هماهنگ با نسخه‌های زیر

Uchi no Ko no Tame naraba - S01E12 - AnimWorld
ناشر talismannight

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-09-22
تعداد دانلود: 31
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

شکمت خیلی بزرگ شده ریتا‏.‏

داره تکون می خوره‏!‏

داشتن یه همچین شکم بزرگی‏.‏‏.‏‏.‏ سنگینه؟

معلومه که هست‏.‏

راستش به کمر و باسنم هم فشار میاره‏.‏

می خوای از یه جادوی درمانی استفاده کنم؟

از پیشنهادت ممنونم

ولی نمی خواد سهل انگاری کنم‏.‏

نمی خوای؟

بچه دار شدن یه کار طولانی مدت و مهمیه‏.‏

مادرا فوق العاده اند‏.‏

این ربان مو یه طلسم خوش شانسیه‏.‏

بهم گفته بودن موقع سفرمون ببندمش‏.‏

می تونم بهت قرضش بدم ریتا‏.‏

ممنون که به فکری‏.‏

ولی مشکلی پیش نمیاد‏،‏ چون که‏.‏‏.‏‏.‏

خودت قبلا اینو دادی بهم‏!‏

تازه این ربان هم واسه تو درست شده‏.‏ خودت باید ببندیش‏.‏

ولی خیلی دوست داشتنیه‏.‏

خب‏،‏ راستش

من توی تیسرو یه دست پیدا کردم واون کمکم کرد درستش کنم‏!‏

که اینطور‏.‏ پس حالا دیگه اونجا هم دوست پیدا کردی‏.‏

دوست‏،‏ ها؟

مگه طرف رفیق نابابه که اینجوری می کنی؟

معلوم شد که نزدیک دهکده مون زیستگاه یه جور هیولای خیالیه‏.‏

هیولاهای خیالی؟ شوخیت گرفته‏،‏ نه؟

اگه یه ماجراجو به طمع پول بهشون حمله کنه

شک دارم چیزی جز تیکه بزرگه اش که گوشش باشه ازش باقی بمونه که بخوان خاکش کنن‏.‏

حتی اگه طرف تو باشی؟

من با سردسته گله شون حرف زدم‏.‏

و هیچ خوشم نمیاد باهاشون درگیر بشم‏.‏

که اینطور‏.‏

تازه سردسته گله از اون خوشش اومده‏.‏

از کی؟

به جز لاتینا کی می تونه باشه آخه؟

عجب‏.‏

می خوامبگم ربان موهاش از موادی که هیولاهای خیالی جور کردن درست شده‏.‏

همچین لازمم نبود اونو داشته باشه‏.‏

بین چیزایی که مردمم درست می کنن این چیز قشنگ تجملاتی ای محسوب میشه‏.‏

خیلی قشنگ درست شده‏.‏

هلمینه؟‏!‏

باز همدیگه رو دیدیم دیل‏.‏

آرزوی دختر جوان‏.‏

این کیه دیگه؟

پس جادوگر کوچولومون ایشونه؟

من کوچولو نیستم‏!‏

اینجا چیکار می کنی؟

فهمیدم که باید به همین زودیا برگردی واسه همین اومدم ببینمت‏.‏

می خوام واسه کار بعدیت بهت ملحق ب شم‏.‏

چی داری می گی؟

اتاق خالی دارین؟

بله داریم‏.‏

تو که نمی خوای اینجا بمونی؟‏!‏

منطقیش همینه که بمونم‏.‏

ولی می تونی بری جاهای دیگه ای بمونی‏!‏

