The Legend of the Condor Heroes (Eagle Shooting Heroes / 射鵰英雄傳)

The Legend of the Condor Heroes (Eagle Shooting Heroes / 射鵰英雄傳)

射雕英雄传

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Legend Of The Condor Heroes 2017 E44
ناشر StarTak
مترجم: نسترن

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-04-24
تعداد دانلود: 39
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

افسانه ی عقابهای مبارز

قسمت44

~خیلات پاک و با ارزش ~

~ دور درخت ها می پیچن و تا آسمون بالا میرن ~

~ گل های باشکوه ~

~به خاطر زندگی پر پر می شن ~

~ سختی ها به اختصار می رقصن ~

~ صمیمیتی زیبا~

~ تنگ در آغوش کشیده میشه ~

~مثل گل های که شکوفه می دن~

~ هدیه ای بار ارزش از خیالات پاک و بی ریا رو برای همیشه حفظ می کنم ~

برادر جینگ

یادت میاد سفارش کیک چای دادم؟

در واقع اون موقع بود که من این عروسک ها رو پیدا کردم و این شعر رو یاد گرفتم

- چه طور بود؟ - رونگ ار

می خوام امروز به این شعر گوش بدی

فردا هوا آفتابیه

نو می خوای بری دنبال شاهزاده خانم هواژنگ

ما دو تا

دیگه هرگز همدیگه رو ملاقات نمی کنیم

این آهنگرو خوندم

به این امید که این اهنگ

تو قلبت بمونه

اون وقت

تو هرگز منو فراموش نخواهی کرد

برادر جینگ

- شما گواجینگ هستین؟ - بله - بالاخره تونستم پیداتون کنم

یک نفر این رو برای شما فرستاده

- ازتون ممنونم - خدانگهدار

رونگ ار

قرار ملاقات در هشتم ماه کنسل شد

- چی گفتی؟ -...گفتم

خودت ببین،زودباش نگاه کن

من نمی تونم بخونم

تولی نوشته قرار ازدواج من با شاهراده خانم کنسل شد

- حالا ما می تونیم با هم باشیم،رونگ ار - برادر جینگ

- واقعا حقیقت داره؟ - این واقعی واقعیه

این کیسه منه که داده بودم به تولی.خبر اشتباه نیست

- رونگ ار - برادر جینگ - ما می تونیم برای همیشه باهم باشیم

ما می تونیم باهم باشیم

رونگ ار

- برادر چهارم نکنه گواجینگ تو دردسر افتاده؟ - نمی دونم بزار صبر کنیم

-هواژنگ - نبندینش - آروم باش.آندا هنوز نیومده

- حتمی گواجینگ تو دردسر افتاده -اگه آندا بخواد بیاد حتمی میاد

اگه نرسیده حتمی نمی خواد بیاد

هواژنگ

بریم باید حرکت کنیم

شاهزاده جوان

طبق دستور شما گواجینگ اون کیسه رو دریافت کرد

-اون به مغولستان برنگشت - چه خوب اولین نقشه ام با موفقیت اجرا شد

- گواجینگ الان کجاست؟ - اون باید الا تو جزیره شکوفه های هلو باشه

-می تونی بری - اطاعت

نیانسی

می دونی چی شده؟ من موفق شدم

من،وانیان کانگ،کتاب دومو رو بدست میارم

و بر دنیا حکومت می کنم

نه،نه.درست نیست

ببین

دیدی؟خط وسط سرکش داره

اون اشتباهه چرا نمی تونی درست بنویسی؟

این اسم قبیله پدرته

-قبیله ی پدرم - بله

اسم پدر من چوعه.اسمش چوعه

آه

لینگ فنگ این چه بچه ی خنگی که تو داری

پدربزرگ من دیگه نمی نویسم

نمی شه.اگه نتونی اینو امروز بنویسی.حق نداری بازی کنی

7قهرمان چیانگ نان به جزیره اومدن؟

بهشون بگو برن،من کاری با اونها ندارم

...آه.این

چرا تمومی نداره؟

می ترسم 7استاد خوان زن اینجا دردسر درست کنن

آخیش برادر بزرگ بیا

1،2،3،4،5

- برادر بزرگ بشین - 6!

