نخستین 200 خط.
شکمت خیلی بزرگ شده ریتا.
داره تکون می خوره!
داشتن یه همچین شکم بزرگی... سنگینه؟
معلومه که هست.
راستش به کمر و باسنم هم فشار میاره.
می خوای از یه جادوی درمانی استفاده کنم؟
از پیشنهادت ممنونم
ولی نمی خواد سهل انگاری کنم.
نمی خوای؟
بچه دار شدن یه کار طولانی مدت و مهمیه.
مادرا فوق العاده اند.
این ربان مو یه طلسم خوش شانسیه.
بهم گفته بودن موقع سفرمون ببندمش.
می تونم بهت قرضش بدم ریتا.
ممنون که به فکری.
ولی مشکلی پیش نمیاد، چون که...
خودت قبلا اینو دادی بهم!
تازه این ربان هم واسه تو درست شده. خودت باید ببندیش.
ولی خیلی دوست داشتنیه.
خب، راستش
من توی تیسرو یه دست پیدا کردم واون کمکم کرد درستش کنم!
که اینطور. پس حالا دیگه اونجا هم دوست پیدا کردی.
دوست، ها؟
مگه طرف رفیق نابابه که اینجوری می کنی؟
معلوم شد که نزدیک دهکده مون زیستگاه یه جور هیولای خیالیه.
هیولاهای خیالی؟ شوخیت گرفته، نه؟
اگه یه ماجراجو به طمع پول بهشون حمله کنه
شک دارم چیزی جز تیکه بزرگه اش که گوشش باشه ازش باقی بمونه که بخوان خاکش کنن.
حتی اگه طرف تو باشی؟
من با سردسته گله شون حرف زدم.
و هیچ خوشم نمیاد باهاشون درگیر بشم.
که اینطور.
تازه سردسته گله از اون خوشش اومده.
از کی؟
به جز لاتینا کی می تونه باشه آخه؟
عجب.
می خوامبگم ربان موهاش از موادی که هیولاهای خیالی جور کردن درست شده.
همچین لازمم نبود اونو داشته باشه.
بین چیزایی که مردمم درست می کنن این چیز قشنگ تجملاتی ای محسوب میشه.
خیلی قشنگ درست شده.
هلمینه؟!
باز همدیگه رو دیدیم دیل.
آرزوی دختر جوان.
این کیه دیگه؟
پس جادوگر کوچولومون ایشونه؟
من کوچولو نیستم!
اینجا چیکار می کنی؟
فهمیدم که باید به همین زودیا برگردی واسه همین اومدم ببینمت.
می خوام واسه کار بعدیت بهت ملحق ب شم.
چی داری می گی؟
اتاق خالی دارین؟
بله داریم.
تو که نمی خوای اینجا بمونی؟!
منطقیش همینه که بمونم.
ولی می تونی بری جاهای دیگه ای بمونی!
هفته دیگه می ریم به پایتخت سلطنتی، پس خوب اینو به خاطر داشته باش.
می بینم که تو سر و کله زدن باهاش ذره ای پیشرفت نکردی.
نمی دونم والا چی باید بهش بگم.
اوه، بالاخره بازم می خوای از اون شیرین زبونی هایی که قبلا می کردی، بکنی؟
حتی از وقتی یه تازه کار بودی تا الان ذره ای تغییر نکردی.
و هنوز که هنوزه تو دره ای علاقه بهم نشون ندادی.
خب من دیگه با دختری که جذبش می شدم ازدواج کردم.
نگاش کنا، چه فیس و افاده ای می کنه!
خب لاتینا هم یه دختره.
لاتینا؟
دیل، کار دیگه ای برات یپش اومده؟ می خواد زیاد طول بکشه؟
آره، متاسفم.
باز دوباره قراره یه مدت تنهات بذارم.
نه، اشکالی نداره.
وقتی نیستی مراقب همه چی هستم.
یکی دلش می خواد سف بغلش کنه.
ولی نمی تونه اینکار رو کنه چون هلمینه اینجاست.
منتظرت می مونم دیل.
ولی ایکاش می تونستم یکم بیشتر بمونم.
انگار یکی واسه یه ذره توجه غش و ضعف می ره.
همش تقصیر منه، چون همیشه واسه کارم تنهاش می ذارم!
و وقتی من می رم اون سخت کار می کنه!
که اینطور. پس تو آدم وفاداری هستی.
خب، بعدا می بینمت دیل.
دیل...
تو با اون خانم کار می کنی؟
آره. رفتارش رو درنظر نگیر، هلمینه جادوگر ماهریه.
فقط از محیط کاریت می شناسیش؟
ما فقط با هم... آشنای کاری هستیم. همین.
لاتینا؟
وقتی رشد کنم بزرگتر می شم.
چون هنوز جوونم کوچیکم.
همین جوری که هستی خوبه لاتینا! خیلی هم نازی!
نمی خوام کوچیک بمونم!
می خوام بزرگ شم!
لاتینا هم هر چی نباشه یه دختره. می تونه حرف دلش رو بزنه.
بصیرت زنا می تونه ترسناک باشه.
فعالیت مشکوکی تو قلمرو همسایه دیده شده.
من الان دارم پدر و برادرم رو واسه حل کردن قضیه همراهی می کنم.
همون طور که تو نامه پدرم توضیح داده شده
در آینده نزدیک یه سری نیرو موظف می شن که شیاطین رو رام کنن.
