نخستین 200 خط.
تو چرا اینجایی؟
بکش کنار
بهت گفتم بکش کنار
دوست داری حدس بزنم کی اونجاست؟
مادرت
باید با چشمای خودم ببینم چه کسی الان کنار مادرت نشسته
برو کنار گفتم
...اینکه با مادرم با کی اونجاس
رئیس هان میگی؟
پس خودشه رئیس هان ـه
برگرد وگرنه پشیمون میشی
پشیمون ؟ - تو الان عقلت سر جاش نیست -
البته که نیست
اگه جای من بودی عقلت سر جاش بود؟
!تو و رئیس بابای من نابود کردین
چطوری می تونه عقلم سرجاش باشه؟
باشه
پس هر کار میخوای بکن
اگه تحمل عواقبش رو داری برو تو
کارت به جایی کشیده که من تعقیب میکنی؟
شما پدرم اخراج کردی در حالی که داشت بهت التماس میکرد
حالا دقیقا اینجا چیکار میکنید؟
برگرد - نه -
...باید با چشمهای خودم ببینم کیه
که بخاطرش کانگ ته این پشت در گذاشتین
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
من داشتم با رئیس هان صحبت میکردم
...دنبال چه نقطه ضعفی از رئیس بودی
که تا اینجا تعقیب شون کردی؟
...تو
چیکار میکنی مدیر کانگ؟
فوری بندازش بیرون
!همین الان از اینجا برو بیرون
معذرت میخوام رئیس
به چه جراتی من تعقیب کدی؟
...مدیر اوه قراره
از سمتش برکنار بشه پس فوری برگرد
وایسا
رئیس بخش حقوقی شما شوهر منه
به چه جراتی دست به دفتر پدرشوهرم میزنی؟
دستور مدیر کانگ بوده
درضمن دیگه با من غیررسمی حرف نزن
به هر حال بگو کانگ ته این فوری بیاد اینجا
چرا؟
حالا احساس بقیه رو درک کردی؟
تو سوابق جنایی چا یون دونگ فاش کردی
و همینطوری انداختیش بیرون
ته این بخاطر رئیس هان همینجا تمومش کرد
اگه قرار بود ما به درستی انجامش بدیم
الان اینجا راحت ننشسته بودی
بیرون
چیکار میکنی؟
به اجازه کی دارین اینهارو می برین؟
یوبو
خواهر شوهر این کارها یعنی چی؟
چرا باید شوهر من اخراج بشه ، چرا؟
لطفا اینکارو نکن
باید بخاطر به هم زدن ازدواج سوجو کانگ ته این اخراج کنی
نه شوهر من
خواهر شوهر برادرت بود که باعث ازدواجت با رئیس هان شد
این بود دستمزدش؟
شوهرت از خون تو نیست
اما اون برادر و هم خون ـته
...اگه رئیس هان بیرونم کرده بود
اینقدر دلم نمی سوخنت
...اما این کانگ ته این عوضی
داره اینجوری منو میندازه بیرون
...نه آخه این دوتا مگه چه رابطه ای دارن
که به خودش اجازه میده همچین کارایی بکنه؟
باید همین الان بریم با کانگ ته این حرف بزنیم
جون هیوک کجاست؟
تو این موقعیت کدوم گوری رفته؟
میخوای همینطوری کانگ ته این ولش کنی؟
زیاد زمان نداریم
کانگ ته این وقتی از امریکا برگشت بهم این پیشنهاد داد
...وقتی رئیس هان
و اعضای هیئت مدیره به این نوار گوش بدن
کار کانگ ته این تمومه
این بگیرو و کانگ ته این بنداز بیرون
فقط یادت بمونه
کاری کن من و سوجو قربانی به نظر بیایم
پس من با اجازه میرم رئیس منتظره
یک لحظه
لطفا اگه وقت داری بیا باهات صحبت دارم
چشم
چطوری فهمیدی تو؟
وقتی هیانگ می بهم گفت فوری اومدم اونجا
داشتم میرفتم سر کار
...ممنون که از مادرم
محافظت کردی
بخاطر هان جی هون اینکارو کردم
...نمیتونم بذارم رابطه
...بین مادرت و هان جی هون
توسط جون هیوک آشکار بشه
اگه این اتفاق بیفته
هان جی هون عذاب می کشه