این دختر خنگ چه خوب تا 6می شماره

من دختر خنگ نیستم

- میشه استاد هوانگ رو صدا کنی؟ -استاد هوانگ؟ - بله

استاد هوانگ کیه؟

این دختر حتی نمی دونه استاد هوانگ کیه

- این بچه احمق این جا چی کار می کنه؟ -اگه من احمقم

توهم ابلهی یه آدم ابله

شاگو.استاد هوانگ همون استاد هوانگ یائوشی عه

اون خودش تو رو به جزیره آورده.حالا بگو کجاست

- منظورت پدربزرگه؟ - آره - آره پدربزرگ

"من کاری با اون ها ندارم".

هان؟

- ها - هی...نه،نه-این...این - هی

گواجینگ با شاهزاده خانم مغول از اینجا رفتن

رونگ ار حتمی تنهاست و خیلی ناراحته

برادر جینگ اگه پدر بفهمه که تو به مغولستان نرفتی خیلی خوشحال می شه

استاد های من الان تو جزیره هستن من نمی تونم به اونها بگم

می خوام اون ها درموردم تصمیم بگیرن

چه تصمیمی؟

خب معلومه،ازدواجمون رو دیگه

استادام رفتن تا سؤ تفاهم بین پدرت و 7جوان ژن رو بر طرف کنن

این بار خدار شکر همه چیز برای پدرت روشن می شه

اویانگ فنگ نیازی نیست نگران باشه

بله،درسته

استاد

تو برای چی اینجایی؟مگه نرفتی مغولستان ازدواج کنی؟

تولی آندا برام نوشته بود

خواژنگ مراسم رو کنسل - کرده خبر خوبیه مگه نه؟ خدای من،چه قدر عالی -

بهتره که با خواژنگ عروسی نکنی به جاش با رونگ ار عروسی کن

دارین کجا می رین؟ - داریم به جزیره شکوفه های هلو می ریم تا با استاد هوانگ ملاقات کنیم -

