رفتنشان از ‫تمام لکه‌های گناه عاری شده‌اند

‫آنها توسط دستان فرشتگان مقدس،

‫به تو، خالقشان، تقدیم خواهند شد

‫خانم، اسم شما چیه؟

‫یسنیا.... فلورس.

‫توسط اربابمان مسیح.

‫آمین.

‫آمین.

‫سدیم این لعنتیبیش از حد انتظاره.

‫اگه مریضا نکشنتون، غذا میکشه.

‫چرا به مادرت سر نزدی؟

‫با ین بودم.

‫ویکتوریا تنهاست.

‫چی؟

‫فهمیدم برادر بزرگتر باهاش میمونه.

‫اون واقعا مشکلات جدی مامانی داره.

‫بلاد داشته مردم تسخیر شده ‫رو به حالت کُما در میاورده

‫و اونا رو توی هتل زندانی میکرده.

‫همینو دوباره بگو، اما اینبار با ‫کلماتی که با عقل جور در بیاد.

‫مریضا ناپدید شدن. ‫دیمن فکر میکنه یکی اونا رو بیدار کرده.

‫بزار حدس بزنم. ‫"یکی" که بهش مرتبطیم

‫کسی که اسمش با بابا هم قافیه‌س؟

‫آدمای زیادی مردن.

‫دیمن داشته تلاش میکرده ببینه چخبره.

‫تیکر کدوم گوریه؟ اونا مردم اونن.

‫بهش هزار بار زنگ زدم.جواب نمیده. ‫پیغامگیرش هم پر شده.

‫آنا، کارهایی دارم.

‫ازت میخوام با مامانت بمونی،

‫و تا وقتی منتظریم دیمن ‫برگرده سالم نگهش داری.

‫بعدش میتونیم بفهمیم با پدرت چیکار کنیم.

‫ازم میخوای وقتی پدرم با یه ارتش ‫اهریمنی اون بیرونه پرستاری کنم؟

‫میتونیم همزمان نگران بیشتر از یه چیز باشیم. ‫بهم اعتماد کن.

‫ارتباط برقرار کردن با ویکتوریا کلیده.

‫‐ داره میجنگه تا با تو باشه. ‫‐ اهم.

‫آره. البته که اینطوره.

‫میدونم مقابله کردن با یه ‫هیولا راحت تر از یه انسانه.

‫اما بهت توصیه میکنم تا عمیقا همکاری کنی،

‫و بی چون و چرا گرفتن وقت رو تموم کنی.

‫باشه.

‫وقتی با اونی، خواهشا به ‫مریضایِ گمشده اشاره نکن.

‫یا به مرده‌ها.

‫کوله قشنگیه.

‫کیپر اهریمن رو تو خلیج نگه میداره.

‫باید حواسم باشه.

‫کیپر یه بچه شیش ساله با کوررنگیه؟

‫هستینگز اونو توی اموال گمشده پیدا کرد.

‫باید گمشده میموند.

‫من یا کیف؟

‫ساندویچ اونقدرام بد نیست. ممنون.

‫آره.داشتم از قبل برای ‫ین چیزمیز جمع میکردم.

‫وقتی گشنه میشه واقعا عوضی میشه.

‫چه احساسی داره؟

‫بهم گفتن که بهش تشکر بدهکارم. ‫حالش خوبه.

‫میدونم دیمن تو شهر زندگی میکنه،

‫اما دکتر هستینگز هیچوقت بهم ‫نگفت تو این روزا کجایی.

‫سان فرانسیسکو.

‫اوه.

‫من عاشق سانفرانسیسکوام.

‫وقتی بچه بودم اونجا رفتم.

‫هنوز کارمون تموم نشده؟

‫با چی؟

‫مختصر حرف زدن،

‫این نماد (ایموجی) مکالمه مودبانه س.

‫برای جوونا یا ساده‌ها، که تو هیچکدوم نیستی.

‫"ایموجی" چیه؟

‫میدونستی پدرم یه قاتل زنجیره ایه؟

‫البته که نه.

‫اما تو زنش بودی.

‫رو همون تختی که اون میخوابید، ‫میخوابیدی، فرض میکنم..

‫عزیزم،

‫- بشین. ‫- نه.

‫پس هیچ آگاهی از این که مردی که باهاش ‫ازدواج کردی و دو تا بچه ازش داری

‫تجسم واقعی اهریمنه نداشتی؟

‫چون برای من که توی گردشای ‫پدر-دختریمون واضح بود.

‫عمدا خودت رو به نادونی زده ‫بودی یا واقعا احمق بودی؟

‫شاید هردو. نمیدونم.

‫مزخرفه!

‫پدرتون خیلی جذاب و مهربون بود...

‫وقتی اولین بار همدیگه رو دیدیم.

‫من خیلی جوون بودم

‫و... به اون وابسته بودم.

‫- حضوراون اتاق رو پر میکرد. ‫- آره.

‫دیدم که کلی اتاق رو دقیقا قبل از

More Farsi Persian subtitles for Helstrom

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left