...به نظر میاد به هان جی هون
خیلی اهمیت میدی
...برو تو
ببین مادرم چیکارت داره
...پدر مدیر کانگ
ازم پرسید جی هون میتونه تو رو ببینه
اون اینو گفت؟
منم تعجب کردم
میدونم الان چقدر براش سخته
...فکر میکنی
...جی هون
من قبول کنه؟
...اون فکر میکنه
من بودم که ولش کردم
...با اینکه دیر شده ولی باید حقیقت بهش بگیم
که پدربزرگش به زور اونو از مادرش دور کرده
زنت چی؟
بهم زنگ زد گفت دست از سر ته این برنمی داره
چی؟
...به نظر میومد طرف جون هیوک بود
...داشتن نقشه می کشیدن
برای خلاص شدن از شر ته این
...پدرش
رئیس همون بیمارستانه که پدر ته این عمل کرده
چرا خانواده اونها اینقدر سربه سر ته این میذارن؟
به نظر میاد خانوادش یه خوابهایی دیدن
باید ببینم موضوع چیه
من ازجی هون و مدیر کانگ محافظت میکنم
نگران نباش
خوشبختی؟
...پدر مدیر کانگ
آدم خوبی به نظر میاد
آره
با من خوب بود
...اگه اون نبود
یا موقع عمل اتفاقی براش میفتاد
...منم
دیگه نمی تونستم زندگی کنم
لطفا بشین
بخاطر امروز ممنونم
خانم چا
...شما
هم جی هون و هم ته این نجات دادی
...به نظر میاد چوی جون هیوک
به یک چیزایی مشکوک شده
مراقب باشید
حتما
...متاسفم اگه
...بخاطر ته این
به احساساتت لطمه خورده
قرار نبود کسی بیاد بابای ته این تو فروشگاه ـه
یک لحظه صبر کن
برا چی اومدی اینجا؟
به نظرت چرا اومدم؟
منو یادت میاد ؟
آخه این چه رابطه ای ـه بین ما؟
چطور جرات میکنی به خانواد دامادم حمله کنی؟
....شوهرم و پسرم
بخاطر پسر عوضی تو نابود شدن
باید با کانگ ته این هم همینطوری رفتار بشه
باید ببینه با پدر و مادرش بخاطر اون چطوری رفتار میشه
برو بیرون ، از خونه من برید بیرون
به چه جراتی اومدی تو خونه من؟
درسته
...من باید به اینها وفادار باشم
تا یک تضمینی برای دخترم باشه
موضوع در مورد خانواده دخترمه
چرا نباید میومدم؟
میدونی الان شوهر من چه عذابی داره می کشه؟
...همه چی شو از دست داده
و بخاطر پسر عوضی تو اخراج شده
علاوه بر این یک سری رو استخدام کرده اونو پرتش کنن بیرون
حتی اون موقع ها
دلتون می خواست دامادم و رئیس چوی از پنجره پرت کنین بیرون
کسی که عروسی رو به هم زده باید پرت بشه بیرون نه شوهر من
شماها همه تون شرور و شیطانی هستین
شرور؟
...حتما حقش بوده
که پسرم همچین کاری کرده
الان چی گفتی؟
گفتی حق شون بود؟
الان زنگ میزد پلیس بیاد زود باش برو بیرون
!یالا زنگ بزن
!بیا همینجا همه چی رو تموم کنیم
!ایوای ایوای
خانم اینطوری اوضاع رو بدتر میکنی
تو دخالت نکن برو بیرون - چی؟ -
برو بیرون نمی فهمی یعنی چی؟
خانم آروم آروم باش
عشق پسرم از چنگش در آوردی بدون اینکه یه ذره عذاب وجدان داشته باشی
انتظار داشتی زندگی شاد و خوشی داشته باشی؟
چی؟
این مجازات خداست
به چه جراتی اومدی اینجا شلوغش میکنی؟
الان چی گفتی؟
اوه هی وون
...مادر شوهرت
اومده خونه کانگ ته این آشوب درست کرده
اگه فوری نیای ببریش
زنگ میزنم پلیس بیاد ببرش بندازش پشت میله های زندان
تو اونجا چیکار میکردی؟
الو؟
الو؟
الان از اتاق خونه کانگ ته این اومدی بیرون؟
No comments yet. Be the first to leave one.