استاد دنبال چی می گشتین؟ - دارم دنبال قهرمان که می گردم -

جینگ ار،استاد بزرگت رو ملاقات کردی؟

مگه استاد بزرگم همراه بقیه تو جزیره نیست؟ - من همین الان اون رو اینجا دیدم -

هان؟ - ...اما-

اما چی؟

دیدم که لباس هاش کثیف و نامرتب بودن

...و خودشم می لنگید و مو هاش

می خواستم ازش بپرسم اما اون فرار کرد

چه طور ممکنه؟حال استاد بزرگم خوبه دارین درمورد چی حرف می زنین؟

هوانگ پیر و قهرمان که مرموز هستن هیچ کس سراز کار هاشون در نمی یاره

بعدش چی شد - نگران نباش.همه چیز مرتبه -

تو به جزیره برو منم می رم قهرمان که رو پیدا کنم و ازش بپرسم

اگه اون با هوانگ پیر مشاجره کرده باشن وامصیبت

اگه هم که نه بازم کاری ازم بر نمیاد

تو برو منم قهرمان که رو پیدا می کنم - استاد -

بردار جینگ ،تو منو دوست داری؟

معلومه که دوست دارم

وقتی ناراحتی منم قصه می خورم

وقتی خوشحالی منم خوشحالم

.من صادقانه تو رو دوست دارم چرا اینو می پرسی؟

خب اگه شش استادت

مادرت و دوست هات منو دوست نداشته باشن،اون وقت چی؟

اون وقت بهشون می گم رونگ ار بهترین دختر توی دنیاست

اگه باور نکردن چی؟

رونگ ار.حتی اگه همی دنیا تو رو انکار کنه

من کنارت می مونم و ازت محافظت می کنم

یعنی حاظری همه رو به خاطر من ترک کنی؟

باشه

من نمی خوام تو اونها رو به خاطر من ترک کنی

اما بهم قول بده منو تنها نمی زاری

قول می دم

ما سختی های زیادی رو باهم از سرگذروندیم

.خواژنگ هم از حرفش برگشته چرا ما باید از هم جدا بشیم؟

اگه استاد بزرگت بخواد ما رو از هم جداکنه و من نخوام چی؟

چه طور ممکنه؟استادم هیچ وقت چنین کاری نمیکنه

من همه چیز رو براش توضیح می دم تا درکم کنه

اگه حق با من باشه اونوقت چه اتفاقی می افته؟

رونگ ار،نگران نباش - نمی دونم -

فقط دلم شور می زنه،من از استاد بزرگت نمی ترسم

می ترسم تو استادت رو همراهی کنی و منو تنها بزاری

اینطوری ترجیح می دم بمیرم تا ازت جدا بشم

رونگ ار،عمارت ابر ها رو بیاد بیار

هر شش استاد موافقت کردن ما باهم باشیم

استاد بزرگم خیلی با من مهربونه

وقتی تو و پدرت رو بشناسه

درواقع استادم قلبا خیلی مهربونه

مهربون باشه یانه رو نمی دونم ولی به من با تند خوی نگاه می کنه

استاد فقط جدی بنظر می رسه

اما همه اونها مهربون هستن

استاد دومم جیب بر ما هربه.ازش خوشت می یاد

کونگ فوی استاد سومم معرکه است

اون خوشحال می شه باهاش مبارزه کنی

استاد هفتمم احساساتیه و خیلی با من مهربونه

اون دست پخت خوبی هم داره می تونیم دوتایی با هم آشپزی کنین

...اما- رونگ ار -

آروم باش

من،گواجینگ،همیشه

پیوسته،تا آخر دنیا

ازت جدا نمی شم

برادر جینگ بیا بهم قول بدیم

برای باقی عمرمون همیشه ی همیشه

تا ابد باهم باشیم و هرگز از هم جدا نشیم

~چه روز هایی که دلتنگت نبودم ~

~ نزار دنیا تو رو از پا در بیاره ~

~ تو یه لحظه زندگی می کنی ~

~ رویای کوهستان و شراب لانا رو داری ~

برادر جینگ،خوبه؟ - خوبه -

~ دنیا مال هرکس که باشه ~

من برات می رقصم

~عشق،پشیمانی،نفرت حتی ارزش گفتن نداره ~

'پرواز پرستو های عاشق'

~ چه روز های که دلتنگت نبودم ~

~ نزار دنیا تو رو از پا در بیاره ~

~ زندگی کوتاهه ~

~رویای کوهستان،شراب لانا ~

~ دنیا مال هرکس که باشه ~

~عشق،پشیمانی،نفرت ارزش گفتن رو نداره~

برادر جینگ بیا بریم

زود باش برادر جینگ

هی برادر جینگ،اون چیه؟

اون اسب استاد سومت نیست؟

چرا اسب اون اینجا مرده؟

کمرش شکسته

پاش شکسته

اگه استاد بفهمه خیلی ناراحت می شه

از وقتی بچه بودم تا الان،اون این اسب رو داشته حتما خیلی غصه می خوره

آخرین باری که دیدمش حال اسبش خوب بود

چرا اینقدر ناگهانی مرد؟

استاد سوم

نترس.استاد سوم حالش خوبه

استاد سوم - بردار جینگ -

استاد سوم - بردار جینگ -

استاد سوم

مادر!چرا سنگ قبرت شکسته

استاد ششم

The Legend of the Condor Heroes (Eagle Shooting Heroes / 射鵰英雄傳) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Legend of the Condor Heroes (Eagle Shooting Heroes / 射鵰英雄傳)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left