نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
بریم ناهار بخوریم؟
میدونی چیه؟ فکر نکنم
اوه، بذار حدس بزنم نمیخوای غذا بخوری
چون دخترای بدجنس دور شکم تپلت با ماژیک خط کشیدن؟
نه، همون، همون کارت
به همین دلیله تو همیشه منو مسخره میکنی
اونا فقط شوخیان
این روش من برای اظهار دوستیه
و تو هم نمیمیری یکم وزن کم کنی
15سال پیاپی مسخرم کردی
فکر کنم رابطمون سمی شده
داری چی میگی؟
فکر کنم من و تو باید یه مدت از هم جدا باشیم
...ببین، من
...میفهمم که تو ناراحتی، ولی
یه سری قوانین لازم دارم
وقتی که جدا شدیم، میتونم با یه مرد هندی دیگه که نیاز به توجه داره دوست شم؟
!گمشو بیرون
اوه، استوارت :دو تا سوال ازت دارم
کتاب جدید آکوامن رو داری؟
و اینکه اشکال نداره برم تو اتاق پشتیت، چندتا گوشت دودی کنم؟
خب، از اونجایی که تو داری میپرسی
حدس میزنم که حسن تعبیر به کار نمیبری
چرا میخوای گوشت دودی کنی؟
و چرا داری آکوامن میخونی؟
دارم سعی میکنم برای تولد ایمی
"یه شام دقیق تاریخی از روی کتاب "خانه کوچک در چمنزار ...درست کنم و
میخوام بتونم بگم قبل از اینکه باحال بود، خوندمش
واو، خب. خیلی کار خوبی داری میکنی
شامُ میگه کمیک آکوامن احمقانهست
تولد هالی همزمان با تولد ایمی نیست؟
آره، ولی نمیخوایم کار بزرگی بکنیم چون هالی یه سالشه
برنادت روی تخت استراحت میکنه، و من تنبلم
سلام، بچه ها
.سلام سلام
هاوارد
راج
ببخشید
واقعا؟ این جریانتون هنوز هست؟
من میخوام آشتی کنم، ولی یه نفر مثل بچه ها میمونه
.اوه! من عاشق معمام اوه، بذار ببینم
ببین، اولین حدسم هالیه
ولی عجیبه که به اون تهمت بچه بودن بزنی
چون که اون خودش بچهست
فکر کنم میتونه استوارت باشه
چون سرش یه بوی خاص شیری میده
...اگرچه
منم، شلدون اون میگه من بچهام
نه، نمیدونم. امروز لئونارد رو دیدم که کلیداشو کرد تو دهنش
تو آدم بالغی، پس مثل بالغا رفتار کن
کسی اینو میگه که یه کتاب کمیک آرچی دستشه
هی، جاگهد گرگینه، جاگهد پدر تو نیست
بیخیال، شما دوتا همیشه با هم رفیق بودین. دعوا نکنین دیگه
امشب یه بلیط اضافی
برای اکران فیلم آخری "جدای" دارم
قرار بود مالِ هاورد باشه، ولی الان ماله توئه
خیلی دوران خوبی با هم داشتین
::. مترجمین: سینا خدادادی ، کسری .:: « Caseraw , Sina Kh »
کی میخواد امشب دوباره آخرین جدای رو ببینه؟
مم، من هستم - منم همینطور -
خیلی خوب میشه اون قسمت هایی که پلک زدمو ببینم
هی، بچه ها یه سری تغییر برنامه به وجود اومده
بالاخره داریم برای هالی یه جشن تولد میگیرم
"معلوم شد که برنادت و "کسی که یه هیولای بی عاطفه نیست
فکر میکنن که این بهترین کاره
من از بچه ها خوشم نمیاد، ولی از کیک تولد خوشم میاد
اوه، وایسا، قراره گل های یخ زده شکری روش باشه؟
نمیدونم
ریسکشو میپذیرم
ولی اگه گنداخلاق شدم و مجبور شدم زود برم، خودت میفهمی چرا
بفرما. بفرما
اونجا میبینمتون
شوخی میکنی؟
نمیخوای به تولد هالی دعوتم کنی؟
من پدرخواندهشم، این یه ارزشی داره
یا اینکه، از خود من بشنو، که ارزش نداره
خیلی خب، دیگه بسه
این دعوا یا باید تموم شه یا سرگرم کننده تر بشه
نگران نباش چون دیگه نمیخوام با این سَر کنم
میدونم ذهنت خیلی درگیره
ولی فکر میکنی کی راجب اون گلا تصمیمتو میگیری؟
سلام
سلام. داری چی میخونی؟
اوه، نامه کریسمس برادرته
آه
اگه یه عکس از زنش و بچه هاش
و سگاش و اسباش هستن که همه یه شلوار پوشیدن
بهت التماس میکنم که بسوزونیش
آه، شلوار خانواده یه اسب کوچیک روشونه
و شلوار اسبه چندتا آدم کوچیک روشه
براش یه فرصتیه که درباره زندگی فوقالعادهش پز بده
اوه، بیخیال، کار خوبیه
اون موسسه غیر دولتی که باهاش کار میکرد رو بادته؟
یه بیمارستان تو رواندا ساختن
منو نگاه کنین. یه بیمارستان تو رواندا ساختم
نکته خوبیه. تا حالا اینجوری بهش فکر نکرده بودم
سلام - سلام -