گزارش رسمی مون راجع به این مطلب ممکنه تا زمان تشکیل جلسه مون در لیست انتظار بمونه.
فکرش رو بکن که با اون هم تیمی بشم...
لاتینا؟ لاتینا؟
چیه؟
می تونم خوشحالت کنم؟
من الان ناراحت نیستم.
فقط روی درسام تمرکز کردم.
تا حالا به این بداخلاقی ندیده بودمشا...
دیل.
بله؟!
من ناراحت نیستم، باشه؟
پس لازم نیست اینقدر نگرانم باشی.
ولی...
لازم نیست نگرانم باشی.
خب پس من می رم پائین.
باشه. من به درس خوندنم ادامه می دم تا به یه جایی برسم.
باشه.
وقتی کارت تموم شد واسه نهار میای دیگه؟
آره!
ایکاش می تونستم زودتر بزرگ شم.
قرار بود مشروب رو بذاری کنار.
من دیگه بچه نیستم. اجازه بدم قضاوتم به بیراه بره.
منظورم اینه... که مثل قبل دوستش نداری؟
خیلی وقته یه حس عجیبی بهش دارم.
خیلی تلخه.
خب، شاید بیشتر نگران اینی که لاتینا رفته تو فاز بداخلاقی.
دقیقا! چرا؟ چرا اینقدر ناراحته؟
بی خیال پسر. قرار نیست که اون تا ابد بچه بمونه.
چیکار می کنی؟
لاتینا، داشتی چیکار می کردی؟
درس می خوندم. چون امروز مدرسه تعطیله.
چه عالی.
از درس خوندن خوشم میاد.
تازه... درس خوندن کمکم می کنه راجع به خیلی چیزا فکر نکنم.
مشخصه دیگه حسابی بزرگ شده.
به نظر سرحال میای جیلوستر.
چه شانسی دارم من. شنیدم تو شهر خبرائیه.
اگه هنوز درگیر بازی هستی، شاید یه راست اومده باشم به دادت برسم.
بفرماین سفارشتون.
خانم کوچولو چش شده؟
حدس می زنم چش شده...
آره، بین اون و دیل یه خبرایی بوده.
به نظرم خوشگله.
شرط می بندم نگران این شده که نکنه دختره دل دیل رو ببره.
باید بگم که... اون هنوزم زن خویه.
ماشالا چه سینه هایی داره.
هر چی بزرگتر باشه بهتره!
بفرما جیل-سان
دستت درد نکنه خانم جون. خیر ببینی.
اون خیلی دوست داشتینه.
من الان دارم کار می کنم.
وقتی بچه ای می تونی از خیلی چیزا لذت ببری.
واسه همین من که واسه بزرگ شدن عجله ندارم.
من به زودی بزرگ می شم!
اون تو میخونه گربه ماده موندگار شده؟
آره
این خانم جادوگره؟
می شناسیش سیلویا؟
با پدرم حرف زده بود و می خواست بدونه کجا می تونه ماجراجوها رو پیدا کنه.
حتما تو پایتخت خیلی معروفه.
همیشه تو روم می زنه که چقدر کوچولوام! وحشتناکه!
شاید کاراموز باشم ولی بااینحال کار می کنم.
ولی اون میگه من یه بچه کوچولوام!
ایکاش می تونستم زودتر بزرگ شم.
کاری از دستت برنمیاد. هنوز بچه ای دیگه.
چه خوشمون بیاد چه خوشمون نیاد داریم بزرگ می شیم!
اگه بزرگ شده بودم مجبور نبودم خونه بمونم و منتظر شم.
شرط می بندم می تونستم حتی بیشتر راجع به دیل بدونم.
خب، تو خیلی کوچیکی لاتینا.
من بزرگ شدم!
رودی!
اینکار رو نکن!
می بینی؟ اگه واقعا بچه نبودی اینهمه ناراحت نمی شدی.
حتی حرف زدنت هم مثل بچه کوچولوها می مونه!
مثل بچه کوچولوهام...؟
می دونم با ریتا و کلاریسا-سان...
و حتی مادربزرگ فرق می کنم ولی...
آتیا! مال مایاست!
پس من عین مایا می مونم؟!
هی! لاتینا؟!
چی شد یهو؟
لاتینا!
کنیت...
چی شده؟
وقتی پا به سن بذارم بزرگتر هم می شم؟
الان نسبت به اولین باری که دیدمت خیلی قد کشیدی.
ولی شاید حتی وقتی رشد کردم هم زیاد بزرگ نشم.
راگ می گفت من به موو رفتم.
موو؟
آره
موو کوچیک بود واسه همین نمی دونم قراره همین جور کوچیک بمونم یا نه.
موو کیه؟
والد مونثمه.
مامانم.
اون چه شکلی بود؟
رنگ چشما و موهاش مثل مال راگ بود
ولی شکل شاخ هام و قیافه ام حتما خیلی شبیه موو شده.
مال اون همین جور کوچیک بودن، با اینکه بزرگ شده بود.
اوه، لاتینا...
چیه؟
وقتی راجع به کوچیک بودن مامانت حرف می زنی منظورت چیه؟
سینه اش.
شاید بهتر باشه با ریتا درباره این چیزا صحبت کنی؟
مال ریتا هم بزرگ نیست!
No comments yet. Be the first to leave one.