The Piano Accident

The Piano Accident (L'Accident de piano)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

L Accident de piano 2025 FRENCH Bluray
ناشر Francofilms
ارائه شده توسط تیم سینه‌فیلیا و فرانکوفیلم | مترجم: علی کلان https://t.me/Video_Archives | ‫FRANCOFILMS

برچسب‌ها

bluray
professional_translation
تاریخ انتشار: 2025-11-15
تعداد دانلود: 36
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 24

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ ‫FRANCOFILMS@

‫مترجم: ‫علی کلان

‫بفرما.

‫واقعاً متاسفم.

‫امیدوارم که...

‫بتونی تو یه چیز جالبتر تناسخ پیدا کنی.

‫خداحافظ.

‫بیا!

‫این اون کلبهه تو عکسا نیست.

‫چرا بابا، خودشه.

‫نه، من نمی‌شناسمش.

‫بابا، من که دورت نزدم. منو احمق فرض کردی؟

‫بیا تو رو ببین. بهت بگم اینجا آخرشه،

‫از این طرف.

‫عالی.

‫بگیر.

‫عزیز دلم، تو هلیکوپتر نخوابیدی؟

‫لعنتی!

‫خلبانه ازم خواست یه نظر براش بنویسم،

‫یادم رفت.

‫جدی؟

‫از کی تاحالا خلبانا این کارو میکنن؟

‫خیلی باحال بود.

‫و بهش قول دادم. تو برام انجامش میدی؟

‫آره حتماً.

‫مشکلی نیست.

‫میخوای چی بنویسم؟ ‫«خلبان خیلی باحال»؟ «خلبان خوش‌برخورد»؟

‫برام مهم نیست، یه چیز مثبت.

‫ مشکلی نیست، انجامش میدم.

‫اینا اون ماستای همیشگی نیست.

‫مزشون عجیبه.

‫جدی؟

‫مارکشو اشتباه گرفتی.

‫، ببخشید. دفعه بعد حواسمو جمع میکنم.

‫فقط چون گشنمه میخورم.

‫این چیه؟

‫اینو دیروز گرفتیم.

‫برای ویدیوی اره‌برقیه.

‫اگه دوست نداری، میندازیمش دور.

‫نه.

‫بد نیست، نگهش میداریم.

‫باشه.

‫اعه، امشب با من کار داری؟

‫نه، مرخصی.

‫باشه...

‫ولی در کل خوبی دیگه؟ یعنی...

‫اینجا رو دوست داری؟ ازش خوشت میاد؟

‫نمیدونم، فردا بهت میگم.

‫باشه.

‫میذارم راحت شامت رو بخوری.

‫استراحت کن.

‫تو استراحتی؟

‫نه، اون تو استراحته.

‫من که تعطیلات نیستم.

‫کلی کار برای مدیریت هست. باید جواب همه رو بدم.

‫جهنمیه برای خودش.

‫فکر کردی من اینجام که علافی کنم یا چی؟

‫می‌تونستی این کارو از خونه هم بکنی، فرقی نمیکرد.

‫نه بابا!

‫خودت که میدونی چطوریه.

‫باید اینجا باشم تا همه چیزو با خودش چک کنم.

‫رو در رو، روز به روز.

‫باید اینجا باشم که دوباره بهش انگیزه بدم. ‫میگه میخواد همه چی رو بذاره کنار.

‫خب، که چی؟

‫اگه دلش میخواد، بذار بذاره کنار.

‫اونوقت من چیکار کنم؟

‫بیکار بشم؟ بامزه‌ایاا.

‫خب، میتونی یه کار دیگه پیدا کنی.

‫ده ساله. خسته نشدی از اینکه نوکرشی؟

‫خسته از این همه پول درآوردن؟ ‫نه، متاسفم.

‫دیگه هیچ کاری با هم نمیکنیم. ‫تو همیشه خدا با اونی.

‫«ماگالی ازم اینو خواسته، اون میخواد من اینجا باشم.»

‫ماگالی، ماگالی، ماگالوش، دیگه حالم ازش بهم میخوره.

‫تو اون دیوونه رو بیشتر از بچه‌های خودت می‌بینی.

‫می‌فهمی چی میگم؟

‫حداقل گوش میدی به من؟

‫یه چیز عجیب غریب پیش اومده. بهت زنگ میزنم.

‫چی شد دوباره؟

‫یه ایمیله که باید همین الان جواب بدم.

‫بهت زنگ میزنم، عزیزم.

‫باشه، خداحافظ.

‫مگ، خوابی؟

‫مگ!

‫دیوونه شدی؟ حالت خوب نیست؟

‫- ببخشید، خیلی مهمه... ‫- به درک.

‫نیا تو اتاق من در گوشم پچ‌پچ کن.

‫مریضی چیزی هستی؟

‫بهت قول میدم، اوضاع خیطه.

‫از اتاقم برو بیرون!

‫باشه، ببخشید.

‫لعنتی!

‫اسم هرتزوگ برات آشناست؟

‫ پاتریک،

‫اون چیز مهمه رو بگو. این مسخره بازیها رو تموم کن.

‫هرتزوگ کیه؟

‫دیمیتری، همون یارو جرثقیلیه.

‫خب...

‫گند زده. اون احمق همه چی رو به خواهرش گفته.

‫- خواهرش؟ ‫-آره.

‫یه خواهر داره.

‫خب.

‫- چی گفته؟ ‫- همه چی رو!

‫همه چی رو.