پس این برای تولد ایمیه. میتونم اینجا بذارمش
حتما. چی توشه؟
یه کره ساز
ای وای، اینو من براش گرفته بودم
برای سوپرایز شام تولد مدل بَدوی شه
دارم
بیسکویت دریایی، گوشت پورک آب پز شده نمک دود
و چون که روز خاصیه، شیره جویدنی از تنه درخت
اون چیز خوبیه؟
آه، در مقایسه با غداها، نه
در مقایسه با بقیه اجزای درخت؟ بدک نیست
و بعد از شام، مقاربت تولدی رو داریم
فکر میکنی اون هم از نظر تاریخی دقیقه؟
فکر کنم مثل طول عمر بدوی ها
اونم خسته کننده و کوتاهه
خودت خسته کننده و کوتاهی
هی، استوارت میای به تولد هالی دیگه، آره؟
صد درصد
به علاوه اینکه، اونجا زندگی میکنم و دعوت شدم
پس همین الانش بهتر از دهمین جشن تولدمه
عالیه. میتونی چندتا چیز بیاری؟
حتما. چی لازم داری؟
بالن، نوار رنگی
یخ، خوراکی، یه خونه بادی، نقاش چهره
و چندتا پدر و مادر که حاضرن دروغ بگن که
منو از کلاس پدر و فرزندی که هیچوقت نرفتم میشناسن
تو و هالی هر هفته کجا میرین؟
مهم اینکه کنار همیم
و اگر فیلم صحنه خشن داشت، جلوی چشمشو میگیرم
درباره این جشن نگران نباش
اون یه سالشه، یادش نمیمونه
اون روز شصت پاشو بهش نشون دادم، و شوک زده شد
برای بچه نیست، برای برنادته
احساس گناه میکنه
بخاطر همه چیزایی که داره با هالی از دست میده
خیلی خب
عمو استوارت هواتونو داره
هیچ مهمونی مثل مهمونی استوارت نمیشه
چون استوارت هیچوقت به مهمونی دعوت نمیشه
برق رفته؟
نمیدونم منظورتون از برق چیه، خانم
من فقط یه پسر کشاورزم که توی یه خانه کوچیک در چمنزار زندگی میکنم
خوشحالم که شاد شدی
میخواستم برای تولدت یه کار خاص انجام بدم
اوه، دادی، دادی !عالیه
میدونی که تولدم فرداس، درسته؟
این فقط قدم اول از آخر هفته تولدته
حالا، مایلی برای میل یه شام اصیل بدوی
که از اول تا آخر درست شده، ملحق بشین؟
!باورم نمیشه اینکارو کردی. شگفت انگیزه
اوه، کاری نکردم بابا
فقط برای روشن شدن قضیه میگم، خیلی روش کار کردم
داشتم فروتنی رو رعایت میکردم فهمیدی، درسته؟
بلند و واضح
خب، امیدوارم که گشنه باشی
اوه، دارم از گشنگی میمیرم
اوه، خوبه. گرسنگی با اون دوره زمانی دقیقا هماهنگه
اگر احیانا مالاریا یا
و یه بی اعتمادی عمیق نسبت به آمریکایی های بومی داری
واقعا دیگه کارمون درسته
اون کرهست؟
آره
ولی همشو روی یدونه بیسکوییت نمال
نه ساعت درست کردنش طول کشد
فکر کنم آرنجم پینه گذاشته
میدونم که فقط تو روز تولدم مقاربت داریم
ولی فکر نکنم بتونم تا نیمه شب جلوی خودمو بگیرم
اوه، خب، خوشحال میشی که جلوی خودتی گرفتی
همه میدونن بهترین معاشقه قبل از مقاربت
وفادار موندن به یه برنامه سفت و سخته
هی. داری چیکار میکنی؟
اوه، تصمیم گرفتم تا نامه کریسمس خودمو بنویسم
پس میخوام یه لیست
از تمام کارای باحالی که این سال انجام دادیم، درست کنم
اوه، چه باحال. کمک میخوای؟
آره. میتونی یه کار باحالی که این سال انجام دادیمو نام ببری؟
آه، خب، کار جفتمون خیلی خوب پیش میره
حتما، یعنی، پروژه نیروی هوایی منو ازم گرفتن
و تو اصلا به فروش دارو علاقه ای نداری
فقط مینویسم "هنوز سر کاریم"
اوه، دومین سالگرد ازدواجمون رو داشتیم
آه، آره
ولی یه جورایی یادمون رفت اونو
پس شاید بهتره فقط بنویسم "هنوز زن و شوهریم "
عالیه. خیلی خب
خیلی خب، یه شروعی بود
دیگه چی؟
میدونی، شاید همین کافیه
بذار عکسامونُ نگاه کنیم، اون موقع یادمون میاد
اون عکسه چیه؟
اوه، اون یه خاله روی پشتمه
میخواستم مطمئن شم که رشد نکرده
چطور از پشتت عکس انداختی؟
.شلدون عکس گرفت یه جورایی رفقای خال خالی هستیم
هی، اون عکس خوشگلیه
اون همون روزی نیست که تقریبا رفتیم ساحل؟
روز یادبود
نه، اون روزی بود که نزدیک بود بریم به کوهستان
:خوبیه کالیفورنیا اینه
میتونی تقریبا بری به کوهستان
و همزمان تقریبا به ساحل هم بری
آره
No comments yet. Be the first to leave one.