هفته دیگه می ریم به پایتخت سلطنتی‏،‏ پس خوب اینو به خاطر داشته باش‏.‏

می بینم که تو سر و کله زدن باهاش ذره ای پیشرفت نکردی‏.‏

نمی دونم والا چی باید بهش بگم‏.‏

اوه‏،‏ بالاخره بازم می خوای از اون شیرین زبونی هایی که قبلا می کردی‏،‏ بکنی؟

حتی از وقتی یه تازه کار بودی تا الان ذره ای تغییر نکردی‏.‏

و هنوز که هنوزه تو دره ای علاقه بهم نشون ندادی‏.‏

خب من دیگه با دختری که جذبش می شدم ازدواج کردم‏.‏

نگاش کنا‏،‏ چه فیس و افاده ای می کنه‏!‏

خب لاتینا هم یه دختره‏.‏

لاتینا؟

دیل‏،‏ کار دیگه ای برات یپش اومده؟ می خواد زیاد طول بکشه؟

آره‏،‏ متاسفم‏.‏

باز دوباره قراره یه مدت تنهات بذارم‏.‏

نه‏،‏ اشکالی نداره‏.‏

وقتی نیستی مراقب همه چی هستم‏.‏

یکی دلش می خواد سف بغلش کنه‏.‏

ولی نمی تونه اینکار رو کنه چون هلمینه اینجاست‏.‏

منتظرت می مونم دیل‏.‏

ولی ایکاش می تونستم یکم بیشتر بمونم‏.‏

انگار یکی واسه یه ذره توجه غش و ضعف می ره‏.‏

همش تقصیر منه‏،‏ چون همیشه واسه کارم تنهاش می ذارم‏!‏

و وقتی من می رم اون سخت کار می کنه‏!‏

که اینطور‏.‏ پس تو آدم وفاداری هستی‏.‏

خب‏،‏ بعدا می بینمت دیل‏.‏

دیل‏.‏‏.‏‏.‏

تو با اون خانم کار می کنی؟

آره‏.‏ رفتارش رو درنظر نگیر‏،‏ هلمینه جادوگر ماهریه‏.‏

فقط از محیط کاریت می شناسیش؟

ما فقط با هم‏.‏‏.‏‏.‏ آشنای کاری هستیم‏.‏ همین‏.‏

لاتینا؟

وقتی رشد کنم بزرگتر می شم‏.‏

چون هنوز جوونم کوچیکم‏.‏

همین جوری که هستی خوبه لاتینا‏!‏ خیلی هم نازی‏!‏

نمی خوام کوچیک بمونم‏!‏

می خوام بزرگ شم‏!‏

لاتینا هم هر چی نباشه یه دختره‏.‏ می تونه حرف دلش رو بزنه‏.‏

بصیرت زنا می تونه ترسناک باشه‏.‏

فعالیت مشکوکی تو قلمرو همسایه دیده شده‏.‏

من الان دارم پدر و برادرم رو واسه حل کردن قضیه همراهی می کنم‏.‏

همون طور که تو نامه پدرم توضیح داده شده

در آینده نزدیک یه سری نیرو موظف می شن که شیاطین رو رام کنن‏.‏

گزارش رسمی مون راجع به این مطلب ممکنه تا زمان تشکیل جلسه مون در لیست انتظار بمونه‏.‏

فکرش رو بکن که با اون هم تیمی بشم‏.‏‏.‏‏.‏

لاتینا؟ لاتینا؟

چیه؟

می تونم خوشحالت کنم؟

من الان ناراحت نیستم‏.‏

فقط روی درسام تمرکز کردم‏.‏

تا حالا به این بداخلاقی ندیده بودمشا‏.‏‏.‏‏.‏

دیل‏.‏

بله؟‏!‏

من ناراحت نیستم‏،‏ باشه؟

پس لازم نیست اینقدر نگرانم باشی‏.‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏

لازم نیست نگرانم باشی‏.‏

خب پس من می رم پائین‏.‏

باشه‏.‏ من به درس خوندنم ادامه می دم تا به یه جایی برسم‏.‏

باشه‏.‏

وقتی کارت تموم شد واسه نهار میای دیگه؟

آره‏!‏

ایکاش می تونستم زودتر بزرگ شم‏.‏

قرار بود مشروب رو بذاری کنار‏.‏

من دیگه بچه نیستم‏.‏ اجازه بدم قضاوتم به بیراه بره‏.‏

منظورم اینه‏.‏‏.‏‏.‏ که مثل قبل دوستش نداری؟

خیلی وقته یه حس عجیبی بهش دارم‏.‏

خیلی تلخه‏.‏

خب‏،‏ شاید بیشتر نگران اینی که لاتینا رفته تو فاز بداخلاقی‏.‏

دقیقا‏!‏ چرا؟ چرا اینقدر ناراحته؟

بی خیال پسر‏.‏ قرار نیست که اون تا ابد بچه بمونه‏.‏

چیکار می کنی؟

لاتینا‏،‏ داشتی چیکار می کردی؟

درس می خوندم‏.‏ چون امروز مدرسه تعطیله‏.‏

چه عالی‏.‏

از درس خوندن خوشم میاد‏.‏

تازه‏.‏‏.‏‏.‏ درس خوندن کمکم می کنه راجع به خیلی چیزا فکر نکنم‏.‏

مشخصه دیگه حسابی بزرگ شده‏.‏

به نظر سرحال میای جیلوستر‏.‏

چه شانسی دارم من‏.‏ شنیدم تو شهر خبرائیه‏.‏

اگه هنوز درگیر بازی هستی‏،‏ شاید یه راست اومده باشم به دادت برسم‏.‏

بفرماین سفارشتون‏.‏

خانم کوچولو چش شده؟

حدس می زنم چش شده‏.‏‏.‏‏.‏

آره‏،‏ بین اون و دیل یه خبرایی بوده‏.‏

به نظرم خوشگله‏.‏

شرط می بندم نگران این شده که نکنه دختره دل دیل رو ببره‏.‏

باید بگم که‏.‏‏.‏‏.‏ اون هنوزم زن خویه‏.‏

ماشالا چه سینه هایی داره‏.‏

هر چی بزرگتر باشه بهتره‏!‏

بفرما جیل‏-‏سان

دستت درد نکنه خانم جون‏.‏ خیر ببینی‏.‏

اون خیلی دوست داشتینه‏.‏

من الان دارم کار می کنم‏.‏

وقتی بچه ای می تونی از خیلی چیزا لذت ببری‏.‏

واسه همین من که واسه بزرگ شدن عجله ندارم‏.‏

من به زودی بزرگ می شم‏!‏

اون تو میخونه گربه ماده موندگار شده؟

آره

این خانم جادوگره؟

می شناسیش سیلویا؟

با پدرم حرف زده بود و می خواست بدونه کجا می تونه ماجراجوها رو پیدا کنه‏.‏

حتما تو پایتخت خیلی معروفه‏.‏

همیشه تو روم می زنه که چقدر کوچولوام‏!‏ وحشتناکه‏!‏

شاید کاراموز باشم ولی بااینحال کار می کنم‏.‏

ولی اون میگه من یه بچه کوچولوام‏!‏

ایکاش می تونستم زودتر بزرگ شم‏.‏

کاری از دستت برنمیاد‏.‏ هنوز بچه ای دیگه‏.‏

چه خوشمون بیاد چه خوشمون نیاد داریم بزرگ می شیم‏!‏

اگه بزرگ شده بودم مجبور نبودم خونه بمونم و منتظر شم‏.‏

شرط می بندم می تونستم حتی بیشتر راجع به دیل بدونم‏.‏

خب‏،‏ تو خیلی کوچیکی لاتینا‏.‏

من بزرگ شدم‏!‏

رودی‏!‏

اینکار رو نکن‏!‏

می بینی؟ اگه واقعا بچه نبودی اینهمه ناراحت نمی شدی‏.‏

حتی حرف زدنت هم مثل بچه کوچولوها می مونه‏!‏

مثل بچه کوچولوهام‏.‏‏.‏‏.‏؟

می دونم با ریتا و کلاریسا‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

و حتی مادربزرگ فرق می کنم ولی‏.‏‏.‏‏.‏

آتیا‏!‏ مال مایاست‏!‏

پس من عین مایا می مونم؟‏!‏

هی‏!‏ لاتینا؟‏!‏

چی شد یهو؟

لاتینا‏!‏

کنیت‏.‏‏.‏‏.‏

چی شده؟

وقتی پا به سن بذارم بزرگتر هم می شم؟

الان نسبت به اولین باری که دیدمت خیلی قد کشیدی‏.‏

ولی شاید حتی وقتی رشد کردم هم زیاد بزرگ نشم‏.‏

راگ می گفت من به موو رفتم‏.‏

موو؟

آره

موو کوچیک بود واسه همین نمی دونم قراره همین جور کوچیک بمونم یا نه‏.‏

موو کیه؟

والد مونثمه‏.‏

مامانم‏.‏

اون چه شکلی بود؟

رنگ چشما و موهاش مثل مال راگ بود

ولی شکل شاخ هام و قیافه ام حتما خیلی شبیه موو شده‏.‏

مال اون همین جور کوچیک بودن‏،‏ با اینکه بزرگ شده بود‏.‏

اوه‏،‏ لاتینا‏.‏‏.‏‏.‏

چیه؟

وقتی راجع به کوچیک بودن مامانت حرف می زنی منظورت چیه؟

سینه اش‏.‏

شاید بهتر باشه با ریتا درباره این چیزا صحبت کنی؟

مال ریتا هم بزرگ نیست‏!‏

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left