‫واسه همین باهات تماس گرفته. بهم پیام داده.

‫و خبرنگاره.

‫دوزاریت افتاد یا نه؟

‫نه. چه فرقی میکنه که همه چی رو بهش گفته؟

‫باشه!

‫بخون!

‫او لا لا!

‫پر از غلطه. چقدر بد نوشته!

‫ به تخممون. تو هم غلط غلوط مینویسی.

‫توروخدا تا تهش برو. همشو بخون!

‫این اخاذیه.

‫نه بابا؟!

‫ همین؟ فقط همین حسو داری؟

‫ خب، میگه که پول نمیخواد. ‫این هرزه چی میخواد پس؟

‫مشکل همینه. نمیدونم چی میخواد.

‫خب، قبل اینکه بیای رو مخ من راه بری، ‫باهاش تماس گرفتی؟

‫آره. قبول نمیکنه با من حرف بزنه. ‫فقط میخواد با تو حرف بزنه.

‫ نه بابا.

‫نه، لعنتی!

‫سلام سیمون. ماگالی هستم.

‫شما یه ایمیل برای آقای بالاندراس، ‫دستیار شخصی من، فرستادید،

‫در مورد اون تصادف پیانو.

‫من به خاطر غلط‌های نگارشی، همه چی رو نفهمیدم،

‫ولی آماده‌ام که حضوری در موردش صحبت کنیم.

‫من تو کوهستانم.

‫برای مدت نامعلومی تو ویلای جدیدم هستم.

‫اگه مایل بودید میتونید با ‫همین شماره با من تماس بگیرید.

‫به امید دیدار، خانم سیمون.

‫خداحافظ.

‫هرزه عوضی!

‫میدونی چیه؟

‫- شاید در مورد غلط‌ها حق با تو باشه. ‫- یعنی چی؟

‫شاید منظورش برعکس بوده. ‫که فقط پول میخواد.

‫دهنش سرویسه.

‫ نه، نه، نه. شوخیشم قشنگ نیست،

‫این قضیه جدیه.

‫اگه گندش در بیاد، ممکنه حبس ابد بگیریم.

‫این تو کله‌ت باشه. اوضاع خیلی خیطه!

‫باشه تو کله‌ا‌م نگهش میدارم، و میرم دوباره بخوابم.

‫نمی‌فهمی؟ همینجوری آروم می‌شینی؟

‫اگه دوباره زنگ بزنه، چیکار کنیم؟

‫من بهش زنگ میزنم، پاتریک.

‫، آروم باش. نگران نباش، حلش میکنیم، هان؟

‫یه قرص بخور، خیلی استرس داری.

‫میپرسن چرا باباشون اینجا نیست،...

‫نمیخوای توضیح بدی که من برای کار میرم؟

‫برای اینکه پول لباساشون

‫و غذاشون رو بدم.

‫فکر میکنن من یه عوضی‌ام که خونوادشو ول کرده.

‫اونا از قبل میدونن که تو یه عوضی هستی.

‫ چه باحال، مرسی از شوخ‌طبعیت.

‫نه، حالشون خوبه، آروم باش.

‫متیو رو از باشگاه پونی‌سواری اخراج کردن

‫، ولی غیر از اون، همه چی خوبه.

‫این که چه بهتر. خودت میدونی نظرم چیه.

‫کار پسرونه‌ای نیست. ببخشیدا...

‫بیا.

‫ببین کی اینجاست.

‫سلام.

‫لعنتی!

‫نمیدونستم همچین بِریس گردنی داری.

‫ آره. وحشتناکه، عزیزم.

‫چیزی نیست، زنده میمونم. نگران نباش.

‫اون سرسخته، میدونی که.

‫کلبه‌ت فوق‌العاده به نظر میاد. خوشحالی؟

‫آره، خب، هنوز حس نمیکنم خونه خودمه.

‫، من که میتونم خیلی زود بهش عادت کنم.

‫چند متره؟ سیصد؟

‫تو خیلی دوست‌داشتنی هستی، ولی ما یه کار فوری داریم.

‫مجبورم شوهرتو ازت قرض بگیرم و قطع کنم.

‫میشه حرفمونو تموم کنیم؟

‫ولی کلبه پونصد متره.

‫بای!

‫پاتریک، میدونم چی میخواد!

‫خیلی تحقیرآمیز بود.

‫بیخیال، بعدا بهش زنگ می‌زنی. گوش کن!

‫کلی فکر کردم و میدونم اون خبرنگاره چی میخواد.

‫بهت بگم؟

‫پول میخواد، ساده‌ست!

‫نه!

‫میخواد با من بخوابه.

‫چی؟

‫عکساشو آنلاین دیدم، یه عنتره، حال بهم زنه!

‫مطمئنم همینه. یه طرفدار بدبخته که میخواد با من رابطه داشته باشه.

‫رو زن من تماس رو قطع میکنی که اینو بهم بگی؟

‫آره. پیامشو دوباره خوندم.

‫کلماتش درست کنار هم چیده نشدن.

‫صد در صد یه روانیه.

‫اون بد می‌نویسه،

‫در نتیجه، میخواد با تو بخوابه؟

‫آره.

‫پول میخواد.

‫همه میدونن تو مایه‌داری، میخواد یه تیکه‌ای بکنه.

‫- بهش زنگ زدی؟ ‫- نه.

‫چی بود؟

‫- چیه؟ ‫- نمیدونم.

The Piano Accident subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Piano Accident

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left